چرا راه‌حل‌های خطی در کربنکینگ پاسخ نمی‌دهند؟

هندسه پنهان تحول در سیستم‌های بانکداری

عصر تراکنش ۱۰۱؛ احمد بیدی، عضو هیئت مدیره بانک مسکن / در زیست‌بوم بانکی کشور، کمتر واژه‌ای به اندازه «Core Banking» (سامانه جامع بانکداری متمرکز) پرتکرار و هم‌زمان مبهم بوده است. سال‌هاست که در اتاق‌های هیئت‌مدیره بانک‌ها، دو رویکرد «خرید یک سیستم خارجی» یا «تولید داخلی» مطرح می‌شود. اما آمارهای جهانی هشداری تکان‌دهنده می‌دهند: گزارش ۲۰۲۵ مؤسسه IBM با عنوان «مسئله ۹۴ درصدی کربنکینگ» نشان می‌دهد که اکثریت قریب‌به‌اتفاق پروژه‌های نوسازی هسته بانکی در جهان با تأخیر، افزایش سرسام‌آور هزینه یا عدم تحقق منافع مواجه شده‌اند.

KPMG نیز در تحلیل وضعیت بانک‌های غرب آفریقا و خاورمیانه اشاره می‌کند که بانک‌ها سال‌هاست به جای «نوسازی هسته»، مشغول «نوآوری در لبه‌ها» بوده‌اند و اکنون با معماری‌های پیچیده‌ای مواجه‌اند که هزینه نگهداری آنها بودجه نوآوری را می‌بلعد.

تجربه‌ای که نگارنده اخیراً در جریان «تحلیل وضعیت و تدوین نقشه راه سامانه جامع بانکداری متمرکز بانک مسکن» با همراهی تیم‌های خبره فنی و کسب‌وکاری داشته، پرده از واقعیتی برداشت که احتمالاً درد مشترک بسیاری از بانک‌های بزرگ کشور است: ما پیش از آنکه مشکل تکنولوژی داشته باشیم، مشکل «تعریف» داریم.


برداشت اول: هندسه‌های ناهمگون در یک اتاق


ریشه بسیاری از جلسات بی‌نتیجه در بانک‌ها، فقدان «زبان مشترک» است. تصور کنید دو نفر درباره مجموع زوایای یک مثلث بحث می‌کنند؛ نفر اول در دنیای «هندسه اقلیدسی» (روی صفحه تخت) استدلال می‌کند که مجموع زوایا ۱۸۰ درجه است و نفر دوم در «هندسه ریمانی» (روی سطح کره) اصرار دارد که مجموع زوایا بیش از ۱۸۰ درجه است. هر دو نفر درست می‌گویند، اما چون در یک «دستگاه مختصات» صحبت نمی‌کنند، بحث به جدل می‌کشد و نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود. در بانکداری نیز دقیقاً همین‌گونه است. وقتی مدیر کسب‌وکار از Core صحبت می‌کند، منظورش «قابلیت افتتاح حساب سریع» است، اما مدیر فنی آن را «یک دیتابیس یکپارچه» می‌بیند.


برداشت دوم: فیل در تاریکی و توهم دانایی


علاوه بر دستگاه مختصات متفاوت، مشکل دیگر «پیش‌فرض‌های غلط» است؛ شبیه داستان مشهور مولانا و «فیل در تاریکی». هر واحدی از بانک، بخشی از سیستم را لمس کرده و بر اساس آن حکم صادر می‌کند. یکی آن را ستون می‌بیند (چون پایش را لمس کرده) و دیگری بادبزن (چون گوشش را لمس کرده است).


افسانه Coreless و واقعیت «هسته تکه‌تکه‌شده»


در فضای بانکی امروز، واژه Coreless (بانکداری بدون هسته متمرکز) بسیار شنیده می‌شود؛ اما باید مراقب یک دام بزرگ بود. بسیاری از بانک‌های قدیمی و سنتی که در طول دهه‌ها به‌صورت ارگانیک رشد کرده‌اند، امروز با سامانه‌هایی مواجه‌اند که جدا از هم کار می‌کنند. آیا این به معنای Coreless بودن آنهاست؟ خیر؛ این وضعیت «هسته تکه‌تکه‌شده» (Fragmented Core) است، نه Coreless مهندسی‌شده. تفاوت در اینجاست: در Coreless واقعی، اجزا مانند قطعات Lego با استاندارد مشخص به هم متصل می‌شوند؛ اما در هسته تکه‌تکه‌شده، اجزا مانند وصله‌پینه به هم دوخته شده‌اند. درک این تفاوت، مرز میان یک معماری چابک و یک معماری شکننده و پرهزینه است.


مسئله‌ای با چند هدف: هیچ «بهترین» مطلقی وجود ندارد


یکی از مهم‌ترین درس‌آموخته‌های این مسیر، تغییر نگاه مدیران از جست‌وجوی «بهترین نرم‌افزار» به حل یک «مسئله بهینه‌سازی چندهدفه» (Multi-objective Optimization) بود. تصمیم‌گیری برای آینده کربنکینگ، شبیه تنظیم اکولایزر یک سیستم صوتی است؛ شما نمی‌توانید هم‌زمان تمامی Volumeها (سرعت، امنیت، هزینه، پایداری و نوآوری) را تا انتها بالا ببرید. افزایش «سرعت تغییر» ممکن است «پایداری عملیات» را به خطر بیندازد و کاهش «هزینه مهاجرت» می‌تواند «بدهی فنی» را افزایش دهد. بنابراین، هیچ راه‌حل جادویی وجود ندارد. هنر مدیریت، یافتن نقطه تعادل بهینه در این فضای چندبعدی است؛ نقطه‌ای که با استراتژی کلان بانک هم‌سو باشد.


از «سیستم» به «قابلیت»: عبور از ظاهر به باطن


برای عبور از قضاوت‌های کیفی و سلیقه‌ای، ما در بانک مسکن با مبنا قرار دادن «سند حداقل الزامات ناظر بر ریسک فناوری اطلاعات مؤسسات اعتباری و بانک‌ها» گردآوری‌شده توسط بانک مرکزی ج.ا.ا و بومی‌سازی آن، به مدلی شامل ۱۶ حوزه اصلی و ۱۳۴ قابلیت کلیدی (Feature) رسیدیم.

در بانک مسکن، با استفاده از پرسشنامه‌ای دقیق در چهار محور (کسب‌وکار، محصول، فرایند و فناوری)، چراغ‌ها را روشن کردیم. نتایج شگفت‌انگیز بود: در حالی که پیش‌فرض بر تفوق نداشته‌ها بود و تصور می‌شد بسیاری از قابلیت‌ها در بانک «وجود ندارند»، تحلیل دقیق نشان داد که حدود ۷۰ درصد از این قابلیت‌ها در سامانه‌های بانک وجود دارند. البته اگرچه به‌صورت اسمی وجود دارند، اما از منظر کیفی (کارایی، چابکی و پایداری) با وضعیت مطلوب، فاصله‌ای کیفی در حدود ۳۰ درصد دارند. نتایج جالب بود:

ما دریافتیم که وضعیت فعلی بانک مسکن و شاید بسیاری از بانک‌های بزرگ کشور، نه وضعیت «بی‌هسته» (Coreless) مدرن است و نه وضعیت یکپارچه سنتی؛ بلکه وضعیتی ناشی از «رشد ارگانیک» است، جایی که سامانه‌ها در طول زمان برای رفع نیازهای لحظه‌ای به هم متصل شده‌اند. این وضعیت، اگرچه کار را راه می‌اندازد، اما چابکی لازم برای رقابت در عصر دیجیتال را ندارد.


از بیگ‌بنگ تا نوسازی تکاملی


راه نجات چیست؟ گزارش‌های IBM و KPMG و تحلیل سناریوهای چهارگانه در بانک مسکن، همگی بر یک نکته توافق دارند: دوران پروژه‌های «بیگ‌بنگ» (دور ریختن سیستم قدیمی و جایگزینی ناگهانی و یکباره با سیستم جدید) به سر آمده است. ریسک مهاجرت در این روش فاجعه‌بار است. در مقابل، هوشمندانه‌ترین مسیر، «نوسازی تکاملی» (Evolutionary Modernization) است.


برداشت سوم: بازسازی هتل در فصل شلوغی


تصور کنید شما مدیر یک هتل بزرگ و قدیمی هستید که مسافران زیادی در آن اقامت دارند. شما نمی‌توانید هتل را با دینامیت منفجر کنید تا هتل جدیدی بسازید (بیگ‌بنگ)، زیرا مسافران (مشتریان و تراکنش‌ها) آواره می‌شوند. راهکار چیست؟ باید هتل را «طبقه‌به‌طبقه» و «اتاق‌به‌اتاق» بازسازی کنید، در حالی که رستوران و لابی همچنان سرویس می‌دهند. در معماری نرم‌افزار، به این الگو به‌طور استعاری Strangler Fig (انجیر خفه‌کننده) می‌گویند؛ جایی که سیستم مدرن به‌تدریج در کنار سیستم قدیمی رشد می‌کند و آرام‌آرام وظایف را تحویل می‌گیرد، تا روزی که سیستم قدیمی خاموش شود.


کلام آخر؛ تغییر پرسش‌ها


تجربه ما در بانک مسکن نشان داد که شبکه بانکی کشور برای عبور از چالش کربنکینگ، بیش از آنکه به «فروشندگان نرم‌افزار» نیاز داشته باشد، به «معماران سازمانی» و «تغییر نگرش مدیریتی» نیازمند است. ما آموختیم که به‌جای پرسش «کدام کربنکینگ را بخریم؟» باید بپرسیم چگونه معماری فعلی را، بدون توقف قلب بانک، به سمت چابکی هدایت کنیم؟

پاسخ این پرسش، نه در کاتالوگ شرکت‌های خارجی، بلکه در شناخت دقیق، داده‌محور و بی‌تعارف از وضعیت موجود خودمان نهفته است. ازاین‌رو، تغییر پرسش، تأمل و تعمق طولانی و نتایج جلسات خبرگانی، بسیار مفید بوده‌اند؛ به‌گونه‌ای که تبیین راه‌حل سامانه جامع بانکداری متمرکز در چهارچوب یک مدل مفهومی و تحلیلی، کمک شایانی به مدیران بانک در شناخت و طراحی این مسیر کرده است. همچنین بهره‌مندی از تجربه پیاده‌سازی سیستم‌های جامع در سایر بانک‌ها، عاملی مؤثر و کمک‌کننده در ترسیم نقشه راه و شناخت صحیح مسئله و بازطراحی و مهندسی آن بوده است.

در پایان خاطرنشان می‌سازد که تلاش برای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، یکی از محورهای مهم این مسیر بوده است؛ به‌گونه‌ای که سعی کردیم تمامی اطلاعات و گزارش‌های رسمی و غیررسمی مراکز پژوهشی، تخصصی، تجربی و فنی در مدل مفهومی سامانه جامع بانکداری متمرکز جای دهیم. بدیهی است که نوسازی هسته بانکی، یک پروژه فناوری اطلاعات نیست؛ بلکه سفری استراتژیک برای بقا در عصر دیجیتال امروز است.

نمایش لینک کوتاه
کپی لینک کوتاه: https://asretarakonesh.ir/53jk کپی شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *