پرداخت‌یاری مُرد؛ تسهیل‌گری مالی متولد شد

مدل درگاه‌محور در پرداخت‌یاری دیگر صرفه اقتصادی ندارد؛ آینده در بوم‌های API، بانکداری شرکتی و ارکستراسیون پرداخت است

عصر تراکنش ۱۰۲ و ۱۰۳ / پرداخت‌یاری در ایران با وعده ساده‌تر کردن پذیرش پرداخت برای کسب‌وکارها متولد شد؛ مدلی که زمانی مزیت رقابتی محسوب می‌شد و به شرکت‌ها امکان می‌داد بدون درگیری مستقیم با بانک‌ها و PSPها فعالیت کنند. اما حالا بازیگران اصلی این حوزه معتقدند همان مفهوم اولیه عملاً به پایان رسیده است.

به گفته مدیران وندار، زیبال و جیبی‌مو، درگاهی که روزی محصول اصلی بود، امروز به خدمتی حاشیه‌ای تبدیل شده و دیگر نمی‌تواند درآمد پایدار ایجاد کند. محدودیت‌های مقرراتی، اشباع بازار و کاهش ارزش افزوده این سرویس باعث شده پرداخت‌یارها مسیر تازه‌ای انتخاب کنند: تبدیل شدن به بازوی مالی کسب‌وکارها. تمرکز جدید بر تجمیع خدمات بانکی، بوم‌های API، بانکداری شرکتی و مدیریت جریان مالی است؛ جایی که پرداخت تنها یکی از اجزای یک راهکار بزرگ‌تر محسوب می‌شود. در این روایت، «پرداخت‌یار» نه حذف شده، بلکه پوست‌اندازی کرده و در قالب تسهیل‌گر مالی دوباره تعریف می‌شود. آنچه خواندید پیش‌درآمدی بود از آنچه در میزگردی به‌طور مفصل با حضور مهدی عبادی، مدیرعامل وندار؛ محمدمهدی فاطمیان، مدیرعامل زیبال و مهدی مرادیان، مدیرعامل جیبی‌مو مورد بحث و گفت‌وگو قرار گرفت.

مهدی عبادی: به نظرم با واژه‌ پرداخت‌یاری باید خداحافظی کرد. تعریفی که بانک مرکزی از پرداخت‌یاری انجام می‌دهد، پرداخت‌یار کسی است که درگاه پرداخت را با همکاری یک PSP برای کسب‌وکارها فراهم می‌سازد. بسیاری از کسب‌وکارهایی که صرفاً متکی به این فعالیت بودند، در حال حاضر از بین رفته‌اند. کسب‌وکارهایی که این کار را در کنار سایر فعالیت‌ها انجام می‌دادند، درگاه پرداخت‌شان سهم ناچیزی از درآمد را به خود اختصاص می‌دهد. فقط یکی دو کسب‌وکار هستند که سهم بزرگی از درآمدشان همچنان وابسته به درگاه ‌پرداخت است.

با این وصف، اگر واژه‌ پرداخت‌یاری را صرفاً به منزله‌ ایجاد درگاه پرداخت بدانیم، تأکید می‌کنم که پرداخت‌یاری یک صنعتِ مُرده است و باید با آن خداحافظی کرد. شرکت‌هایی که از گذشته به عنوان «پرداخت‌یار» شناخته می‌شدند، در واقع، ارائه‌دهندگان خدمات حوزه‌ پرداخت و در نقش تسهیل‌گر تبادل مالی بوده‌اند. این شرکت‌ها همچنان رو به رشد هستند اما درگاه پرداخت جزو خدمات مهم آنها به شمار نمی‌رود. این شرکت‌ها همچنان در حوزه‌ پرداخت الکترونیک رو به رشد هستند و سرویس‌های متنوعی ارائه می‌کنند. اینها را باید به عنوان «تسهیل‌گر پرداخت» دانست و نه صرفاً ارائه‌دهندگان درگاه پرداخت! در حوزه‌ درگاه پرداخت، محدودیت به قدری زیاد شده که فعالیت آن عرصه صرفه‌ اقتصادی ندارد. کسب‌وکارها ترجیح می‌دهند در حوزه‌هایی فعالیت کنند که آزادی عمل و صرفه‌ اقتصادی بیشتری وجود دارد.

