پستبانک ایران در دوره جدید مدیریتی خود میخواهد از تصویری که سالها با آن شناخته شده فاصله بگیرد؛ تصویر بانکی نسبتاً غیرفعال و کمعلاقه به توسعه کسبوکار که بیش از هر چیز با شبکه روستاییاش به یاد آورده میشود. حمید بنائیان، مدیرعامل پستبانک ایران، هدف خود را تبدیل این بانک به بازیگری فعال، پیشرو و پیشگام در نظام اقتصادی کشور و بهطور مشخص در اقتصاد دیجیتال و هوشمند میداند؛ بانکی که از نوآوری استقبال کند، کسبوکارهای نوآور را همراهی کند و به شریکی قابلاعتماد در مسیر رشد آنها تبدیل شود. در همین چهارچوب، دو مفهوم «بانک جامع» و «بانک اقتصاد دیجیتال» به بخش مهمی از برنامههای پستبانک تبدیل شدهاند.
بنائیان میگوید میخواهد پستبانک در توسعه اقتصاد هوشمند و دیجیتال کشور جایگاهی داشته باشد که هر کسبوکاری برای دریافت خدمات بانکی، اعتبار و تأمین مالی، آن را در میان نخستین گزینههای خود ببیند. در این گفتوگو با او درباره بانک جامعشدن پستبانک، افزایش سرمایه، توسعه زیرساختهای فناوری، همکاری با فینتکها، توسعه بانکداری شرکتی و خدمات غیرحضوری و همچنین برنامههای پستبانک برای بازتعریف جایگاه خود صحبت کردهایم.
بانک جامع قرار نیست مأموریت پستبانک را عوض کند
یکی از مفاهیمی که در ماههای اخیر بیش از گذشته در ادبیات مدیران پستبانک ایران تکرار شده، تبدیلشدن این بانک به یک «بانک جامع» است. پرسش اصلی این است که آیا این تغییر به معنای فاصلهگرفتن پستبانک از مأموریتی است که طی سالها با آن شناخته شده؛ یعنی بانکداری در مناطق روستایی و شهرهای کوچک و حمایت از حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات؟
بنائیان معتقد است حرکت به سمت بانک جامع، بیش از آنکه تغییری در مأموریت باشد، لازمه ادامه همان مأموریت اصلی این بانک است. او توضیح میدهد که براساس چهارچوب جدید طبقهبندی بانکها، هر بانک متناسب با طبقهای که در آن قرار میگیرد، امکان ارائه سطح مشخصی از خدمات بانکی و اعتباری را دارد. بنابراین، اگر پستبانک بخواهد دامنه وسیعی از خدمات مورد نیاز مشتریان را در سراسر کشور ارائه کند و همزمان در حمایت از کسبوکارهای حوزه فناوری، اقتصاد روستا و بنگاههای کوچک و متوسط فعال باشد، باید امکان فعالیت در گستردهترین سطح خدمات را داشته باشد. او میگوید:
«پستبانک ایران نه براساس انتخاب، بلکه برای اینکه بتواند در بهترین سطح به مأموریتی که در اساسنامه برایش تعریف شده عمل کند، الزاماً باید به سمتی برود که بتواند در قالب یک بانک جامع فعالیت کند. ما باید هم خدمات مورد نیاز مردم را در اقصی نقاط کشور تسهیل کنیم و هم بهعنوان بانکی حامی کسبوکارها، چه در حوزه فناوری اطلاعات و چه در سایر حوزهها، نقش داشته باشیم.»
بانکداری دیجیتال بدون سرمایهگذاری ممکن نیست
بنائیان بخش مهمی از تحول پستبانک را به توسعه زیرساخت و سبد خدمات گره میزند. او معتقد است تغییر ذائقه مشتریان و نفوذ فناوری در زندگی روزمره باعث شده بانکها ناچار باشند شکل ارائه خدمات خود را بازطراحی کنند. به گفته او، پستبانک باید بتواند در حوزه بانکداری هوشمند، بانکداری دیجیتال و حتی آنچه در ادبیات قدیمیتر بانکداری الکترونیکی خوانده میشود، خدماتی رقابتپذیر ارائه کند. این توسعه اما فقط به خرید چند سامانه یا طراحی یک اپلیکیشن جدید محدود نمیشود و نیازمند سرمایهگذاری همزمان در زیرساخت، امنیت، داده و سرمایه انسانی است.
مدیرعامل پستبانک ایران در این زمینه تأکید میکند: «وقتی از توسعه خدمات دیجیتال صحبت میکنیم، فقط مسئله نرمافزار و سختافزار نیست. امنیت سایبری، امنیت داده، حکمرانی داده و سرمایه انسانی، همه بخشی از این زیرساخت هستند.» همین مسئله او را به یکی از مهمترین چالشهای فعلی پستبانک میرساند: سرمایه.
به گفته او، سرمایه فعلی پستبانک با سطحی که برای تبدیلشدن به بانک جامع نیاز است، فاصله زیادی دارد. بنائیان میگوید حداقل سرمایه ثبتی مورد نیاز برای بانک جامع ۹۰ همت است، در حالی که پستبانک امروز حدود ۴.۹ همت سرمایه دارد. او این فاصله را فقط یک مسئله مقرراتی نمیبیند. پایینبودن سرمایه، به گفته بنائیان، هم توان سرمایهگذاری بانک در توسعه فناوری را محدود میکند و هم مستقیماً بر ظرفیت اعتباری و تأمین مالی آن اثر میگذارد. او میگوید: «بنابراین، یک گام بسیار بزرگ و جدی باید برداریم؛ هم برای اینکه بانک مرکزی بهعنوان مقام ناظر از توانمندی و ظرفیت بانک اطمینان پیدا کند و هم شاخصها و نسبتهای تعریفشده در قوانین و مقررات را پوشش دهیم.»
اصلاح اساسنامه؛ اولین گام برای تغییر ساختار پستبانک
اولین گام ساختاری در این مسیر، اصلاح اساسنامه پستبانک بوده است؛ موضوعی که به گفته بنائیان سالها متوقف مانده بود. او میگوید پستبانک در فروردینماه ۱۴۰۵ موفق شد تأییدیه هیئت عالی بانک مرکزی را برای اصلاح اساسنامه دریافت کند و در تیرماه نیز اصلاحات تکمیلی در مجمع عمومی فوقالعاده دنبال شد.
یکی از محورهای مهم این اصلاحات به ترکیب سهامداری بانک مربوط میشود. بنائیان میگوید مدل مطلوب باید از یک سو اطمینان حاکمیت را نسبت به ادامه مأموریتهای محولشده به پستبانک حفظ کند و از سوی دیگر، ظرفیت افزایش سرمایه را خارج از محدودیتهای متعارف بودجه دولت فراهم آورد.
در بخش دیگری از گفتوگو، او واگذاری دو درصد از سهام دولتی بانک را نیز یکی از گامهای اثرگذار این مسیر معرفی میکند؛ تغییری که به گفته او میتواند سهم دولت را از ۵۱ درصد به ۴۹ درصد کاهش دهد و بخشی از محدودیتهایی را که یک بانک با مالکیت اکثریت دولتی با آن مواجه است، کمتر کند. بنائیان معتقد است مجموعه این تغییرات باید پستبانک را از برخی «قیود ناکارآمد» خارج کند و امکان رشد سریعتر بانک را فراهم آورد.
هلدینگ فناوری؛ از واسطهگری به توسعه زیرساخت و محصول
یکی دیگر از بخشهایی که بنائیان بهصراحت از وضعیت گذشته آن انتقاد میکند، هلدینگ فناوری اطلاعات پستبانک است. او میگوید پستبانک در گذشته شرکت فناوری اطلاعات داشت، اما این شرکت فعالیت گستردهای نداشت و بخش زیادی از نقش آن به واسطهگری در برونسپاری محدود میشد: «حالا قرار است این هلدینگ نقش فعالتری در توسعه زیرساخت و محصول بانک داشته باشد.»
به گفته بنائیان، پستبانک در ماههای اخیر کار روی بومیسازی برخی زیرساختهایی را که بهواسطه حساسیتهای امنیت سایبری نیاز به توسعه داخلی دارند آغاز کرده، نیروهای متخصص جذب کرده و در حال شکلدادن به هستههای کسبوکاری و شرکتهای تخصصی زیرمجموعه هلدینگ فناوری اطلاعات خود است.
در کنار این تغییرات، همکاری با فینتکها نیز توسعه پیدا کرده است. بنائیان از همکاری در حوزه داده، لندتک و برخی پروژههای اقتصاد دیجیتال بهعنوان نمونههایی از این تغییر یاد میکند. او میگوید:
«فعالیت مشترک با پلتفرمهای فینتکی و مجموعههایی که دسترسی به کالا و خدمات را تسهیل میکنند و همینطور لندتکها را آغاز کردهایم و این همکاریها گامبهگام در حال شکلگیری و توسعه هدفمند هستند.»
بنائیان تأکید میکند که توسعه هلدینگ فناوری اطلاعات قرار نیست به مجموعهای از پروژههای مقطعی محدود شود. به همین دلیل، پستبانک برای تدوین سند چشمانداز و نقشه راه این هلدینگ، پروژهای با بخش دانشگاهی تعریف کرده است. او معتقد است این هلدینگ در نهایت باید به پستبانک کمک کند تا تجربه مشتری را، هم از نظر کمیت خدمات و هم از نظر کیفیت آنها، بهبود دهد.
یک محصول اعتباری در نقطه تلاقی انرژی و اقتصاد دیجیتال
یکی از پروژههایی که بنائیان در توضیح مدل جدید همکاری پستبانک با شرکتهای فینتک به آن اشاره میکند، حوزه انرژی است. به گفته او، پستبانک با برخی فعالان اقتصاد دیجیتال روی محصولی اعتباری کار کرده که هدف آن تسهیل دسترسی خانوارها به ابزارها و تجهیزات صرفهجویی انرژی است. این محصول، علاوه بر تأمین مالی خرید تجهیزات، قرار است از ظرفیت اوراق صرفهجویی انرژی نیز استفاده کند. بنائیان میگوید: «مدلی طراحی شده که هم صرفهجویی واقعی در مصرف انرژی را، چه در فصل زمستان در حوزه گرمایش و چه در تابستان در حوزه سرمایش، دنبال کند و هم یک الگوی تأمین مالی برای کمک به اقتصاد خانوار داشته باشد.»

او از طراحی این مدل بهعنوان کاری «سخت» یاد میکند؛ چراکه از یک سو نیازمند طراحی یک مدل مالی جدید بوده و از سوی دیگر، بانکی که پیش از این تجربه گستردهای در چنین همکاریهایی نداشته، باید با بازیگران اقتصاد دیجیتال وارد تعامل میشد.
طبق صحبتهای بنائیان، این پروژه در زمان انجام این گفتوگو در مرحله آزمون قرار داشته و برنامه پستبانک این است که تا پایان آبانماه سال جاری، محصول را بهصورت عمومی معرفی کند.
پستبانک بهدنبال تأمین سرمایه تخصصی فاوا
یکی دیگر از برنامههایی که بنائیان مطرح میکند، تأسیس یک شرکت تأمین سرمایه تخصصی در حوزه فاواست. او میگوید مدارک و فرایندهای مربوط به این موضوع در حال تکمیل است تا برای سازمان بورس ارسال شود. این برنامه در نگاه پستبانک، بخشی از تلاش برای ایجاد اتصال میان شبکه بانکی و بازار سرمایه در حوزه فناوری اطلاعات است.
بنائیان این موضوع را نیز به ضرورت بانک جامعشدن مرتبط میکند و میگوید: «پستبانک برای ارائه برخی از این خدمات و تکمیل زنجیره ابزارهای مالی خود به جایگاهی نیاز دارد که امکان فعالیت گستردهتر در بازار پول و سرمایه را برایش فراهم کند.»
در این زنجیره، او علاوه بر خدمات اعتباری، به خدمات بیمهای و سایر ابزارهای پولی و مالی نیز اشاره میکند و معتقد است تحقق فراگیری مالی مستلزم آن است که مشتری بتواند مجموعه متنوعتری از خدمات را از طریق پستبانک دریافت کند.
پستبانک چقدر با «بانک اقتصاد دیجیتال» فاصله دارد؟
در کنار مفهوم بانک جامع، عبارت دیگری که بارها در برنامههای پستبانک شنیده میشود، «بانک اقتصاد دیجیتال» است. بنائیان برای این مفهوم تعریف نسبتاً روشنی دارد. او دراینباره میگوید: «بانک اقتصاد دیجیتال باید به جایگاهی برسد که هر کسبوکاری که قصد دارد در کشور نوآوری کند، بتواند بانک را بخشی از زنجیره توسعه خود بداند. ما نیز باید به جایگاهی برسیم که هر نوع نوآوری که در اقتصاد کشور شکل میگیرد، بداند در کنار خودش یک محمل و یک جایگاه به نام پستبانک ایران وجود دارد؛ جایی که هم از نوآوری حمایت میکند و هم کمک میکند دسترسی به خدمات، دادهها و APIهای مورد نیاز آن کسبوکار فراهم شود.»
با این حال، بنائیان درباره وضعیت امروز پستبانک اغراق نمیکند و فاصله موجود در مقایسه با سایر رقبا را میپذیرد: «واقعیت این است که امروز با این نقطه ایدهآلی که میگویم خیلی فاصله داریم؛ هم از نظر زیرساخت و هم از نظر امکانات.»
در تعریف بنائیان، زیرساخت اقتصاد دیجیتال فقط به تجهیزات و سامانهها خلاصه نمیشود. او میگوید: «وقتی از زیرساخت صحبت میکنم، الزاماً منظورم سختافزار و نرمافزار نیست. این زیرساخت ترکیبی است از دستورالعملها، سرمایه انسانی، شیوهنامهها، قواعد و مقررات، دسترسی به داده و اطلاعات و خود زیرساختهای فنی.»
به گفته او، پستبانک امروز سهم محدودی از تأمین مالی فعالان فناوری اطلاعات و اقتصاد دیجیتال دارد و یکی از دلایل اصلی این مسئله همان سرمایه پایین بانک است. محدودیت سرمایه نظارتی در نهایت سقف خدمات اعتباری و تأمین مالی بانک را برای این گروه از مشتریان پایین میآورد. او تأکید میکند وقتی از اقتصاد دیجیتال صحبت میکند، منظورش فقط تولیدکنندگان تجهیزات یا شرکتهای کلاسیک فناوری اطلاعات نیست. او در این باره میگوید:
«هر کسبوکاری که بخشی از اقتصاد هوشمند و اقتصاد دیجیتال کشور باشد، میتواند در دایره مخاطبان پستبانک قرار گیرد. ما میخواهیم پستبانک شریکی قابلاعتماد برای کسبوکارها و فعالان اقتصاد دیجیتال کشور باشد. در حوزه تبدیلشدن به یک شریک قابلاعتماد و پایدار برای فعالان اقتصاد دیجیتال نیز بارها اعلام آمادگی کردهایم و همکاریهای مشترکی را هم آغاز کردهایم. یکی از این همکاریها در حوزه صرفهجویی انرژی و با یک شرکت نوآور فعال در این حوزه بوده است. در کنار آن، همکاری با لندتکها، مراکز علمی، پارکهای فناوری و بهطور مستقیم با فعالان اقتصاد دیجیتال و اقتصاد هوشمند را هم شروع کردهایم. امیدوارم تا پایان ۱۴۰۵، فعالان این حوزه پستبانک را بهصورت ملموس بهعنوان یک شریک قابلاعتماد و پایدار تجربه کنند.»
۴۰۴ شعبه و نزدیک به ۵۵۰۰ باجه بانکی روستایی
پستبانک در کنار برنامههای دیجیتال خود، شبکهای دارد که تقریباً هیچ بانک دیگری در کشور مشابه آن را در اختیار ندارد. به گفته بنائیان، پستبانک در حال حاضر ۴۰۴ شعبه و نزدیک به ۵۵۰۰ باجه بانکی روستایی دارد. او توضیح میدهد که تعداد باجهها بهدلیل جابهجایی متناسب با شرایط اقتصادی و نیازهای هر منطقه ثابت نیست، اما سقف شبکه در حدود ۵۵۰۰ باجه قرار دارد. بنائیان میگوید: «نگاه ما بههیچعنوان کوچکسازی این شبکه نیست. با توجه به مأموریت و وظیفهای که بانک دارد، نگاه ما کاهش تعداد باجهها نیست، اما حتماً الگوی کسبوکاری و مدل سرویسدهی آنها باید در راستای توسعه عدالت اقتصادی و فراگیری مالی تغییر کند.»
بنائیان معتقد است تا زمانی که جامعه به بلوغ کافی در استفاده از خدمات دیجیتال نرسیده و کیفیت و پایداری سرویسهای غیرحضوری به سطحی نرسیده باشد که همه گروههای مشتریان بتوانند به آنها اتکا کنند، بانک همچنان به نقاط فیزیکی تماس با مشتری نیاز خواهد داشت. او میگوید: «اصل موضوع این است که الگوی کسبوکاری شعب و باجهها تغییر کند. اینکه چه مأموریت و چه نقشی به آنها داده شود، یکی از موضوعاتی است که باید در مسیر تحول بهطور ویژه به آن پرداخته شود.»
در مدل مورد نظر پستبانک، باجه روستایی میتواند بیش از آنکه محل انجام چند عملیات پایه بانکی باشد، به نقطهای برای آموزش، ترویج فرهنگ استفاده از خدمات بانکی، تسهیل دسترسی به خدمات دیجیتال و تعامل با کسبوکارهای محلی تبدیل شود.
مسئله روستا نبود خدمت نیست؛ کیفیت دسترسی است
بنائیان معتقد است پستبانک امروز تقریباً همه خدمات اصلی مورد نیاز مشتریان را در شبکه شعب و باجههای خود به آنها ارائه میکند. او میگوید: «اگر سؤال این باشد که آیا سرویسی هست که در باجههای بانکی روستایی خود ارائه نمیدهیم، واقعاً سرویس عمدهای نیست که ارائه نشود. مسئله بیشتر شکل سرویسدهی است.»
او توضیح میدهد که هنوز در برخی نقاط لازم است دسترسی به ابزارهایی مثل خودپرداز، کیوسک و تجهیزات Cashless توسعه پیدا کند: «همچنین در مواردی که حضور فیزیکی مشتری بهدلیل الزامات احراز هویت یا مقررات مبارزه با پولشویی ضروری است، باید تجربه متفاوت و سادهتری طراحی شود. ما برنامه داریم الگوی عملیاتی جدید این حوزه را در سال ۱۴۰۶ ارائه کنیم. نمیخواهیم صرفاً هزار دستگاه نصب کنیم و خبرش را بدهیم. اینکه اعلام کنیم در هزار یا دو هزار نقطه Cashless یا خودپرداز میگذاریم، کار سختی نیست. سؤال این است که چه تجربهای برای مشتری فراهم میکنیم. باید کسی که پای آن دستگاه میرود، واقعاً دیگر نیازی به باجه یا شعبه نداشته باشد. درنتیجه میخواهیم کاری پایدار و یک الگوی معنادار ایجاد کنیم. به همین دلیل، بخشی از کارهایی که انجام میدهیم شاید زمان بیشتری ببرد.»
از سامانههای پراکنده تا یک تجربه واحد برای مشتری
یکی از موضوعاتی که در گفتوگو مطرح شد، تعدد نامها و سامانههایی است که پستبانک طی ماههای اخیر معرفی کرده است. بنائیان میگوید این پراکندگی بخشی از یک مسیر گذار است و قرار نیست مشتری در نقطه نهایی با چندین سامانه مستقل مواجه باشد. نمونه آن «همتا»ست؛ سامانهای برای ارائه خدمات غیرحضوری که در آن فرایندهای KYC، امضای دیجیتال و بخشی از قابلیتهای مرتبط با شعبه دیجیتال و غیرحضوری پیاده شده است. او توضیح میدهد که پستبانک دو انتخاب داشت؛ یا همه خدمات را تا آمادهشدن یک بستر جامع متوقف کند و بعد یکباره همه آنها را عرضه کند، یا سرویسهای مورد نیاز مشتری را بهتدریج وارد بازار کند و در نهایت آنها را در یک پلتفرم تجمیع کند. پستبانک مسیر دوم را انتخاب کرده است.
بنائیان میگوید: «فضای کسبوکار، رقابت و نیاز مردم به ما اجازه نمیدهد صبر کنیم تا همهچیز کامل شود و بعد یکباره آن را ارائه کنیم. بعضی از سرویسها امروز مورد نیاز مردم هستند و باید زودتر در اختیارشان قرار بگیرند. درنتیجه، سامانه همتا بهصورت وببیس طراحی شده تا مشتری مجبور نباشد اپلیکیشن جداگانهای نصب کند، اما همتا قرار نیست برای همیشه یک محصول مستقل باقی بماند. وقتی مگااپ پستبانک آماده شود، این خدمات به یک ماژول داخل مگااپ تبدیل میشوند. اینها حلقههایی از یک زنجیرهاند و نقطه نهایی باید یک تجربه واحد برای مشتری باشد.»
یکی از نخستین اهداف پستبانک در توسعه همتا، غیرحضوریکردن تسهیلات خرد است. بنائیان میگوید هنوز مشتری پستبانک برای تسهیلاتی مانند وام ازدواج، فرزندآوری یا برخی وامهای قرضالحسنه ناچار به مراجعه فیزیکی است و این تجربه باید تغییر کند: «هدف پستبانک این است که حداقل در لایه تسهیلات خرد، مشتری بتواند بدون تشکیل پرونده فیزیکی در شعبه، فرایند خود را انجام دهد.»
مگااپ؛ نقطه اتصال خدمات دیجیتال پستبانک
پستبانک در کنار سامانههای فعلی، روی مگااپ خود نیز کار میکند. بنائیان میگوید هدف این است که در نهایت خدمات مختلف بانک در یک نقطه واحد تجمیع شوند. طبق برنامهای که او مطرح میکند، مگااپ باید تا پایان آبانماه بهصورت پایلوت رونمایی شود و او امیدوار است در حوالی دیماه، همزمان با سالروز تأسیس پستبانک، مدل تجاری و عمومیتر آن را در اختیار مشتریان قرار دهند.
بانکداری شرکتی؛ حلقه اتصال پستبانک به کسبوکارها
بنائیان معتقد است حمایت از اقتصاد روستا، شرکتهای دانشبنیان و فعالان اقتصاد دیجیتال بدون داشتن بانکداری شرکتی قدرتمند تقریباً ممکن نیست. او میگوید: «پستبانک یک زنجیره از خدمات است. در این زنجیره هم اشخاص حقیقی حضور دارند و هم اشخاص حقوقی. ما وقتی میگوییم میخواهیم از اقتصاد روستا، اقتصاد دانشبنیان و اقتصاد دیجیتال حمایت کنیم، لاجرم باید خدمات بانکداری شرکتی با کیفیت مناسب هم داشته باشیم.»
او بخشی از گلایههایی را که شرکتهای فناوری از شبکه بانکی دارند، ناشی از همین ضعف میداند؛ اینکه کسبوکارهای شرکتی نیازهایی دارند که با همان الگوی بانکداری خرد نمیتوان به آنها پاسخ داد. پستبانک برای توسعه این بخش، مدیریت امور بانکداری شرکتی و بازاریابی را در ساختار سازمانی خود در نظر گرفته و همزمان در حال تدوین فرایندها و دستورالعملهای مرتبط است. یکی از محصولات این حوزه نیز «پروبانک» است؛ اینترنتبانکی که برای مشتریان شرکتی طراحی شده تا خدمات حقوقی و سازمانی بیشتری را بهصورت غیرحضوری در اختیار آنها قرار دهد. بنائیان میگوید: «پستبانک تجربههایی را نیز در همکاری با کسبوکارهای حوزه پرداختیاری آغاز کرده و این همکاریها به بلوغ تدریجی مدل بانکداری شرکتی این بانک کمک میکنند.»

او تأکید میکند توسعه بانکداری شرکتی فقط به خود شرکت محدود نمیشود، چراکه کارکنان شرکتها نیز بخشی از زنجیره مشتریان بانک هستند و جذب مشتریان شرکتی میتواند بانکداری خرد پستبانک را نیز تقویت کند.
بعد از بانکداری شرکتی، نوبت مدلهای تخصصیتر است
برنامه پستبانک به توسعه بانکداری شرکتی محدود نیست. بنائیان از توسعه بانکداری تجاری برای کسبوکارهای کوچک و متوسط و طراحی مدلهایی از بانکداری اختصاصی برای بخشهایی از جامعه مشتریان بانک نیز صحبت میکند. او معتقد است پستبانک باید برای گروههای مختلف مشتریان خود الگوهای تخصصیتری داشته باشد و نمیتوان با یک مدل واحد به همه پاسخ داد. او اینطور میگوید: «این موضوع بهویژه درباره اقتصاد روستا اهمیت دارد؛ مفهومی که نباید با اقتصاد کشاورزی یکسان گرفته شود.»
اقتصاد روستا بزرگتر از کشاورزی است
به گفته مدیرعامل پستبانک، یکی از اشتباهات رایج این است که مأموریت روستایی پستبانک صرفاً با کشاورزی تعریف شود. او میگوید: «اقتصاد کشاورزی یک تعریف مشخص دارد و موضوعاتی مثل امنیت غذایی، صنایع بزرگ کشاورزی و کشتوصنعتها را پوشش میدهد. اما وقتی از اقتصاد روستا صحبت میکنیم، دامنه خیلی گستردهتر است.»
در تعریف او، یک کارگاه کوچک تولیدی در روستا، صنایعدستی، بومگردی، توزیع غذای محلی یا حتی یک کارگاه دوزندگی نیز بخشی از اقتصاد روستا و در نتیجه جزو بازار هدف پستبانک محسوب میشوند. بنائیان معتقد است مدلهای تخصصی بانکداری باید بتوانند این تنوع را پوشش دهند و پستبانک نباید مأموریت روستایی خود را صرفاً در قالب تسهیلات کشاورزی تعریف کند.
از اوراق گام تا برات الکترونیکی؛ تکمیل جعبهابزار تأمین مالی
پستبانک در حوزه تأمین مالی زنجیره تأمین (SCF) نیز در حال تکمیل زیرساختهای خود است. بنائیان به ابزارهایی مانند اوراق گام، کارت اعتباری متصل به اوراق گام، برات الکترونیکی و سفته تضمینشده اشاره میکند و میگوید پستبانک در برخی از این حوزهها زیرساخت عملیاتی لازم را فراهم کرده است: «بانکداری شرکتی نیز قرار است در شناسایی زنجیرههای کسبوکار و طراحی مدل تأمین مالی برای آنها نقش داشته باشد.»
پستبانک این کار را فقط در حوزه ICT دنبال نمیکند. بنائیان از ورود به زنجیرههای صنایع الکترونیک، لوازم خانگی و دارو نیز صحبت میکند و حتی به ظرفیت گیاهان دارویی ایران و اتصال این زنجیره به شرکتهای دارویی داخلی و خارجی اشاره دارد.
چرا تأمین مالی زنجیرهای هنوز برای بازار جذاب نیست؟
با وجود توسعه ابزارها، بنائیان معتقد است بازار ایران هنوز در استفاده از تأمین مالی زنجیرهای به بلوغ کافی نرسیده است. از نگاه او، بخشی از مسئله به فرهنگ استفاده از این ابزارها برمیگردد و همچنان به اطلاعرسانی و آموزش بیشتری نیاز است. بخش دیگری از مسئله نیز به تورم مربوط میشود. او اینطور توضیح میدهد: «وقتی تورم بالاست و نقدینگی اهمیت زیادی برای فعال اقتصادی دارد، طبیعی است که بسیاری از کسبوکارها همچنان تمایل بیشتری به دریافت مستقیم تسهیلات و نقدینگی داشته باشند تا اینکه به سمت ابزارهای اعتباری زنجیرهای بروند.»
با این حال، او معتقد است طی چند سال گذشته استفاده از این ابزارها رشد کرده و آمارهای بانک مرکزی نیز افزایش حجم تأمین مالی زنجیرهای را نشان میدهد.
هوش مصنوعی؛ از پشتصحنه بانکداری تا «اپراتور هوش مصنوعی»
وقتی صحبت به هوش مصنوعی میرسد، مدیرعامل پستبانک معتقد است استفاده شبکه بانکی کشور از این فناوری بسیار قدیمیتر از موج اخیر هوش مصنوعی است. او به پروژههایی در حوزه افتتاح حساب غیرحضوری، تطبیق چهره، رتبهبندی اعتباری، شناسایی الگوهای اعتبارسنجی و تحلیل رفتار مشتری اشاره میکند و میگوید بخشی از تحقیقات و پروژههای مرتبط با این موضوع در ایران از حدود سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ آغاز شده است.
به گفته او، بخشی از خدماتی که امروز مشتری تنها با چند کلیک دریافت میکند، محصول سالها استفاده از داده و هوشمندسازی فرایندهای پشتصحنه بانکهاست: «پستبانک نیز در محصولات جدید خود از این ظرفیتها استفاده میکند. هدف این است که فناوری در خدمت ارتقای کیفیت و سادهکردن تجربه مشتری قرار بگیرد.»
بنائیان میگوید پستبانک در حال پیگیری طرح راهاندازی یک «اپراتور هوش مصنوعی» در قالب کنسرسیوم است و قصد دارد پس از دریافت مجوزهای لازم، خدمات پایه هوش مصنوعی را نیز در اختیار فعالان اقتصاد دیجیتال و اقتصاد هوشمند کشور قرار دهد. در تصویری که او ترسیم میکند، پستبانک قرار نیست فقط مصرفکننده فناوری باشد؛ بانک میخواهد بخشی از زیرساخت ارائه خدمات فناوری به کسبوکارها را نیز در اختیار داشته باشد.
پستبانک بهدنبال نقش فعالتر در اقتصاد کشور است
سپس صحبت از برند پستبانک و تصویری میشود که امروز در ذهن بازار از این بانک وجود دارد؛ تصویری که حتی خود بنائیان هم آن را در مقایسه با سایر رقبا چندان مطلوب نمیداند. پستبانک برای بسیاری همچنان بانکی دولتی و نسبتاً حاشیهای است و وقتی از اقتصاد دیجیتال، API یا هوش مصنوعی صحبت میکند، هنوز این مفاهیم بهصورت طبیعی با نام پستبانک گره نخوردهاند. هدف بنائیان دقیقاً تغییر همین تصویر است:
«اعتقاد من این است که باید آن نگاه منفعلانهای را که به برند پستبانک ایران وجود دارد تغییر دهیم و بانک را به یک بازیگر فعال و پیشرو در نظام اقتصادی کشور و بهصورت خاص در اقتصاد هوشمند تبدیل کنیم. در این مسیر سعی کردهایم در طرحهای مختلف اقتصادی و حمایتی منفعل نباشیم؛ از همکاری با وزارت اقتصاد در حوزه حفظ اشتغال بنگاههای کوچک و متوسط و حضور در پروژههایی مانند یکپارچهسازی صورتهای مالی گرفته تا ایجاد ظرفیتهای اعتباری برای بازسازی و حمایت از بنگاهها و همکاری با وزارت ارتباطات برای حمایت از شرکتهای فناوری اطلاعات. تلاش ما این بوده که پستبانک در ارکان اقتصادی کشور حرف جدی برای گفتن داشته باشد.»
او تأکید میکند که بخش مهمی از تغییر تصویر پستبانک باید از دل مشارکت فعال بانک در پروژههای واقعی اقتصادی و فناوری شکل بگیرد، نه صرفاً از طریق کمپینهای تبلیغاتی.
به تعبیر او، اینکه یک شرکت فناوری به پستبانک مراجعه کند کافی نیست؛ بانک باید بتواند آن شرکت را با کیفیت خدمات، اعتبار، ابزارهای مالی و زیرساختهای مناسب در مجموعه خود نگه دارد. این نگاه بخشی از همان تغییری است که بنائیان میخواهد در سهم بازار پستبانک ایجاد کند؛ پستبانکی که فقط بهواسطه مأموریت قانونیاش محل مراجعه شرکتهای فناوری نباشد، بلکه آنها آگاهانه آن را بهعنوان بانک و شریک مالی خود انتخاب کنند.
او میگوید: «ما میخواهیم تصویر پستبانک را از یک بانک کوچک و کمعلاقه به توسعه کسبوکار، به بانکی تغییر دهیم که واقعاً پیشرو و پیشگام باشد، از نوآوری استقبال کند و کسبوکارها را همراهی کند. یکی از نمونههای این رویکرد، تفاهمنامه ۱۵ همتی ما با معاونت توسعه روستایی ریاستجمهوری است که بخشی از آن به اشتغال روستایی و بخشی به بازسازی و حمایت از کسبوکارها اختصاص دارد. این نوع همکاری، نگاه متفاوتی به مأموریت روستایی پستبانک ایجاد میکند. نگاه ما صرفاً کشاورزی نیست، بلکه اقتصادی است.»
پستبانک سه سال دیگر باید چه بانکی باشد؟
در پایان گفتوگو از بنائیان میپرسیم اگر قرار باشد سه سال دیگر تنها با یک یا دو دستاورد از دوره مدیریتی او در پستبانک یاد شود، دوست دارد آن دستاوردها چه باشند. پاسخش دو بخش دارد؛ یکی در سمت مشتری و دیگری در سمت اقتصاد دیجیتال. او میگوید: «دوست دارم پستبانک بعد از این دوره، بانکی باشد که سبد خدمات غیرحضوری و دیجیتالش در شبکه بانکی، یک سبد کامل و سرآمد باشد. هدف دوم برای من جایگاه پستبانک در اقتصاد هوشمند کشور است. میخواهم پستبانک بهعنوان یک بانک پیشگام در توسعه اقتصاد هوشمند و اقتصاد دیجیتال شناخته شود. یعنی هر کسی در کشور خواست فعالیتی در حوزه هوشمندسازی شروع کند و دنبال بانکی باشد که هم خدمات بگیرد و هم اعتبار و تأمین مالی، اولین جایی که به ذهنش میرسد پستبانک ایران باشد.»