علی چهارلنگی، مدیرعامل گروه فنآوری اطلاعات حامی بیمه (فنحاب) / یکی از گزارههای پرتکرار در گفتمان مدیریتی صنعت مالی ایران، همپوشانی و نبود تفاوت ماهوی میان تکالیف و راهبردهای دو نهاد ناظر برتر، یعنی بانک مرکزی و بیمه مرکزی، در حوزه حکمرانی فاوا و داده است. این دیدگاه، با نگاهی تقلیلگرایانه، هر دو نهاد را صرفاً متولیان رگولاتوری دیجیتال میداند که مأموریتی مشترک در کنترل ریسک، توسعه زیرساخت و مقابله با بزههای مالی دارند.
نگارنده امیدوار است در این یادداشت کوتاه روشن کند که فراتر از کلیدواژههای مشترک، دو فلسفه تنظیمگری کاملاً متفاوت با منطقهایی متمایز در جریان است. در انزوایی که زیستبوم مالی ایران به دلیل تحریمها از دسترسی به فناوریهای نوین و شاهراههای دادهای بینالمللی محروم مانده، درک این تمایزها برای دستیابی به بلوغ دیجیتال، حیاتی است.
همانندیها: پاسخ به چالشهای زیستبوم مالی ایران
در سطح کلان، هر دو نهاد با چالشهای ساختاری مشابهی در جغرافیای سیاسی ایران مواجهاند. تحریمهای بینالمللی، هر دو نهاد را به سمت اتکا به زیرساختهای بومی و راهکارهای درونزا سوق داده است. نقطه اشتراک کلیدی دکترین حکمرانی فاوا در هر دو سازمان، «صیانت از پایداری شبکه ملی مالی» و «افزایش تابآوری زیرساختها در برابر حملات سایبری» است. از منظر حکمرانی داده نیز، هر دو رگولاتور با چالش کیفیت پایین دادههای مرجع و نبود یکپارچگی در پایگاههای اطلاعاتی ملی دستوپنجه نرم میکنند. در واقع، هر دو رگولاتور ناچار شدهاند در غیاب جریان آزاد دادههای جهانی، دیوارهای دفاعی بازار مالی کشور را در یک اتمسفر گلخانهای بنا کنند.
برای درک اهمیت این ایزولاسیون، کافی است توجه کنیم که بدون دسترسی نهادهای رگولاتوری به پلتفرمهای پیشرفتهای مانند Swift، Refinitiv، Elliptic (در تراکنشهای رمزارزی)، LexisNexis (در حوزه خسارتهای بیمهای) یا رادار ریسک SwissRe (برای پیشبینی خسارتهای ناشی از تغییرات اقلیمی در بیمههای اتکایی)، سامانههای این نهادها عملاً مانند رایانههایی بدون اینترنت عمل میکنند؛ یعنی تنها تکرار تقلبها و مخاطراتی را میبینند که پیشتر درون مرزهای ایران رخ داده است.
تفاوتهای بنیادین: منطق تراکنش در برابر منطق ریسک توزیعشده
با وجود همانندیهای یادشده، تفاوت اصلی در «ماهیت دارایی مورد نظارت» و «پنجره زمانی اثرگذاری داده» نهفته است؛ تفاوتی که راهبردهای دو نهاد را به واگرایی ماهوی میرساند.
۱. بانک مرکزی؛ حکمرانی تراکنشمحور و بلادرنگ (Real-time): تمرکز بانک مرکزی بر «سیالیت نقدینگی» و «ریسک سیستماتیک آنی» است. در بانکداری، دادهها ماهیتی تراکنشی و قطعی دارند. تقلب و جرائم مالی، مانند فیشینگ یا پولشویی، در کسری از ثانیه رخ میدهند. ازاینرو، حکمرانی داده در بانک مرکزی ذاتاً به سمت رویکردهای پیشدستانه، پایش بلادرنگ و ایجاد سامانههای متمرکز کشف تقلب حرکت میکند. بنابراین، معماری فاوا در این حوزه باید متمرکز، پرسرعت و مبتنی بر پردازش لحظهای باشد.
۲. بیمه مرکزی؛ حکمرانی ریسکمحور و مبتنی بر تحلیلهای اکچوئری (Actuarial): در مقابل، صنعت بیمه با ریسک، احتمالات و قراردادهای بلندمدت سروکار دارد. دادههای بیمهای الزاماً در لحظه تولید ارزشمند نیستند، بلکه ارزش واقعی آنها از طریق تحلیل همبستگی میان متغیرها در گذر زمان آشکار میشود. تقلب در بیمه نیز معمولاً فرایندی تدریجی، فرسایشی و مبتنی بر پنهانکاری است. بنابراین، حکمرانی داده در بیمه مرکزی باید بر پلتفرمهای کلانداده و تحلیل رفتار متمرکز باشد تا بتواند الگوهای ناهنجار را در کل چرخه عمر بیمهنامه شناسایی کند.
برخلاف بانک مرکزی که به دنبال «سرعت و قطعیت» در لایه تراکنش است، بیمه مرکزی به «ژرفا و همبستگی» در لایه تحلیل رفتار نیاز دارد. تفاوت این دو، تفاوت میان دوربین ثبت سرعت پلیس راه و سامانه پیشبینی وضعیت هواست؛ یکی تخلف آنی را ثبت میکند و دیگری به دنبال کشف الگوهای تغییر اقلیم ریسک است.
بازآفرینی دکترین رگولاتوری: تفکیک مرزهای فناوریهای نوین
نخست باید مرزهای مفهومی ابزارهای نوین را شفاف کنیم. در حالی که اینشورتک بر نوآوری در مدلهای کسبوکار بیمه در لایه بازار تمرکز دارد و رگتک ابزارهایی برای تسهیل انطباق فعالیت بنگاهها با مقررات در اختیار نهادهای مالی قرار میدهد، سوپتک (SupTech یا Supervisory Technology) یک معماری حاکمیتی در اختیار رگولاتور است تا بهجای نظارت پسینی و واکنشی، نظارتی پیشدستانه و هوشمند بر کل زیستبوم مالی اعمال کند. سوپتک این امکان را برای رگولاتور فراهم میکند که بهجای انتظار برای دریافت گزارش از نهادهای مالی، دادهها را بهصورت خودکار و همزمان با وقوع تراکنش یا ایجاد تعهد دریافت و تحلیل کند.
- در حوزه بانکداری: استراتژی سوپتک بانک مرکزی باید از گزارشگیری سنتی به سمت «نظارت مبتنی بر دادههای خام تراکنشی» (Data-driven Supervision) حرکت کند. سوپتک بانک مرکزی به یک سامانه یکپارچه مبتنی بر هوش مصنوعی نیاز دارد که بتواند تراکنشهای مشکوک را پیش از وقوع، شناسایی و متوقف کند؛ سامانهای که در سطحی فراتر از رگتک بانکها، کل شبکه بانکی را بهصورت یکپارچه و مبتنی بر چهارچوبهای نظارتی پایش کند.
- در حوزه بیمه: دکترین سوپتک بیمه مرکزی نباید نسخهای کپیشده از بانک مرکزی باشد. در این حوزه، سوپتک باید بهعنوان چتری نظارتی بر تمامی دادههای مؤثر بر قراردادهای بیمه عمل کند. با توجه به افق سهمخواهی از بازارهای ارزی و توسعه تعاملات با بازارهای بینالمللی بیمه، سوپتک بیمه مرکزی باید به پلتفرمهای تحلیل رفتار شبکهای برای کشف تقلبهای سازمانیافته مجهز باشد تا اصالت دادهها برای شرکای خارجی نیز تضمین شود.
با این تفکیک و بازمهندسی هوشمندانه استراتژیهای دستیابی به بلوغ دیجیتال و استقرار پلتفرمهای سوپتک است که رگولاتورهای کشور میتوانند به تحقق قانونمندی، شفافیت و کارآمدی بیشتر در بازارهای مالی امیدوار باشند و زمینه لازم را برای آمادگی صنعت مالی ایران جهت حضور مؤثرتر در بازارهای بینالمللی فراهم کنند.