عصر تراکنش ۱۰۴؛ مجید جعفریان، معاون فناوری اطلاعات بانک اقتصاد نوین / وقایع جنگی معمولاً یکی از سختترین آزمونها برای زیرساختهای حیاتی هر کشور به شمار میروند و در این میان، صنعت مالی و بهویژه شبکه بانکی، نقشی تعیینکننده در حفظ ثبات اقتصادی و تداوم جریان زندگی روزمره ایفا میکند. تجربه اخیر نشان داد که شبکه بانکی کشور در مجموع توانست عملکرد قابل قبولی از خود بهجا بگذارد و در شرایطی که بسیاری از بخشها با فشار و اختلال مواجه میشوند، کارکردهای اصلی خود را حفظ کند.
برای ارزیابی این عملکرد، به نظر من چند شاخص کلیدی را میتوان مدنظر قرار داد. در وهله نخست، تداوم ارائه خدمات پایه بانکی اهمیت دارد؛ اینکه مشتری بتواند در هر شرایطی به خدمات پایهای مانند برداشت وجه، انتقال پول، پرداختهای الکترونیکی و تسویه دسترسی داشته باشد، مهمترین معیار قضاوت است. در این دوره، شبکه بانکی توانست این سطح از خدمترسانی را با کمترین اختلال حفظ کند. در کنار آن، تابآوری زیرساختهای فناوری اطلاعات نیز نقش تعیینکنندهای داشت. سامانههای حیاتی، مراکز داده و شبکههای ارتباطی توانستند بار عملیاتی بالا را مدیریت کنند و از بروز اختلالات گسترده جلوگیری شود.
موضوع مهم دیگر از نظر من مدیریت نقدینگی و تأمین اسکناس است. در شرایطی که معمولاً تقاضا برای وجه نقد افزایش پیدا میکند، عملکرد مناسب در این حوزه مانع از بروز تنشهای اجتماعی میشود. از سوی دیگر، حفظ اعتماد عمومی نیز اهمیت ویژهای دارد. تجربه نشان داده است که در شرایط بحران، اعتماد بهسرعت آسیبپذیر میشود؛ با این حال، در جنگ اخیر استمرار خدمات و تا حدی مدیریت مناسب اطلاعرسانی کمک کرد رفتارهای هیجانی در سطح گسترده شکل نگیرد. در نهایت، باید به چابکی در تصمیمگیری و عملیات اشاره کرد؛ اینکه شبکه بانکی بتواند متناسب با شرایط، سریع تصمیم بگیرد، محدودیتها را تنظیم کند و میان بخشهای مختلف هماهنگی ایجاد کند، یکی از نقاط قوت این دوره بود.
این عملکرد طبیعتاً یکشبه به وقوع نمیپیوندد و ریشه در اقداماتی دارد که طی سالهای گذشته انجام شده است. سرمایهگذاری در زیرساختهای دیجیتال، تجربه عبور از بحرانهای پیشین، بهویژه در شرایط تحریم، و شکلگیری یک تیم انسانی متخصص و متعهد، همگی در این موفقیت نقش داشتهاند.
در عین حال، لازم به ذکر است که برخی بانکها نیز در این دوره با اختلالات و چالشهایی مواجه شدند که از آن بیاطلاع نیستیم؛ اما در یک جمعبندی کلان، عملکرد نظام بانکی کشور قابل قبول ارزیابی میشود. با این حال باید بپذیریم که همچنان نقاط ضعف و حوزههای قابل بهبود وجود دارد که نیازمند توجه جدی است.
بر همین اساس، فکر میکنم این تجربه بیش از آنکه نقطه پایان باشد، باید بهعنوان مبنایی برای بهبودهای بعدی در نظر گرفته شود. واقعیت این است که ماهیت تهدیدات در حال تغییر است و سطح تابآوری مورد نیاز نیز بهتبع آن باید ارتقا یابد. در این چهارچوب، حرکت به سمت معماریهای توزیعشده و کاهش وابستگی به نقاط متمرکز، یکی از الزامات جدی به شمار میرود. همچنین حوزه امنیت سایبری نیازمند توجه مضاعف است؛ چراکه در شرایط جنگی، این تهدیدات معمولاً همزمان و گاه پیچیدهتر ظاهر میشوند.
از سوی دیگر، تنوعبخشی به کانالهای ارائه خدمت و پیشبینی سناریوهای جایگزین، بهویژه در شرایط اختلالات ارتباطی، اهمیت بیشتری پیدا میکند. داشتن برنامههای از پیش تعریفشده برای مواجهه با بحران میتواند زمان تصمیمگیری را بهطور محسوسی کاهش دهد. در کنار این موارد، تقویت هماهنگی بیننهادی میان بانک مرکزی، بانکها، شرکتهای پرداخت و اپراتورهای ارتباطی موضوعی است که نیازمند تمرین و ساختارمند شدن است، نه صرفاً اتکا به هماهنگیهای موردی.
نکتهای که نباید از آن غافل شد، نقش نیروی انسانی است. در چنین شرایطی، تصمیمها و اقدامات افراد حتی مهمتر از فناوری عمل میکند. بنابراین سرمایهگذاری در آموزش، نگهداشت و جانشینپروری نیروهای کلیدی باید جدیتر دنبال شود. در کنار آن، نحوه ارتباط با مشتریان و اطلاعرسانی نیز اهمیت زیادی دارد؛ شفافیت و بهموقع بودن پیامها میتواند از شکلگیری نگرانیهای غیرضروری جلوگیری کند.
در مجموع، شبکه بانکی کشور در این آزمون نمره قابل قبولی کسب کرد و توانست نقش خود را در حفظ ثبات اقتصادی ایفا کند. این دستاورد نتیجه تلاش مستمر و تجربه انباشته سالهای گذشته است. با این حال، اگر این تجربه بهدرستی تحلیل و به اقدامات اصلاحی منجر نشود، نمیتوان انتظار داشت در آزمونهای بعدی نیز همین سطح از موفقیت تکرار شود. اکنون زمان آن است که با نگاهی واقعبینانه، نقاط قوت تثبیت و نقاط قابل بهبود با جدیت بیشتری دنبال شود تا سطح تابآوری این صنعت بهطور پایدار ارتقا یابد.