خرید یک بطری آب، پرداخت کرایه تاکسی یا شارژ تلفن همراه، هرکدام مبلغ چندانی ندارند؛ اما وقتی میلیونها بار در روز از همان مسیری عبور میکنند که تراکنشهای بزرگتر را پردازش میکند، به مسئلهای جدی برای شبکه بانکی تبدیل میشوند. مسعود پشمچی، معاون نظام پرداخت و فناوریهای نوین بانک مرکزی، در نشست معاونان فناوری بانکها در خردادماه ۱۴۰۵ اعلام کرد که ۹۰ درصد تراکنشهای بانکی کشور کمتر از ۵۰۰ هزار تومان و ۹۵ درصد آنها کمتر از یک میلیون توماناند؛ آماری که بار سنگین پرداختهای خرد بر زیرساختهای بانکی را بار دیگر آشکار کرد.
صحبتهای پشمچی، بحث قدیمی اصلاح ساختار نظام پرداخت و توسعه ابزارهای جایگزین را دوباره به یکی از موضوعات جدی صنعت تبدیل کرد؛ بهویژه آنکه او از قرارگرفتن کیف پول، ریال دیجیتال، بانکداری باز و کهربا در دستور کار بانک مرکزی خبر داد. به همین بهانه، با مجید جعفریان، معاون فناوری اطلاعات بانک اقتصاد نوین، و سعید ایثاری، معاون فناوری اطلاعات بانک سرمایه، گفتوگو کردیم. جعفریان جداسازی بار پرداختهای خرد از کربنکینگ را برای کاهش فشار پردازشی و افزایش تابآوری ضروری میداند و ایثاری معتقد است بدون اصلاح معماری، مدل کارمزدی و هزینههای زیرساختی، تحول نظام پرداخت به نتیجه نخواهد رسید.
ضرورت یک معماری چندلایه
مجید جعفریان، معاون فناوری اطلاعات بانک اقتصاد نوین، معتقد است مسئله اصلی نظام پرداخت کشور، نه صرفاً تعداد بالای تراکنشهای خرد، بلکه معماری فعلی آن است؛ معماریای که همه انواع پرداخت را از مسیری واحد عبور میدهد. او میگوید: «امروز خرید یک بطری آبمعدنی، پرداخت کرایه تاکسی، خرید چند میلیونتومانی از فروشگاه و حتی برخی پرداختهای سازمانی، تقریباً همگی از زیرساختی یکسان استفاده میکنند؛ در حالی که در بسیاری از کشورهای دنیا، لایههای مختلف پرداخت براساس مبلغ، ریسک، سرعت و نوع خدمت از یکدیگر تفکیک شدهاند. در ایران، نبود یک اکوسیستم فراگیر برای پرداختهای خرد باعث شده شبکه کارت عملاً نقش کیف پول را نیز ایفا کند. نتیجه این وضعیت، افزایش شدید تعداد تراکنشها، مصرف بیشتر منابع پردازشی، توسعه مداوم زیرساختهای سختافزاری و افزایش هزینههای نگهداری شبکه است.»
او تأکید میکند که نظام پرداخت کشور بیش از آنکه به توسعه نیاز داشته باشد، نیازمند بازطراحی معماری است. جعفریان توضیح میدهد:
«از نگاه من، نظام پرداخت کشور بیش از آنکه به توسعه بیشتر نیاز داشته باشد، به بازطراحی معماری نیازمند است. این بازطراحی الزاماً به معنای کنار گذاشتن شبکه کارت نیست، بلکه به معنای ایجاد معماریای چندلایه است که در آن هر ابزار متناسب با کاربرد خود مورد استفاده قرار گیرد. شبکه کارت باید برای پرداختهای بانکی و باارزشتر به کار گرفته شود و پرداختهای خرد نیز بهتدریج به سمت ابزارهایی مانند کیف پول، پرداختهای مبتنی بر QR و دیگر روشهای کمهزینه هدایت شوند.»
کیف پولی که فراگیر نشد
با وجود سالها بحث و برنامهریزی برای توسعه کیف پول الکترونیکی، کارت بانکی همچنان اصلیترین ابزار پرداخت در کشور به شمار میرود. جعفریان معتقد است علت این وضعیت را نباید صرفاً در حوزه فناوری جستوجو کرد. او میگوید: «در شرایط فعلی، پرداخت با کارت برای مشتری، پذیرنده و حتی بسیاری از کسبوکارها تقریباً بدون هزینه مستقیم انجام میشود. وقتی استفاده از کارت ساده، رایگان و فراگیر است، انگیزه اقتصادی مشخصی برای مهاجرت به کیف پول وجود ندارد. از سوی دیگر، تجربههای مختلف توسعه کیف پول در کشور عمدتاً بهصورت جزیرهای اجرا شدهاند. هر بانک، پرداختیار یا کسبوکار، کیف پول اختصاصی خود را توسعه داده و همین موضوع باعث شده شبکهای فراگیر و قابل استفاده در سراسر کشور شکل نگیرد.»

به اعتقاد او، نبود یک مدل کسبوکار مشخص نیز یکی دیگر از موانع توسعه کیف پول است. جعفریان توضیح میدهد: «در دنیا، کیف پول صرفاً یک ابزار پرداخت نیست، بلکه بستری برای ارائه خدمات ارزشافزوده، باشگاه مشتریان، حملونقل، خدمات شهری، پرداختهای آفلاین، تخفیف، اعتبار خرد و دهها خدمت دیگر است. در ایران، اغلب این ارزشهای افزوده شکل نگرفتهاند و کیف پول عملاً فقط بهعنوان جایگزینی برای کارت در نظر گرفته شده است؛ در نتیجه طبیعی است که استقبال گستردهای از آن صورت نگیرد.»
جداسازی بار عملیاتی پرداختهای خرد از سامانههای کربنکینگ
جعفریان انتقال بخشی از تراکنشهای خرد به کیف پول را مستلزم تغییراتی بنیادین در معماری فناوری اطلاعات بانکها میداند. او میگوید: «بانکها باید از معماری سنتی به سمت معماری سرویسگرا و APIمحور حرکت کنند تا کیف پول، نئوبانک، موبایلبانک، ریال دیجیتال و دیگر خدمات بتوانند روی یک لایه مشترک فعالیت کنند. از سوی دیگر، بانکها به موتورهای پردازش تراکنش با مقیاسپذیری بسیار بالا، سامانههای مدیریت کیف پول، سامانههای ضدتقلب بلادرنگ، موتورهای مدیریت ریسک لحظهای و زیرساختهای تحلیل داده نیاز خواهند داشت.»
او همچنین بر ضرورت تفکیک بار تراکنشهای خرد از سامانههای اصلی بانک تأکید میکند. جعفریان توضیح میدهد: «موضوع مهم دیگر، جداسازی بار عملیاتی پرداختهای خرد از سامانههای کربنکینگ است. امروز بخش قابلتوجهی از بار تراکنشی مستقیماً وارد سامانههای اصلی بانک میشود؛ در حالی که در معماریهای جدید، بسیاری از این تراکنشها میتوانند خارج از Core مدیریت شوند و تنها تسویه نهایی آنها به سامانه اصلی وارد شود. این موضوع، علاوه بر کاهش بار پردازشی، تابآوری شبکه بانکی را نیز افزایش خواهد داد.»
بلکه استفاده نادرست از منابع ملی فناوری اطلاعات
معاون فناوری اطلاعات بانک اقتصاد نوین، بزرگترین هزینه پنهان نظام پرداخت کشور را اتلاف منابع ملی فناوری اطلاعات میداند. جعفریان میگوید:
«به نظر من، بزرگترین هزینه نه کارمزد است و نه حتی توسعه زیرساخت، بلکه استفاده نادرست از منابع ملی فناوری اطلاعات است. امروز بخش بزرگی از ظرفیت مراکز داده، تجهیزات شبکه، سامانههای پردازشی و سرمایهگذاریهای فناوری صرف مدیریت میلیونها تراکنش بسیار خردی میشود که اساساً نباید از این مسیر عبور کنند. این موضوع، علاوه بر افزایش هزینههای سرمایهگذاری، موجب استهلاک تجهیزات، افزایش هزینههای عملیاتی و کاهش ظرفیت شبکه برای توسعه خدمات نوآورانه شده است.»
به گفته جعفریان، اصلاح معماری نظام پرداخت باید با تفکیک پرداختهای خرد از پرداختهای بانکی آغاز شود. او توضیح میدهد: «باید پرداختهای خرد از پرداختهای بانکی تفکیک شوند، مدل کارمزدی بهتدریج اصلاح شود، استانداردی واحد برای کیف پول ملی شکل بگیرد، پذیرش QR بهصورت فراگیر توسعه یابد و در نهایت، شبکه کارت برای مأموریت اصلی خود مورد استفاده قرار گیرد. این مسیر اگرچه زمانبر است، اما آثار آن در کاهش هزینههای صنعت پرداخت، افزایش بهرهوری و ارتقای تابآوری زیرساختهای کشور بسیار قابلتوجه خواهد بود.»
پایان انحصار کارت در افق ۱۴۱۰
جعفریان معتقد است در افق ۱۴۱۰، کارت بانکی همچنان یکی از بازیگران اصلی نظام پرداخت خواهد بود، اما دیگر تنها ابزار پرداخت کشور نخواهد بود. او اظهار میکند: «به اعتقاد من، تا سال ۱۴۱۰ کارت بانکی همچنان یکی از بازیگران اصلی نظام پرداخت خواهد بود، اما دیگر بازیگر انحصاری این حوزه نخواهد بود. در سالهای آینده، شاهد همزیستی چند ابزار مختلف خواهیم بود؛ کارت برای بخشی از پرداختها، کیف پول برای پرداختهای خرد، پرداختهای مبتنی بر QR، ریال دیجیتال برای برخی کاربردهای خاص و پرداختهای کاملاً موبایلمحور برای بخش مهمی از خدمات روزمره. البته تحقق این چشمانداز تنها به فناوری وابسته نیست، بلکه مستلزم اصلاح مقررات، بازنگری مدلهای کارمزدی، ایجاد انگیزه اقتصادی برای پذیرندگان، توسعه استانداردهای مشترک و همکاری نزدیک بانک مرکزی، بانکها، شرکتهای پرداخت و فینتکها خواهد بود.»
او در پایان، تصویری از بانکداری ایران در سال ۱۴۱۰ ترسیم میکند که در آن، وابستگی به کارت کاهش یافته و نقش داده و هوش مصنوعی پررنگتر شده است. او میگوید: «تصویر من از بانکداری ایران در سال ۱۴۱۰، بانکی است که کمتر به کارت وابسته است و بیشتر بر هویت دیجیتال، پرداخت هوشمند، خدمات شخصیسازیشده و بانکداری مبتنی بر داده و هوش مصنوعی تکیه دارد. در چنین مدلی، مشتری دیگر دغدغه ابزار پرداخت را نخواهد داشت؛ آنچه برای او اهمیت دارد، سرعت، امنیت، سادگی و تجربهای یکپارچه از دریافت خدمات مالی است. اگر از امروز تصمیمهای درستی در حوزه معماری نظام پرداخت اتخاذ شود، رسیدن به این نقطه دور از دسترس نخواهد بود.»
باید جنس تراکنشهای زیر ۵۰۰ هزار تومان را شناخت
سعید ایثاری، معاون فناوری اطلاعات بانک سرمایه، نیز معتقد است برای تحلیل دقیق وضعیت فعلی شبکه پرداخت، ابتدا باید ماهیت تراکنشهای خرد را بهدرستی شناسایی کرد. او میگوید: «برای اینکه درک درستتر و دقیقتری از این موضوع داشته باشیم، ابتدا باید ببینیم جنس تراکنشهای زیر ۵۰۰ هزار تومانی چیست؛ چراکه رفتار مشتریان با توجه به شرایط کشور دائماً در حال تغییر است. باید مشخص شود که آیا این تراکنشها مربوط به خرید، شارژ یا پرداخت قبض بودهاند؛ زیرا مبلغ ۵۰۰ هزار تومان بسیار اندک است.»
به گفته او، پاسخ به این پرسشها امکان تحلیل دقیقتر وضعیت را فراهم میکند. ایثاری تأکید میکند که در مجموع، این دسته از تراکنشها در زمره تراکنشهای آنلاین کارتی قرار میگیرند و فشار قابلتوجهی بر زیرساخت بانکهای صادرکننده و شرکتهای پرداخت وارد میکنند. او در ادامه توضیح میدهد:
«از ابتدای شکلگیری شرکتهای پرداخت و شاپرک نیز قرار بود تراکنشهای خرد از مسیر دیگری، مانند پرداخت آفلاین، پردازش شوند. بههرحال، معماری فعلی پردازش تراکنشهای پرداخت و حتی مدل کارمزدی آن، حتماً باید بهطور کامل تغییر کند.»
چرا کارت بانکی کنار نمیرود؟
در حالی که سالهاست از توسعه کیف پول الکترونیکی و ابزارهای پرداخت خرد سخن گفته میشود، کارت بانکی همچنان مهمترین ابزار پرداخت در کشور به شمار میرود. معاون فناوری اطلاعات بانک سرمایه، ریشه این مسئله را در چند عامل مختلف میداند. او معتقد است مهمترین عامل، پذیرش گسترده پرداخت کارتی در میان مردم است. ایثاری میگوید: «مهمترین موضوع این است که فرهنگ عمومی جامعه، تراکنشهای خرید با کارت بانکی و دستگاه کارتخوان را به دلیل سهولت استفاده و بینیازی عموم مردم به دانش تخصصی، کاملاً پذیرفته است. اصولاً جاافتادن و فراگیرشدن یک مدل جدید پرداخت، بسیار دشوار و زمانبر است و حتی ممکن است با استقبال عمومی روبهرو نشود.»
او در ادامه به بلوغ کسبوکاری شرکتهای پرداخت، شبکه پشتیبانی و زنجیره تأمین اشاره میکند و میگوید این بلوغ، حاصل سالها سرمایهگذاری و صرف انرژی از سوی همه ذینفعان این صنعت بوده است. به گفته ایثاری، کاهش ارزش پول فیزیکی نیز موجب شده پرداختهای خرد مبتنی بر پول نقد، کارایی خود را از دست بدهند و ایجاد مدلهای جدید کسبوکاری در حوزه پرداخت دشوارتر شود. ایثاری در ادامه، با اشاره به تجربه کشورهای دیگر، تأکید میکند: «اگر به تجربههای بینالمللی نگاه کنیم، میتوان کاملاً از آنها الگو گرفت. در تمام دنیا، برای پرداختهای خرد از پول نقد و روشهای پرداخت آفلاین، مانند کیف پول، استفاده میشود. تراکنشهای کارت اعتباری نیز برای پرداخت مبالغ بالاتر به کار میروند که آنها هم آفلاین هستند و مشتری براساس اعتباری که بانک در اختیارش قرار میدهد، از کارت اعتباری استفاده میکند. همین سه مورد پاسخگوی تمام تراکنشهای خرید مشتریان هستند و برای مبالغ بالاتر نیز از ابزارهای مبتنی بر حساب، مانند چک یا تراکنشهای مبتنی بر حساب بانکی، استفاده میشود.»
مدل پرداخت خرد کشور به یک بازنگری اساسی نیاز دارد
ایثاری معتقد است با توسعه بانکداری باز، بانکداری تعبیهشده، لندتکها، مارکتپلیسهای آنلاین، کیف پول، ریال دیجیتال و پرداختهای مبتنی بر تلفن همراه، دیگر نمیتوان مسیر را با معماری فعلی شبکه پرداخت ادامه داد. او میگوید: «با گسترش بانکداری باز و بانکداری تعبیهشده، فراگیرشدن پلتفرمهای لندتک و مارکتپلیسهای آنلاین، یکپارچهشدن انواع پرداختهای آفلاین مانند کیف پول، ارائه ابزارهای مالی توزیعشده جدید مانند ریال دیجیتال و اتصال پرداختهای مبتنی بر NFC و درگاههای پرداخت موبایلی یا MPG به این سامانهها، باید بازنگری اساسیتری در مدل پرداخت خرد کشور انجام دهیم تا حجم فزاینده تراکنشهای آنلاین روی زیرساختهای کربنکینگ و سوئیچ کارت بانکها کاهش یابد.»

او همچنین با اشاره به آمارهای منتشرشده از سوی شاپرک و بانک مرکزی هشدار میدهد که ظرفیت زیرساختهای فناوری بانکی کشور در حال نزدیکشدن به مرزهای نهایی خود است و ادامه این روند میتواند پیامدهای بسیار خطرناکی به همراه داشته باشد.
با ساختار فعلی شاپرک، امکان اصلاحات اساسی وجود ندارد
ایثاری معتقد است مهمترین چالش شبکه پرداخت کشور، هزینههای سنگین زیرساختی و نگهداری آن است. او توضیح میدهد: «مسئله اصلی شبکه پرداخت ایران، هزینه تمامشده سرسامآور زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری و همچنین هزینههای پشتیبانی و نگهداری آنهاست که با مدل کارمزدی فعلی، نه برای بانکها، نه برای شرکتهای پرداخت و نه حتی برای صنعت فینتک، صرفه اقتصادی ندارد.»
او در ادامه، اصلاح ساختار سهامداری شاپرک را نیز یکی از الزامات اصلاح نظام پرداخت میداند و میگوید: «موضوع بعدی، اصلاح ساختار سهامداری شاپرک است؛ چراکه از ابتدا قرار بود هیچ بانکی سهامدار آن نباشد و شاپرک بهعنوان نهادی بیطرف و حاکمیتی فعالیت کند. با مدل فعلی سهامداری، عملاً امکان اجرای اصلاحات اساسی وجود ندارد. حتی اگر مدل کارمزد را تغییر دهیم، باز هم تضاد میان بانکها و شرکتهای پرداخت برطرف نخواهد شد.»
نقشه راه پرداخت کشور باید هرچه سریعتر تدوین و اجرا شود
ایثاری معتقد است برای آینده نظام پرداخت کشور، نیازی به خلق مسیرهای تازه نیست و میتوان از تجربههای بینالمللی بهره گرفت. به گفته او، جهان با سرعت از بانکداری باز به سمت داده باز یا Open Data حرکت میکند و فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، بلاکچین، اینترنت اشیا و امور مالی تعبیهشده، ساختار نظام پرداخت را متحول خواهند کرد.
او در پایان، بر ضرورت تدوین نقشه راه پرداخت کشور تأکید میکند و میگوید: «موضوع امنیت در حوزه بانکداری و پرداخت، با ظهور فناوریهایی مانند پردازش کوانتومی و هوش مصنوعی مولد، به یکی از مهمترین حوزههای کسبوکار و در عین حال یکی از جدیترین تهدیدها برای کل شبکه بانکی تبدیل شده است. باید هرچه سریعتر، با اجماع نخبگان داخل و خارج از کشور و بهرهگیری از مشاوره شرکتهای معتبر بینالمللی، نقشه راه پرداخت کشور را تدوین و اجرا کنیم.»