مینا حاجی، سردبیر ماهنامه عصر تراکنش / وقتی تصمیم گرفتیم چشمانداز صنعت مالی ایران در نیمه دوم سال ۱۴۰۵ را بررسی کنیم، از همان ابتدا میدانستیم که قرار نیست با پیشبینیهای یکسانی روبهرو شویم. شرایط اقتصادی کشور، محدودیت منابع، مشکلات تأمین تجهیزات، ابهامهای تنظیمگری و اتفاقهایی که در ماههای گذشته پشت سر گذاشتهایم، پیشبینی آینده را دشوارتر از گذشته کردهاند. بااینحال، وقتی پاسخهای ۲۶ مدیر و فعال صنعت مالی در ۱۱ حوزه مختلف را کنار هم گذاشتیم، آنچه بیش از همه توجه مرا جلب کرد، تفاوت نگاه مدیران به آینده بود؛ تفاوتی که گاهی بسیار بیشتر از آن چیزی بود که انتظار داشتیم.
برای مثال، در حوزه تأمین مالی زنجیرهای، یک مدیر احتمال تحقق هدف ۶۷۰ همتی بانک مرکزی تا پایان سال را تنها ۱۵ درصد میداند و مدیر دیگری این احتمال را بیش از ۹۰ درصد برآورد میکند. درباره میزان استفاده عملیاتی از هوش مصنوعی در بانکها نیز اختلاف پیشبینیها قابلتوجه است. این تفاوتها صرفاً اختلافنظر درباره چند عدد نیستند، بلکه به نظرم نشان میدهند حتی مدیرانی که هر روز با مسائل این صنعت سروکار دارند، آینده نزدیک آن را یکسان نمیبینند.
البته هدف ما این نبود که از میان این پیشبینیها یکی را انتخاب کنیم و بگوییم کدام مدیر به واقعیت نزدیکتر است. میخواستیم بدانیم مدیران صنعت مالی برای شش ماه آینده چه انتظاراتی دارند و تحقق این انتظارات را به چه عواملی وابسته میدانند. به همین دلیل، از آنها خواستیم تا جای ممکن پیشبینیهای مشخص و عددی ارائه دهند؛ پیشبینیهایی که بتوان در پایان سال دوباره به آنها مراجعه کرد و سنجید تا چه اندازه به واقعیت نزدیک شدهاند.
در کنار همه این اختلافها، یک نقطه اشتراک مهم نیز دیده میشود. به نظر میرسد بخش قابلتوجهی از صنعت مالی ایران به مرحلهای رسیده که دیگر نمیتواند موفقیت خود را فقط با تعداد کاربران، حجم تراکنشها، تعداد اپلیکیشنها یا ارزش ریالی بازارها توضیح دهد. وقتی تورم باعث افزایش ارزش معاملات میشود، لزوماً به این معنا نیست که بازار واقعاً بزرگتر شده است. وقتی یک خدمت بانکی از طریق اپلیکیشن ارائه میشود، اما مشتری برای ادامه فرایند همچنان باید به شعبه مراجعه کند، نمیتوان از تحول دیجیتال کامل سخن گفت. همینطور وقتی فروش اقساطی بیمه افزایش پیدا میکند، اما افراد بیشتری تحت پوشش قرار نمیگیرند، باید پرسید این رشد چه دستاوردی داشته است.
شاید یکی از مهمترین مسائل صنعت مالی ایران در ماههای پیش رو همین باشد؛ اینکه بتواند میان رشد عددی و رشد واقعی تفاوت قائل شود. صنعتی که سالها بخش مهمی از رقابت در آن بر سر جذب کاربران بیشتر، توسعه خدمات و افزایش تعداد تراکنشها بوده است، حالا بیش از گذشته باید به کیفیت خدمات، پایداری زیرساختها، هزینه تأمین منابع و مدل اقتصادی کسبوکارها توجه کند. البته این مسائل تازه نیستند، اما شرایط امروز اهمیت آنها را دوچندان کرده است.
با وجود همه این چالشها، تصویری که از مجموع گفتوگوها به دست میآید، تصویر صنعتی متوقفشده نیست. همچنان فرصتهایی برای توسعه اعتبار خرد، سرمایهگذاری غیرمستقیم، تأمین مالی زنجیره تأمین و استفاده عملیاتی از هوش مصنوعی وجود دارد. مسئله این است که تحقق این فرصتها فقط به برنامهها و توان فنی شرکتها وابسته نیست. شرایط اقتصادی، تصمیمهای تنظیمگری، دسترسی به منابع و توان مدیریت ریسک نیز میتوانند مسیر آینده را تغییر دهند.
ما در این شماره تلاش کردهایم ابتدا تصویری تحلیلی از مجموع این ۲۶ دیدگاه ارائه دهیم، سپس مهمترین پیشبینیهای هر مدیر را در قالب یک اینفوگرافیک کنار هم قرار دهیم و در ادامه، صحبتهای آنها را به تفکیک ۱۱ حوزه منتشر کنیم. هدفمان این بوده که خواننده ابتدا تصویری کلی از چشمانداز صنعت مالی به دست آورد و سپس، در صورت تمایل به بررسی دقیقتر هر پیشبینی، بتواند به صحبتهای همان مدیر مراجعه کند.
فکر میکنم ارزش این پرونده فقط در این نیست که شش ماه دیگر مشخص شود کدام پیشبینی درست بوده و کدامیک محقق نشده است. مهمتر این است که امروز تصویری از انتظارات مدیران صنعت مالی ثبت کرده باشیم و در پایان سال بتوانیم آن را با واقعیت مقایسه کنیم. آن زمان میتوان پرسید: آیا خدمات مالی پایدارتر شدهاند؟ آیا دسترسی مردم و کسبوکارها به اعتبار آسانتر شده است؟ آیا هزینهها کاهش یافتهاند؟ آیا فناوری توانسته مسئلهای واقعی را حل کند؟
در نهایت، به نظرم آینده صنعت مالی ایران را فقط اعداد بزرگ نمیسازند. آنچه اهمیت دارد، این است که این اعداد تا چه اندازه به تغییرات واقعی تبدیل شوند. شاید پایان سال ۱۴۰۵ فرصت مناسبی باشد تا بهجای آنکه بپرسیم صنعت مالی چقدر بزرگتر شده است، از خود بپرسیم: چقدر بهتر شده است؟