بعضی از کسب‌وکارها تبدیل به بومِ API شده‌اند و Open API Banking ارائه می‌دهند؛ تعدادی به سراغ بانکداری شرکتی و ایجاد Multibanking Platform رفته‌اند؛ تعدادی از آنها حتی نرم‌افزارهایی به سفارش مشتری ارائه می‌کنند. این شرکت‌ها اتفاقاً پایدار و رو به رشد هستند و از دامنه‌ خدمات متنوع بهره‌مند می‌شوند.

مهدی مرادیان: عبارتی مثل «پرداخت‌یار» را اگر به معنای «Payment Facilitator» در نظر بگیریم، با تعریف فعلی بانک مرکزی فاصله دارد. آنچه از ابتدا مطرح شد، تجمیع درگاه‌های اشتراکی بود؛ ولی به مرور به سمت تسهیلگری حوزه‌ی پرداخت آمدند؛ درحالی‌که دستورالعمل‌ها و خواسته‌های بانک مرکزی با ادبیات بین‌المللی انطباق ندارد.

همان‌طور که مهدی عبادی گفت، اغلب پرداخت‌یارها به سمت تجمیع یکسری خدمات بانکی و اوپن ای‌پی‌آی رفته‌اند تا سبدی یکپارچه از محصولات را تحویل مشتری دهند. در حال حاضر، محدودیت و مشکلات حوزه‌ درگاه پرداخت، توجیه اقتصادی آن کسب‌وکار را برای پرداخت‌یارها از بین می‌برد. اگر یک کسب‌وکار بخواهد روی آن حوزه تمرکز کند، تبدیل به یک شرکت کوچک هفت یا ده‌نفره خواهد شد که فقط در حد تأمین حقوق پرسنل خودش درآمد به دست می‌آورد و کار تجاری جدی نمی‌تواند انجام دهد. اگر این کسب‌وکار را به عنوان تجمیع‌کننده‌ خدمات بشناسیم، درمی‌یابیم که درآمد پرداخت‌یارها از خدمات جانبی آنها است.

محمدمهدی فاطمیان، مدیرعامل زیبال

محمدمهدی فاطمیان: به‌رغم اینکه ما به فضای عمومی خدمات جانبی وارد شده‌ایم و نقش جدی در درآمدمان دارند؛ همچنان تعداد کاربر خرد و متوسط درگاه پرداخت ما زیاد است. تنها نکته‌ مهم اینکه آیین‌نامه‌ها و قوانین بالادستی، ارزش پیشنهادی پرداخت‌یاری را از بین برده‌اند.

در فاصله ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰، ارائه‌ درگاه پرداخت با سیستم سوئیچینگ، یک ارزش پیشنهادی به شمار می‌رفت و باعث می‌شد که کسب‌وکارها نیازی به دریافت درگاه از چند PSP نداشته باشند. این موضوع می‌توانست برای مشتریان ارزش‌آفرین باشد و آنها را جذب کند؛ ولی از حوالی ۱۳۹۹ تاکنون، ارائه‌ درگاه پرداخت به تنهایی، کم‌ارزش شده است. دوستان ما هم اشاره کردند که اگر یک شرکت صرفاً متمرکز به ارائه‌ درگاه پرداخت باشد، حسب قوانین کنونی پرداخت‌یاری، درآمد چندانی به دست نمی‌آورد و ورود به این بازار، توجیه اقتصادی ندارد.

دوره‌ ارائه‌دهندگان سرویس پرداخت محض، به اتمام رسیده و ضمناً این بازار اشباع شده است. تمام پرداخت‌یارهای کنونی این سرویس را در کنار دیگر خدمات فراهم می‌کنند. در این مورد با دوستان موافقم که شرکت‌ها با تعریف فعلی پرداخت‌یاری اصلاً نمی‌توانند رشد کنند؛ مگر اینکه «کتابچه‌ الزامات پرداخت‌یاری» که طی سالیان اخیر ویرایش‌هایی روی آن صورت گرفته، اصلاح اساسی شود تا پرداخت‌یارها بتوانند، حسب نیاز بازار، وارد خدمات جانبی شوند. این موضوع ممکن است نیازمند تنظیم‌گری باشد. در بعضی جاها صرفاً ارائه‌ یک مجوز، کار را راه می‌اندازد و نیازی به تنظیم‌گری وجود ندارد.

