اشکان امیرزاده ابراهیمی از آن دسته مدیرانی است که علاقهشان به کسبوکار را نه در دانشگاه پیدا کردهاند و نه در نخستین تجربه کاری. او از پنجسالگی، هر زمان به مغازه یکی از آشنایان میرفت، پشت دخل میایستاد و برای صاحب مغازه کالا میفروخت. علاقهای که سالها بعد، مسیر حرفهای او را به بازار تجهیزات فناوری اطلاعات و در نهایت مدیریت شرکت آداک فناوری مانیا رساند.
ابراهیمی که متولد سال ۱۳۶۱ در تهران است، در سال ۱۳۸۰ یا ۱۳۸۱ نخستین تجربه رسمی کار خود را با بازاریابی برای یک مجله فناوری اطلاعات آغاز کرد و پس از فعالیت در چند شرکت، در سال ۱۳۸۸ به آداک فناوری مانیا پیوست. او در تمام این سالها، تجارت را مهمترین علاقه حرفهای خود دانسته و معتقد است خوشنامی و پایبندی به اصول در تأمین و عرضه کالا، از مهمترین دستاوردهای مدیریتیاش بوده است. ابراهیمی در روایت زندگی خود از تأثیر پدرش، تجربههای دوران دانشجویی، افرادی که فوتوفن تجارت را به او آموختند و تصمیمهایی میگوید که مسیر حرفهایاش را شکل دادهاند.
علاقه به تجارت از پشت دخل مغازهها آغاز شد
اشکان امیرزاده ابراهیمی، که در صنعت فناوری اطلاعات بیشتر با نام اشکان ابراهیمی شناخته میشود، متولد سال ۱۳۶۱ در تهران است. او دوران کودکی خود را ترکیبی از آرامش، کنجکاوی و علاقه به تجربهکردن توصیف میکند؛ کودکی که برخلاف بسیاری از همسنوسالانش، بیش از آنکه به مشاغل رایج و آیندهای دور فکر کند، به دادوستد علاقه داشت.
یکی از خاطرات پررنگ او از همان سالهای ابتدایی زندگی، حضور در مغازه آشنایان و ایستادن پشت دخل است. ابراهیمی میگوید:
«نمیدانم چرا، اما از دوران کودکی هر وقت به مغازه یکی از آشنایان میرفتم، پشت دخل میایستادم و برایش کالا میفروختم. شاید باورکردنی نباشد، اما از پنجسالگی بارها این اتفاق تکرار شد.»
این علاقه برای او به یک سرگرمی گذرا محدود نماند و در سالهای نوجوانی نیز ادامه پیدا کرد. ابراهیمی میگوید هیچوقت مانند بسیاری از کودکان و نوجوانان، آینده خود را در قالب مشاغلی مانند پزشکی یا خلبانی تصور نمیکرد. برخلاف کسانی که ابتدا شغلی را در ذهن انتخاب میکنند و بعد به دنبال راه رسیدن به آن میروند، او از همان ابتدا به ماهیت فعالیت اقتصادی و تجارت علاقه داشت.
به گفته خودش: «واقعیت این است که شاید من هیچوقت مثل بقیه بچهها رؤیاپردازی نکردم که بگویم میخواهم دکتر یا خلبان شوم. از بچگی عاشق دادوستد و بازرگانی بودم.»
همین علاقه باعث شد ورودش به بازار کار، اتفاقی جدا از علایق دوران کودکی نباشد. او از همان سالهای نوجوانی به کسب درآمد و تجربه حضور در محیطهای کاری فکر میکرد؛ مسیری که کمی بعد و حتی پیش از ورود به دانشگاه، شکل جدیتری به خود گرفت.
انصراف از دامپزشکی و انتخاب حسابداری
مسیر تحصیلی ابراهیمی برخلاف علاقه حرفهایاش، از ابتدا چندان روشن نبود. او دوران دبیرستان را در رشته علوم تجربی گذراند و در سال ۱۳۸۱ تصمیم گرفت در آزمون دانشگاه آزاد برای تحصیل در رشته دامپزشکی شرکت کند. در آن زمان، این رشته تنها در تعداد محدودی از واحدهای دانشگاه آزاد ارائه میشد و او گرمسار را بهعنوان نزدیکترین گزینه انتخاب کرده بود.
ابراهیمی میگوید در دوران مدرسه آنقدر درسخوان نبود که به قبولی در دانشگاههای دولتی فکر کند. بااینحال، تجربه حضور در آزمون دامپزشکی برایش به اتفاقی تبدیل شد که مسیر تحصیلی او را تغییر داد. آن زمان داوطلبان باید در محل انتخاب اول خود در آزمون شرکت میکردند و او نیز برای شرکت در کنکور به گرمسار رفت؛ اما تنها حدود نیم ساعت پس از آغاز آزمون، تصمیم گرفت جلسه را ترک کند.
به گفته او، گرمای هوا، مسافت رفتوآمد و شرایط دانشگاه باعث شد خیلی زود متوجه شود که تحصیل در آن محیط با خواستههایش سازگار نیست. به همین دلیل، بدون اینکه منتظر پایان آزمون بماند، از جلسه خارج شد.
این تصمیم به معنای کنارگذاشتن تحصیل نبود. او یک سال بعد، در سال ۱۳۸۲، به تعبیر خودش با یک «نرمش قهرمانانه» مسیرش را تغییر داد و این بار از گروه علوم انسانی، رشته حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن را انتخاب کرد.
ابراهیمی امروز از این تغییر مسیر رضایت دارد و معتقد است انتخاب حسابداری، برخلاف رشته اولیهاش، ارتباط بیشتری با ویژگیهای شخصیتی و علایق حرفهای او داشته است. او حسابداری را صرفاً رشتهای برای محاسبه اعداد و ثبت رویدادهای مالی نمیداند و میگوید: «حسابداری ترکیبی از حسابوکتاب، مدیریت، برنامهریزی و خودشناسی است.»
دوران دانشجویی برای او یکی از دورههای خوشایند زندگیاش بود. محیط دانشگاه رودهن، آبوهوا و روابط اجتماعی آن دوره را دوست داشت. از طرف دیگر، برخلاف بسیاری از دانشجویانی که هنوز تجربهای از بازار کار نداشتند، او همزمان با تحصیل مشغول فعالیت حرفهای بود و درآمد مستقلی داشت.
استقلال مالی از نظر ابراهیمی یکی از مهمترین امتیازهای آن سالها بود؛ موضوعی که به اعتقاد خودش باعث میشد در بعضی زمینهها جلوتر از همسنوسالانش باشد. البته مهمترین دستاورد دوران دانشگاه را نه در درسها، بلکه در ارتباطات انسانی و تجربه دوستی با افراد مختلف میبیند.
او معتقد است دانشگاه به او آموخت که میتوان با افراد دارای ویژگیها و دیدگاههای متفاوت ارتباط داشت و هرکدام از این دوستیها ممکن است در مقطعی از زندگی اهمیت پیدا کنند. به گفته ابراهیمی، هرکدام از دوستانی که در طول زندگی پیدا میکنیم، ممکن است روزی در یکی از شرایط دشوار دستمان را بگیرند.
تحصیلات او به دوره کارشناسی محدود نماند. ابراهیمی در سالهای بعد، برای تکمیل دانش مدیریتی خود در دورههای MBA و DBA شرکت کرد. همچنین با گذراندن دورههای آنلاین تخصصی مرتبط با حوزه فعالیتش، تلاش کرد اطلاعات فنی و حرفهای خود را بهروز نگه دارد. او معتقد است این آموزشها به او کمک کردند در حوزه تخصصی خود به دانش و تجربه قابلتوجهی دست پیدا کند.
نخستین درآمد از بازاریابی برای یک مجله فناوری اطلاعات
نخستین تجربه رسمی کاری ابراهیمی به سالهای ۱۳۸۰ و ۱۳۸۱ برمیگردد؛ زمانی که حدود ۲۰ سال داشت و بهعنوان بازاریاب یک مجله فناوری اطلاعات فعالیت خود را آغاز کرد.
او انگیزه اصلی ورود زودهنگام به بازار کار را استقلال مالی و علاقه به حضور در اجتماع میداند. بااینحال، نکته جالب این است که نخستین شغلش نیز در حوزهای قرار داشت که سالها بعد به زمینه اصلی فعالیت حرفهای او تبدیل شد.
ابراهیمی ورود خود به این حوزه را تا اندازهای حاصل اتفاق میداند: «گویی از همان ابتدا سرنوشتم با بازار فناوری اطلاعات گره خورده بود.»
پس از تجربه بازاریابی، به یک شرکت نرمافزاری پیوست که پدرش از سهامداران آن بود: «حضور در این مجموعه فرصت آشنایی نزدیکتر با کسبوکار فناوری اطلاعات را برایم فراهم کرد.» او در ابتدا بهعنوان کارآموز در بخش سختافزار فعالیت میکرد، اما خیلی زود توانست فعالیت خود را گسترش دهد و نمایندگی چند برند داخلی را دریافت کند.
این مرحله را میتوان آغاز جدی ورود او به تجارت تجهیزات فناوری اطلاعات دانست. علاقهای که از دوران کودکی به خریدوفروش داشت، حالا در بازاری تخصصی و مبتنی بر دانش فنی دنبال میشد.
به گفته خودش، در این مسیر، سه نفر نقش مهمی در شکلگیری شخصیت حرفهای و نگاه تجاری او داشتند. نخستین نفر پدرش بود؛ کسی که ابراهیمی او را فردی خوشفکر، پرکار و دارای روابط عمومی بالا توصیف میکند و میگوید: «بخش مهمی از مهارت ارتباط با دیگران و شیوه برخورد با افراد مختلف را از پدرم آموختهام. ویژگیهایی که بعدها در فعالیتهای تجاری و مدیریتی به کارم آمدند.»
دومین فرد تأثیرگذار در زندگی حرفهای او بابک بیگلری بود. ابراهیمی میگوید بسیاری از فوتوفنهای حوزه سختافزار را از بیگلری یاد گرفته است؛ فردی که امروز اطلاعی از محل فعالیتش ندارد، اما همچنان او را از آموزگاران مهم دوران کاری خود میداند.
نفر سوم فرشید بشیریان، مدیر شرکت پویان پردازش است. ابراهیمی شش سال در این شرکت فعالیت کرد و از آن دوره بهعنوان یکی از مهمترین مراحل شکلگیری شخصیت تجاری خود یاد میکند و میگوید: «حضور در پویان پردازش و همکاری با بشیریان، دانش و تجربهام را در حوزه تجارت گسترش داد.»

این تجربه چنان برای ابراهیمی اهمیت دارد که وقتی از او میخواهیم سه نقطه عطف زندگی حرفهایاش را نام ببرد، ورود به شرکت پویان پردازش را در جایگاه نخست قرار میدهد. از نگاه او، این دوره نقش تعیینکنندهای در شکلگیری شیوه فعالیت تجاری و نگاهش به بازار داشت.
مانیا؛ شرکتی که به فرزندش تبدیل شد
سال ۱۳۸۸ نقطه عطف دیگری در زندگی حرفهای اشکان ابراهیمی بود؛ سالی که شرکت آداک فناوری مانیا تأسیس شد و او مسیر تازهای را در فعالیتهای تجاری و مدیریتی خود آغاز کرد.
مقدمات تأسیس شرکت چند ماه پیش از ورود او، بهوسیله شریک سابقش فراهم شده بود و ابراهیمی از خردادماه همان سال بهصورت رسمی به مجموعه پیوست. او امروز از آداک فناوری مانیا با تعبیری شخصی یاد میکند و میگوید: «این شرکت دیگر به فرزندم تبدیل شده است.» تعبیری که نشان میدهد رابطه او با مانیا، فراتر از حضور در جایگاه مدیرعامل یا سهامدار است.
البته مسئولیت ابراهیمی در این شرکت از ابتدا مدیرعاملی نبود. در زمان ورودش به مجموعه، او ریاست هیئتمدیره را بر عهده داشت و شریکش مدیرعامل شرکت بود. این تقسیم مسئولیت حدود سه تا چهار سال ادامه پیدا کرد تا اینکه با مهاجرت شریکش، جایگاه مدیریتی آن دو تغییر کرد و ابراهیمی مسئولیت مدیرعاملی را بر عهده گرفت.
آداک فناوری مانیا فعالیت خود را با تأمین و عرضه تجهیزات زیرساختی فناوری اطلاعات، از جمله سرور، تجهیزات ذخیرهسازی و شبکه آغاز کرد و در سالهای بعد، فعالیتهایش را در حوزه خدمات فنی، پشتیبانی و راهکارهای سازمانی گسترش داد.
به گفته ابراهیمی، مانیا علاوه بر عرضه تجهیزات، در زمینه طراحی، تأمین، اجرای پروژههای زیرساختی و نگهداری و پشتیبانی آنها نیز فعالیت میکند. این مجموعه از سال ۱۳۹۵ خدمات پس از فروش خود را با نام «مانیا سرویس» توسعه داده و در سالهای اخیر نیز با معرفی محصول نرمافزاری «مانیا درایو» وارد حوزه راهکارهای بومی ذخیرهسازی، اشتراکگذاری و مدیریت داده شده است.
بااینحال، وقتی از ابراهیمی درباره مهمترین دستاورد مدیریتیاش در تمام این سالها میپرسیم، به پروژهای مشخص، توسعه یک محصول یا افزایش ابعاد کسبوکار اشاره نمیکند. پاسخ او بیشتر به شیوه فعالیت شرکت و اعتباری مربوط است که معتقد است در بازار به دست آوردهاند.
ابراهیمی مهمترین دستاورد خود و مجموعه تحت مدیریتش را پیشرو بودن، سلامت در تأمین و عرضه کالا و پایبندی به ارائه محصولات اصلی میداند. به گفته او: «در یک کلام، پیشرو بودن و سلامت در تأمین و ارائه کالای اصلی. هنوز هم شاید به همین ویژگیها شناخته میشویم و خوشنامی یکی از دستاوردهای من و مجموعه تحت مدیریتم است.»
از نگاه او، تجارت تجهیزات فناوری اطلاعات فقط به خرید و فروش کالا محدود نمیشود و کیفیت خدمات و مسئولیتپذیری در قبال مشتری نیز بخشی از آن است.
از تجارت سختافزار تا پیگیری مشکلات صنفی
فعالیت حرفهای ابراهیمی در تمام این سالها به مدیریت آداک فناوری مانیا محدود نبوده است. او حضور در تشکلهای صنفی و ارتباط با مدیران و فعالان باتجربه صنعت فناوری اطلاعات را یکی دیگر از نقاط عطف زندگی حرفهای خود میداند.
ابراهیمی در دورههایی عضو کمیسیون سختافزار سازمان نظام صنفی رایانهای استان تهران بوده و در انجمن واردکنندگان کالا و تجهیزات رایانهای نیز حضور داشته است.
او معتقد است مشکلات صنعت فناوری اطلاعات از نخستین سالهای ورودش به این بازار وجود داشتهاند و تنها شکل آنها در مقاطع مختلف تغییر کرده است. از نگاه ابراهیمی، محدودیتهای واردات، مشکلات تأمین تجهیزات و دشواریهای فعالیت تجاری مسائل تازهای نیستند؛ بلکه فعالان این بازار همواره با شکلهای متفاوتی از آنها روبهرو بودهاند.
او موضوع بیاعتمادی میان سیاستگذاران و فعالان اقتصادی را یکی از چالشهای این حوزه میداند. به اعتقاد او، نهادهای تصمیمگیر گاهی شرکتهای تأمینکننده تجهیزات را صرفاً بنگاههایی میبینند که به دنبال سود تجاری هستند، درحالیکه فعالیت آنها میتواند بخشی از فرایند توسعه و تجهیز زیرساختهای کشور باشد.
ابراهیمی همزمانی فرسودگی تجهیزات سختافزاری و دشوارتر شدن تأمین و جایگزینی آنها را نیز یکی از تهدیدهای زیرساخت دیجیتال کشور توصیف میکند و هشدار میدهد که روشنماندن تجهیزات لزوماً به معنای حفظ کیفیت عملکرد و قابلیت اتکای آنها نیست و طولانیشدن چرخه نوسازی سختافزار میتواند تداوم خدمات دیجیتال را با مخاطره روبهرو کند. از نگاه او، شرکتهای تخصصی تأمینکننده تجهیزات، فقط واردکننده کالا نیستند، بلکه در انتقال دانش و فناوریهای جدید به کشور نیز نقش دارند.
با وجود این مشکلات، ابراهیمی همچنان به اهمیت فعالیت جمعی اعتقاد دارد. او میگوید حضور در تشکلهای صنفی فرصتی فراهم کرده تا فعالان بازار با استفاده از تجربه و خرد جمعی، راهحلهای بیشتری برای مسائل مشترک پیدا کنند.
ابراهیمی درباره عملکرد خود در این تشکلها میگوید امیدوار است کسانی که در دورههای مختلف با او همکاری داشتهاند، تأیید کنند که برای حل مشکلات صنفی تلاش کرده و هیچوقت به دنبال منافع شخصی نبوده است.
زندگی شخصی در کنار کسبوکاری که به آن تعلق دارد
وقتی از ابراهیمی میخواهیم سه اتفاق مهم زندگی حرفهایاش را انتخاب کند، دو مورد نخست به تجربههای کاری و صنفی او مربوط میشوند: ورود به شرکت پویان پردازش و حضور در تشکلهای صنفی. اما انتخاب سوم او برخلاف دو مورد قبلی، به زندگی شخصیاش برمیگردد.
او مجرد ماندن را یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بر مسیر حرفهای خود میداند و میگوید: «مجرد بودن باعث شده زمان بیشتری برای فعالیتهای اقتصادی و توسعه کسبوکارم داشته باشم.»
ابراهیمی توضیح میدهد که مجرد بودن به او فرصت داده بخش بیشتری از وقت و انرژی خود را صرف کار کند. این انتخاب در کنار علاقهای که از کودکی به تجارت داشته، باعث شده فعالیت حرفهای سهم قابلتوجهی از زندگیاش را به خود اختصاص دهد.
نگاه او به کارآفرینی نیز تا حد زیادی متأثر از تجربههای همین سالهاست. ابراهیمی با وجود اینکه از دوران کودکی علاقهمند به کسبوکار بوده و در جوانی وارد بازار تجارت شده است، توصیه نمیکند که افراد بدون شناخت و آمادگی کافی به دنبال راهاندازی کسبوکار مستقل بروند: «آیندهنگری با رؤیاپردازی تفاوت دارد و یکی از مهمترین اشتباهات افراد تازهوارد به بازار، پذیرش ریسکهایی است که توان تحمل پیامدهای آنها را ندارند.»
ابراهیمی به جوانانی که قصد ورود به بازار کار یا راهاندازی کسبوکار در حوزه فناوری را دارند، توصیه میکند آیندهنگر باشند، اما اجازه ندهند رؤیاپردازی آنها را به سمت تصمیمهای پرخطر ببرد. توصیه دوم او نیز به مدیریت ریسک مربوط است و میگوید: «ریسککردن بخش جداییناپذیر فعالیت اقتصادی است، اما هر فرد باید متناسب با توان مالی و ظرفیت خود ریسک کند؛ به تعبیر قدیمیها، به اندازه گلیم خودش.»
توصیه سوم او به رقابت با فعالان قدیمی بازار مربوط میشود. ابراهیمی معتقد است حضور شرکتهای باسابقه و افراد باتجربه نباید مانع ورود نسل جوان به فعالیت اقتصادی شود. او برای توضیح این موضوع از مثالی استفاده میکند که تا اندازهای نگاهش به تجارت و فرصتهای رشد را نشان میدهد. او میگوید:
«در جنگلهای قدیمی و انبوه هم همیشه فرصت برای رشد یک نهال تازه و جوان وجود دارد؛ به شرطی که مسیر رشد درستی را انتخاب کند، روی تواناییهای خودش حساب کند و البته کمی هم خوششانس باشد.»
این جمله از زبان مدیری بیان میشود که خودش زمانی بهعنوان کارآموز وارد بخش سختافزار یک شرکت شد و با یادگیری از افراد باتجربه، بهتدریج مسیر مستقلی در تجارت تجهیزات فناوری اطلاعات پیدا کرد.
برای پول هر کاری نکرد
اشکان ابراهیمی بیش از دو دهه از زندگی حرفهای خود را در بازار فناوری اطلاعات گذرانده است؛ بازاری که به گفته او، در تمام این سالها با مشکلات متعددی روبهرو بوده و شرایط فعالیت در آن بارها تغییر کرده است. از نخستین تجربه بازاریابی برای یک مجله تخصصی گرفته تا فعالیت در شرکتهای نرمافزاری و سختافزاری، شش سال حضور در پویان پردازش و سپس مدیریت آداک فناوری مانیا، تجارت همواره بخش اصلی زندگی حرفهای او بوده است.
بااینحال، وقتی از او میخواهیم تمام مسیر زندگی شخصی و حرفهای خود را از کودکی تا امروز در یک جمله خلاصه کند، به جای نامبردن از شرکتها، دستاوردهای اقتصادی یا جایگاه مدیریتی، چهار ویژگی را انتخاب میکند: «کار، تلاش، خستگیناپذیری و انسان بودن.»
پاسخ او به این پرسش که دوست دارد سالها بعد دیگران با چه ویژگی یا دستاوردی از او یاد کنند نیز کوتاه است و به همان موضوعی برمیگردد که مهمترین دستاورد خود در آداک فناوری مانیا میداند: خوشنامی و حفظ اصول حرفهای.
ابراهیمی که از پنجسالگی به خریدوفروش علاقه داشت و بخش بزرگی از زندگیاش را صرف تجارت کرده، دوست دارد از او بهعنوان کسی یاد شود که «برای پول هر کاری نکرد.»