عصر تراکنش ۱۰۰ / با وجود علاقه روزافزون، تأثیرات هوش مصنوعی بر صنعت اخبار و محیط اطلاعاتی ما (عرصه عمومی) هنوز بهخوبی درک نشدهاند. این گزارش بر اساس ۱۳۴ مصاحبه با کارکنان ۳۵ سازمان خبری در ایالات متحده، بریتانیا و آلمان (از جمله نشریاتی مانند The Guardian، Bayerischer Rundfunk، the Washington Post، The Sun و the Financial Times) و ۳۶ کارشناس بینالمللی از صنعت، دانشگاه، فناوری و سیاست، استفاده از هوش مصنوعی را در حوزههای ویراستاری، تجاری و فناوری بررسی میکند. هدف اصلی این گزارش نیز تحلیل پیامدهای ساختاری استفاده از هوش مصنوعی در سازمانهای خبری برای عرصه عمومی است. سپس این گزارش بررسی میکند که چگونه بازآرایی صنعت خبر با کمک هوش مصنوعی میتواند وابستگی موجود رسانهها به بخش فناوری را تقویت کرده و پیامدهای ناشی از این وابستگی چه خواهد بود.
تعریف هوش مصنوعی
درباره اینکه هوش مصنوعی دقیقاً چیست و چه چیزهایی باید در دسته «هوش مصنوعی واقعی» قرار بگیرند، بحثهای فراوانی وجود دارد. پرداختن کامل به این بحث در حیطه این گزارش نمیگنجد، اما نمیتوان آن را نادیده گرفت. میتوان گفت هیچ اجماعی درباره تعریف دقیق هوش مصنوعی وجود ندارد. با این حال، یک توافق تقریبی درباره اینکه هوش مصنوعی چه چیزی نیست وجود دارد: یعنی هوشی آگاه، کلی و دارای فهم فرا-حوزهای.
برخی اندیشمندان، مانند جامعهشناس النا اسپوزیتو، استدلال کردهاند که شاید تمرکز بر بازآفرینی «هوش» اساساً موضوع اصلی نباشد. او مینویسد: «چیزی که الگوریتمها و هوش مصنوعی بازتولید میکنند نه هوش انسان، بلکه اطلاعبخشی ارتباطات است.» بهگفته او، آنچه در تعامل با الگوریتمها (بهویژه چتباتها) مشاهده میکنیم «لزومی ندارد شکلی مصنوعی از هوش باشد، بلکه بیشتر شکلی مصنوعی از ارتباط است» و اینکه آیا سیستم واقعاً «هوشمند» است یا نه، تا حد زیادی بیربط است.
تحولات اخیر در هوش مصنوعی مولد، یعنی سیستمهایی که قادرند شکلهای تازه و واقعگرایانهای از داده مانند متن، تصویر و صدا تولید کنند، تا حدی دیدگاه اسپوزیتو را تقویت کرده است. در بسیاری از موارد، اینکه هوش مصنوعی واقعاً «باهوش» است یا نه، اهمیتی ندارد. اهمیت اصلی این است که ما با آن همچون چیزی هوشمند رفتار میکنیم و میپذیریم که تواناییهایش بهطور فزایندهای به تولید خروجیهایی نزدیک میشود که پیشتر منحصراً انسانی تصور میشدند.
هوش مصنوعی در عمل چیست؟
شکلهایی که از هوش مصنوعی در جهان واقعی استفاده میشوند معمولاً در دستهی هوش مصنوعی «ضعیف» یا «محدود» قرار میگیرند. این دسته شامل طیف متنوعی از کاربردها و تکنیکها با سطوح مختلفی از پیچیدگی، خودمختاری و انتزاع است؛ و هرکدام به بخش کوچکی از یک مسئلهی مشخص میپردازند. این سیستمها و برنامهها نمیتوانند از مرزهای طراحیشدهی خود فراتر روند؛ موضوعی که حتی دربارهی مدلهای زبانی بزرگی مانند GPT-4 نیز صادق است؛ مدلهایی که میتوانند در حوزههای مختلف متنی فعالیت کنند اما نه آگاهی دارند و نه مدل جامع و کاملی از جهان. نمونههای هوش مصنوعی محدود شامل این موارد است:
- کاربردهای یادگیری ماشین (ML)
- زیرشاخه یادگیری عمیق (Deep Learning)
- انواع پردازش زبان طبیعی (NLP)
نقطه مشترک همه این سیستمها این است که برنامه یا سیستم از مثالها، دادهها و تجربهها یاد میگیرد؛ الگوریتم بر حجم بزرگی از داده آموزش میبیند و عملکرد سیستم در یک وظیفه تعریفشده در طول زمان بهتر میشود. یادگیری میتواند در طیفی میان «نظارتشده» و «بدون نظارت» قرار گیرد و بسته به سیستم هوش مصنوعی و رویکردهای آن متفاوت است. همچنین میتواند شامل روشهای تکمیلی مانند یادگیری تقویتی با بازخورد انسانی باشد.
تعریف هوش مصنوعی در این گزارش
در صنعت خبر، «هوش مصنوعی» عمدتاً یک اصطلاح چتری است برای اشاره به مجموعهای از فناوریها هنگام گفتوگو با همکاران، شرکا یا عموم مردم؛ و تعریفهای فنی معمولاً بر تکنیکهایی مانند ML، Deep Learning و NLP متمرکز است. در این گزارش، هوش مصنوعی را اینگونه تعریف میکنیم: «شبیهسازی محاسباتی فعالیتها و مهارتهای انسانی در حوزههایی محدود و تعریفشده، معمولاً از طریق کاربرد روشهای یادگیری ماشین که در آن ماشینها از داده و/یا عملکرد خود یاد میگیرند.»
هوش مصنوعی در اخبار: آیا تولید و توزیع را دگرگون میکند؟
در این بخش به سه موضوع پرداخته خواهد شد:
- انگیزههای سازمانهای خبری برای وارد کردن هوش مصنوعی به کسبوکار خود
- شیوههایی که امروزه هوش مصنوعی در تولید و توزیع خبر به کار گرفته میشود
- انتظارات از توانایی هوش مصنوعی برای ایجاد کارایی بیشتر
۱. انگیزهها: سازمانهای خبری به دلیل پیشرفتهای اخیر فناوری، فشارهای بازار ناشی از چالشهای مالی صنعت، پویایی رقابتی با تمرکز بر نوآوری، و فضای آمیخته با عدمقطعیت، هیجان و امید پیرامون هوش مصنوعی، به سمت پذیرش این فناوری حرکت کردهاند.
به گفته یک تحلیلگر صنعت رسانه: «یکی از حقیقتهای صنعت رسانه این است که تحت فشار آشکار برای نقدینگی و یافتن مدلهای کسبوکار جدید و البته فهمیدن اینکه آیندهاش چه میشود، است. اساساً این سؤال «چه چیزی ما را نجات خواهد داد؟» همهجا مطرح است.» مطالعات اخیر مدیران رسانهها نیز این تصویر را تأیید میکند. امید به سودآوری و ایجاد مدلهای بهبودیافته کسبوکار محرک اصلی پذیرش فناوری هوش مصنوعی است.
۲. کاربردهای فعلی هوش مصنوعی در رسانه: هوش مصنوعی اکنون در دامنهای روزافزون از وظایف در تولید و انتشار خبر به کار میرود. برخلاف برخی ادعاها، بسیاری از کاربردهای مفید هوش مصنوعی در اخبار، نسبتاً ساده و عادی هستند و در موارد زیادی هوش مصنوعی راهحل جادویی نبوده است.
۳. افزایش بهرهوری: پتانسیل افزایش بهرهوری در سازمانهای خبری محرک اصلی پذیرش هوش مصنوعی است. نمونههای متعددی وجود دارد که نشان میدهد بهرهوری و افزایش تولید، مانند تبدیل خودکار گفتار به متن و ابزارهای تحلیل داده در تولید اخبار، حاصل شده است. با این حال، این افزایش بهرهوری وابسته به نوع وظیفه و زمینه است و عوامل متعددی میتوانند آن را محدود کنند، مانند عدم اطمینان به خروجیهای هوش مصنوعی، نگرانیها درباره آسیب به اعتبار ناشی از خطاهای هوش مصنوعی و دشواری خودکارسازی برخی وظایف.
در بررسی میزان تأثیر هوش مصنوعی بر سازمانهای خبری، این گزارش تأکید میکند که هوش مصنوعی موجب عقلانیسازی بیشتر کارهای خبری شده است؛ فرایندهایی که پیشتر بر شهود انسانی تکیه داشتند بهتدریج با فناوریهایی که مفاهیمی مانند عقلانیت، بهرهوری و سرعت را در خود دارند، جایگزین یا همراه شدهاند. البته تأثیرات هوش مصنوعی وابسته به عوامل زمینهای مانند هنجارهای حرفهای، مقاومت کارکنان خبری، مقررات، ترجیحات مخاطب و زیرساختهای فناورانه موجود است.
استفاده سازمانهای خبری از هوش مصنوعی در تولید و توزیع
هیاهوی کنونی پیرامون هوش مصنوعی مولد تا حدی این حقیقت را پنهان میکند که هوش مصنوعی برای ناشران امری کاملاً جدید نیست. همانطور که چارلی بکت و همکارانش در مدرسه اقتصاد لندن نشان دادهاند، این فناوری طی سالهای اخیر به تدریج وارد جنبههای مختلف تولید و توزیع خبر شده؛ اغلب بهگونهای که مخاطبان (و حتی خبرنگاران) لزوماً متوجه آن نمیشوند.
اگرچه فهرستکردن تمام کاربردهای هوش مصنوعی در خبر خارج از دامنه این گزارش است، اما فعالیتهایی که سازمانهای خبری اکنون برای آنها به هوش مصنوعی رو میآورند، میتواند در چند دسته کلی قرار بگیرد:
۱. دسترسی و مشاهده
- پیداکردن اطلاعات
- تحلیل مخاطب و روندها؛ شناسایی سوژه خبری
- پیشنهاد ایدههای جدید پس از اتفاق یک خبر
۲. انتخاب و پالایش
- راستیآزمایی، تطبیق ادعا و تحلیل شباهتها
- دستهبندی محتوا/اسناد؛ تحلیل مجموعه دادهها
- جمعآوری و تحلیل خودکار دادههای ساختاریافته (مثل دادههای مالی، بانکی و ورزشی)
- کمک به کدنویسی
- پیادهسازی و ترجمه صوت و تصویر
- جستوجو در آرشیوها و/یا فرادادهها
۳. پردازش و ویرایش
- ایدهپردازی
- تولید محتوا (نوشتن متن یا مقاله؛ ویرایش خبر)
- بازنویسی محتوا برای وب، شبکههای اجتماعی و نسخههای چاپی (مثل خلاصهسازی، سادهسازی، تغییر سبک؛ تبدیل متن به ویدئو، صوت به متن، متن به صوت)
- ویرایش زبانی و تطبیق با سبک سازمان
- برچسبگذاری محتوا، پیشنهاد تیتر و SEO
۴. انتشار و توزیع
- شخصیسازی و توصیهگری محتوا
- تحلیل مخاطب
برای برخی ناشران، فناوری هوش مصنوعی در پیشنهاد دادن مطالب و گزینش محتوا به مخاطبان در پلتفرمهایشان، نقش دارد. برای مثال، یک فعال داده در آلمان توضیح داد که چگونه یادگیری ماشینی، پیشنهادات مقاله روی وبسایت و اپلیکیشن رسانه آنها را شکل میدهد: «پیشنهادهای مقاله … از یکی از ابزارهای خودمان میآید […] که ما از آن استفاده میکنیم. این ابزار یک مدل کلاسیک مشابهیاب در پسزمینه اجرا میکند؛ یعنی صرفاً یک بخشبندی براساس رفتار مطالعه کاربران دارد و میتواند محتواهای مشابه با رفتار کاربران را به او نشان دهد.»
نمونه دیگری از صحبتهای یک سردبیر در یک رسانه بریتانیایی میآید؛ جایی که هوش مصنوعی برای بهبود پیشنهادهای ارائهشده به خوانندگانشان در خبرنامهها استفاده میشود: «برخی از آیتمهای خبرنامههای ویژه مشترکانمان با استفاده از یادگیری ماشینی خودکار شدهاند. البته بیشتر بخشهای خبرنامه همچنان توسط سردبیران ما انتخاب و تنظیم میشود، اما برخی بخشها کاملاً خودکار هستند.»
ظهور هوش مصنوعی مولد میزان مشخصی از خلاقیت را در این حوزه تحریک کرده است، هرچند در زمان نگارش این متن بسیاری از سازمانها هنوز در مرحله آزمایش قرار داشتند. با این حال، برخلاف برخی ادعاها، هوش مصنوعی برای بسیاری از کارهای مرتبط با خبر به هیچوجه یک راهحل همهکاره نیست و اغلب محدودیتهای قابلتوجهی به همراه دارد.
با این حال، اصلیترین حوزهای که هوش مصنوعی ظاهراً بیشترین بهبود ملموس در کارایی ایجاد کرده، حوزه پیادهسازی و تبدیل گفتار به متن است. در واقع، تقریباً تمام مصاحبهشوندگان، پیادهسازی را برجستهترین حوزهای میدانند که هوش مصنوعی در آن تفاوت قابلسنجشی در کارشان ایجاد کرده؛ عمدتاً به شکل صرفهجویی چشمگیر در زمان. یک سردبیر آلمانی چنین گفته است: «برای مصاحبههایم، مثل همه باید آنها را پیاده کنم [میخندد]. و این واقعاً وقتگیر است اگر دستی انجام دهم. یک مصاحبه یکساعته معمولاً سه یا چهار ساعت طول میکشد تا تایپش کنم؛ البته بستگی دارد چقدر از محتوا را لازم داشته باشم. اما با هوش مصنوعی، این کار بهراحتی به ۱۵ دقیقه کاهش پیدا میکند.»
در این مثال، صرفهجویی زمانی حدود ۹۰ درصد است؛ هرچند نباید فراموش کرد که پیادهسازی دستی به روزنامهنگاران کمک میکند حس دقیقی نسبت به محتوای زمینهای ایجاد کنند، که ممکن است انجام کارهای بعدی را سرعت ببخشد.
یک روزنامهنگار در یک ناشر بریتانیایی همچنین توضیح داد که علاوه بر صرفهجویی زمانی، فناوری پیادهسازی خودکار به شیوههای دیگری نیز به کار او کمک کرده است: «فکر میکنم این کار باعث شده احتمالاً اعتماد بهنفسم بیشتر شود. اگر چیزی را جا انداخته باشم، میتوانم سریع به متن نگاه کنم. و اگر لازم باشد، میتوانم فایل صوتی را هم دوباره بررسی کنم.»
با این حال، برخلاف برخی تبلیغات اولیه درباره هوش مصنوعی، تأثیر این فناوری بر کار روزنامهنگاری بسته به وظایف خاصی که خودکار میشوند متفاوت است.
در برخی موارد ممکن است واقعاً کارایی را کاهش دهد؛ مثلاً اگر خروجی هوش مصنوعی به بررسی و اصلاح زمانبر انسانی نیاز پیدا کند یا اگر نتایج آن قابلاعتماد نباشد. این ملاحظات همچنین میتواند دامنه اسکیلکردن محصولاتی که از خودکارسازی استفاده میکنند را محدود سازد. بهگفته یک مدیر بریتانیایی در یک رسانه: «ما به انتشار خبرهای قابلاعتماد و معتبر افتخار میکنیم. در اساسنامه ما آمده که محتوا باید قابلاعتماد باشد. بنابراین باید برای برخی سیستمها ترمز دستی داشته باشیم. بعضی چیزها را نمیتوان مقیاس داد.»
این موضوع بهویژه درباره مدلهای زبانی بزرگ صادق است. اگرچه LLMها برای طیف گستردهای از وظایف (شامل خلاصهسازی، ترجمه، پیادهسازی، پردازش داده، استخراج و بازنویسی متنهای غیرساختاریافته، ایجاد پیشنویس مقاله، و سادهسازی متنهای پیچیده) روزبهروز محبوبتر شدهاند، اما میتوانند خروجیهای غیرقابلاعتماد تولید کنند که روند روزنامهنگاری را بیشتر مختل میکند تا بهبود ببخشد.
به گفته یکی از مصاحبهشوندگان بریتانیایی: «خلاصهسازی با هوش مصنوعی خروجی خوبی ندارد. بستگی به طول متن دارد، واقعاً خیلی خوب نیست. من زیاد امتحان کردم و خب، بررسی خروجی گاهی طولانیتر از نوشتن خلاصه توسط خودم است. همچنین ایدههای خبری که به من میدهد خیلی همگن هستند. بنابراین بله، بهتر خواهد شد، اما مطمئن نیستم این فناوری قابلیت خارقالعادهای داشته باشد که مردم فکر میکنند.»
در حقیقت، نگرانی درباره این قبیل محدودیتها موجب شده برخی مدیران رسانهها نتیجه بگیرند که توانایی LLMها برای صرفهجویی کوتاهمدت، ممکن است کمتر از خطر آسیب بلندمدت به اعتبار رسانه آنها باشد.
برای مثال، یک سردبیر در یک سازمان بریتانیایی گفت: «اتاق خبر ما واقعاً جایی بسیار محافظهکارانه است چون باید کارها را درست انجام دهیم. باید خیلی خیلی محتاط باشیم. باید کل فرایند ویرایش را در نظر بگیریم؛ اینکه سردبیر چیزی را سفارش میدهد، خبرنگار میرود و گزارش میگیرد، حتما قبل از انتشار همهچیز از نظر صحت بررسی میشود. من نمیخواهم در رسانهام محتوای بیارزش منتشر کنم.»
در نتیجه ادغام هوش مصنوعی در کار روزمره خبرنگاران بسیار پیچیدهتر از صرفاً جایگزینی وظایف انسانی با فرایندهای خودکار است. یک سردبیر ارشد بریتانیایی در اشاره به مدلهای زبانی بزرگ با لحنی طعنهآمیز اینطور گفت: «کار روزنامهنگاری پیدا کردن اطلاعاتی است که هنوز در اینترنت منتشر نشدهاند. هوش مصنوعی نمیتواند این کار را انجام دهد.»
یک خبرنگار تحقیقی آلمانی نیز نسبت به استفاده از هوش مصنوعی بدبین بود و گفت: «چطور اطلاعات انحصاریای که دنبالشان هستیم میتواند در هر نوع هوش مصنوعی وجود داشته باشد؟ چنین نیست. اطلاعاتی که در نهایت به ما گزارشهای اختصاصی میدهد، آنجا پیدا نمیشود.»
یک مدیر محصول در یک سازمان آمریکایی نیز دیدگاهی مشابه درباره هوش مصنوعی مطرح کرد: «نمیدانم چطور میشود برخی گزارشهای تحقیقی را نوشت وقتی شما در حال طرح پرسشی خاص هستید. مدل فقط به اندازه دانش خودش میداند. بنابراین قطعاً باید کسی باشد که توانایی فکر کردن خارج از چهارچوب را داشته باشد.»

شرکتهای پلتفرمی و هوش مصنوعی در اخبار
این بخش به بررسی چگونگی و چرایی وابستگی سازمانهای خبری به شرکتهای فناوری برای هوش مصنوعی میپردازد.
- سازمانهای خبری به طور گستردهای از محصولات و زیرساختهای هوش مصنوعی شرکتهای بزرگی مانند گوگل، آمازون و مایکروسافت در بخشهای مختلف فعالیتهای خود استفاده میکنند.
- سازمانهای خبری بزرگتر و دارای منابع بهتر معمولاً به توسعه داخلی هوش مصنوعی میپردازند. اما بیشتر ناشران، بهخصوص کوچکترها، به علت هزینههای بالا، به راهحلهای شخص ثالث از شرکتهای پلتفرمی روی میآورند.
- ناشران بهخاطر هزینهها و چالشهای توسعه مستقل، از جمله نیاز به قدرت محاسباتی گسترده، رقابت بر سر جذب نیروی فناور و کمبود دادههای بزرگ، به راهکارهای شرکتهای پلتفرمی گرایش دارند. این خدمات به دلیل سهولت، مقیاسپذیری و مقرونبهصرفگی جذاب هستند و امکان بهرهگیری از قابلیتهای هوش مصنوعی را بدون بار مالی توسعه داخلی فراهم میکنند.
- با وجود تردیدهایی در بخشهایی از صنعت اخبار، پذیرش «هوش مصنوعی پلتفرمی» بیشتر بهعنوان انتخابی واقعگرایانه ناشی از چالشهای اقتصادی و رقابت بر سر نیروی متخصص فناوری دیده میشود.
- پیچیدگی هوش مصنوعی، کنترل شرکتهای پلتفرمی بر سازمانهای خبری را افزایش میدهد و اثراتی مانند قفل بودن در یک فناوری را ایجاد میکند که میتواند سازمانهای خبری را اسیر شرکتهای فناوری کند. این موضوع استقلال سازمانهای خبری را محدود کرده و آنها را در معرض افزایش قیمتها یا تغییر اولویتهای شرکتهای فناوری که ممکن است با منافع آنها همخوانی نداشته باشد، قرار میدهد.
- نبود شفافیت در سیستمهای هوش مصنوعی نگرانیهایی درباره ورود تعصبها یا خطاها به تولیدات خبرنگاری را ایجاد کرده است. همچنین استفاده از هوش مصنوعی میتواند استقلال خبرنگاران را محدود کند و اختیارات تصمیمگیری آنها را کاهش دهد.
- استفاده گستردهتر از هوش مصنوعی موجب تغییر توازن قدرت به نفع شرکتهای فناوری شده است و نگرانیها و تهدیدهای احتمالی برای استقلال مدلهای کسبوکار ناشران، بهویژه آنهایی که به ترافیک مبتنی بر جستوجو متکی هستند، به وجود آورده است. با ارجحیت دادن پلتفرمها به تجربههای جستوجو به کمک هوش مصنوعی، ناشران از تغییراتی میترسند که ممکن است کاربران را به سمت پاسخهای کوتاه سوق دهد، تأثیر مخاطب را کاهش داده و کنترل بیشتر شرکتهای پلتفرمی بر اکوسیستم اطلاعات را برجسته کند.
درنتیجه افزایش استفاده از هوش مصنوعی در عملیات خبری، میزان قدرت را به نفع شرکتهای فناوری تغییر میدهد. این روند:
- وابستگی رسانهها را تقویت میکند؛
- استقلال آنها را کاهش میدهد؛
- و کنترل شرکتهای فناوری بر جریان اطلاعات را افزایش میدهد.
این تغییرات پیامدهای بالقوهای برای مدلهای درآمدی رسانهها و همچنین برای سلامت کلی اکوسیستم اطلاعاتی دارند.
افزایش استفاده از هوش مصنوعی در صنعت خبر به نفع چه کسانی است؟
این بخش، این پرسش را مطرح میکند که افزایش استفاده از هوش مصنوعی در صنعت خبر به نفع چه بازیگرانی تمام میشود و این روند چگونه میتواند عرصه عمومی (یعنی اکوسیستم اطلاعاتی ما) را تغییر دهد. چند استدلال کلیدی وجود دارد:
- هوش مصنوعی فعلاً به روزنامهنگاران کمک میکند، نه اینکه جایگزین آنها شود؛ اما این وضعیت پایدار نیست. در حال حاضر هوش مصنوعی بیشتر نقش یاریرسان دارد تا جایگزین؛ اما هیچ تضمینی وجود ندارد که در آینده نیز چنین بماند. این فناوری اکنون به اندازهای بالغ است که بتواند برخی مشاغل روزنامهنگاری را مستقیماً جایگزین کند، یا کاری کند که به نیروی انسانی کمتری نیاز باشد. به بیان دیگر، کاهش نیاز به نیروی انسانی یک احتمال کاملاً واقعی است.
- آزاد شدن زمان روزنامهنگاران الزاماً به معنای روزنامهنگاری بهتر نیست. یکی از ادعاهای رایج این است که هوش مصنوعی میتواند وظایف پرتکرار را کم کند و به خبرنگاران زمان بیشتری برای کارهای مهمتر بدهد. اما وقت آزادشده ممکن است بلافاصله با وظایف جدید یا انتظارات بیشتر پر شود. به عبارت دیگر، هیچ تضمینی وجود ندارد که هوش مصنوعی کیفیت کار خبری را افزایش دهد.
- اثرات هوش مصنوعی به تصمیمات مدیران بستگی دارد. تأثیر هوش مصنوعی بر کیفیت خبر و نحوه استفاده مدیران از آن است. اینکه چه جاهایی، چگونه و برای چه اهدافی از هوش مصنوعی استفاده شود، تعیینکننده نتایج است. بهبود کیفیت خبر خودبهخود اتفاق نمیافتد؛ فقط زمانی ممکن است که رسانهها عمداً آن را برای این هدف به کار گیرند.
- نابرابری در صنعت رسانه عمیقتر میشود. استفاده گسترده از هوش مصنوعی احتمالاً موجب تقویت شکاف میان رسانههای ثروتمند و بزرگ که امکانات، استعداد و داده دارند با رسانههای کوچک و محلی که دسترسی به منابع ندارند، میشود.
- تغییر رسانهها به معنای تغییر عرصه عمومی است. سازمانهای خبری یکی از عناصر مرکزی عرصه عمومی هستند. آنها دروازهبانان فضای توجه جمعیاند؛ فضایی که بیشتر ما در آن زندگی و تعامل میکنیم. بنابراین، هر تغییری که در این سازمانها رخ دهد، ساختار کل عرصه عمومی را تغییر میدهد.
- هوش مصنوعی منطق پلتفرمی را در رسانهها تقویت میکند. پذیرش هوش مصنوعی، رسانهها را به سمت یک منطق غالب سوق میدهد: اولویت کارایی و بهرهوری، قابلاندازهگیری بودن مخاطب، تمرکز بیشتر بر دادهمحوری و سرعت بیشتر در تولید محتوا. این منطق، بیش از آنکه بر نیازهای خبرنگاری متکی باشد، همان منطق شرکتهای بزرگ فناوری است و لزوماً با منافع عمومی یا نیازهای مخاطب همسو نیست.
- وابستگی به هوش مصنوعی شرکتهای پلتفرمی، صنعت خبر را آسیبپذیرتر میکند. هرچه رسانهها بیشتر از هوش مصنوعیِ شرکتهای پلتفرمی استفاده کنند، کنترل فناوری بر جریان اطلاعات افزایش مییابد. با رشد تجربههای کاربری مبتنی بر هوش مصنوعی، مانند جستوجوی مجهز به پاسخهای تولیدی، ممکن است میزان دیدهشدن اخبار کاهش یابد. این موضوع یعنی رسانهها کمتر در معرض دید مخاطب قرار میگیرند و شرکتهای فناوری بیشتر کنترل جریان اطلاعات را در دست میگیرند.
- رسانهها با استفاده از هوش مصنوعی به بهبود هوش مصنوعی شرکتهای بزرگ کمک میکنند. گاهی رسانهها با استفاده از هوش مصنوعی شرکتهای پلتفرمی، باعث تقویت و آموزش بیشتر همان سیستمها میشوند. این کمکها به شرکتهای فناوری اجازه میدهد مدلهای عمومی بهتری بسازند، کنترل بیشتری بر اطلاعات داشته باشند و حتی برخی وظایف اصلی روزنامهنگاری را خودکار انجام دهند. این موضوع تهدیدی مستقیم برای استقلال و نقش تاریخی رسانههاست.
در ادامه مجموعهای از بینشها دربارهی اینکه چگونه هوش مصنوعی، اخبار و عرصه عمومی را شکل میدهد و دگرگون میکند، ارائه خواهد شد:
- درحالحاضر، هوش مصنوعی بیشتر نوعی «بازآرایی» در صنعت خبر است تا یک دگرگونی بنیادی.
- هوش مصنوعی نیاز اصلی رسانهها را تغییر نمیدهد: نیاز به جمعآوری اطلاعات، پردازش آن، تبدیل آن به «خبر»، دسترسی به مخاطب، و کسب درآمد. بنابراین، ماهیت کار خبری همان است؛ اما ابزارها تغییر کردهاند.
- نقش هوش مصنوعی در آینده کار خبری تحولآفرین خواهد بود. هوش مصنوعی در تحریریه، عملیات تولید محتوا، توزیع، و بخش کسبوکار تأثیرگذار خواهد بود. به بیان دیگر، صنعت خبر شاهد عقلانیسازی بیشتر کار خبری است؛ یعنی کارهایی که پیشتر با شهود انسانی انجام میشدند، با فناوری جایگزین یا تقویت میشوند. اما میزان این دگرگونی وابسته به زمینه و نوع کار است و تحتتأثیر تصمیمات نهادی قرار میگیرد.
- برندگان و بازندگان در حوزه خبر از هماکنون مشخص شدهاند: رسانههایی که در تحقیق و توسعه، جذب و نگهداشت استعداد، ساخت زیرساخت و آزمودن کاربردهای گوناگون هوش مصنوعی سرمایهگذاری کردهاند، اکنون پیشتاز هستند. این رسانههای پیشرو میتوانند هنگام مذاکره با شرکتهای فناوری، شرایط بهتری مطالبه کنند. از سوی دیگر، رسانههای کوچکتر وارد دورهای دشوارتر خواهند شد.
- تغییر رسانهها به معنای تغییر عرصه عمومی است؛ عرصهای حیاتی برای دموکراسی: سازمانهای خبری نقش دروازهبان را برای فضای توجه عمومی دارند. بنابراین، وقتی کار خبری تحتتأثیر هوش مصنوعی تغییر کند، کل اکوسیستم اطلاعاتی دگرگون میشود. این دگرگونی وابسته به تصمیمات دو گروه است: ۱. گروه اول (کنترل مستقیم): مدیران، سردبیران، خبرنگاران؛ کسانی که تصمیم میگیرند هوش مصنوعی چگونه و کجا استفاده شود. ۲. گروه دوم (کنترل غیرمستقیم یا بیرونی): شرکتهای فناوری، نهادهای نظارتی، و حتی خود مخاطبان.
- هوش مصنوعی تنها عامل تغییر آینده صنعت خبر نخواهد بود. روزنامهنگاری هرگز با یک فناوری واحد تغییر بنیادین نمیکند؛ بلکه برهمکنش میان فناوری، نهادها، نیروهای اجتماعی و نیروهای اقتصادی است که آینده آن را میسازد.
- دستاوردهای بهرهوری هوش مصنوعی ساده و فوری نخواهند بود. بهرهگیری از هوش مصنوعی در رسانهها در مراحل اولیه هزینهبر است. ایجاد مزیت واقعی نیازمند تغییرات سازمانی، استراتژیک و فرهنگی است. به عبارت دیگر کارایی حاصل از هوش مصنوعی زمانبر و همراه با چالش خواهد بود.
- پذیرش هوش مصنوعی بدون اصطکاک نخواهد بود. عواملی مانند مقررات، مقاومت یا نگرانی کارکنان خبری، ترجیحات مخاطبان و ناسازگاری زیرساختهای فنی میتوانند روند پذیرش هوش مصنوعی را کند یا پیچیده کنند. تمام این عوامل تعیین میکنند که رسانهها با چه سرعتی هوش مصنوعی را به کار گیرند و بنابراین، اثرات محسوس هوش مصنوعی چه زمانی در صنعت آشکار شود.
- هوش مصنوعی درمان مسائل ساختاری و عمیق صنعت خبر نیست. مشکلات ریشهدار رسانهها (اقتصادی، سیاسی، اجتماعی) با فناوری حل نمیشود. درواقع هوش مصنوعی ابزار است، نه راهحل و رسانهها همچنان باید برای «اهمیت داشتن» و «جلب توجه و حمایت مالی مخاطبان» دلیل بیاورند.
- تمرکز قدرت هوش مصنوعی در دست چند شرکت بزرگ فناوری باید زیر نظر باقی بماند. کنترل زیرساخت یعنی کنترل قدرت. وقتی بخش زیادی از ابزارهای هوش مصنوعی در اختیار چند شرکت بزرگ باشد، ظرفیت رسانهها برای تصمیمگیری مستقل کاهش مییابد. نظارت، مقررات و شفافیت در این حوزه ضروری است.
- ایجاد چهارچوبهایی برای توازن میان نوآوری و چالشها ضروری اما دشوار است. صنعت خبر برای اینکه بتواند حرفهای، اخلاقی و قانونی باقی بماند، باید میان نوآوری هوش مصنوعی و مسائلی مانند حق مؤلف، انواع آسیبها، مسئولیت محتوایی و دقت و سلامت اطلاعات تعادل برقرار کند. این توازن، سخت، ناقص و همیشگی خواهد بود.
- نه تاریکِ تاریک و نه روشنِ روشن؛ واقعیت هوش مصنوعی در میانه است. اثرات هوش مصنوعی بر رسانهها نه آنقدر فاجعهبار است که بدبینان میگویند، و نه آنقدر رؤیایی که خوشبینان تصور میکنند. آینده چیزی میان این دو خواهد بود؛ ترکیبی از فرصتها و تهدیدها، پیشرفتها و خطرها، قدرت و آسیبپذیری.
نتیجهگیری
بهسادگی میتوان فرض کرد که هر فناوری جدیدی قرار است تأثیر چشمگیری بر زندگی ما یا بر یک صنعت خاص بگذارد، بهویژه وقتی هیاهوی رسانهای حول آن در اوج باشد. هوش مصنوعی و روزنامهنگاری نیز از این قاعده مستثنی نیستند. همین ما را به پرسش اصلی این گزارش میرساند: هوش مصنوعی چه تأثیری بر آینده اخبار و عرصه عمومی خواهد داشت؟ در شرایط فعلی، تنها پاسخ منطقی این است: بستگی دارد.
میدانم که این پاسخ احتمالاً خوشایند بسیاری نیست، اما زمینه و ظرافتها اهمیت دارند. همانطور که جامعهشناس چارلز تیلی گفته بود، پاسخهای معتبر به زمینه وابستهاند. من استدلال میکنم که دستکم در حال حاضر، هوش مصنوعی بیشتر نوعی «بازابزارسازی (retooling)» در حوزه خبر است تا تغییری بنیادی در نیازها و انگیزههای سازمانهای خبری.
هوش مصنوعی نیازهای اساسی این حوزه را تغییر نمیدهد: نیاز به دسترسی و گردآوری اطلاعات، پردازش آنها به خبر، ارتباط با مخاطبان قدیمی و جدید، و کسب درآمد. روشهای این فعالیتها پیشتر با فناوریهای دیجیتال دگرگون شدهاند و با ورود و پیادهسازی هوش مصنوعی نیز بیش از پیش تغییر خواهند کرد. بااینحال، من بههیچوجه قدرت شکلدهندگی هوش مصنوعی را دستکم نمیگیرم. با توجه به شواهد موجود، روشن است که هوش مصنوعی نقشی تحولآفرین در بازآفرینی کار خبری، از بخش تحریریه تا بخش کسبوکار، ایفا خواهد کرد.
آنچه امروز شاهدش هستیم، نوعی «عقلانیسازی بیشتر» کار خبری از طریق هوش مصنوعی است؛ به این معنا که فرایندهایی که سنتاً بر شهود انسانی تکیه داشتند، بهتدریج با فناوریای جایگزین یا تکمیل میشوند که بر مبنای عقلانیت، کارایی و سرعت طراحی شده و دستکم بخشی از این وعدهها را نیز محقق میکند. مهم این است که میزان این دگرگونی به زمینه، نوع وظیفه، و همچنین به مشوقها و تصمیمات نهادی بستگی خواهد داشت.
در چنین بستری، برندگان و بازندگانی نیز ظهور خواهند کرد و در واقع، همین حالا هم ظهور کردهاند. خبرگزاریها و سازمانهایی که توانستهاند روی تحقیق و توسعه سرمایهگذاری کنند، نیروی انسانی متخصص جذب و حفظ کنند، و زیرساخت بسازند، در پذیرش فناوریهای نوین هوش مصنوعی و توسعه محصولات و خدمات جدید یک گام جلوترند. این «برندگان» همچنین هنگام مذاکره با پلتفرمها و شرکتهای فناوری (برای مثال درباره استفاده از محتوای خبری برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی) قدرت چانهزنی بیشتری دارند. درحالیکه رسانههایی چون News Corp و Axel Springer یا نیویورک تایمز قادرند مستقیماً با شرکتهایی مانند OpenAI، گوگل یا مایکروسافت مذاکره کنند، نشریاتی مانند The Philadelphia Inquirer، Offenbach Post و Oxford Mail احتمالاً چنین فرصتی نخواهند داشت.
همانطور که سازمانهای خبری تحت تأثیر هوش مصنوعی دگرگون میشوند، عرصه عمومی (که برای دموکراسی حیاتی است و رسانهها در آن نقش دروازهبان دارند) نیز تغییر خواهد کرد. بسته به نحوه استفاده از هوش مصنوعی، این فناوری میتواند موقعیت رسانهها را بهعنوان دروازهبانان یک محیط اطلاعاتی سالم تقویت کند؛ محیطی که باید «اطلاعات نسبتاً دقیق، قابلدسترسی، متنوع، مرتبط و بهموقعِ مستقل درباره امور عمومی» را در اختیار مردم قرار دهد تا بتوانند براساس آن درباره زندگیشان تصمیم بگیرند. برای تحقق این هدف، سازمانهای خبری باید از هوش مصنوعی بهگونهای استفاده کنند که:
۱. عملیات کسبوکاریشان را تقویت کند (و در نتیجه شرایط لازم برای پایداری و دوام روزنامهنگاری را بهبود دهد)، و/یا
۲. کیفیت محتوای خبری و نحوه خدمترسانی به مخاطبان را ارتقا دهد.
اما این نتیجه بههیچوجه تضمینی نیست. تحقق آن وابسته است به تصمیمات مجموعهای از بازیگران که بر شرایط کار خبری کنترل دارند: مدیران، سردبیران، روزنامهنگاران و البته شرکتهای فناوری، نهادهای قانونگذار و خودِ جامعه.
چند تأمل نهایی درباره آینده
شکلهای تازهمطرحشده از هوش مصنوعی موجب گمانهزنیهای گستردهای درباره توانایی آنها در تولید محتوای خبری، میزان دسترسیپذیری و قابلاعتماد بودن دادهها و روشهایی که برای تولید متن و تصویر استفاده میکنند، و همچنین خطر بالقوه انتشار اطلاعات نادرست شدهاند. این فناوریها همچنین از منظر مسائل مربوط به حق نشر، مسئولیت حقوقی و حتی ریسکهای وجودیِ احتمالی نیز مورد بحث قرار گرفتهاند. این بحثها بهطور مستقیم وارد حوزه خبر نیز شدهاند:
- اگر خبرها را هوش مصنوعی بنویسد چه میشود؟
- آیا خبرنگاران دستهجمعی اخراج خواهند شد؟
- چطور تشخیص دهیم که یک متن را انسان نوشته یا هوش مصنوعی؟
- آیا اصلاً لازم است چنین چیزی را تشخیص دهیم؟ در چه زمینهای؟
- و مخاطبان چه واکنشی خواهند داشت؟
اما اکنون مهم است که زاویه دید و آرامش تحلیلی خود را حفظ کنیم. این گزارش بر تحولاتی متمرکز است که «هماکنون» در جریاناند و بسیاری از آنها میتوانند برای درک نسل جدیدتر هوش مصنوعی نیز راهگشا باشند. وقتی شواهد بیشتری درباره پیامدهای واقعی این مدلهای تازه فراهم شود، آنگاه پرسشهای حدسی و آیندهنگرانه نیز میتوانند عمیقتر تحلیل شوند. بخشی از این «زاویه دید» از نگاه به گذشته میآید: گذشتهای که شاید عیناً تکرار نشود، اما معمولاً «همنوا» با آینده میخواند.
هوش مصنوعی در سالهای پیش رو تنها عامل تعیینکننده آینده خبر و عرصه عمومی نخواهد بود. روزنامهنگاری فقط با یک فناوری تغییر نمیکند. بهقول تاریخنگار اقتصاد، کارل بندیکت فری: «فناوری یک تکنواز نیست؛ بخشی از یک ارکستر است. با نهادها و نیروهای دیگر جامعه و اقتصاد تعامل میکند.»
همچنین باید بدانیم که بهرهوری ناشی از هوش مصنوعی در خبر یکشبه محقق نمیشود. فناوری اغلب بهرهوری را افزایش میدهد، اما معمولاً پس از تأخیرهای طولانی. همانطور که اقتصاددان رابرت سولو گفته بود: «عصر کامپیوتر را همهجا میشود دید، جز در آمار بهرهوری». مزایای هوش مصنوعی برای صنعت خبر نیز تدریجی خواهد بود و استفاده از آن در مراحل اولیه هزینهزاست و به دگرگونیهای سازمانی و استراتژیک نیاز دارد.
البته که پذیرش هوش مصنوعی در سازمانهای خبری بدون اصطکاک نخواهد بود. تنظیمگری، مقاومت کارکنان رسانه، ترجیحات مخاطب، و ناسازگاری زیرساختهای فناورانه تنها برخی از عواملی هستند که سرعت پذیرش هوش مصنوعی را تعیین میکنند و بهتبع آن، سرعتی که اثرات ملموس هوش مصنوعی بر تولید خبر قابل مشاهده میشود. این سرعت در حوزهها و سازمانهای مختلف یکسان نخواهد بود. برخی بخشها قابلیت خودکارسازی بیشتری دارند؛ برخی سازمانها نیز توان مالی و تکنیکی بالاتری برای پذیرش فناوری دارند. این همان دلیل دیگری است که برندگان و بازندگان پدید میآیند و این خود تأثیر مستقیم بر ترکیب و ساختار عرصه عمومی خواهد داشت.
نکته دیگر این است که هوش مصنوعی میتواند «برخی» مشکلات را کاهش دهد، اما فقط سادهانگارترین ستایشگران سیلیکونولی معتقدند که هوش مصنوعی میتواند «همهچیز» را یکشبه حل کند. تمرکز قدرت هوش مصنوعی در دست چند شرکت بزرگ فناوری همچنان مسئلهای حیاتی باقی خواهد ماند. نه غولهای فناوری و نه استارتاپهای فعال در حوزه هوش مصنوعی الزاماً دغدغههای ناشران یا حتی دغدغههای عمومی را در اولویت ندارند. آنها شرکتهایی بزرگاند که توجهشان بر انباشت اطلاعات و کسب درآمد از طریق بهرهوری و فرصتهای تجاری نو است. اما تصمیماتی که این شرکتها میگیرند، اینکه هوش مصنوعی چگونه در ساختارهای ارتباطی آنها استفاده شود، چه کسانی به این فناوری دسترسی داشته باشند و با چه شروطی، پیامدهای بسیار گستردهای خواهد داشت.
توسعه چهارچوبهایی برای ایجاد توازن میان نوآوری مبتنی بر هوش مصنوعی در صنعت خبر و دغدغههایی مانند کپیرایت و انواع آسیبها، کاری سخت، ناقص اما ضروری خواهد بود. همانطور که جامعهشناس الوندرا نلسون اشاره میکند: «همیشه آسیبهایی وجود دارد که نمیتوانیم پیشبینی کنیم یا نمیدانیم چگونه باید آنها را درست ارزیابی کنیم.» بااینحال، این فناوریها و شیوههای استفاده از آنها قابل شکلدادن هستند، و میتوان ریسکها را سنجید و کاهش داد. همه این کارها نباید یا نمیتواند صرفاً توسط ناشران انجام شود؛ اما آنها نیز نباید مسئولیت خود را واگذار کنند. خوشبختانه، همانطور که تلاشها برای تدوین دستورالعملهای اخلاقی هوش مصنوعی نشان میدهد، شمار روزافزونی از ناشران این ریسکها را جدی گرفتهاند.
درنهایت، مانند هر فناوری جدیدی در حوزه خبر، اثرات هوش مصنوعی نه بهاندازه بدبینانهترین پیشبینیها فاجعهبار خواهد بود و نه بهاندازه خوشبینانهترین امیدها آرمانشهری. اما اشتباه است اگر تصور کنیم هوش مصنوعی یک مُد گذراست. این فناوری از همین حالا بر روزنامهنگاری، صنعت خبر، و به تبع آن بر عرصه عمومی تأثیر گذاشته و این تأثیر افزایش خواهد یافت. اما اندازه و اهمیت واقعی آن، تنها با گذر زمان روشن خواهد شد.