علت اینکه بعضی پرداخت‌یارهای کنونی توانسته‌اند بزرگ شوند این بوده که در فاصله‌ سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۷ که قوانین پرداخت‌یاری به‌تازگی شکل گرفت، کسب‌وکارها دست‌شان بازتر و سخت‌گیری‌ها کمتر بود و می‌توانستند سهمی از بازار بگیرند. در حال حاضر هم همان‌ها فعالان اصلی صنعت هستند.

عبادی: به نظرم همه به سمتی می‌روند که نقش بازوی مالی کسب‌وکارها را در سطوح مختلف ایفا کنند؛ یعنی خدمات بانکی و پرداخت را به شکل آسان‌تر و بهتری ارائه دهند؛ یعنی خدمات مالی و بانکی را بهینه‌تر و در دسترس‌تر ‌کنند. علت شکل‌گیری پرداخت‌یاری، نیازهایی در لایه‌ کسب‌وکارهای گوناگون بود که ارائه‌دهندگان خدمات پرداخت، پاسخی برایش نداشتند. این خلأ و این فاصله، محل شکل‌گیری شرکت‌های پرداخت‌یار شد. همین حالا هم این خلأ بین بانک‌ها و کسب‌وکارها مشهود است. تکه‌تکه‌ این صنعت، فاصله‌ بین بازیگران سنتی و کسب‌وکارهای نوین را پر می‌کند؛ مشروط بر اینکه تعریف جدیدی از پرداخت‌یار را متصور باشیم. پرداخت‌یار می‌تواند سرویس‌هایی بسازد که بدون دغدغه‌ تعامل با بانک و PSP بتواند تمام نیازهای مالی افراد را در یک جا جواب دهد.

مهدی مرادیان، مدیرعامل جیبی‌مو

مرادیان: پرداخت‌یار جدید، اگر با تعریف قدیم کار کند، فرصت حضور جدی در بازار نمی‌یابد. پرداخت‌یارهای فعلی، در سرویس‌هایشان نوعی تمایز ملموس را رقم می‌زنند. شاید یک پرداخت‌یار به سمت درگاه‌های خرد و کسب خدمات کسب‌وکار خرد برود؛ یکی به سمت ایجاد پلتفرم و خدمات سازمانی می‌رود. فضای صنعت به سمت و سوی تجمیع سرویس‌های تخصصی خواهد رفت. اگر یک پرداخت‌یار به فضای تخصصی نرسد، در سه سال آینده از بین می‌رود. اگر جایگاه و برنامه‌ای برای یک بخش مشخص از بازار نداشته باشیم، نمی‌توانیم سرویس عمومی ارائه دهیم.

عبادی: در دنیا، واژه‌ای به نام «Payment Orchestrator» را به کار می‌برند. به نظرم شرکت‌هایی که به نام «پرداخت‌یار» می‌شناسیم به این سمت سوق می‌یابند. این کار چندان عجیب و غریب نیست؛ همان کاری است که Stripe هم انجام می‌دهد. استرایپ، یک Payment Orchestrator است.

یکسری داستان موفقیت از هلدینگ‌ها و شرکت‌های بزرگ داریم که در ابتدا برای توسعه‌ خدمات مالی خودشان ۱۰ نفر توسعه‌دهنده را به کار می‌گرفتند، ولی با اتصال به یک پرداخت‌یار، از آن ۱۰ نفر بی‌نیاز شدند و آن توسعه‌دهندگان به سمت فعالیت در حوزه‌ تخصصی خودشان رفتند. با توجه به وسعت هر کدام از بخش‌های بازار، کسی نمی‌تواند روی چند بخش بازار همزمان تمرکز کند؛ پس نیاز یک بخش از بازار را شناسایی و خدماتی برای آن خلق می‌کنیم. همان‌طور که گفتم، دوسه پرداخت‌یار هستند که عمده درآمدشان از درگاه پرداخت تأمین می‌شود؛ «زیبال» یکی از آنهاست. خود ما، در «وندار»، سراغ کسب‌وکارهای بزرگ رفته‌ایم؛ کسب‌وکار کوچک برایمان چندان جذاب نیست؛ به سراغ آنهایی می‌رویم که روزانه ۱۰ الی ۲۰هزار تراکنش دارند. هر کدام از پرداخت‌یارها بر بخش بازار خودشان تمرکز می‌کنند و نیازهای آن بخش را پاسخ می‌دهند.

عبادی: با توجه به وضعیت کنونی قطعی اینترنت، به نظرم، در سال آینده هر پرداخت‌یار که بتواند سرویس پایدارتری ارائه دهد، مزیت رقابتی بالاتری می‌گیرد؛ مثلاً یک پرداخت‌یار که بتواند ارتباط شبکه‌ خود را در دیتاسنترهای مختلف گسترش دهد. احتمالاً همین که بتواند خدمات را زنده نگه دارد، مزیت رقابتی به شمار می‌رود.اگر امیدوار باشیم که در ۱۴۰۵ با قطعی اینترنت مواجه نشویم؛ کسی که بتواند تمام نیازهای پرداخت را در یک جا برآورده سازد، برنده خواهد بود. تأکید می‌کنم: «تمام نیازهای پرداخت» و نه «بیشتر نیازها»! هر کس تمام نیازهای پرداخت یک کسب‌وکار در یک بخش تخصصی از بازار را جوابگو باشد، رو به رشد می‌رود.

ورود هوش مصنوعی به این بازار، فقط شعار نیست؛ یک جریان است. کسب‌وکار می‌خواهد هزینه‌های اجرایی خودش را کاهش دهد. هوش مصنوعی به کاهش هزینه‌ها کمک شایانی خواهد کرد. این موضوع در سال ۱۴۰۵ پارامتر مهم و ارزش پیشنهادی رقابت‌پذیر خواهد بود.

فاطمیان: رقابت در بازار کنونی پرداخت‌یاری؛ حداقل بین پرداخت‌یارهایی که سهم جدی از بازار دارند؛ فقط مربوط به یک شاخص نیست. اینکه من صرفاً تجربه‌ کاربری بهتری داشته باشم کفایت نمی‌کند؛ ولی اهمیت دارد. تجربه‌ کاربری پرداخت‌یارها می‌تواند به هم نزدیک باشد. در زمینه‌ پایداری هم رقابت نزدیک است؛ پس برآیند همه‌ آنها با هم می‌تواند مزیت رقابتی به وجود آورد.

همان‌طور که گفتم سرویس‌ها باید تبدیل به Total Solution شود؛ مزیت‌های رقابتی هم باید همگی در کنار هم بنشینند تا سهم بازار بیشتری بگیرند. اگر من صرفاً بخواهم روی قیمت‌گذاری پایین تمرکز کنم ولی پایداری کمتر و تجربه کاربری ضعیف‌تری ارائه دهم، احتمالاً سهم بازاری به دست نمی‌آورم. در مورد هر کدام از مسائلی که مطرح شد و بعضاً مطرح نشد، اگر تک‌بعدی نگاه کنیم، به نتیجه نمی‌رسیم. من دنبال خدماتی هستم که پاسخی به نیاز یک بخش از بازار بدهد. اینها می‌تواند مزیت رقابتی بیشتری داشته باشد. کاربران حاضرند بابت رفع نیازشان حتی پول بیشتری بپردازند؛ ولو که قدری غیرپایدار باشد یا تجربه‌ کاربری ایده‌آل را ارائه ندهد. در این میان، خلأ‌های زیادی را مشاهده می‌کنیم.

فاطمیان: بزرگ‌ترین ریسک پیش روی پرداخت‌یارها، مشابه سالیان قبل، مربوط به رگولاتور است. ما کلی سرویس توسعه می‌دهیم که مشتری استفاده می‌کند و یک آیین‌نامه در یک شب تمام هزینه و سرمایه‌گذاری ما را به باد می‌دهد. بارها همین اتفاق را تجربه کرده‌ایم. در کنار هزینه‌های مادی، دلسرد شدن کارآفرینان نیز مخاطراتی در پی دارد. اگر رگولاتور تعاریف جدیدی از پرداخت‌یاری ارائه دهد، می‌تواند نقطه‌ توافق و مفاهمه‌ خوبی بین پرداخت‌یارها باشد. تا زمانی که در این تعاریف با رگولاتور هم‌صفحه نشویم، همچنان این رفت و برگشت‌ها، چالش‌ها و ریسک‌های بزرگ را شاهد خواهیم بود.

عبادی: از زمان خلقت صنایع فین‌تک در ایران، همیشه بزرگ‌ترین ریسک آنها مربوط به رگولاتوری بوده و کماکان هست. یک ریسک غیرتخصصی هم به این مسئله اضافه شده که مربوط به «امید» است. مجموعه‌ای از اتفاقات و حوادث و محدودیت‌هایی که رگولاتور به وجود آورده؛ زحمت سالیان طولانی را یک‌شبه خاموش می‌کند. مسئله‌ جنگ و قطعی اینترنت و سایر مسائل هم شرایط را سخت‌تر می‌کند. برای یک کارآفرین خیلی سخت است که امید خود را حفظ و همین امید را به کارکنان نیز تزریق کند که آنها سرحال و شاداب بمانند و تصمیم به مهاجرت نگیرند. به نظر من، ریسک جدی غیرتخصصی همه‌ کسب‌وکارها در سال ۱۴۰۵ همین خواهد بود.

مرادیان: هر سال دغدغه‌ ما پرداخت‌یارها و کل حوزه‌ فین‌تک بیشتر می‌شود زیرا نهادهای تازه‌ای به این عرصه قدم می‌گذارند؛ مثلاً قوه‌ قضائیه! ما الآن داریم با رگولاتور درگیر می‌شویم که به دانش و تجربه و زبان مشترک برسیم؛ ولی ناگهان یک مرجع قضایی به عرصه می‌آید که هیچ ‌شناختی از شخصیت فین‌تک و قوانین و مقررات او ندارد.

یکی از گام‌های اساسی نظارت رگولاتور مربوط به KYC و KYB است. هر جا بحث نظارت و شفافیت به میان می‌آید؛ اولین گام مربوط به همین احراز هویت می‌شود. در ماه‌های اخیر، ثبت احوال تمام سرویس‌های خود را متوقف کرده و با همه برخورد سلبی داشته است. در این شرایط، من چطور می‌توانم سرویس KYC انجام دهم؟ دومین اتفاق مخاطره‌آمیز که پیش‌بینی می‌کنم؛ ورود بازیگران دولتی به این صنعت پرداخت‌یاری است. تا یک مقطع، پرداخت‌یارها را چندان جدی نمی‌گرفتند ولی در حال حاضر متوجه شده‌اند که پرداخت‌یارها نقش مهمی در اقتصاد دیجیتال ایفا می‌کنند. بعید نمی‌دانم که یکباره، بازیگر نوظهوری شکل بگیرد که به یک بانک یا نهاد خاص وابسته است و سعی کند که بخش اعظم بازار را با استفاده از توان دولتی خودش قبضه کند. این دو موضوع را ریسک‌های جدید حوزه‌ پرداخت‌یاری می‌دانم.

مهدی عبادی، مدیرعامل وندار

عبادی: اعلام ممنوعیت تجمیع وجوه یک آسیب جدی برای پرداخت‌یارها بود. ما بایستی راه دنیا را می‌رفتیم. این نیاز کماکان در بازار وجود دارد و حذف آن خدمت، کسب‌وکارها را متحمل هزینه‌ اجرایی بسیار زیادی کرده که همچنان ادامه‌دار است. پرداخت‌یار در گذشته یک سرویس را خلق و به صدها کسب‌وکار ارائه می‌کرد. وقتی امکان تجمیع وجوه وجود ندارد، پرداخت‌یار مجبور است هر سرویس را صدها بار در جاهای مختلف خلق و پیاده‌سازی کند. این روش، هزینه‌ اجرایی کسب‌وکارها را به شدت افزایش می‌دهد و یک تصمیم اشتباه سنگین است.

فاطمیان: به نظر من، قطعی اینترنت، اشتباه‌ترین تصمیم بود. امسال دو بار قطعی اینترنت را تجربه کردیم. به نظرم هزینه‌ این قطعی اینترنت، از نگاه حاکمیت خیلی کم است؛ درحالی‌که اصلاً اینطور نیست؛ عوارض جانبی سنگینی دارد که به چشم نمی‌آید. دیتای تراکنش‌های دی‌ماه و جنگ ۱۲روزه کاهش شدید تراکنش‌ها را نشان داد. اجزای مختلف اقتصاد به یکدیگر وابسته هستند و هر جا که یک قسمت مختل شود، به قسمت‌های دیگر آسیب می‌زند. حاکمیت باید این هزینه‌ها را موقع قطع اینترنت در نظر بگیرد و شیوه‌ مواجهه‌ متفاوتی را تدبیر کند.

مرادیان: در حوزه‌ پرداخت‌یاری، همچنان تأکید دارم واژه‌ پرداخت‌یار توسط قانون‌گذار به شدت محدود تعریف شده زیرا یکسری فضاهای خاکستری در ذهن آنها شکل گرفته یا شاید می‌خواستند امکان قطع سرویس‌های مختلف در مقاطع زمانی گوناگون داشته باشند. شاید هم به دلیل مشکل داشتن تنظیم‌گر با یکی دو کسب‌وکار مشخص بوده که واژه‌ پرداخت‌یاری را در ذهن‌ها به قدری منفی کردند که در مورد سرویس واریز شناسه‌دار و تجمیع وجوه نیز حساسیت‌هایی به وجود آمده.در گذشته، رسید تراکنش‌های پرداخت‌یاری دارای اعتبار بالایی بود؛ ولی الان یکی از شرط‌های معاملات را این می‌گذارند که رسید مربوط به‌پرداخت‌یاری نباشد زیرا اعتبار ندارد.

مرادیان: اگر در پایان ۱۴۰۵ به سال ۱۴۰۴ نگاه کنم، به خودم می‌گویم: «تغییر مسیر ارتباطی که بین پرداخت‌یارها و قانون‌گذار دارد شکل می‌گیرد، ای کاش…..» تصور می‌کنم که اینطور خواهد شد و مدتهاست که همه در مورد آن حرف می‌زنیم: «….ای کاش داده‌های یک پرداخت‌یار و یک بازیگر خارج از اکوسیستم بانکی را به رسمیت بشناسید. ای‌کاش این اتفاق در ۱۴۰۳ یا ۱۴۰۴ می‌افتاد». بدین ترتیب، خیلی از سرویس‌هایی که هزینه زیادی برای ما داشته تعطیل نمی‌شد.

تعطیلی آن سرویس‌ها، فقط خاموش کردن یک دکمه نبود، کل کسب‌وکار را همراه با سایر خدمات جانبی تعطیل می‌کرد. مشتری ما فقط مشتری یک خدمت خاص نبود؛ سبدی از خدمات را می‌گرفت و موقعی که بعضی سرویس‌ها از کار افتادند، مثل یک آدم بی‌جان به این در و آن در می‌زدند که مشکل کسب‌وکارشان را حل کنند؛ از پیش ما به جای دیگر می‌رفتند. با تعطیل شدن خدمت «تجمیع وجوه» یک مشتری که می‌توانست در سال آینده برایمان ۷ میلیارد تومان ارزش داشته باشد را از دست می‌دادیم. ای‌کاش داده‌های ما را به رسمیت می‌شناختند.

فاطمیان: اگر در ۱۴۰۵ به گذشته برگردم می‌گویم: «ای‌کاش به طرح‌هایی که ما از طریق کسب‌وکارها و انجمن‌های صنفی برای تنظیم‌گری می‌فرستیم اهمیت می‌دادند و تنظیم‌گری را جایگزین ممنوعیت می‌کردند. ای‌کاش رگولاتور به این طرح‌ها اهمیت می‌داد تا دغدغه‌های فعلی که مطرح کردیم پیش نمی‌آمد».

در حال حاضر ما به تمام دغدغه‌های بانک مرکزی فکر می‌کنیم و نه یک طرح، بلکه چندین طرح برای هر دغدغه می‌فرستیم و سعی می‌کنیم که حتی کوچک‌ترین جزئیات مدنظر آن نهاد ناظر و قانون‌گذار را برطرف سازیم؛ اما در نهایت، تمام طرح‌ها به کنار می‌رود؛ مواجهه با پدیده‌های نوظهور چندان آسان نیست. البته تجمیع وجوه را نمی‌توان یک پدیده‌ نوظهور دانست؛ از سال ۹۸ تاکنون ارائه شده است. این خدمات تا ۱۴۰۴ برای رفع نیاز کسب‌وکارها فراهم بود و طی سالیان، بارها و بارها جلساتی برگزار شد و طرح‌هایی ارائه دادیم ولی…. ای‌کاش به این طرح‌ها توجه می‌شد که امروز حسرت تجمیع وجوه را نداشته باشیم.

