شکستی تاریخی در مدیریت بحران

آزمون جنگ رمضان؛ چرا بازار سرمایه ایران نمره مردودی گرفت؟

عصر تراکنش ۱۰۴ / جنگ رمضان تنها یک بحران ژئوپلیتیک نبود؛ این رویداد به آزمونی جدی برای کارآمدی نهادهای اقتصادی کشور نیز تبدیل شد. در حالی که برخی بخش‌های صنعت مالی توانستند در این دوره خدمات خود را حفظ کنند و کارکردهای اصلی‌شان را ادامه دهند، بازار سرمایه ایران در مواجهه با این بحران عملکردی کاملاً متفاوت از خود نشان داد. تعطیلی طولانی‌مدت بورس، فقدان شفافیت اطلاعاتی و اولویت دادن به ملاحظات سیاسی به جای کارکرد اقتصادی بازار، مجموعه عواملی بودند که باعث شدند بسیاری از کارشناسان این دوره را به عنوان یکی از ضعیف‌ترین آزمون‌های تاریخ بازار سرمایه ایران توصیف کنند.

اکنون بیش از ۶۵ روز از آخرین روز کاری بورس تهران می‌گذرد و همچنان زمان دقیق بازگشایی مشخص نشده است. در شرایطی که سرنوشت آتش‌بس و مذاکرات سیاسی می‌تواند آینده کوتاه‌مدت بازارها را تعیین کند، مسئله اصلی دیگر فقط زمان بازگشایی نیست؛ بلکه پرسش مهم‌تر این است که آیا نحوه مدیریت بازار در طول بحران، اصول بنیادین بازار سرمایه را نقض کرده است یا نه.


انجماد ۶۵ روزه؛ تصمیمی برخلاف منطق بازار


یکی از مهم‌ترین انتقادها به عملکرد بازار سرمایه در جنگ رمضان، تصمیم به تعطیلی طولانی‌مدت بورس بود. در حالی که ادبیات مدیریت بحران در بازارهای مالی معمولاً توصیه می‌کند توقف معاملات در بحران‌های شدید تنها برای مدت کوتاهی (معمولاً ۴۸ تا ۷۲ ساعت) انجام شود، بورس تهران نزدیک به ۴۰ روز تعطیل باقی ماند.

این تصمیم عملاً بازار را از مهم‌ترین کارکرد خود یعنی کشف قیمت و توزیع ریسک محروم کرد. بازار سرمایه به‌طور طبیعی باید بتواند در مواجهه با شوک‌ها، حتی شوک‌های شدید، واکنش نشان دهد. ریزش قیمت‌ها در چنین شرایطی نه تنها غیرعادی نیست بلکه بخشی از فرایند طبیعی رسیدن بازار به تعادل جدید است. اما در ایران، به جای پذیرش این واقعیت، مسیر انجماد کامل انتخاب شد؛ تصمیمی که در عمل نه از ریزش جلوگیری و نه به کاهش نگرانی سرمایه‌گذاران کمک کرد.

برعکس، تعطیلی طولانی‌مدت باعث شد ترس و اضطراب بازار در طول زمان انباشته شود. بسیاری از تحلیلگران معتقدند این وضعیت شبیه به فشرده شدن یک فنر است؛ فشاری که در روز بازگشایی می‌تواند خود را به شکل صف‌های سنگین فروش و نوسانات شدید نشان دهد. اگر بازار زودتر باز می‌شد، این فشار می‌توانست به‌تدریج و در طول زمان تخلیه شود.


تجربه‌های جهانی؛ درسی که نادیده گرفته شد


نگاهی به تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که حتی در شدیدترین بحران‌ها نیز تعطیلی طولانی‌مدت بازار سرمایه راهکار معمول نیست. یکی از مشهورترین نمونه‌ها به حمله ژاپن به پرل هاربر در سال ۱۹۴۱ بازمی‌گردد. بورس نیویورک پس از این حمله تنها یک روز تعطیل شد و سپس با پذیرش افتی حدود ۲۲ درصدی در هفته نخست، به فعالیت عادی بازگشت. بازار پس از کشف قیمت جدید، مسیر خود را ادامه داد و در بلندمدت حتی رشد کرد.

نمونه دیگر به کودتای نافرجام ترکیه در سال ۲۰۱۶ مربوط می‌شود؛ شبی که تانک‌ها در خیابان‌های آنکارا و استانبول مستقر شدند و ساختمان مجلس بمباران شد. با وجود چنین بحران امنیتی جدی، بورس استانبول تنها برای مدت کوتاهی تعطیل شد و سپس دوباره بازگشایی شد. بازار در روزهای ابتدایی افت قابل توجهی را تجربه کرد، اما سرمایه‌گذاران امکان تصمیم‌گیری و مدیریت دارایی‌های خود را داشتند.

حتی در کشورهایی که با مشکلات اقتصادی عمیق‌تر مواجه‌اند نیز تعطیلی طولانی بازار سهام سابقه ندارد. برای مثال در پاکستان، با وجود بحران ارزی شدید و حتی تعطیلی برخی کارخانه‌ها به دلیل کمبود مواد اولیه، بازار سرمایه همچنان فعال باقی ماند. در چنین شرایطی بورس به سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهد منابع خود را از صنایع آسیب‌دیده به بخش‌های مقاوم‌تر منتقل کنند؛ کارکردی که در ایران عملاً از بین رفت. یا حتی بازار بورس آمریکا در جریان جنگ رمضان و اتفاقاتی که پیرامون تنگه هرمز افتاد، بسیاری از صنایع دچار افت و خیزهای چشمگیر در ارزش سهام خود شدند ولی چیزی تعطیل یا پنهان نشد! بلکه برعکس، بورس بازتاب خوب و بد واقعیت بود!


خاموشی اطلاعاتی؛ سهامداران در تاریکی


دومین نقطه ضعف جدی مدیریت بازار سرمایه در این دوره، نبود شفافیت اطلاعاتی بود. در شرایطی که جنگ می‌تواند بر تولید، صادرات، زیرساخت‌ها و تأمین انرژی شرکت‌ها اثر بگذارد، مهم‌ترین نیاز سهامداران دسترسی به اطلاعات دقیق درباره میزان خسارت و وضعیت عملیاتی شرکت‌هاست. با این حال، در طول این دوره بسیاری از شرکت‌های بزرگ بورسی اطلاعات روشنی درباره وضعیت خود منتشر نکردند. نمادهای بزرگ تا هفته‌ها پس از آغاز بحران تصویر شفافی از میزان خسارت‌ها یا اختلال در فعالیت‌هایشان ارائه ندادند. این خلأ اطلاعاتی عملاً سهامداران را در وضعیتی از ابهام کامل قرار داد.

در نتیجه، سرمایه‌گذاران خرد نه می‌توانستند دارایی خود را بفروشند، نه ارزش واقعی آن را بدانند و نه امکان انتقال سرمایه خود به بازارهای دیگر را داشتند. این وضعیت به نوعی «تله نقدشوندگی» تبدیل شد که در آن دارایی افراد عملاً قفل شده بود.


سیاست‌زدگی بازار و ترس از ریزش شاخص


بخش مهمی از این تصمیمات را می‌توان در چارچوب اقتصاد سیاسی بازار سرمایه ایران تحلیل کرد. در سال‌های اخیر شاخص بورس به‌اشتباه به معیاری برای سنجش عملکرد اقتصادی دولت تبدیل شده است. همین نگاه باعث می‌شود که کاهش شدید شاخص به عنوان نشانه‌ای از شکست اقتصادی تلقی شود.

در چنین فضایی، تصمیم‌گیران ترجیح می‌دهند از ثبت یک ریزش بزرگ در شاخص جلوگیری کنند؛ حتی اگر این کار به قیمت تعطیلی کامل بازار و نقض حقوق سهامداران تمام شود. در واقع، «حفظ ظاهر شاخص» جایگزین «کارکرد واقعی بازار» شده است.

اقتصاددانان بارها هشدار داده‌اند که بازار سرمایه اساساً برای «تبادل ریسک و نقدینگی» طراحی شده است. اگر امکان خرید و فروش از بین برود، بازار عملاً به یک صندوق بسته تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، بازار دیگر نمی‌تواند نقش خود را در تخصیص سرمایه و تأمین مالی اقتصاد ایفا کند.


حقوق سهامداران؛ قربانی بزرگ بحران


در جریان جنگ رمضان، بسیاری از سهامداران با واقعیتی مواجه شدند که پیش‌تر کمتر به آن توجه کرده بودند: امکان دسترسی به سرمایه‌شان کاملاً به تصمیم نهاد ناظر وابسته است. تعطیلی طولانی بازار باعث شد سرمایه‌گذاران عملاً از سه حق اساسی محروم شوند؛ حق فروش دارایی، حق اطلاع از ارزش واقعی آن و حق انتقال سرمایه به گزینه‌های دیگر.

برای برخی از سرمایه‌گذاران که در روزهای نخست بحران به نقدینگی نیاز داشتند، این وضعیت مشکلات جدی ایجاد کرد. آنها ناچار بودند برای تأمین نقدینگی به بازارهای غیررسمی یا منابع پرهزینه مراجعه کنند، در حالی که دارایی‌شان در بورس قفل شده بود.


بحران اعتماد؛ زخمی عمیق‌تر از ریزش شاخص


پیامد اصلی این تصمیمات شاید نه در شاخص بورس، بلکه در سطح اعتماد عمومی به بازار سرمایه نمایان شود. سرمایه‌گذاری که در یک بحران ۶۵ روز در بازار گرفتار شده و امکان دسترسی به دارایی خود را نداشته، به سختی دوباره این بازار را به عنوان محیطی قابل اعتماد خواهد پذیرفت.

تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده است که هر بار اعتماد به بازار سرمایه آسیب می‌بیند، بخشی از سرمایه‌ها به سمت بازارهای موازی مانند ارز، طلا و مسکن حرکت می‌کند. این مهاجرت سرمایه از بازارهای مولد به بازارهای غیرمولد، در بلندمدت هزینه‌ای بسیار بیشتر برای اقتصاد کشور ایجاد می‌کند.


بازگشایی اجتناب‌ناپذیر، اما نیازمند برنامه


با وجود همه این انتقادها، واقعیت این است که بازار سرمایه نمی‌تواند برای مدت نامحدود تعطیل بماند. بورس بخشی از سازوکار طبیعی اقتصاد است و توقف طولانی آن نه تنها اعتماد سرمایه‌گذاران را کاهش می‌دهد، بلکه فرایند طبیعی کشف قیمت را نیز مختل می‌کند. بازگشایی بازار اجتناب‌ناپذیر است؛ اما این بازگشایی باید با برنامه‌ریزی دقیق همراه باشد. انتشار شفاف اطلاعات شرکت‌ها، تقویت بازارگردانی، مدیریت تدریجی نوسانات و ایجاد ابزارهای حمایتی می‌تواند به کاهش شوک اولیه و بازگشت آرام‌تر بازار کمک کند.


نمره‌ای که بر پیشانی بازار ماند


جنگ رمضان آزمونی مهم برای صنعت مالی ایران بود. در حالی که برخی بخش‌ها توانستند تاب‌آوری قابل قبولی نشان دهند، بازار سرمایه در این آزمون عملکردی مردودی داشت. تعطیلی طولانی‌مدت، فقدان شفافیت اطلاعاتی و نادیده گرفتن تجربه‌های جهانی، مجموعه عواملی بودند که باعث شدند این دوره به عنوان یکی از نقاط تاریک مدیریت بازار سرمایه ثبت شود.

بازار سرمایه قرار است جایی برای نقدشوندگی، کشف قیمت و مدیریت ریسک باشد. وقتی این کارکردها در لحظه بحران از کار بیفتند، اعتماد سرمایه‌گذاران آسیب می‌بیند و بازسازی آن سال‌ها زمان می‌برد. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند بازار سرمایه ایران در آزمون جنگ رمضان نمره قبولی نگرفت و مردود شد؛ نمره‌ای که اگر به درسی برای اصلاح ساختارها تبدیل نشود، ممکن است در بحران‌های بعدی نیز تکرار شود.

نمایش لینک کوتاه
کپی لینک کوتاه: https://asretarakonesh.ir/7f5d کپی شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *