اقتصاد اعتبار در ایران در حال عبور از مرحلهای است که در آن اعتبار صرفاً به شکل وام، خرید اقساطی یا یک خدمت مستقل تعریف میشد. لندتکها در سالهای اخیر توانستهاند دامنه دسترسی به اعتبار را گسترش دهند، اما بازار هنوز برای تبدیلشدن به یک زیرساخت واقعی در زندگی مالی مردم، به داده دقیقتر، اعتبارسنجی هوشمندتر و همکاری عمیقتر میان بانکها، اپراتورها و شرکتهای فناوری نیاز دارد. شرکت همراه کسبوکارهای هوشمند (EBCOM) نیز با همین نگاه، میخواهد از جایگاه یک فینتک محصولمحور فراتر برود و به یک ارکستراتور پلتفرمی در زنجیره ارزش خدمات مالی تبدیل شود؛ بازیگری که منابع مالی، داده، فناوری، پذیرندگان و کاربران را در یک اکوسیستم هماهنگ به هم متصل میکند.
سیاوش بیات سرمدی، مدیرعامل EBCOM، معتقد است آینده بازار اعتبار در اختیار بازیگری نخواهد بود که فقط منابع بیشتری دارد، بلکه شرکتی پیشتاز خواهد شد که بتواند داده، سرمایه، فناوری و اکوسیستم را همزمان مدیریت کند. او BNPL را تنها آغاز این مسیر میداند و آینده را متعلق به اعتبارهای شخصیسازیشده، تعبیهشده و مبتنی بر تحلیل زنده رفتار کاربران میبیند. در این گفتوگو با او درباره استراتژی EBCOM، جایگاه اوانو، نقش ارکستراتوری این شرکت، دادههای اپراتوری، چالشهای رگولاتوری و چشمانداز اقتصاد اعتبار در ایران صحبت کردهایم.
از دانشگاه تهران تا مدیریت EBCOM
مسیر حرفهای سیاوش بیات سرمدی از دانشگاه تهران آغاز شده؛ مسیری که از پژوهش در حوزه معماری کامپیوتر تا مدیریت یکی از مهمترین شرکتهای فناوری مالی اکوسیستم همراه اول امتداد یافته است. او در ابتدای این گفتوگو با مرور سابقه تحصیلی و کاری خود میگوید مسیر حرفهایاش از سال ۱۳۷۵ و با ورود به دانشگاه تهران آغاز شده است. پس از پایان دوره کارشناسی، تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد رشته معماری کامپیوتر در دانشگاه صنعتی شریف ادامه داده و سپس برای ادامه تحصیل راهی آلمان و بعد از آن کانادا شده است.
بیات سرمدی درباره این دوره میگوید: «دانشگاه واترلو یکی از دانشگاههای شناختهشده دنیا در حوزه مهندسی و علوم کامپیوتر است و این دوره فرصت بسیار ارزشمندی برای فعالیت در مرزهای دانش و فناوری در اختیار من قرار داد.»
او پس از پایان تحصیل، حدود شش سال در شرکت AMD کانادا فعالیت کرده؛ شرکتی که به گفته او، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان پردازنده و تراشههای نیمههادی جهان به شمار میرود. سپس در سال ۱۳۹۲ به ایران بازگشته و به عضویت هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف درآمده است.
بیات سرمدی ادامه میدهد که ورودش به مجموعه همراه اول در سال ۱۳۹۸ رقم خورده است؛ ابتدا در مرکز تحقیق و توسعه این اپراتور فعالیت کرده، سپس نزدیک به چهار سال معاون فناوری اطلاعات همراه اول بوده و در این مدت پروژههای متعددی در حوزه تحول دیجیتال، نوسازی سامانههای سازمانی و توسعه زیرساختهای فناوری اطلاعات را مدیریت کرده است.
او درباره مسئولیت فعلی خود نیز میگوید: «در ابتدای سال ۱۴۰۴ مسئولیت مدیرعاملی EBCOM به من واگذار شد. امروز تمرکز اصلی ما در EBCOM بر توسعه راهکارهای نوآورانه در حوزه فناوری اطلاعات، امنیت، هوش مصنوعی و تحول دیجیتال است تا بتوانیم نقش مؤثرتری در توسعه زیستبوم فناوری کشور و ارائه خدمات پیشرفته به سازمانها و کسبوکارها ایفا کنیم.»
EBCOM؛ فراتر از یک شرکت فینتک
به اعتقاد مدیرعامل شرکت همراه کسبوکارهای هوشمند، نگاه به EBCOM نباید محدود به یک شرکت ارائهدهنده خدمات مالی یا یک محصول مشخص باشد. او میگوید: «شرکت همراه کسبوکارهای هوشمند تنها یک شرکت فینتک نیست؛ EBCOM به عنوان قلب تپنده و مغز متفکر فینتک در اکوسیستم همراه اول تعریف شده است.»
بیات سرمدی توضیح میدهد که برنامه این شرکت محدود به یک محصول یا یک بازار خاص نیست و تلاش دارد در تمامی حوزههای فینتک حضور مؤثر داشته باشد. به گفته او، مهمترین تمرکز فعلی EBCOM توسعه خدمات لندتک و اعتباردهی دیجیتال است؛ اما هدف تنها افزایش تعداد کاربران یا تسهیل فرایندها نیست. او تأکید میکند: «ما در حال ایجاد یک تحول در قدرت خرید مردم و گسترش مرزهای جامعه مخاطبان این خدمت به ابعادی هستیم که تا پیش از این بیسابقه بوده است.»
در کنار اعتبار، کیف پول نیز یکی از محورهای اصلی فعالیت این شرکت است. بیات سرمدی معتقد است امروز EBCOM مرحله ایجاد زیرساخت را پشت سر گذاشته و اکنون با اتکا به حدود ۷۰ میلیون حساب کاربری متصل، امکان بازتعریف معادلات بازار فینتک کشور را دارد. او میگوید: «وقتی از ۷۰ میلیون حساب کاربری متصل صحبت میکنیم، میتوانیم با تکیه بر این مقیاس بیسابقه، عملاً به عنوان هاب محوری توزیع خدمات مالی در کشور عمل کنیم.»
به گفته او، چنین مقیاسی هزینه جذب کاربر برای خدمات جدید را به حداقل میرساند و اثر شبکهای ایجادشده امکان عرضه محصولات جدید در سطح ملی را فراهم میکند.

مدیرعامل EBCOM در ادامه از توسعه خدمات پرداخت نیز به عنوان یکی دیگر از اولویتهای راهبردی این شرکت یاد میکند. او میگوید توسعه پرداختهای همهکاناله، سرمایهگذاری روی فناوری QR Code، روشهای پرداخت مبتنی بر OTP،NFC و همچنین توسعه سرویسهای انتقال وجه، بخشی از زنجیره ارزشی است که این شرکت در حال تکمیل آن است.
او در عین حال تأکید میکند که هرچند امروز لندتک مهمترین موتور رشد EBCOM محسوب میشود، اما چشمانداز نهایی شرکت بسیار فراتر از این حوزه است. بیات سرمدی میگوید: «چشمانداز بلندمدت EBCOM، ایجاد همافزایی میان تمامی ارکان فینتک برای نقشآفرینی به عنوان هاب محوری این اکوسیستم در کشور است.»
مسئلهای که EBCOM میخواهد حل کند
بیات سرمدی در پاسخ به این پرسش که اگر بخواهد EBCOM را در یک جمله تعریف کند، این شرکت دقیقاً در حال حل چه مسئلهای است، پاسخی متفاوت از تعریف رایج شرکتهای فینتک ارائه میدهد. او میگوید:
«در یک تعریف ساختاریافته، EBCOM در حال تجاریسازی و فعالسازی داراییهای منحصربهفرد اپراتوری، اعم از کلاندادهها، هویت دیجیتال پایدار و کانالهای ارتباطی، برای خلق نسل جدیدی از خدمات مالی توزیعشده در مقیاس ملی است.»
به اعتقاد او، مهمترین ضعف اکوسیستم مالی ایران آن است که خدمات مختلف مالی هنوز به صورت جزیرهای ارائه میشوند و کاربران برای استفاده از هر خدمت باید به سراغ یک پلتفرم جداگانه بروند. بیات سرمدی توضیح میدهد که مأموریت EBCOM حذف این پراکندگی است.
او میگوید: «مأموریت ما توسعه یک اکوسیستم جامع فینتک است که خدمات مختلف مالی را در قالب یک تجربه یکپارچه، ساده و امن در اختیار کاربران قرار دهد.» او تأکید میکند هدف این شرکت صرفاً عرضه چند ابزار مالی نیست، بلکه میخواهد از ظرفیتهای گسترده زیرساختی همراه اول برای کاهش اصطکاک تعاملات مالی و خلق محصولات سادهتر، در دسترستر و دادهمحور استفاده کند.
اوانو؛ از یک لندتک تا یک هاب اعتبار
بیات سرمدی معتقد است اگر قرار باشد اوانو صرفاً بهعنوان یک پلتفرم BNPL یا یک لندتک دیگر شناخته شود، بخش مهمی از فلسفه وجودی این محصول نادیده گرفته میشود. از نگاه او، اوانو قرار نیست تنها یک ابزار خرید اعتباری باشد، بلکه باید به زیرساختی برای توزیع خدمات مالی در مقیاس بزرگ تبدیل شود.
او میگوید وقتی از مفهوم «هاب اعتبار» صحبت میکند، منظورش تغییر یک پارادایم در بازار است؛ تغییری که از نگاه او بسیار فراتر از اضافه شدن یک قابلیت خرید اعتباری یا اعطای خطوط اعتباری خرد است: «تمایز بنیادی اوانو با لندتکهای سنتی بازار در این است که ما مدل ذهنی خود را از یک ارائهدهنده تکمحصولی به یک ارکستراتور پلتفرمی در زنجیره ارزش خدمات مالی تغییر دادهایم.»
بیات سرمدی این تفاوت را بر دو مزیت رقابتی بناشده بر اکوسیستم همراه اول توضیح میدهد؛ مزیتهایی که به اعتقاد او بهسادگی قابل کپیبرداری نیستند. نخستین مزیت، استفاده از مقیاس بزرگ اکوسیستم همراه اول و تبدیل شماره تلفن همراه به یک شناسه هویت دیجیتال است. او توضیح میدهد که دهها میلیون مشترک فعال همراه اول تنها به معنای دسترسی به بازار بزرگتر نیست، بلکه امکان تحلیل دقیقتر رفتار کاربران و بهینهسازی فرایندهای احراز هویت و اعتبارسنجی را نیز فراهم میکند.
او میگوید: «ما با تحلیل کلاندادههای رفتار اپراتوری، فرایند ارزیابی ریسک و احراز هویت (KYC) را بهینهسازی میکنیم تا زمان ورود کاربر به چرخه اعتباری به حداقل برسد؛ قابلیتی که لندتکهای سنتی برای رسیدن به آن باید هزینههای گزافی بپردازند.» مزیت دوم، از نگاه مدیرعامل EBCOM، تلاقی منحصربهفرد خدمات مالی با امنیت در لایه سختافزار است. او توضیح میدهد که بسیاری از بازیگران بازار، تمام تمرکز خود را روی لایه نرمافزار گذاشتهاند، اما EBCOM تلاش میکند امنیت پرداخت را به لایه سختافزار (SIM-Based) منتقل کند.
بیات سرمدی میگوید: «در فناوریهایی مانند پرداخت مبتنی بر NFC، سیمکارت بهعنوان یک عنصر امنیتی سختافزاری وارد فرایند پرداخت میشود.» او تأکید میکند این قابلیت تنها به پرداختهای NFC محدود نیست و در بسیاری از سناریوهای پرداخت میتوان از مدل مبتنی بر سیمکارت استفاده کرد تا علاوه بر حفظ سادگی تجربه کاربری، امنیت تراکنشها نیز افزایش پیدا کند. او میگوید:
«نکته کلیدی این مزیت، ورود به مدلهای نوین تلاقی تلکام و پرداخت و ارائه ابزارهای پرداخت ترکیبی در این است که صرفاً به حوزه اعتبار و لندتک محدود نیست. اما به طور کلی اگر بخواهیم درباره مزیت EBCOM و همراه اول در حوزه پیتک صحبت کنیم، به نظر من دو مزیت کلیدی وجود دارد، اولین مزیت، مقیاس و گستردگی اکوسیستم همراه اول است. این گستردگی باعث میشود خدمات مالی و پرداخت بتوانند در مقیاسی بسیار بزرگ و با سرعت بیشتری در اختیار کاربران قرار بگیرند. از طرف دیگر، شماره همراه برای بسیاری از کاربران به یک شناسه دیجیتال قابل اعتماد تبدیل شده و این موضوع توسعه خدمات مالی را سادهتر و مطمئنتر میکند.»
به گفته او، مزیت دوم، بهرهگیری از قابلیتهای مبتنی بر سیمکارت در ارائه خدمات پرداخت است؛ قابلیتی که میتواند سطح امنیت پرداخت را به شکل محسوسی افزایش دهد:
«برای مثال، در فناوری SIM-Based NFC Payment، سیمکارت بخشی از فرایند احراز هویت و تأیید تراکنش را بر عهده دارد و همین موضوع امنیت پرداخت را نسبت به بسیاری از روشهای متداول افزایش میدهد. البته این قابلیت محدود به پرداختهای مبتنی بر NFC نیست. در واقع، بسیاری از سناریوهای پرداخت را میتوان بهصورت SIM-Based پیادهسازی کرد تا علاوه بر حفظ سادگی تجربه کاربری، امنیت تراکنشها نیز ارتقا پیدا کند. این یکی از مزیتهای مهمی است که اپراتورها، بهویژه همراه اول، میتوانند به اکوسیستم پرداخت کشور اضافه کنند و ما در EBCOM نیز برنامه داریم از این ظرفیت برای توسعه نسل جدید خدمات پرداخت استفاده کنیم.»
مزیت اپراتورها در داده است، نه نقدینگی
یکی از مهمترین بخشهای این گفتوگو، به نقش اپراتورها در آینده بازار اعتبار اختصاص داشت؛ موضوعی که طی سالهای اخیر بارها درباره آن بحث شده است. بیات سرمدی معتقد است اپراتورها میتوانند به یکی از بازیگران مهم زنجیره اعتبار تبدیل شوند، اما نه به این معنا که جای بانکها را بگیرند. او میگوید مزیت اصلی اپراتورها در منابع مالی نیست، بلکه در دادههایی است که از رفتار کاربران در اختیار دارند: «در پارادایم جدید اقتصاد دیجیتال، مزیت رقابتی پایدار اپراتورها در ابزار نقدینگی آنها نیست، بلکه در عمق دادههای رفتاری آنها نهفته است.»
او توضیح میدهد دادههای اپراتوری میتوانند تصویری دقیقتر از رفتار، ثبات و الگوی زندگی کاربران ارائه دهند؛ تصویری که برای اعتبارسنجی اهمیت بسیار بیشتری از بسیاری از شاخصهای سنتی دارد. با این حال، او تأکید میکند آینده بازار را نباید رقابت میان بانکها و اپراتورها دانست.

به گفته او، بانکها همچنان نقش خود را در تأمین مالی، مدیریت ریسک و انطباق با مقررات حفظ خواهند کرد و اپراتورها نیز در شناخت مشتری، اعتبارسنجی، توزیع اعتبار و طراحی تجربه کاربری نقشآفرینی خواهند کرد. بیات سرمدی میگوید: «آینده این صنعت نه در رقابت بانکها و اپراتورها، بلکه در همافزایی این دو شکل میگیرد.» او اضافه میکند که نگاه EBCOM نیز دقیقاً بر همین اساس شکل گرفته است؛ یعنی استفاده از دادههای اپراتوری بهعنوان موتور توسعه دسترسی عادلانهتر به خدمات مالی.
به اعتقاد او، برنده آینده بازار اعتبار لزوماً نهادی با بیشترین منابع مالی نخواهد بود بلکه برتری استراتژیک به ائتلافها و پلتفرمهایی تعلق دارد که بتوانند تلاقیِ سهضلعی «داده، فناوری و جریان سرمایه» را در قالب یک اکوسیستم یکپارچه، هوشمند و همافزا محقق سازند.
اعتبارسنجی آینده با دادههای جایگزین انجام میشود
مدیرعامل EBCOM معتقد است یکی از مهمترین ضعفهای نظام اعتبارسنجی ایران، وابستگی بیش از حد به سابقه اعتباری سنتی است؛ موضوعی که باعث شده بخش بزرگی از جامعه، حتی در صورت خوشحساب بودن، عملاً از چرخه دریافت اعتبار خارج بمانند. او توضیح میدهد که در اقتصادهای در حال توسعه، بسیاری از جوانان، فریلنسرها و فعالان اقتصاد دیجیتال پرونده اعتباری کاملی ندارند و به همین دلیل، سیستمهای سنتی آنها را پرریسک تلقی میکنند. بیات سرمدی میگوید: «این گروه لزوماً مشتریان پرریسکی نیستند؛ بلکه قربانیان عدم تقارن اطلاعاتی در مدلهای سنتی بانکداریاند.» از نگاه او، دادههای جایگزین میتوانند این خلأ را جبران کنند.
او توضیح میدهد الگوهای استفاده از خدمات دیجیتال، نحوه پرداخت قبوض، میزان استفاده مستمر از سرویسها، دادههای اپراتوری، سوابق خرید و بسیاری از رفتارهای روزمره، تصویر دقیقتر و بهروزتری از مسئولیتپذیری مالی افراد ارائه میکنند.
به اعتقاد او، اعتبارسنجی نیز باید از مدلی مبتنی بر گذشته افراد، به مدلی مبتنی بر تحلیل زنده رفتار آنها تغییر کند. بیات سرمدی میگوید آینده این حوزه در مدلهای امتیازدهی هیبریدی است؛ مدلهایی که دادههای مالی سنتی را با دادههای رفتاری ترکیب میکنند. او معتقد است هرچه این مدلها دقیقتر شوند، علاوه بر کاهش نرخ نکول، امکان ورود گروههای بیشتری از جامعه به چرخه خدمات مالی نیز فراهم خواهد شد و اقتصاد ایران نیز به سمت اقتصادی مبتنی بر اعتبار حرکت خواهد کرد.
موفقیت اوانو را با تعداد کاربران نمیسنجیم
بیات سرمدی در بخش دیگری از این گفتوگو درباره شاخصهای ارزیابی موفقیت اوانو صحبت میکند؛ جایی که برخلاف تصور رایج، تعداد کاربران یا حجم اعتبار اعطاشده را مهمترین معیار نمیداند. او توضیح میدهد همه این شاخصها اهمیت دارند، اما هیچکدام بهتنهایی نمیتوانند وضعیت واقعی یک کسبوکار اعتباری را نشان دهند.
به گفته او، شاخصهای حجمی بدون بررسی کیفیت پرتفوی اعتباری، تصویری ناقص از پایداری یک کسبوکار ارائه میکنند. بیات سرمدی میگوید: «اگر بخواهیم از منظر استراتژی رشد پایدار و سودآور اولویتبندی کنیم، تمرکز اصلی ما بر کیفیت پرتفوی اعتباری و نرخ تکرار مصرف است.»
او کیفیت پرتفوی را نشانه کارآمدی موتور اعتبارسنجی و سلامت ترازنامه میداند و معتقد است نرخ تکرار استفاده از اعتبار نیز نشان میدهد یک محصول تا چه اندازه توانسته وارد رفتار مالی روزمره کاربران شود. به اعتقاد او، زمانی میتوان از موفقیت واقعی اوانو سخن گفت که میان این دو شاخص تعادل برقرار باشد. او میگوید: «رشد حجمی زمانی ارزشآفرین است که روی چنین زیرساخت سالمی بنا شده باشد.»
اقتصاد اعتبار؛ چیزی فراتر از توزیع وام
بیات سرمدی معتقد است یکی از بزرگترین سوءبرداشتها درباره بازار اعتبار ایران، یکی دانستن «اقتصاد اعتباری» با «توزیع تسهیلات بانکی» است. او تأکید میکند که اگرچه طی سالهای گذشته حجم قابلتوجهی از تسهیلات در اقتصاد توزیع شده، اما این به معنای شکلگیری یک اقتصاد مبتنی بر اعتبار نیست. او در پاسخ به این پرسش که مهمترین مانع توسعه اقتصاد اعتبار در ایران چیست، میگوید مشکل اصلی نه کمبود منابع مالی است و نه محدودیت نقدینگی، بلکه نبود یک اقتصاد اعتباری ساختاریافته است: «تفاوت بنیادی میان تخصیص صرف تسهیلات و شکلگیری یک اقتصاد اعتباری وجود دارد.»
او توضیح میدهد در یک اقتصاد واقعی مبتنی بر اعتبار، اعتبار دیگر یک راهکار اضطراری برای رفع نیازهای کوتاهمدت نیست، بلکه به ابزاری دائمی برای مدیریت جریان نقدینگی خانوار، افزایش قدرت خرید و بهبود وضعیت مالی افراد تبدیل میشود.
او با اشاره به تجربه کشورهای توسعهیافته میگوید اعتبار در این کشورها همان جایگاهی را دارد که امروز حساب بانکی یا کارت پرداخت دارند؛ بخشی از زندگی روزمره مردم که بر پایه انضباط مالی، سابقه بازپرداخت و رفتار اقتصادی هر فرد شکل میگیرد.
به اعتقاد مدیرعامل همراه کسبوکارهای هوشمند، در ایران همچنان نگاه غالب به اعتبار، نگاهی سنتی و مبتنی بر وثیقه است؛ مدلی که با اقتصاد دیجیتال و سبک زندگی امروز سازگار نیست و نمیتواند پاسخگوی نیازهای جدید باشد.
سه حلقه مفقوده توسعه بازار اعتبار
مدیرعامل EBCOM معتقد است سه عامل اصلی باعث شدهاند بازار اعتبار ایران با سرعتی کمتر از ظرفیت واقعی خود رشد کند. از نگاه او، نخستین حلقه مفقوده، زیرساخت داده و اعتبارسنجی است. بیات سرمدی توضیح میدهد که داده، مهمترین سرمایه اقتصاد دیجیتال محسوب میشود و هرچه تصویر دقیقتری از رفتار مالی و اقتصادی افراد وجود داشته باشد، امکان ارائه اعتبار به جامعه گستردهتری فراهم خواهد شد و همزمان ریسک نکول نیز کاهش مییابد.
دومین مسئله، نوع نگاه به محصول اعتبار است. او میگوید هنوز در بسیاری از موارد، اعتبار بهعنوان یک محصول مستقل دیده میشود؛ در حالی که آینده این صنعت در «امور مالی تعبیهشده» یا Embedded Finance قرار دارد. به گفته او، اعتبار باید دقیقاً در همان لحظهای که کاربر به آن نیاز دارد، در دل تجربه خرید یا دریافت خدمت ظاهر شود؛ همان مسیری که صنعت پرداخت طی دو دهه گذشته طی کرده و از یک خدمت مستقل، به بخشی نامرئی از تجربه خرید تبدیل شده است.
سومین حلقه مفقوده نیز از نگاه او، توسعه مدلهای مصرف اعتبار است. بیات سرمدی توضیح میدهد که بخش عمده بازار ایران هنوز بر مدلهای Close Loop Credit متمرکز است؛ یعنی اعتبار تنها در یک فروشگاه یا یک اکوسیستم محدود قابل استفاده است. او معتقد است تجربه جهانی نشان میدهد با حرکت به سمت Open Loop Credit، میزان استفاده از اعتبار، رضایت کاربران و نقش اعتبار در زندگی روزمره افراد به شکل محسوسی افزایش پیدا میکند. با این حال، او تأکید میکند این دو مدل رقیب یکدیگر نیستند.
به گفته او، EBCOM نیز همزمان هر دو مدل را توسعه داده، زیرا هرکدام پاسخگوی بخشی از نیاز بازار هستند. بیات سرمدی میگوید هدف این شرکت صرفاً پرداخت اعتبار بیشتر نیست. او تأکید میکند:
«چشمانداز ما این نیست که صرفاً اعتبار بیشتری پرداخت کنیم؛ بلکه میخواهیم نقش مؤثری در توسعه اقتصاد اعتبار در ایران ایفا کنیم.»
او میگوید مزیت رقابتی آینده شرکتهای فعال در این صنعت نه منابع مالی، بلکه توان تحلیل داده، مدیریت هوشمند ریسک، طراحی تجربه کاربری، توسعه شبکه پذیرندگان و ارائه اعتبار در مقیاس گسترده خواهد بود.
از تخصیص اعتبار تا طراحی تجربه اعتباری
بیات سرمدی میگوید تجربه یک سال گذشته، نگاه این شرکت را نسبت به بازار اعتبار تغییر داده است. او توضیح میدهد مهمترین دستاورد این دوره، درک این واقعیت بوده که تحلیل زنده رفتار کاربران بسیار مهمتر از بسیاری از فرضیات رایج بازار است.
به گفته او، برخلاف تصور سنتی که موفقیت را در افزایش سقف اعتبار یا سرعت پرداخت اعتبار میبیند، تجربه عملی نشان داده پایداری یک کسبوکار اعتباری بیش از هر چیز به شناخت رفتار مصرفکننده وابسته است. او میگوید: «تحلیل میلیونها رفتار تراکنشی نشان داد که الگوی مصرف اعتبار در ایران با یک تغییر بنیادین مواجه شده است.»
بیات سرمدی توضیح میدهد اعتبار دیگر تنها برای خرید کالاهای بادوام استفاده نمیشود و به تدریج به ابزاری برای مدیریت نقدینگی روزمره تبدیل شده است. او معتقد است این تغییر، طراحی محصولات اعتباری را نیز دگرگون خواهد کرد. به گفته مدیرعامل EBCOM، یکی دیگر از درسهای مهم سال گذشته، تفاوت میان «تخصیص اعتبار» و «خلق تجربه اعتباری» بوده است.
او توضیح میدهد رقابت آینده دیگر بر سر حجم اعتبار نیست، بلکه بر سر کیفیت کل تجربه مشتری خواهد بود؛ از احراز هویت دیجیتال گرفته تا مدیریت اقساط، یادآوری هوشمند، تنوع پذیرندگان و حتی شیوههای بازپرداخت. بیات سرمدی همچنین میگوید بررسی نرخ نکول نیز نتایج جالبی برای این شرکت داشته است. او معتقد است نکول بیش از آنکه به درآمد افراد وابسته باشد، به کیفیت طراحی محصول و تناسب اعتبار اعطاشده با نیاز واقعی هر کاربر بستگی دارد. به گفته او، هرچه اعتبار شخصیسازیشدهتر باشد، نرخ نکول نیز کاهش پیدا میکند.
همین مسئله باعث شده EBCOM سرمایهگذاری گستردهای روی تحلیل داده، هوش تجاری و اعتبارسنجی پویا انجام دهد تا بتواند برای هر کاربر، مدل اعتباری متناسب با رفتار و ریسک خودش طراحی کند.
تنوع منابع؛ پیششرط مقیاسپذیری لندتکها
یکی دیگر از موضوعات مهم این گفتوگو، مسئله کمبود منابع مالی در صنعت اعتبار بود؛ موضوعی که بسیاری آن را مهمترین مانع رشد لندتکها میدانند اما بیات سرمدی این تحلیل را کامل نمیداند. او میگوید محدودیت منابع مالی بدون تردید یکی از چالشهای بازار است، اما تقلیل تمام مسائل صنعت فینتک به کمبود نقدینگی، نادیده گرفتن مسائل عمیقتر این بازار است. به اعتقاد او، مسئله اصلی نبود یک سازوکار هوشمند برای هدایت و گردش منابع مالی در مقیاس بازار است.
او با اشاره به تجربههای جهانی توضیح میدهد پلتفرمهای موفق اعتباری هیچگاه تنها به یک منبع تأمین مالی متکی نیستند، بلکه از ترکیبی از منابع بانکی، بازار سرمایه، صندوقهای سرمایهگذاری خصوصی و ابزارهای نوین بدهی استفاده میکنند.
بیات سرمدی در ادامه دوباره بر نقش داده تأکید میکند و میگوید داده و سرمایه دو روی یک سکهاند و هرچه مدلهای اعتبارسنجی دقیقتر شوند، هزینه ریسک کاهش پیدا میکند و بازده سرمایه نیز برای تأمینکنندگان منابع جذابتر خواهد شد. به گفته او، معماری آینده این صنعت بر پایه همکاری میان بانکها، بازار سرمایه، اپراتورها و لندتکها شکل خواهد گرفت، نه رقابت میان آنها.
او تأکید میکند هدف EBCOM ساخت یک محصول اعتباری ساده نیست، بلکه ایجاد یک زیرساخت هوشمند، پایدار و مقیاسپذیر برای اتصال منابع مالی به تقاضای واقعی بازار است. بیات سرمدی میگوید: «طی پنج سال آینده، برتری رقابتی متعلق به نهادی نخواهد بود که صرفاً دسترسی بیشتری به منابع مالی دارد؛ بلکه متعلق به بازیگری است که بتواند سرمایه، داده، فناوری و اکوسیستم را در یک ساختار با هم تلفیق کند.»
زیرساخت ملی داده؛ معادل شتاب برای صنعت اعتبار
بیات سرمدی معتقد است اگر قرار باشد تنها یک اصلاح بنیادین در اقتصاد اعتبار ایران انجام شود، آن اصلاح باید در حوزه داده و اعتبارسنجی باشد؛ زیرا به باور او، آینده این صنعت بیش از هر عامل دیگری به کیفیت داده وابسته است. او میگوید: «بدون تردید مهمترین اقدام، ایجاد یک زیرساخت ملی داده و اعتبارسنجی هوشمند است. آینده صنعت اعتبار بیش از آنکه به میزان منابع مالی وابسته باشد، به کیفیت داده و نحوه بهرهبرداری از آن وابسته است.»
بیات سرمدی برای توضیح اهمیت این موضوع، صنعت اعتبار را با صنعت پرداخت مقایسه میکند. او معتقد است همانگونه که شبکه شتاب و شاپرک بستری مشترک برای توسعه بازار پرداخت ایجاد کردند، صنعت اعتبار نیز به یک زیرساخت مشترک داده نیاز دارد؛ زیرساختی که همه بازیگران بتوانند بر پایه آن خدمات خود را توسعه دهند.
او توضیح میدهد امروز بخش بزرگی از دادههایی که میتوانند به اعتبارسنجی دقیقتر افراد کمک کنند، در بخشهای مختلف اقتصاد پراکندهاند؛ از بانکها و اپراتورهای ارتباطی گرفته تا شرکتهای بیمه، پلتفرمهای تجارت الکترونیکی و ارائهدهندگان خدمات دیجیتال: «اما این دادهها هنوز به شکلی استاندارد، امن و قانونمند در اختیار اکوسیستم اعتبار قرار نمیگیرند.»

به اعتقاد او، همین مسئله باعث شده تصمیمهای اعتباری بر پایه اطلاعات ناقص اتخاذ شوند؛ موضوعی که هم هزینه ریسک را افزایش میدهد و هم باعث میشود بسیاری از مشتریان خوشحساب، کمتر از ظرفیت واقعی خود اعتبار دریافت کنند. بیات سرمدی البته تأکید میکند منظورش از اشتراکگذاری داده، دسترسی آزاد و بدون ضابطه به اطلاعات کاربران نیست.
او میگوید این فرایند باید بر پایه رضایت کاربر، چهارچوبهای مشخص حریم خصوصی و استانداردهای امنیت اطلاعات شکل بگیرد. به گفته او، تجربه کشورهای پیشرو نیز نشان داده است توسعه اقتصاد اعتبار دقیقاً از زمانی آغاز شده که داده به شکلی قانونمند، شفاف و کنترلشده در خدمت نوآوری قرار گرفته است.
گذار رگولاتوری از محصول به زیرساخت
مدیرعامل EBCOM در ادامه، از زاویه دیگری نیز به مسئله مقررات نگاه میکند. او معتقد است سرعت تحول صنعت اعتبار از سرعت تغییر مقررات بیشتر شده و همین مسئله، یکی از موانع توسعه این بازار است. بیات سرمدی میگوید: «نگاه رگولاتور باید از تنظیم مقررات برای محصولات، به سمت توسعه زیرساختها تغییر کند.»
به اعتقاد او، مدلهایی مانند امور مالی تعبیهشده (Embedded Finance)، اعتبارهای شخصیسازیشده، اعتبار لحظهای و مدلهای Credit Loop Open دیگر مفاهیمی مربوط به آینده نیستند، بلکه امروز در بسیاری از کشورها به بخشی از خدمات روزمره تبدیل شدهاند. او تأکید میکند مقررات نیز باید به گونهای طراحی شوند که ضمن حفظ ثبات مالی و حقوق مصرفکنندگان، امکان آزمودن و توسعه این مدلهای جدید را نیز فراهم کنند.
بیات سرمدی همچنین معتقد است لندتکها باید بهعنوان بخشی از زیرساخت اقتصاد دیجیتال به رسمیت شناخته شوند. او میگوید: «تجربه سالهای اخیر نشان داده لندتکها صرفاً واسطه اعطای اعتبار نیستند، بلکه با اتکا به فناوری، داده و تحلیل ریسک، میتوانند هزینه دسترسی به خدمات مالی را کاهش داده و دامنه فراگیری مالی را گسترش دهند.»
به گفته او، هرچه تعامل میان رگولاتور، بانکها، بازار سرمایه و شرکتهای فناوری مالی عمیقتر شود، ظرفیت توسعه این بازار نیز افزایش خواهد یافت. بیات سرمدی میگوید اگر چنین اصلاحات زیرساختی و رگولاتوری انجام شود، بازار اعتبار ایران میتواند طی چند سال آینده چندین برابر رشد کند؛ رشدی که تنها به سود صنعت مالی نخواهد بود، بلکه مصرفکنندگان، کسبوکارها و کل اقتصاد دیجیتال کشور نیز از آن بهره خواهند برد.
آینده اعتبار پس از BNPL
بیات سرمدی سپس چشمانداز خود از بازار اعتبار در پنج سال آینده را ترسیم میکند. او معتقد است بسیاری تصور میکنند آینده این بازار در توسعه بیشتر مدل BNPL خلاصه میشود، اما این تنها بخشی از مسیر تحول است. او میگوید: « BNPLنقطه شروع تحول بود، اما نقطه پایان آن نخواهد بود.»
به گفته او، الان بخر، بعداً پرداخت کن، نقش مهمی در آشنا کردن کاربران ایرانی با مفهوم اعتبار داشته، اما نمیتواند مقصد نهایی این صنعت باشد؛ همانطور که ورود کارتهای بانکی پایان نوآوری در صنعت پرداخت نبود. بیات سرمدی پیشبینی میکند طی سالهای آینده، بازار به سمت نظامهای اعتباری هوشمند، دادهمحور و شخصیسازیشده حرکت خواهد کرد؛ نظامهایی که بر اساس سبک زندگی، الگوی مصرف و نیاز واقعی هر فرد طراحی میشوند.
او معتقد است در این پارادایم جدید، دیگر سقف اعتبار مهمترین مزیت رقابتی نخواهد بود: «دقت در ارزیابی ریسک، انعطافپذیری در بازپرداخت و پیشبینی هوشمندانه نیازهای مشتری، برندگان بازار را متمایز میکند.»
بیات سرمدی همچنین توسعه مدلهای اعتبار حلقه باز را یکی از مهمترین روندهای آینده میداند و میگوید: «تجربههای بینالمللی نشان میدهد که پلتفرمهای پیشروی اعتباری هرگز به یک کانال تکمحصولی برای تأمین مالی متکی نیستند، بلکه استراتژی تنوعبخشی به ابزارهای تأمین مالی را پیش میبرند. حل این چالش در ایران نیز در گرو طراحی مدلهای تلفیقی با استفاده از منابع بانکی، ابزارهای بازار سرمایه، صندوقهای سرمایهگذاری خصوصی و ابزارهای نوین بدهی است.» با این حال، او دوباره تأکید میکند که آینده بازار نه در حذف مدلهای حلقه بسته، بلکه در همزیستی این دو مدل شکل خواهد گرفت.
به اعتقاد او، مدلهای حلقه بسته همچنان در اکوسیستمهای تخصصی جایگاه خود را حفظ خواهند کرد و مدلهای حلقه باز نیز استفاده روزمره از اعتبار را توسعه خواهند داد. بیات سرمدی در ادامه، از روند دیگری نیز سخن میگوید؛ تخصصیتر شدن اعتبار.
او پیشبینی میکند طی سالهای آینده، اعتبارهای هدفمند در حوزههایی مانند سلامت، آموزش، گردشگری، خرید کالاهای سرمایهای و حتی تأمین مالی زنجیره تولید گسترش پیدا خواهند کرد و اعتبار از یک محصول عمومی، به مجموعهای از راهکارهای تخصصی برای پاسخ به نیازهای مختلف تبدیل خواهد شد.
اوانو در مسیر تبدیلشدن به زیرساخت اقتصاد اعتبار
او در پایان، مأموریت راهبردی EBCOM را نیز چنین توصیف میکند: «مأموریت راهبردی ما در اوانو این است که فراتر از یک ارائهدهنده خدمات مالی خرد، بهعنوان زیرساخت مرجع، پیشران اصلی و هدایتکننده اقتصاد اعتباری ایفای نقش کنیم؛ بستری پویا که بانکها، بازار سرمایه، پذیرندگان و کاربران نهایی را در یک زنجیره ارزش پایدار و مقیاسپذیر به هم متصل میسازد.»