تجمیع وجوه فقط یک خدمت نبود، یک بستر برای ارائه مجموعه‌ای از سرویس‌ها بود که نیاز کسب‌وکارهای متنوع را برطرف می‌کرد. بدین‌ترتیب ما می‌توانستیم به تعاریف یکسان با بانک مرکزی برسیم. امروز این سرویس تعطیل شده و حتی اگر بخواهیم آن را دوباره فعال کنیم، هزینه زیادی برمی‌دارد. وقتی شما یک دکمه می‌زنید و ساختمانی را خراب می‌کنید، درست کردنش به راحتی یک دکمه نیست. آن کسب‌وکار که به خدمت ما وابسته شده بود، به سمت دیگری مهاجرت کرده است. Embedded Finance یعنی همین که بتوانیم بازوی مالی کسب‌وکارها باشیم. آنها به خودشان اجازه می‌دهند که در لایه‌های بیزینس، به جای تمرکز بر خدمات مالی، خدمت را از ما بگیرند و فکرشان را معطوف به حوزه‌ کاری‌شان کنند. وقتی این خدمت ناگهان تعطیل می‌شود، چند ماه زمان می‌برد که کاربران به سمت یک ساختار جدید تحمیلی بروند که فقط ۳۰ یا ۴۰ درصد از خدمت قبلی را ارائه می‌کند.

خدمت بانکداری شرکتی که پرداخت‌یارها ارائه می‌دهند؛ جایگزین تجمیع وجوه است ولی جایگزین کاملی به حساب نمی‌آید و بسیاری از کاربران هرگز به سراغ آن نمی‌آیند. بانک مرکزی قبلاً قرار بود حساب تعداد مشخصی از پرداخت‌یارها را بررسی کند ولی به واسطه‌ تعداد زیاد پلتفرم‌ها و پرداخت‌یارها، عینک نظارتی خود را از دست داده است. اگر دغدغه‌ اصلی ما مربوط به نظارت و مبارزه با پولشویی باشد، بانک مرکزی دیگر نمی‌تواند آن نظارت را انجام دهد. بانک مرکزی به خیلی از تراکنش‌ها دسترسی آنی ندارد. تراکنش‌های «پل» و «پایا» و «ساتنا» را بانک مرکزی درلحظه می‌بیند، ولی تراکنش داخلی بانک‌ها کاملاً غیرقابل رصد است. بانک مرکزی، تمام ابزارهای نظارتی را از خودش گرفت و ضمناً مسئله حل نشد؛ خیلی از کاربران دیگر نتوانستند از پرداخت‌یار سرویس بگیرند.

عبادی: پاسخ خود را به دو قسمت تقسیم می‌کنم؛ یکی حسرتی که بابت گذشته می‌خورم؛ این سؤال در مورد سالیان پیشین برایم مطرح است که چرا در مورد قانون جدید بانک مرکزی حساسیت کافی را نشان ندادیم. ما مرتب می‌رفتیم و می‌آمدیم و از طریق انجمن فین‌تک با کمیسیون اقتصادی مجلس و دیگر جاها در ارتباط بودیم و از ما نظر می‌خواستند؛ ولی ما کوتاهی کردیم و نظر ندادیم. همین مسئله باعث شد قانونی شکل بگیرد که به شدت محدودکننده باشد و هیچ نگاه توسعه‌ای در آن دیده نشود؛ چه‌بسا بر خلاف توسعه عمل نماید.

اگر نگاهی به آینده داشته باشیم، ما نتوانسته‌ایم اعتماد رگولاتور را جلب کنیم؛ بهتر بگویم، نخواستیم و نکردیم! اگر اعتماد رگولاتور را در سالیان گذشته به دست می‌آوردیم بعضی اتفاق‌ها نمی‌افتاد. چرا در دوره‌ جنگ و دوران قطعی اینترنت، تنها سیستمی که تا حد زیادی هنوز هم خوب کار می‌کرد، شبکه‌ پرداخت بود؟ زیرا بنیانِ شبکه‌ پرداخت ما در زمانی گذاشته شد که خارجی‌ها در ایران رفت و آمد داشتند؛ مشاورین خارجی به ما کمک می‌کردند.

امروز، به هر دلیلی که درباره‌اش صحبت نمی‌کنم، مشاورین خارجی دیگر به کشور ما نمی‌آیند؛ ولی ما می‌توانیم همان نقش را برای رگولاتور بازی کنیم؛ چه‌‌بسا که کردیم، اما کم‌قدرت بود. رگولاتور به این دلیل که به ما اعتماد نداشت، هر مطالعه‌ای که از دنیا می‌آوردیم و ارائه می‌دادیم، تصور می‌کرد که صرفاً برای منافع اقتصادی خودمان آن پیشنهاد را می‌دهیم. چه‌بسا که منافع اقتصادی ما نیز مد نظر بود، اما راه درست همین بود! حسرتی که در پایان ۱۴۰۵ هم ممکن است بخوریم این است که چرا رابطه‌ خودمان را با رگولاتور اصلاح نکردیم و اعتماد رگولاتور را به دست نیاوردیم تا دانش رد و بدل شود و تصمیم‌های بهتری اخذ گردد.

مرادیان: امیدوارم در سال ۱۴۰۵ به جای این که در چنین پنل‌هایی بنشینیم و انتقاد کنیم، کار عملی انجام دهیم. در اثر فشاری که همه‌ کسب‌وکارها متحمل می‌شوند، همه‌ ما تبدیل به انسان‌هایی شده‌ایم که فقط نق می‌زنیم؛ نقد می‌کنیم؛ از خودمان و دیگران و فضای بازار و رگولاتور ایراد می‌گیریم. ای کاش در ۱۴۰۵ بنشینیم و از دستاوردها بگوییم. خیلی وقت است که این اتفاق نیفتاده!

عبادی: به نظرم این امیدواری مهدی مرادیان به تحقق نمی‌پیوندد؛ قطعاً محقق نخواهد شد. تفکر حاکم در حال حاضر به سمتی رفته که هیچ‌گونه توسعه را نمی‌پذیرد؛ اگر توسعه می‌خواست، این همه ضدتوسعه عمل نمی‌کرد. این عملکرد از کجا می‌آید؟ یا معنا و مفهوم توسعه را نمی‌شناسد، یا می‌شناسد ولی نمی‌خواهد. به نظر من در آخر ۱۴۰۵ هم کماکان گفتگو و حرف‌های مشابهی داریم و وضعیت‌مان، اگر بدتر نباشد، بهتر هم نمی‌شود.ما اگر توسعه می‌خواستیم و نگاه‌مان توسعه‌محور بود، هر زمان که می‌خواستیم تصمیمی بگیریم، به این نگاه می‌کردیم که تصمیم ما تا چه حد منجر به افزایش جی‌دی‌پی می‌شود. ما در هیچ‌کدام از تصمیم‌ها و اسنادمان اشاره‌ای به این موارد نداشته‌ایم.

هر جا سندی بیرون می‌دهیم؛ نمی‌گوییم که هدف‌مان از آن سند چیست و چه اتفاقی می‌خواهد بیفتد. به نظر می‌رسد که اصلاً اراده‌ای برای توسعه وجود ندارد؛ فقط می‌خواهیم در بهترین حالت، شرایط موجود را حفظ کنیم. بالاترین KPI حاکمیت در شرایط کنونی همین است؛ هر جا که اتفاقی می‌افتد فوراً اینترنت را قطع می‌کنند؛ پس حتی به حفظ وضع موجود هم امیدوار نیستم. من اساساً آدم امیدواری هستم ولی پایان ۱۴۰۵ را چندان خوش‌تر از امروز نمی‌بینم.

فاطمیان: من جمع‌بندی خود را گفتم ولی آرزو کردن عیب نیست؛ امیدواریم وضعیت اقتصادی بهتر شود و حالِ دل همه‌ مردم کشور خوب باشد. از سوی دیگر، امیدوارم که همه‌ی پرداخت‌یارها در سال آینده سلامت باشند و در پنل سال آینده، نماینده‌ بانک مرکزی در کنار این جمع بنشیند و به شرکت‌های پرداخت‌یاری نزدیک‌تر شود. این می‌تواند یکی از آرزوهای خوب برای ما باشد. ما امسال، بیش از این که مدیرعامل شرکت باشیم، مدیر بحران بودیم؛ به جای اینکه ذهنمان درگیر توسعه باشد، درگیر مدیریت نقدینگی، بقا و حفظ و پایداری سیستم بودیم. امیدوارم سال آینده فرصتی به دست آید که به توسعه بیاندیشیم. من توقع توسعه از حاکمیت ندارم، ولی بخش خصوصی اگر قدری فرصت پیدا کند و بتواند به توسعه بیاندیشد، کشور رو به رشد می‌رود. امیدوارم در سال آینده بیش از پیش به توسعه بیاندیشیم و درگیر مسائل بدیهی نباشیم.

نمایش لینک کوتاه
کپی لینک کوتاه: https://asretarakonesh.ir/lvjr کپی شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *