عصر تراکنش ۱۰۰ / ابراهیم محمدی از آن دسته افرادی است که مسیر حرفهایاش نه بر پایه فرصتهای آماده، بلکه با تبدیل لحظات دشوار زندگی به سکوی پرش ساخته شده است. نوجوانیاش در میانه جنگ گذشت و کمی بعد در خدمت سربازی، نخستین درسهای برنامهنویسی را از یک همخدمتی آموخت؛ مهارتی که بعدها به کلید حل مسائل بانک انصار و نقطه آغاز یک مسیر طولانی در صنعت بانکداری تبدیل شد.
او از اتوماتیککردن ثبت کارتکسها در مؤسسه انصار تا هدایت پروژه کربنکینگ آن، از مدیریت مالی و درگیری در پروژههای ادغامی بانکها تا تبدیلکردن تفاس به هلدینگی فناورانه و نوآورانه برای بانک سینا، قدمبهقدم جلو رفت و امروز بهعنوان مدیرعامل مهرکام که بازوی تازهتأسیس فناوری اطلاعات و نوآوری بانک قرضالحسنه مهر ایران است، فصل تازهای از زندگی حرفهایاش را آغاز کرده است؛ فصلی که قرار است در آن زیرساختهای تحول دیجیتال این بانک را بازآفرینی کند، اکوسیستم قرضالحسنه دیجیتال را توسعه دهد و مهرکام را تا سه سال آینده به هلدینگی چابک و اثرگذار در بانکداری اجتماعی تبدیل کند. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی است از این مسیر پرپیچوخم.
کودکی در میانه انقلاب و دفاع مقدس
ابراهیم محمدی، نوزدهم آذرماه ۱۳۵۱ در تهران و خانوادهای سنتی به دنیا آمد. او روایت میکند: «من پسر بزرگ خانواده هستم و دو خواهر و دو برادر دارم. نکته جالب توجه درباره تولد من این است که هفتماهه به دنیا آمدم. این موضوع واقعاً روی شکلگیری شخصیت من تأثیر گذاشته؛ گاهی عجول هستم و دوست دارم کارها زودتر به نتیجه برسد. مادرم خانهدار و پدرم از کارکنان وزارت دفاع بود و طبیعتاً زمان کمتری را در خانه میگذراند، اما این مسئله هرگز روابط اجتماعی خانواده را محدود نکرد. پدرم خیلی کار میکرد، اما آدم معاشرتی بود و روابط اجتماعی و خانوادگی خوبی داشتیم. پدر و مادرم وقتی کودک بودند به تهران مهاجرت کردند و من اگرچه در تهران به دنیا آمدم، اما اصالتاً فراهانی هستم. ما خانوادهای پرجمعیت و اهل برو و بیا بودیم؛ چیزی که این روزها کمرنگ شده است و دیگر داشتن خانواده بزرگ امتیاز نیست.»
سال اول دبستان او همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی بوده و از آن دوران خاطرات واضحی در ذهنش مانده است: «اولین سال مدرسهام با انقلاب سال ۱۳۵۷ و چالشهای آن دوره همزمان شد. مدارس مدام تعطیل میشد و وقتی بچهها به مدرسه میرفتند، پدر و مادرها جلوی مدرسه منتظر میماندند تا اتفاقی نیفتد. شرایط سختی بود. تا حدود سوم دبستان در مدرسهای درس میخواندم که دختر و پسر کنار هم بودند. سوم دبستان جنگ شروع شد و این وقایع روی درس خواندن من هم تأثیر گذاشت و به اجبار به خاطر اوضاع آن زمان دو بار هم مجبور به تغییر مدرسه شدم. در دوران راهنمایی، کنجکاو بودم و اهل شیطنت و بیشتر وقتم به بازی در کوچه میگذشت. آن زمان کوچهها فضای فوقالعادهای برای بازی داشتند. از صبح بیرون میرفتیم، مخصوصاً تابستانها و تا هشت، ۹ شب انواع بازیها را میکردیم؛ از فوتبال با توپ پلاستیکی دولایه گرفته تا والیبال، تیلهبازی و هر بازی کوچهای دیگری. واقعاً خوش میگذشت.»
حضور در جبهه به وقت نوجوانی
این روند تا دبیرستان او ادامه داشت تا اینکه در سال اول دبیرستان، تصمیمی بزرگ مسیر زندگیاش را تغییر داد: «پانزدهساله بودم که به دلیل شرایطی که جنگ برای ایران به وجود آورده بود، با تصمیم شخصی خودم به جبهه رفتم و در سالهای ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷ در جنگ ایران و عراق حضور داشتم. تجربه حضور در جنگ، من را دگرگون کرد؛ انگار یکدفعه در پانزدهسالگی بزرگ شدم. تقریباً شش ماه در جبهه بودم و با اینکه روزگار سختی داشتم و از خانواده دور بودم، اما مستقل شدم و آن روزها به نقطه عطفی در زندگیام تبدیل شد.»
او پس از بازگشت به تهران، دوباره به مدرسه برمیگردد: «دوباره کلاس اول دبیرستان را از ابتدا خواندم و تا چهارم ادامه دادم و دیپلم گرفتم. کنکور دادم و در رشته دامپزشکی قبول شدم، اما علاقهای به این رشته نداشتم و فکر میکردم که سال بعد میتوانم پزشکی قبول شوم که برای من بلندپروازی به حساب میآمد و قبول نشدم. برای همین تصمیم گرفتم به سربازی بروم و به خاطر حضورم در جبهه از تعداد ماههای خدمت سربازیام اندکی کم شد و در مجموع یک سال و یک ماه خدمت کردم.»
سربازی و تولد یک مسیر جدید
محمدی پس از پایان خدمت سربازیاش بلافاصله وارد فضای کار شده و در این میان یک اتفاق مهم مسیر آینده شغلیاش را مشخص کرده است:
«در دوره خدمت سربازیام همخدمتیای داشتم که از آلمان برگشته بود و فاکسپرو و فاکسبیس بلد بود. نام کوچکش را به یاد دارم، اما نام خانوادگیاش را از یاد بردهام. وحید در سربازی به من دیتابیس و برنامهنویسی یاد داد. آن زمان، یک کامپیوتر ۲۸۶ در محل خدمتمان داشتیم که من با آن تمرین میکردم. مدتی بعد یک همخدمتی دیگر هم پیدا کردم که کارشناسی ارشد هوش مصنوعی داشت؛ مدرک تحصیلی که آن روزها نادر بود. او از من بزرگتر و بسیار باسواد بود و من چیزهای زیادی از هوش مصنوعی و دیتابیس از او آموختم. آنچه در این دوران از این دو نفر آموختم، افق جدیدی را پیش رویم گشود و بعد از اتمام دوره سربازی بهصورت عملی وارد حوزه فناوری اطلاعات شدم؛ آن هم زمانی که این حوزه به اندازه امروز در ایران شناخته نشده بود.»
ورود به مؤسسه انصار
پس از پایان خدمت سربازی، او میان ادامه تحصیل در دانشگاه و ورود به بازار کار دودل میشود و در نهایت تصمیم میگیرد وارد بازار کار شود: «بعد از سربازی ترجیح دادم به جای درس خواندن سراغ کار بروم و وارد مؤسسه انصار شدم که بعدها تبدیل به بانک انصار شد. در مصاحبه استخدام و دوره آموزشی، مسئولان مؤسسه متوجه شدند که کدنویسی بلدم و با فاکسپرو کار کردهام؛ موضوعی که برایشان جذاب بود، چون نرمافزارهای بانکی هم بر همین پایه بودند. به همین دلیل در شعبه مرکزی بهعنوان سرپرست بخش استخدام شدم. البته این اولین تجربه کاری من نبود و قبل از آن کارهایی مانند نقاشی ساختمان و کار در یک کارخانه ماکارونی بهعنوان مدیر داخلی را هم تجربه کرده بودم.»

در آن دوره، کامپیوتر چیز تازهای بود و بسیاری از کارهای حسابداری دستی انجام میشد، اما محمدی به کمک آموختههایش کارها را در مؤسسه انصار تسهیل کرده بود: «کارتکسهای حسابداری، دستی وارد سیستم میشد و این کار به من محول شد. برای سرعت دادن به فرایندها، دادهها را خیلی سریع وارد نرمافزار میکردم. از اینکه میتوانستم برای مسائل راهحل پیدا و فرایندها را تسهیل کنم، لذت میبردم. مثلاً روندی طراحی کرده بودم که پرداختهای نقدی و غیرنقدی را ثبت و تفکیک کند و بخشی از این فرایند را خودکار کردم. این برای بانک مهم بود، چون باید مشخص میکردیم چه مقدار پول از صندوق خارج شده است.
در این دوران، هم حسابداری یاد گرفتم، هم کار با کامپیوتر را و خلاقیتی که داشت در من شکل میگرفت و اجازه بروز و ظهور پیدا میکرد، کار را برایم شیرین و جذاب کرد. آنقدر غرق کار میشدم که حساب زمان از دستم درمیرفت. آن زمان اضافهکاری معنا نداشت، اما من متوجه گذر ساعتها نمیشدم، چون کار برایم جذاب بود. من سال ۱۳۷۳ با حقوق دوازده هزار تومان ماهانه، در مؤسسه انصار استخدام شده بودم؛ مبلغی که همان زمان هم کم بود، اما عاشق کارم بودم و تجربه فوقالعادهای بود.»
همزمانی کار، ازدواج و دانشگاه
او همان سال ۱۳۷۳ که در مؤسسه انصار استخدام شده، بهصورت سنتی با همسرش آشنا و سال ۱۳۷۴ ازدواج کرده است که حاصل این ازدواج سه پسر است: «من همزمان که وارد بازار کار شدم، ازدواج کردم و چند وقت بعد به این فکر افتادم که باید ادامه تحصیل هم بدهم، چون تا آن زمان دیپلم داشتم و این من را راضی نمیکرد. پس، سال ۱۳۷۵ تصمیم گرفتم درس بخوانم و وارد رشته حسابداری دانشگاه امام حسین شدم. دوران تحصیلم در مقطع کارشناسی برایم سخت، اما جذاب بود؛ هم کار میکردم، هم درس میخواندم و هم زندگی خانوادگیام را اداره میکردم. در میانه سالهای ۱۳۷۴ و ۱۳۷۵ به جز مؤسسه انصار برای سه مجموعه دیگر هم کار میکردم و در خانه نرمافزارهای حسابداری و انبارداری و پرسنلی مینوشتم و به مجموعههایی که لازم داشتند، ارائهشان میدادم. پنجشنبهها و جمعهها هم درس میخواندم. اولین نرمافزاری که فروختم یک نرمافزار انبارداری بود که آن را برای کفش گام نوشته بودم.»
دستاوردهای او در بانک انصار
در انصار پروژههای بزرگی تعریف شده بود که محمدی در آنها نقش محوری داشته است. یکی از مهمترین پروژهها، مهاجرت از سامانههای نرمافزاری قدیمی به کربنکینگ بود: «این پروژه را در سطح شعب تهران و کل کشور اجرا کردم و مدیر مهمترین پروژه مؤسسه انصار، یعنی پروژه مهاجرت و استقرار کربنکینگ نگین توسن در مؤسسه شدم. ما در بانک انصار، دومین مشتری توسن بودیم. این پروژه کمک کرد با سامانههای مدرن بانکی و ابزارهای نوین آشنا شویم. این پروژهها از حدود سالهای ۱۳۸۰، ۱۳۸۱ شروع و طی سه تا چهار سال در حدود ۵۰۰ شعبه پیاده شدند. از همانجا بود که ضرورت کسب دانش روز بانکداری برایم جدیتر شد.»
تجربه مدیریت این پروژهها، عطش یادگیری را در او زیاد کرده و باعث شده برای ادامه تحصیل در مقاطع بعدی اشتیاق پیدا کند؛ اتفاقی که با پیشرفت شغلیاش در بانک انصار مصادف شده است: «در دوره کارشناسی ارشد، مدیریت مالی و در دوره DBA مدیریت کسبوکار خواندم و با تبدیل مؤسسه انصار به بانک انصار مسئولیت جدیدی پیدا کردم و در حوزه مالی، رئیس اداره تلفیق و گزارشگری بانک شدم. آن زمان، در بانک، پروژههای مهمی مثل گزارشگری مالی، طراحی داشبوردهای مالی، تدوین نظام مالی مورد نیاز بانک، اتصال به شبکه شتاب و شاپرک، استفاده از کارتخوان و خودپرداز و… را داشتیم که هر کدام پروژههای بزرگی بودند و بخشی از آنها را با همراهی همکارانم انجام دادیم.»
مدیران بانک انصار به خلاقیت ما میدان میدادند
محمدی در تحلیل اینکه چه ویژگیهایی باعث پیشرفت او در بانک انصار شده است، میگوید: «من نقطه آغاز به کار خوبی داشتم و در مؤسسه انصار با همه فرایندهای بانکی آشنا شدم و کنجکاو بودم ببینم هر فرایند چطور میتواند اصلاح شود. مدیران وقت هم فضایی را فراهم کرده بودند که به ما اجازه تجربه کردن و خلاق بودن را میداد و حتی اگر فردی در لایه کارشناسی ایده قابل اجرایی داشت، به او اجازه اجرا میدادند و حتی اگر اشتباهی میکردیم هم از ما حمایت میشد تا کمکم خودمان را اصلاح کنیم. این حمایت مدیران بانک خیلی کمککننده بود. از طرف دیگر، خودم هم جسارت داشتم؛ شروع یک کار جدید یا یادگیری یک حوزه تازه برایم جذاب بود. اگر اشتباهی پیش میآمد، مدیران میپذیرفتند باید اصلاح شود. این نوع نگاه فقط برای من نبود؛ بسیاری از مدیرانی که امروز در صنعت بانکداری فعالیت میکنند، تجربه مشابهی از حضور در بانک انصار دارند.»
او میگوید: «در اکوسیستم مالی و بانکی کشور تعداد زیادی از مدیران از همکاران قدیم بانک انصار هستند. من در همان دوره با غلامرضا فتحعلی، مدیرعامل فعلی بانک قرضالحسنه مهر ایران، همکار بودم. در آن زمان، فرصت مناسبی برای بروز جسارت در محیط کار وجود داشت. محیط کاری من پویا بود، خلاقیت در آن جریان داشت و هیچوقت در راهاندازی یک ایده یا یک کار جدید در بانک انصار با مانعی روبهرو نمیشدیم. هم مدیران ارشد بانک، هم خود مدیرعامل فضا میدادند؛ هم محمود رهنما در مؤسسه انصار این چنین بود، هم آیتالله ابراهیمی در بانک انصار این رویکرد را داشت.»
محمدی معتقد است که بخش عمدهای از کارهای بزرگ در بانک انصار به این دلیل پیش رفته که تیم یاد گرفته بود کار را خودش انجام دهد: «هیچوقت کارهای اصلی را برونسپاری نمیکردیم. به ما اثبات شده بود که برای انجام کارها داشتن یک سیستم کفایت نمیکند و باید تیم اجرایی وارد جریان پروژه شوند و بنابراین باید دانش لازم را به دست میآوردند. این موضوع باعث تقویت و انسجام تیم شده بود و به نظر من، آن تیم قادر بود هر کاری را انجام دهد.»
پایان ۲۵ سال همکاری با بانک انصار
محمدی تا اسفند ۱۳۹۸ در بانک انصار فعالیت کرده و همزمان با آغاز فرایند ادغام این بانک، پس از حدود ۲۵ سال از این مجموعه جدا شده است. او میگوید که در این ۲۵ سال در بخشهای مختلف بانک فعالیت کرده است: «من هم در سطح شعب، هم در بخشهایی مانند فناوری اطلاعات، مالی، حسابرسی-بازرسی و مدیریت پروژه ادغام مؤسسه ثامن در بانک انصار مشغول به کار بودم، اما در نهایت در سال ۱۳۹۸ از بانک انصار بیرون آمدم. در آن زمان، بانک انصار وارد پروژه ادغام در بانک سپه شده بود. جدایی من از این بانک، پس از ۲۵ سال کار مداوم در آن فضا، تصمیم سختی بود که باید میگرفتم و وارد مسیر جدیدی میشدم.»
تجربه حضور در بانک آینده، هلدینگ تفاس و بانک گردشگری
پس از خروج از انصار، محمدی برای حدود دو سال به بانک آینده میرود. او میگوید: «برای بانک آینده یک شرکت احیای منابع تأسیس کردم؛ مدیرعامل آن بودم و در حوزه وصول مطالبات، پیگیری مطالبات معوق و پروندههای حقوقی بانک مسئولیت داشتم و در سال ۱۴۰۱ از بانک آینده خارج شدم و به بانک سینا آمدم. مدیرعامل تفاس شدم و این شرکت را به هلدینگ فناوری اطلاعات بانک سینا تبدیل کردم. حدود دو سال در تفاس بودم و پس از آن چند ماه با هلدینگ فناوری اطلاعات بانک گردشگری همکاری کردم و در نهایت به بانک قرضالحسنه مهر ایران آمدم و فعالیت خود را در این مجموعه آغاز کردم.»
تأسیس و مدیرعاملی هلدینگ مهرکام
محمدی در ابتدای سال ۱۴۰۴ سکان هدایت مهرکام را که بازوی فناوری اطلاعات و نوآوری بانک قرضالحسنه مهر ایران است، بر عهده گرفت. او درباره ورودش به مهرکام میگوید: «این تصمیم من، حاصل برنامهریزی قبلی بود. من و غلامرضا فتحعلی پیشتر در بانک سینا با هم کار کرده بودیم و مجموعهای از ایدهها و نیازهای ساختاری بانک را شناسایی و تعریف کرده و شرکت تفاس را به یک هلدینگ فناوری اطلاعات تبدیل کرده بودیم. پیش از آن هم، در بانک انصار با یکدیگر همکار بودیم. یعنی تجربه همکاری مشترکی از قبل بین ما وجود داشت و شناخت کاری دقیقی از همدیگر داشتیم. با ورود او به بانک قرضالحسنه مهر ایران، فرصت تازهای برای شکلگیری یک هلدینگ فناوری اطلاعات فراهم شد.
بانک مهر قبل از این، هلدینگی در این زمینه نداشت و بر اساس اصلاحات اساسنامه بانک که در سال گذشته انجام شده بود، امکان تأسیس آن به وجود آمد و او از من دعوت کرد مراحل شکلگیری این هلدینگ را دنبال کنم؛ از مطالعات اولیه و شناخت نیازها بر اساس سند تحول بانک و تدوین پروپوزال اولیه و اسناد آغازین گرفته تا آمادهسازی سند استراتژی بانک برای ایجاد شرکت فناوری اطلاعات. ما این ایده را عملیاتی و با بانک مرکزی مکاتبه کردیم و از مراجع ذیصلاح مجوزهای لازم را گرفتیم. بعد از دریافت مجوز، مدیرعامل بانک، من را مأمور ایجاد هلدینگ کرد و با کمک همکارانم در بانک قرضالحسنه مهر ایران آن را تأسیس کردیم.»

آنطور که از صحبتهای او برمیآید، سه ماهی میشود که مهرکام آغاز به کار کرده است و آنها در این مدت کارهای زیرساختی زیادی انجام دادهاند: «در مدتی که روی ایجاد این هلدینگ وقت گذاشتهایم، ساختار را طراحی کردهایم، سازماندهی اولیه انجام و پروژههایی تعریف شده که باید طی چند سال آینده انجام شود. فرصتهای زیادی در بانک قرضالحسنه مهر ایران وجود دارد که میتواند به تحول بانک کمک کند. استراتژی هلدینگ را با رویکرد دوسوتوان تدوین کردهایم تا هم بتواند نیازهای فناوری اطلاعاتی بانک (از زیرساخت سختافزاری، شبکه شعب، ستاد بانک، نرم افزارها، سامانههای ستادی، خدمات دادهمحور و… ) را پشتیبانی، هم طرحهای نوآورانه را دنبال کند و در توسعه اکوسیستم قرضالحسنه و بانکداری دیجیتال نقش داشته باشد.»
مهرکام؛ هلدینگی دوسوتوان
محمدی مهمترین پروژه بانک قرضالحسنه مهر ایران را پروژه تحول دیجیتال این بانک میداند که مسئولیت ایجاد زیرساختهای فناوری آن به مهرکام سپرده شده است: «بخش فناوری اطلاعات این پروژه باید توسط ما ایجاد و پشتیبانی شود. علاوه بر این، هدف ما توسعه اکوسیستم دیجیتال بانک نیز هست؛ ایجاد محیطی برای رشد بانکداری دیجیتال، ارتباط با فینتکها، همکاری با استارتاپها، فراهمکردن مدل «بانک بهعنوان سرویس» در تعامل با اصناف و اکوسیستم مالی کشور و هر کجا که امکان ارائه خدمات بانکداری تعبیهشده وجود داشته باشد، شرایط آن را فراهم خواهیم کرد.»
او محور دیگر فعالیتهای مهرکام را اینطور توضیح میدهد:
«حوزه نوآوری و اکتشاف را نیز بهعنوان یکی از محورهای توانمندساز هلدینگ و بانک طراحی کردهایم. مهرکام برای یک دوره سهساله (تا پایان سال ۱۴۰۶) برنامهریزی کرده تا نیازهای فناورانه بانک را رفع کند؛ از مدیریت شبکه گسترده بانک و نرمافزارها گرفته تا حرکت به سمت دادهمحور شدن بانک. همچنین هلدینگ باید در حوزه بانکداری دیجیتال و توسعه اکوسیستم اقتصاد دیجیتال کشور هم نقش داشته باشد. SBUها و شرکتهایی که ایجاد خواهیم کرد، عمدتاً در این حوزهها فعالیت میکنند؛ شرکتهایی با رویکرد E-Commerce، Banking as a Service و توسعه سکوهای بانکداری دیجیتال.»
۱۴۰۴؛ متمرکز بر طراحی و استقرار ساختارهای مهرکام
محمدی تأکید میکند که در سال اول فعالیت مهرکام، تمرکز اصلی آنها بر شکلگیری و استقرار ساختارهای هلدینگ خواهد بود: «ابتدا چهار جزء کلیدی این منظومه ساختاری را تعریف کردیم. سپس دو شرکت زیرمجموعه مؤسسه تأمین آتی کارکنان را خریدیم و به مجموعه اضافه کردیم: نخست، شرکت آکام که مسئولیت تولید، توسعه و پشتیبانی سامانههای نرمافزاری را بر عهده دارد؛ دوم، شرکت مهرآفرین که اکوسیستم اقتصاد دیجیتال را طراحی میکند. بازارگاهی طراحی کردیم تا فعالیتهای بانک را در حوزه لندتک توسعه و خدمات قرضالحسنه با قیمت تمامشده کمتر و بهصورت کاملاً دیجیتال به مشتری ارائه کنیم.
همچنین SBU خدمات دادهمحور را راهاندازی کردیم که در آن سرویسهای هوش تجاری، هوش مصنوعی، پردازش دادهمحور و سایر خدمات مرتبط ارائه میشود. دومین SBU نیز بخش بانکداری دیجیتال است که مسئول تعامل با نئوبانکها و فینتکها، ارائه API بانکی و اجرای مدل Banking as a Service در حوزه بانکداری دیجیتال است. استراتژی ما برای سال نخست فعالیت، این است که این دو SBU پس از تثبیت و بلوغ لازم تبدیل به شرکتهای مستقل شوند و بتوانند خدمات خود را در حوزههای مختلف بهصورت حرفهای به بانک و مشتریان ارائه کنند.»
بانک مهر؛ در آستانه تحول دیجیتال
بانک قرضالحسنه مهر ایران به دلیل تمرکزش بر امر قرضالحسنه، به لحاظ مسائل مربوط به ناترازی در فهرست بانکهای مشکلدار قرار ندارد و همین مسئله ظرفیتهای بسیاری را برای هلدینگ فراهم میکند. محمدی با اشاره به این مسئله درباره مزیتهای کلیدی این بانک میگوید: «بهداشت اعتباری بانک قرضالحسنه مهر ایران، آن را در زمره یکی از بهترین بانکهای کشور قرار داده است. علاوه بر این، مدل تخصیص منابع درستی هم دارد که با الگوریتمهای داخلی و سازماندهی مناسب انجام میشود و باعث شده بانک کمترین میزان NPL را داشته باشد. در حال حاضر، فقط حدود ۱.۱ درصد مطالبات معوق دارد؛ رقمی بسیار کمتر از استانداردهای بانکی و بسیار پایینتر از میانگین بانکهای کشور. بانک مهر به بیش از ۲۳میلیون مشتری خدمات میدهد و در زمره بانکداری اجتماعی جا میگیرد.»
او یک چالش کلیدی را یادآور میشود: «سرعت تحول دیجیتال در بانکداری ایران و جهان باعث ایجاد فاصلهای بین بانک قرضالحسنه مهر ایران و نسل جدید مشتریان شده و مهرکام تلاش میکند با ارائه خدمات فناورانه، این فاصله را از میان بردارد. ارتقای کیفیت خدمات دیجیتال و توسعه بسترهای فناوری، دو اقدام ضروری برای کاهش این شکاف هستند. بانک، برای گستردهترین اقشار جامعه خدماتی ارائه میکند که هم بهروز و متناسب با نیازهای مردم است، هم با هزینهای بسیار پایین در دسترس آنها قرار میگیرد. اگر بتوانیم این خدمات را دیجیتالی و تسهیل کنیم، هم سرعت ارائه خدمات، هم کیفیت آنها افزایش پیدا میکند.»
محمدی معتقد است ایجاد یک تیم حرفهای و کاربلد در ابتدای مسیر شکلگیری مهرکام کار دشواری بوده که تا حد قابلقبولی انجام شده و هنوز ادامه دارد: «تیم ما تازه شکل گرفته و ایجاد یک فرهنگ سازمانی مناسب و جذب و نگهداشت سرمایههای انسانی نخبه اصلیترین هدف راهبردی ۱۴۰۴ ماست. برای من، شکلدهی کارآمد هلدینگ مهمترین چالش است؛ هم از نظر ساختاری، هم از نظر سازماندهی، هم تعریف و اجرای پروژهها و جذب و استقرار تیمها.»
چشمانداز سهساله مهرکام
انتظار میرود مهرکام به بازیگر اصلی فناوری و نوآوری در شکلدهی به اکوسیستم قرضالحسنه کشور در سال ۱۴۰۶ تبدیل شود. او در این باره میگوید: «این مسیر از طریق ایجاد نظم استراتژیک و رشد پایدار هلدینگ محقق میشود که امضای مدیریتی من خواهد بود؛ مدلی که بر پایه دانش، راهبرد و برنامهریزی مشخص قابل اجرا باشد؛ بهصورتی که مسیر رشد هلدینگ و تحقق چشمانداز ۱۴۰۶ را تضمین کند.»
او درباره پروژههایی که مهرکام دنبال میکند نیز توضیح میدهد: «مهرکام قرار است بیشتر به پروژههای بزرگ و اثرگذار ورود کند و هر پروژه با شناخت کامل از ابعاد گوناگونش و تحلیل فرایندها آغاز شده و وارد فاز اجرا میشود تا کمترین چالشها را داشته باشیم و خللی در مسیر پیشرفت پروژهها ایجاد نشود. ما یک هلدینگ آیندهنگر هستیم و مسیر پیش رویمان روشن است.»
تیم قوی بسازید
محمدی معتقد است اگر بخواهد سه توصیه اساسی برای جوانانی داشته باشد که به حضور در فضاهای مدیریتی بانکی یا فینتکی علاقهمند هستند پشتکار، روحیه پرسشگری و تیمسازی مهمترین آنهاست: «اول از همه، انرژی و پشتکار جوانان بسیار اهمیت دارد. دوام آوردن یک استارتاپ یا یک تیم جوان واقعاً دشوار است و به تلاش پیوسته نیاز دارد. وظیفه افراد حاضر در اکوسیستم مالی و بانکی این است که به آنها کمک کنند، اما بخش مهمی از مسیر موفقیت، به خودشان برمیگردد.
من از پسرم یاد گرفتهام که جوانان هیچگاه از تلاش دست نمیکشند؛ اگر مانعی ببینند، مسیر جدیدی پیدا میکنند و ادامه میدهند. بنابراین روحیهای که در آن تلاش، خلاقیت و یافتن راهحل اهمیت دارد، باید در جوانان تقویت شود. جوانان باید بدانند که بخش مهمی از مسیرشان شامل پرسشگری، جستوجو و کسب تجربه است. تعامل با دانشگاهها، افراد باتجربه و حضور در رویدادهای آموزشی کمک میکند سریعتر با واقعیتها آشنا شوند و از تکرار اشتباهها جلوگیری کنند. بسیاری از چالشها مثل مسائل مالیاتی یا اجرایی، اگر از ابتدا پرسیده و روشن شود، مسیر بسیار هموارتر خواهد بود. علاوه بر این، باید در تیمشان از افراد قوی، حتی قویتر از خودشان استفاده کنند تا پروژهها بهخوبی و موفق انجام شود. ایجاد جسارت، پرسشگری و ساخت تیمهای توانمند راهبرد کلیدی برای موفقیت در کسبوکار است.»
این روزها تب مهاجرت تندتر از قبل شده و افراد بیشتری برای مهاجرت از ایران اقدام میکنند، اما محمدی چنین قصدی ندارد و میگوید که در ایران چیزهایی دارد که تحمل از دست دادنشان را ندارد؛ چیزهایی مثل خانواده، دوستان و خاطراتش: «علاقه و دلبستگی من به ایران، خانوادهام و دوستانم بهقدری زیاد است که تا امروز هیچوقت به مهاجرت فکر نکردهام و احساس میکنم که ایران خانه من است و با وجود تمام پستیوبلندیها و کموکاستیهایی که وجود دارد، از بودن در اینجا خوشحالم و ماندن و ساختن را به رفتن و از نو شروع کردن ترجیح میدهم.»