عصر تراکنش ۱۰۲ و ۱۰۳ / در سال ۱۴۰۴، بخش گزارشهای ماهنامه «عصر تراکنش» تلاشی بود برای ثبت و تحلیل گرههای زیرساختی و راهبردی صنعت فناوریهای مالی ایران؛ مسائلی که دیگر صرفاً فنی یا اجرایی نیستند، بلکه به سطح ریسکهای ملی، اعتماد عمومی و آینده اقتصاد دیجیتال کشور گره خوردهاند. یکی از محورهای اصلی گزارشهای این سال، فرسودگی سختافزارها در شبکه بانکی و پرداخت بود؛ جایی که کهنگی کارتخوانها، تجهیزات امنیتی و زیرساختهای پردازشی، مستقیماً امنیت، پایداری و کیفیت خدمات مالی را تهدید میکند. این مسئله در امتداد خود، ما را به موضوع امنیت داده رساند؛ امنیتی که دیگر صرفاً به ابزارهای رمزنگاری محدود نیست و از ضعف دیسیپلین سازمانی و کمبود نیروی انسانی متخصص تا نگاه حداقلی مدیران ارشد به این مقوله و فشار تحریمها را در بر میگیرد.
در ادامه، بازار کربنکینگ ایران را بررسی کردیم؛ بازاری که همزمان نشانههایی از بلوغ و اشباع را بروز میدهد و از سوی دیگر، تشنه نوسازی، معماریهای جدید و تولد پلتفرمهای نسل تازه است. موضوع تابآوری زیرساختهای دیجیتال نیز در سال ۱۴۰۴، بهویژه پس از جنگ تحمیلی ۱۲روزهای که تجربه کردیم، به یکی از حیاتیترین دغدغهها تبدیل شد؛ جایی که مشخص شد تابآوری نه یک پروژه مقطعی، بلکه یک رویکرد حکمرانی است. در نهایت، به سراغ تحول دیجیتال در صنعت بیمه رفتیم؛ صنعتی که همچنان درگیر هستههای قدیمی، تنظیمگری مبهم و استفاده محدود از فناوریهای جدید است. مجموع این گزارشها نشان میدهد که سال ۱۴۰۵، سال «تصمیمهای سخت» است: تصمیم برای نوسازی، بازتعریف امنیت، سرمایهگذاری هدفمند و عبور از اصلاحات سطحی به تغییرات ساختاری.
فرسودگی سختافزارها
کهنگی و فرسودگی سختافزاری در صنایع بانکی و پرداخت، یکی از چالشهای جدی این صنایع در سالهای اخیر به شمار میرود که فعالان این حوزه با آن دستوپنجه نرم کردهاند. درحالیکه فناوریهای نوین با سرعتی سرسامآور در حال پیشرفت هستند، بسیاری از بانکها و شرکتهای پرداخت همچنان از تجهیزات قدیمی و ناکارآمد استفاده میکنند. این موضوع نهتنها بهرهوری را کاهش میدهد، بلکه هزینههای نگهداری و تعمیرات را نیز بهشدت افزایش داده و تجربه مشتریان را تحتتأثیر قرار میدهد. برای بررسی این چالش و یافتن راهحلهای ممکن، با چهار نفر از مدیران این صنایع گفتوگو کردهایم: محمد مظاهری، مدیرعامل توسنتکنو؛ حمزه آقابابایی، مدیرعامل ایرانکیش؛ سید ابراهیم حسینینژاد، مدیرعامل انیاک و محمدرضا جمالی، مدیرعامل نبضافزار هر یک از این مدیران با دیدگاهها و تجربیات متفاوت خود، تصویری جامع از وضعیت فعلی و آینده این صنعت ارائه میدهند.

محمد مظاهری، مدیرعامل توسنتکنو: بسیاری از کارتخوانهای ما امنیت کافی ندارند، زیرا استانداردهای امنیتی PCI آنها منقضی شده و دیگر الزامات امنیتی را رعایت نمیکنند. همچنین کارتهای ما نیز ناامن هستند زیرا از نوع مگنتی هستند. این مسئله کارتخوانها، کارتها و فرایندهای عملیاتی را در بر میگیرد. بسیاری از کارتخوانهای قدیمی با روشهای ابتدایی یا نرمافزاری بهروزرسانی میشوند و در بحث کلیدگذاری نیز مشکلاتی وجود دارد. به دلیل نبود امکانات کافی در این کارتخوانها، کلیدگذاری بهصورت ساده انجام میشود یا از دستور خارج میشود و به همین دلیل سطح امنیتی کافی تأمین نمیشود. این مسائل بسیار مخاطرهآمیز هستند و در درجه اول باید به خطرات امنیتی ناشی از این دستگاههای قدیمی، به دلیل هزینههای بالای کارکرد، پشتیبانی و بهروزرسانی توجه کرد.

سید ابراهیم حسینینژاد، مدیرعامل انیاک: اتفاقات سالهای اخیر نشان داده است که غفلت از شرایط سختافزارها در صنایع بانکی، اثرات اجتماعی و امنیتی سنگینی در پی دارد. از آنجا که خدمات بانکداری الکترونیکی و استفاده از خدمات و تجهیزات برای ارائه خدمات به مردم به شکل قابلتوجهی رشد کرده است و امروزه تقریباً همه افراد از خدمات حوزه بانکی و پرداخت استفاده میکنند و کیفیت سختافزاری با امکان ارائه این خدمات رابطه مستقیم دارد، بدیهی است اثرات آن نیز گسترده و شاید غیرقابلکنترل باشد. به نظر میرسد زنگ خطر برای این حوزه از سالهای گذشته به صدا درآمده و امروز هرگونه تأخیر در بهروزرسانی شبکه و تجهیزات آن، در هر گوشهای اثر مخربی خواهد داشت.

حمزه آقابابایی، مدیرعامل ایرانکیش: در دنیا، همانطور که با شدت به دنبال توسعه اقتصاد دیجیتالی (Digital Economy) هستند، اقتصاد چرخهای (Circular Economy) را نیز بهطور جدی مورد توجه قرار میدهند. همانطور که اگر دولتمردان و صاحبان صنایع نسبت به اقتصاد دیجیتالی بیاطلاع یا بیتفاوت باشند، مرتکب اشتباهی بزرگ و حتی خطرناک شدهاند، بیتوجهی به اقتصاد چرخهای توسط کسبوکارها و بخش عمومی نیز خطاست. اگر بخواهیم با رویکرد جدید اقتصاد چرخهای فکر کنیم و سخن بگوییم، دیگر بحث فرسودگی مطرح نخواهد بود؛ بلکه چالش اصلی، فقدان و شکل نگرفتن چرخه بازتولید و بازسازی زیرساختها و تجهیزات بانکداری الکترونیکی است.

محمدرضا جمالی، مدیرعامل نبضافزار: مثلث دانش، فناوری و نگهداری باید با هم در نظر گرفته شود و ترکیب این سه، سرویس بهتری ایجاد میکند. فناوری بهتنهایی نمیتواند به سرویس خوب منجر شود. معتقدم با بهسازی میتوان ظرفیت موردنیاز فعلی را تا دهها برابر، بدون تغییر سختافزار، افزایش داد. خرید سختافزار هم لازم است ولی با علم و دانش و تشخیص درست راهحل این مهم باید صورت گیرد. استفاده از تکنولوژی آمریکا و انگلیس و حتی تکنولوژی چینی و وطنی را کار بدی نمیدانم چراکه هر کدام به جای خود لازم است ولی ابتدا باید مسئله را بشناسیم و سپس دنبال راهحل بگردیم.
امنیت داده
وقتی از امنیت دادههای بانکی صحبت میکنیم، ذهن ما ناخودآگاه به سمت فناوریهای پیچیده رمزنگاری، فایروالهای چندلایه و پروتکلهای پیشرفته میرود. اما ابعاد متنوع این موضوع، فراتر از این قاب محدود است. در بررسی عمیقتر این مسئله، به مؤلفههای دیگری نیز میرسیم: از فرسودگی زیرساختها و کمبود نیروی انسانی گرفته تا تأثیرات تحریمها و نبود درک عمیق مدیریتی از امنیت، که امروزه نه یک گزینه، بلکه ضرورتی برای بقا محسوب میشود. امروزه امنیت دادهها تنها ابزاری برای حفظ اطلاعات کاربران نیست؛ بلکه به یک مؤلفه حیاتی برای حفظ اعتماد عمومی به نظام بانکی تبدیل شده است. بااینحال، رشد حملات سایبری در سالهای اخیر، پیچیدگی تهدیدات و ضعف هماهنگی نهادهای قانونگذار نشان میدهد که منحنی امنیت داده در ساختارهای بانکی با شیبی تند به سمت نقطهای بحرانی در حال حرکت است. در همین راستا و با توجه به اهمیت این موضوع، با حسام حبیبالله، معاون فناوری اطلاعات بانک شهر؛ وحید صیامی، کارشناس صنعت بانکی و پرداخت؛ و عماد ایرانی، مدیرعامل فرداتک، درباره راهکارهایی که میتوانند در بهبود این شرایط نقش مؤثری ایفا کنند، گفتوگو کردهایم.

حسام حبیبالله، معاون فناوری اطلاعات بانک شهر: اخیراً مواردی از نشت اطلاعات بانکی، توجهها را به ضعفهای امنیتی در این حوزه جلب کرده است. کارشناسان امنیت سایبری هشدار دادهاند که حملات فیشینگ و سرقت اطلاعات بانکی، از تهدیدات اصلی کاربران ایرانی محسوب میشود. با وجود تلاشهایی برای بهبود امنیت، مانند استقرار استانداردهای امنیتی و سرمایهگذاری در زیرساختها، هنوز نقاط ضعف قابلتوجهی وجود دارد. کمبود نیروی انسانی متخصص و تجهیزات زیرساختی فرسوده، بهویژه تحتتأثیر تحریمها، از جمله چالشهای اصلی هستند. بهطور کلی، امنیت دادههای بانکی در ایران نیازمند توجه و سرمایهگذاری بیشتری است تا بتواند به سطح مطلوبی برسد.

وحید صیامی، کارشناس صنعت بانکی و پرداخت: در بانکها و شرکتها، دیسیپلین به معنای روالهای مشخص و تکرارشونده بهازای رخدادها و سناریوهای مختلف است که باید دائماً کنترل شده و بهطور مستمر بهبود یابند؛ درحالیکه اکنون کارکنان بر اساس عادت و تجربه وظایف خود را انجام میدهند. لذا احتمال بروز خطاهای کوچکی که دیده نشوند، بسیار بالاست. به این ترتیب است که ضعف سازمان و ضعف مدیریت در حوزه امنیت اطلاعات نمود پیدا میکند. بخش زیادی از بزرگترین حوادث امنیتی، ریشه در اشتباهی کوچک و فراموشکاری جزئی یکی از کارکنان در هنگام انجام یک کار تکراری دارد که همین روزنهای میشود برای نفوذ.

عماد ایرانی، مدیرعامل فرداتک: نکته اساسی این است که دو مسئله مهم وجود دارد: اول اینکه بانکهای ما هنوز آن سطح دغدغه و هشدار لازم را درباره امنیت ندارند. امنیت همچنان در کشور ما بهعنوان یک مقوله لوکس و جانبی تلقی میشود و توجه کافی از سوی مدیران ارشد فناوری بانکها به آن نمیشود. اگر هم کاری در این زمینه انجام میشود، فقط بهدلیل الزامات بانک مرکزی است – مثل برخی تستها و موارد مشابه. مسئله دوم این است که بانک مرکزی برای بانکها، بهویژه در حوزه فناوری اطلاعات و بانکداری الکترونیکی، وظایف و مسئولیتهای متعددی تعریف میکند. این دو مسئله باعث شدهاند که بانکهای ما آسیبپذیر شوند. اگر همین شبکه بسته و محدود امنیتی را نداشتیم، احتمالاً نقصها و مشکلات بیشتری در شبکه بانکی کشور نمایان میشد.
کربنکینگ ایران
بازار کربنکینگ ایران در حال عبور از مرحلهای حیاتی است: از یکسو، با رسیدن به مرحله بلوغ و کاهش تمایز محصولات، نشانههایی از اشباع به چشم میخورد؛ از سوی دیگر، زیرساختهای اصلی این حوزه بهطور نگرانکنندهای کهنسال شدهاند و بسیاری از آنها به دهههای گذشته تعلق دارند. در چنین شرایطی، مدیران عامل شرکتهای فعال در این حوزه، هرکدام از زاویهای به ماجرا نگاه میکنند: آرش بابایی، مدیرعامل توسن، معتقد است هنوز فرصتهای فراوانی در این بازار وجود دارد و با نوآوریهای فناورانه میتوان همچنان به رشد امیدوار بود. او تأکید میکند که در صورت انباشت یا رکود در آینده، راهکارهای نوسازی و ارائه نسلهای جدید کربنکینگ میتوانند دوباره بازار را به تحرک وادارند. در مقابل، محمد صادقی، مدیرعامل بهسازان ملت، تصویری از عطش شدید بازار برای پاسخگویی به نیازهای فناورانه جدید ارائه میدهد و بر ضرورت تولد پلتفرمهای نو تأکید میکند؛ پلتفرمهایی که بتوانند جایگزین سامانههای پیر و خستهای شوند که دیگر همپای نیازهای امروز بانکها و مؤسسات نیستند.

آرش بابایی، مدیرعامل شرکت توسعه سامانههای نرمافزاری نگین (توسن): من بازار را در مرحله اشباع نمیبینم، اما اگر بازار به چنین شرایطی هم برسد، مشابه بازارهای بالغ، با ارائه نسلهای جدید کربنکینگ امکان افزایش سایز وجود خواهد داشت. من روند Coreless را برای بانکداری متعارف جدی نمیبینم، اما برای ایفای نقش بانک توسط بازیگران غیربانکی جدی است و بیشتر تقاضا دارد. روندی که در دنیا در حال تغییر شکل بازار کر است، ارائه کر در بستر Cloud است و ما هم با ارتقای معماری نسل جدید کربنکینگمان به معماری میکروسرویس، در حال آمادهسازی خودمان برای این شیوه استقرار هستیم. اما واقعیت این است که دلیل اینکه این شیوه استقرار و بهرهبرداری از بانکداری متمرکز در دنیا با استقبال مواجه شده، این است که بازار بانکداری در دنیا از منظر ورود بازیگران جدید در حال رشد است و در مدلهای کسبوکاری مختلف بانکهای جدید تأسیس میشوند. اما در ایران، صنعت بانکداری از منظر بازیگران جدید در حالت جمود قرار دارد و بانک مرکزی نهتنها برنامهای برای اعطای مجوز جدید ندارد، بلکه بیشتر از ادغام و انحلال سخن میگوید.

محمد صادقی، مدیرعامل شرکت بهسازان ملت: به نظرم در حوزه کربنکینگ، از دید مشتری اکنون بازار تشنه پاسخگویی به نیازهاست. هرچند سامانههای متعددی در ایران وجود دارد، ولی با توجه به اینکه به دلایل مختلف در سالهای اخیر شرکتهای خارجی وارد ایران نشدهاند و ما هم دسترسی به سیستمهای عملیاتی خارجی نداریم، عملاً سامانههایی که درحالحاضر مورد استفاده قرار میگیرند، متعلق به دهههای ۸۰ و ۹۰ شمسی، حتی در مواردی دهه ۷۰ هستند؛ سامانههایی قدیمی که پاسخگوی نیازهای امروز نیستند. در واقع یک کهنگی جدی در بازار وجود دارد، مخصوصاً وقتی با فناوریهای روز دنیا مقایسه میکنیم. سامانههای کربنکینگ ما کهنسال شدهاند و بازار نیازمند نوآوری، زایش و تولد پلتفرمهای جدید است؛ ظهورهایی که بتوانند نیازهای جاری بانکها و اکوسیستمهایی را که با بانکها و سازمانها در تعامل هستند، پاسخ دهند.
تابآوری زیرساختهای دیجیتال
جنگ تحمیلی ۱۲روزهای که تجربه کردیم، به ما نشان داد که خطر جنگ، همیشه محتمل است. از سوی دیگر، عادت کردن مردم به خدمات الکترونیکی بانکی و پرداخت، این حوزه را به یک بخش حیاتی در زندگی روزمره تبدیل کرده است. اگر این زیرساختها هدف حمله قرار بگیرند، تأثیراتش برای همه مردم ایران ملموس خواهد بود. به همین دلیل، پرداختن به این موضوع و افزایش آمادگی دفاعی در این حوزه، نهتنها کماهمیتتر از مسائل نظامی نیست، بلکه میتواند به همان اندازه حیاتی باشد. با توجه به اهمیت این موضوع، با چند متخصص حوزه زیرساخت دیجیتال کشور از جمله رسول لطفی، معاون توسعه شبکه ملی اطلاعات؛ حسین اسلامی، مدیرعامل رمیس؛ محمدعلی گوگانی، مدیرعامل سابق آدونیس و محمدعلی یوسفیزاده، مدیرعامل آسیاتک گفتوگو کردیم تا میزان تابآوری زیرساختهای دیجیتال کشور در شرایط بحرانی را بررسی کنیم.

رسول لطفی، معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در توسعه شبکه ملی اطلاعات: به نظر بنده، تابآوری دیجیتال یک پروژه نیست، بلکه یک فلسفه حکمرانی است؛ فلسفهای که باید بدون هیاهو، اما با عمق راهبردی، پیادهسازی شود. نگاهها باید تغییر کند و سطوح تصمیمگیری نباید بهدنبال تولید استانداردهای جدید خود باشند، بلکه باید موفقیت شبکهای نظیر شبکه ملی اطلاعات را، همچون کشورهای پیشرفته، در فلسفه و منطق وجودی آن و در میزان تطابق با استانداردهای جهانی جستوجو کنند؛ چراکه در تمام کشورهای پیشرفته، شبکه ملی، هسته اقتصاد و زیربنای زندگی دیجیتال است. باید از فرایند دیجیتالیشدن، بنایی ساخت که در سطح جهانی معنا و مفهوم داشته باشد. از طرفی، تأکید اساسی بنده بر اصلاح تعاریف در ذهنها در این زمینه است که شبکه ملی اطلاعات تفاوت اساسی با مقوله فیلترینگ دارد.

حسین اسلامی، مدیرعامل هلدینگ رمیس: واقعیت این است که زیرساختهای دیجیتال کشور برای بانکها، اپراتورها و بخشی از کسبوکارهای حوزه اقتصاد دیجیتال، حتی پیش از وقوع جنگ، نیازمند نوسازی بودهاند و اقدامات محدودی هم آغاز شده بود. اما با تجاوزی که به ایران عزیزمان صورت گرفته، لازم است توجه و دقت بیشتری در بهروزرسانی و نوسازی زیرساختهای دیجیتال اعمال شود تا ظرفیت تابآوری در برابر بحرانهای پیش رو افزایش یابد. حتی به نظر میرسد برخلاف گذشته، خرید ۳۰ درصد بیشتر از تجهیزات مورد نیاز و نگهداری آنها در کنار تجهیزات فعلی، میتواند به عنوان یک توصیه جدی مطرح شود. در این میان، نباید از سرمایه انسانی غافل شد؛ تابآوری تنها با خرید تجهیزات و تأمین سختافزار و بهروزرسانی نرمافزار حاصل نمیشود، بلکه رضایتمندی نیروی انسانی متخصص و تمرکز کامل آنها در شرایط بحران نیز ضروری است.

محمدعلی گوگانی، مدیرعامل سابق آدونیس: در حوزه زیرساختهای دیجیتال، همه میدانیم که زیرساختهای فعلی فرسودهاند و در برابر بحرانها تابآوری لازم را ندارند. در این زمینه، نوسازی کافی صورت نگرفته است؛ همانطور که بسیاری از زیرساختهای دیگر به دلیل کمبود ارز، تغییر مکرر مدیران یا بیتوجهی به هشدارهای کارشناسان، بهروز نشدهاند. بنابراین، نیاز فوری به نوسازی زیرساختهای دیجیتال داریم. اتفاقات اخیر در جریان ۱۲ روز جنگ تحمیلی و مورد هدف قرار گرفتن بانکها گواه این موضوع است. مسئله بعد، خرید تجهیزات سختافزاری است؛ از پردازندهها و استوریجها گرفته تا تجهیزات امنیتی مانند فایروالها. اینها عمدتاً تولید کشورهایی هستند که با ایران خصومت دارند. نهتنها در خرید آنها دقت نکردهایم، بلکه از شرکتهای مختلف خارجی بدون ایجاد تنوع مناسب تأمین کردهایم که اشتباه بوده است.
تحول دیجیتال در صنعت بیمه
تحول دیجیتال در صنعت بیمهی ایران هنوز راهی طولانی در پیش دارد. هرچند سالهاست از مفاهیمی چون «بیمهی دیجیتال» و «کارگزاران برخط» صحبت میشود، اما به نظر میرسد مسیر گذار از ساختار سنتی به اکوسیستم دیجیتال همچنان پر از چالش و ابهام است. در گفتوگویی با علیاکبر گلشنی، مدیر تحول دیجیتال بیمهی دی؛ مجید خاکور، مدیرعامل شرکت فناوران اطلاعات خبره و قاسم نعمتی، معاون فناوری اطلاعات بیمهی پاسارگاد، تلاش کردیم تصویری واقعی از وضعیت فعلی دیجیتالیشدن بیمه در کشور ترسیم کنیم. در این گفتوگوها از موانع همکاری میان شرکتهای بیمه و کارگزاران برخط، نقش بیمهی مرکزی در تنظیمگری و تسهیل فعالیتهای آنلاین، تأثیر فناوریهایی مانند هوش مصنوعی و بلاکچین بر آیندهی اینشورتک ایران و فاصلهی شرکتهای داخلی با نمونههای جهانی سخن گفتهایم.

علیاکبر گلشنی، مدیر تحول دیجیتال بیمه دی: ما هنوز فاصلهی زیادی داریم تا بتوانیم بگوییم صنعت بیمهی کشور بهمعنای واقعی، دیجیتال شده است. ابتدا باید تعریف روشنی از بیمهی دیجیتال داشته باشیم. آیا صرفاً وجود کارگزاران برخط یا فروش اینترنتی ملاک است، یا باید بگوییم انواع خدمات بیمه در بستر دیجیتال و با رویکردهای نوین به مشتریان عرضه میشود؟ همچنین باید بررسی کنیم که آیا بیمههایی که در بستر دیجیتال ارائه میشوند، تمام پوششها و خدمات را شامل میشوند یا خیر. این موضوع چالشی بزرگ است، اما واقعیت آن است که ما هنوز فاصلهی زیادی تا تحقق تحول دیجیتال در صنعت بیمه داریم. حتی در سطح جهانی صنعت بیمه نسبت به سایر صنایع در حوزهی تحولات دیجیتال عقبتر است، اما در ایران این عقبماندگی محسوستر است.

مجید خاکور، مدیرعامل شرکت فناوران اطلاعات خبره: جای خالی استفاده از هوش مصنوعی در بهکارگیری چتباتها برای خدمات مشاوره، محاسبهی نرخ هوشمند، پیشنهاد بیمهنامه با پوششهای متناسب با ویژگیهای بیمهگذار، بیمهشده یا مورد بیمه، کشف تقلبات مبتنی بر کلانداده و همچنین استفاده از قابلیتهای هوش مصنوعی در بازدید اولیه و ارزیابی خسارت کاملاً مشهود است. در صورت بهکارگیری این فناوری، شاهد تحولی جدی در دیجیتالی شدن صنعت بیمه خواهیم بود. به نظر من، یکی از نخستین و ضروریترین اقدامات بیمهی مرکزی، تعیینتکلیف سوئیچ ارائهی API و ایجاد کدینگ واحد برای استفاده از کلاندادهها باید باشد. همچنین، بیمهی مرکزی باید بهعنوان تنظیمگر بازار و در راستای حفظ منافع همهی ذینفعان، موضوعاتی مانند مدیریت اقساط حق بیمه و رسوب حق بیمه را نیز تعیینتکلیف کند.

قاسم نعمتی، معاون فناوری اطلاعات بیمه پاسارگاد: تحول دیجیتال مفاهیم و شاخصهای عمیقتری دارد و انتظار میرود به خلق ارزش واقعی و عمیق از طریق فناوری منجر شود. در پدیدهی حاضر، صرفاً امر مقایسهگری در اختیار مشتریان قرار گرفته است که توأم با برخی اتفاقات اضافه و بعضاً مغایر با مقررات بوده است. با این حال، اصل موضوع صحیح است؛ تحول دیجیتال در صنعت بیمهی ایران هنوز در مراحل آغازین قرار دارد و سرعت رشد و ادبیات آن در صنعت جاری نشده است. از مهمترین دلایل این وضعیت میتوان به پیچیدگی فرایندهای بیمهگری، پایین بودن ضریب نفوذ بیمه، چالشهای فرهنگی و مشکل در هستههای بیمه (Core Insurance) اشاره کرد. از نقطهنظر دیگر، در مدلهای کلاسیک پذیرش نوآوری، ابتدا باید ایدهای نو مطرح شود تا بستر پذیرش فراهم شود، اما متأسفانه صنعت بیمه هنوز نوآور خود را نیافته است.