عصر تراکنش ۱۰۵؛ مینا والی، مدیرمسئول ماهنامه عصر تراکنش / اوایل امسال صحنهای تلخ دیدم: یک اسکناس پنجهزار تومانی در سطل زباله خشک خانه افتاده بود. برای من که همیشه به پول احترام میگذارم، دیدن این صحنه ناراحتکننده بود. دختر کوچکم کیف مدرسهاش را مرتب میکرد و با این استدلال که «با این پول از بوفه چیزی نمیشود خرید»، آن را دور انداخته بود. میخواستم سرزنشش کنم که یاد ویدئویی افتادم که نشان میداد هزینه کپی گرفتن یک اسکناس پنجهزارتومانی امروز از ارزش اسمی آن بیشتر است. گویی اسکناس پنجهزارتومانی ما خیلی زود به جمع پولهای بیاستفاده یا کلکسیونی پیوسته است.
با این اوصاف، اگر کمی از بالا به موضوع نگاه کنیم، میبینیم کارکرد پول ظاهراً فقط پرداخت نیست. هر اسکناس روزانه از دستی به دست دیگر میرود و بیآنکه متوجه باشیم، بخشی از هویت یک ملت را با خود حمل میکند. اسکناسها با نمادها، تصاویر و شعارهایشان، یکی از روشنترین نشانههای هویت ملیاند. پول فقط ابزار مبادله ارزش مادی نیست؛ حامل ارزشهای فرهنگی و اجتماعی نیز هست. همانطور که گئورگ زیمل در کتاب «فلسفه پول» میگوید، پول همچون عاملی ساختاردهنده عمل میکند که به مردم کمک میکند «کل زندگی» را بفهمند. جیکوب گلدستاین نیز مینویسد: «پول اساساً و بیتردید اجتماعی است» و بدون اعتماد مشترک مردم به آن، تنها تکهای کاغذ یا فلز خواهد بود. به زبان ساده، پول ارزش خود را از پذیرش عمومی میگیرد و نقش فرهنگیاش نیز از همین پذیرش مشترک ناشی میشود.
به همین دلیل است که ما به مناسبت جامجهانی، برای سومین بار بخشی ویژه را به اسکناسهای کشورهای حاضر اختصاص دادهایم. در بخشی مجزا برای هر کشور، هم تصاویر اسکناسها را آوردهایم و هم داستان پشت هر نقش را روایت کردهایم. بسیاری از کشورها از این «کاغذهای کوچک» برای بازگویی هویت ملی خود استفاده میکنند. وقتی کشوری تصویری را روی اسکناس قرار میدهد، در واقع به این پرسش پاسخ میدهد: «چه کسانی یا چه چیزهایی نماینده ما هستند؟» قهرمانان ملی، دانشمندان، شاعران، هنرمندان و گاهی حتی آدمهای معمولی؛ مانند نویسندهای گمنام، ورزشکاری مردمی یا معلمی شجاع، همگی میتوانند روی پول ملی نقش ببندند. اسکناسها به این شکل، بیسروصدا به ما یادآوری میکنند که قهرمانی همیشه رسمی و پرزرقوبرق نیست؛ گاهی کاملاً مردمی است.
هرگاه به نوجوانیام در دهههای شصت و هفتاد فکر میکنم، قهرمانهایم را به یاد میآورم؛ بازیگر محبوب، کارگردان محبوب، فوتبالیست یا والیبالیست محبوب. چهرههایی که عموماً از همین سرزمین بودند و زندگیشان برای ما آشنا و قابل لمس بود. امروز اگر از بچههای این نسل درباره قهرمانهایشان بپرسید، ممکن است نامهای غریبی بشنوید؛ ستارههای کیپاپ، رپرهای آمریکایی یا اینفلوئنسرها. این تغییر البته الزاماً بد نیست؛ دنیا بازتر شده و نسل جدید افقهای گستردهتری پیش روی خود دارد. اما در دل همین تغییر، یک پرسش همچنان باقی میماند: آیا ما هنوز قهرمانهایی داریم که بتوانند در حافظه جمعی نسل جدید جا باز کنند؟
در بسیاری از کشورها، اسکناسها حامل روایتهای ملیاند. برای مثال، ایالت مستقل ساموآ در اسکناس جدید ۱۰ تالایی مربوط به بازیهای المپیک اقیانوسیه، «زندگی روزمره و آرزوهای ورزشی» جوانان کشور را در قالب تصاویر خود گرامی داشته است. بانک مرکزی جزایر سلیمان نیز در یک اسکناس یادبود ۱۰ دلاری، ورزشکاران خود را هنگام رقابتهای مختلف به تصویر کشیده است. این انتخابها نشان میدهند کشورها چگونه از پول ملی برای ثبت و تکرار خاطره جمعی خود بهره میبرند. هر بار که این اسکناسها دست به دست میشوند، بخشی از هویت آن ملت نیز منتقل میشود.
اما در ایران، ماجرا متفاوت است. اگر اسکناسهای کشورمان را مرور کنیم، میبینیم کمتر از این ظرفیت ارزشمند استفاده کردهایم. تصمیمگیران ما به معماری و نگارههای مذهبی و هنری توجه زیادی داشتهاند، اما اثری از چهرههای ماندگار تاریخ ایران دیده نمیشود. انگار هنوز نتوانستهایم به این پرسش پاسخ روشنی بدهیم که «چه کسی نماینده ایران است؟» حتی به نظر میرسد اگر روزی طرح یک شخصیت مهم مطرح شود، بحثها و تردیدهای فراوانی آغاز خواهد شد و در نهایت نیز اجماعی شکل نخواهد گرفت. برای کشوری با تمدنی کهن و فرهنگی غنی، این تعلل و تردید چیزی جز یک تناقض نیست.
از سوی دیگر، واقعیت امروز اسکناس ایرانی بیش از هر چیز نماد تورم و دشواری زندگی است تا حامل هویت. تورم چنان بالاست که هزینه چاپ برخی اسکناسها گاهی از ارزش اسمی آنها نیز بیشتر میشود. در چنین شرایطی، مردم بیش از آنکه به نقوش روی پول توجه کنند، به نرخ روز و قدرت خرید آن فکر میکنند. عملاً نیز عمر کاربردی هر اسکناس جدید به دورهای کوتاه محدود میشود. اسکناس ایرانی در ذهن بسیاری از مردم، پیش از آنکه یادآور یک روایت ملی باشد، یادآور کاهش مداوم ارزش پول است.
با این حال، شاید همین وضعیت تلخ اهمیت اسکناس را بیش از پیش نشان میدهد. زیرا درست در زمانی که ارزش مادی آن فرسوده شده، ارزش نمادینش میتواند یادآور داشتههایی باشد که نباید فراموش شوند. پول، همانگونه که زیمل میگوید، سندی فرهنگی است. اگر دوباره به این مفهوم نزدیک شویم، باید روایتهای مهم خود را روی آن بیاوریم؛ روایت قهرمانانی که این سرزمین را ساختهاند و الهامبخش ما بودهاند. اسکناس، اگر قرار نیست فقط ابزار مبادله باشد، باید به چیزی فراتر از قیمت روزانهاش تبدیل شود؛ به روایتی کوچک از یک کشور بزرگ.