عصر تراکنش ۱۰۵ / در صنعت بانکداری و خدمات مالی، تحول دیجیتال دیگر تنها به معنای تولید یک اپلیکیشن جدید یا اضافهکردن چند سرویس آنلاین نیست. چالش بنیادین امروز، تبدیل ایدههای کسبوکاری به فرایندهای عملیاتی، امن، پایدار و قابلکنترل است؛ مسیری که در سازمانهای بزرگ معمولاً با رفتوبرگشتهای طولانی میان تیمهای کسبوکار و فنی، افزایش هزینهها همراه است. در چنین فضایی، شرکت رهند هوشمند با معرفی و عملیاتیسازی پلتفرم جدید خود، «کوپایلوت ایده هوشمند» (SmartIdea Copilot)، گامی نوآورانه برای حل این مسئله برداشته است.
این کوپایلوت یک زیرساخت نسل جدید است که با ترکیب زبان اختصاصی توسعه فرایند (DSL)، بازیابی دانش سازمانی با RAG و بهکارگیری معماری دستیار هوش مصنوعی، تلاش میکند دانش پنهان و پراکنده سازمان را به یک دارایی زنده و مولد تبدیل کند. مجید عبداللهخانی، مدیرعامل رهند هوشمند، این محصول را نه یک چتبات ساده، بلکه یک ایجنت هوشمند طراحی و تولید میداند که بر پایه تجربه حاصل از هزاران فرایند واقعی بانکی توسعه یافته است. در این گفتوگو با عبداللهخانی، به واکاوی ابعاد فنی این زیرساخت، بازتعریف نقش متخصصان و برنامههای این شرکت برای تبدیل شدن به شریک راهبردی سازمانهای مالی تا سال ۱۴۰۵ پرداختهایم.
شکاف میان ایده و محصول
مجید عبداللهخانی، مدیرعامل شرکت رهند ریشه معرفی زیرساخت کوپایلوت ایده هوشمند را در یک مسئله جدی و تکرارشونده در توسعه سامانههای مالی میبیند؛ شکافی که باعث میشود ایدهها در میانه راه تحلیل و فنیسازی مستهلک شوند. او میگوید: «از نگاه من، در توسعه سامانههای مالی، بانکی و فرایندهایی که عمق و دامنه گسترده کسبوکاری دارند، یک مسئله بسیار جدی و تکرارشونده وجود دارد: فاصله میان ایده کسبوکار و محصول عملیاتی. در بانکها خصوصاً، ایده یک خدمت دیجیتال معمولاً در لایه کسبوکار شکل میگیرد، اما برای تبدیلشدن به محصول واقعی باید از مسیر تحلیل، طراحی، توسعه، آزمون، استقرار و بهرهبرداری عبور کند. در این مسیر، بخش زیادی از زمان صرف ترجمه نیاز کسبوکار به زبان فنی میشود؛ ترجمهای که گاهی کند، ناقص، وابسته به افراد باتجربه و همراه با برداشتهای متفاوت است.»
او با اشاره به تجربه هزاران فرایند پیادهسازی شده در رهند هوشمند تأکید میکند که مسئله اصلی، تنها کمبود نیروی فنی نیست. مدیرعامل رهند هوشمند میگوید: «تجربه ما نشان داد که دانش سازمانی در مستندات پراکنده، کدها، بلوکهای توسعهای، فرایندها و ذهن افراد باقی میماند و به یک دارایی زنده و قابل استفاده دوباره تبدیل نمیشود. کوپایلوت ایده هوشمند با بهرهگیری از تکنولوژی هوش مصنوعی، برای پاسخ به همین نیاز شکل گرفته است؛ یعنی تبدیل تجربهها، فرایندها و دانش انباشته سازمان به یک دستیار هوشمند برای جستوجو، تحلیل، طراحی، آموزش و تولید سریعتر خدمات دیجیتال و مالی. هدف اصلی ما این است که دانش سالهای گذشته سازمان، از حالت پراکنده و خام خارج شود و به نیرویی مؤثر برای نوآوری، سرعت و کیفیت تبدیل شود.»
عبور از کدنویسی سنتی
یکی از ارکان اصلی محصول جدید رهند، استفاده از DSL برای تعریف منطق خدمات است. عبداللهخانی معتقد است این رویکرد، پارادایم ذهنی سازمانها را تغییر میدهد. او توضیح میدهد:
«ما معتقدیم توسعه نرمافزار در سازمانهای مالی باید از نگاه سنتی «کدنویسی برای هر نیاز جدید» عبور کند. سالها پیش، همین نگاه ما را در رهند به سمت معماری فرایندمحور برد؛ یعنی بهجای آنکه هر تغییر کسبوکار بهصورت هارکد، پراکنده و پرهزینه پیادهسازی شود، خدمات مالی در قالب فرایندهای استاندارد، منعطف و قابل تغییر مدلسازی شوند. امروز با ظرفیتهای هوش مصنوعی افقهای تازهای گشوده شده. اگر در گذشته عبور از سامانههای تابعمحور به سامانههای فرایندمحور برای توسعه پایدار مهم بود، اکنون، نوآوری، عبور از طراحی فرایند با ابزارها و حرکت به سمت توسعه با مدلهای محاورهای هوشمند بر اساس زبان طبیعی توسعه فرایند و زنجیره اتوماتیک توسعه و استقرار است.»
او در ادامه تشریح میکند که کوپایلوت ایده هوشمند میخواهد این نگاه را تقویت کند که توسعه خدمت دیجیتال فقط نوشتن کد نیست؛ بلکه یک مسیر هوشمند از ایده تا اجراست. مسیری که در آن، ایده کسبوکار به زبان اختصاصی فرایند تبدیل میشود، با دانش واقعی سازمان غنا پیدا میکند و در نهایت به اجزای قابل اجرا در سکوی عملیاتی نزدیک میشود. عبداللهخانی میگوید: «در این نگاه، سازمان فقط مجری پروژه نیست؛ بهتدریج صاحب زبان، روش، حافظه و توان تولید مستمر خدمات دیجیتال میشود.»
ایجنتی برای حل گلوگاههای بانکی
عبداللهخانی گلوگاههای اصلی را در سه نقطه «برداشت متفاوت از نیاز»، «ترجمه پرخطا به طراحی فنی» و «عدم دسترسی به تجارب گذشته» میبیند. او توضیح میدهد که کوپایلوت چگونه این موانع را برمیدارد: «نخست، با ایجاد یک زبان اختصاصی برای توسعه فرایند که منطق یک خدمت بانکی را بهصورت ساختیافته، اما قابل فهم بیان میکند؛ چیزی نزدیک به سناریوی کسبوکار، اما با قواعدی که قابلیت تبدیل به مدل فنی و اجرایی دارد. دوم، با تکیه بر پایگاه دانش و گراف دانش، میتواند از میان فرایندهای عملیاتی، فرمها، کدها، متغیرها، درگاههای تصمیم و الگوهای توسعه تکرار شده، نمونههای مرتبط را پیدا کند و طراحی جدید را بر پایه تجربه واقعی سازمان شکل دهد. سوم، با کمک عامل طراحی هوشمند (Design Agent)، فقط به پرسشها پاسخ نمیدهد؛ بلکه در طراحی همراهی میکند، پیشنویس میسازد، ابهامها را نشان میدهد، مسیر فرایند را پیشنهاد میکند و خروجی را برای بازبینی، نهاییسازی، ساخت و شبیهسازی آماده میسازد.»
او تأکید میکند که این سیستم به دلیل بهرهگیری از RAG، پاسخهایی مبتنی بر شواهد واقعی سازمان ارائه میدهد و از طریق معماری دستیار هوش مصنوعی، نیت کاربر را تشخیص داده و فرایند را برای مرحله Build آماده میکند.
هوش مصنوعی در خدمت معماران سیستم
در پاسخ به این دغدغه که هوش مصنوعی چه تأثیری بر آینده شغلی تحلیلگران و برنامهنویسان دارد، عبداللهخانی بر بازتعریف نقشها تأکید میکند: «به نظر من، موضوع اصلی جایگزینی نیست؛ بازتعریف نقشهاست. در سامانههای بانکی، پیچیدگی و حساسیت آنقدر بالاست که نمیتوان قضاوت انسانی، تجربه تحلیلی و کنترل فنی را حذف کرد. اما میتوان بسیاری از کارهای تکراری، جستوجوهای زمانبر، مستندسازیهای پراکنده و تولید پیشنویسهای اولیه را هوشمندتر کرد. در چنین مدلی، تحلیلگر سیستم از فردی که فقط نیازمندی را به مستند تبدیل میکند، به طراح جریانهای کسبوکار و ناظر کیفیت فرایند تبدیل میشود. برنامهنویس نیز از فردی که بخش زیادی از زمان خود را صرف کارهای تکراری یا جستوجوی نمونههای قبلی میکند، به معمار پیادهسازی، توسعهدهنده الگوهای جدید و کنترلکننده صحت خروجیها تبدیل میشود.»
به گفته مدیرعامل رهند هوشمند، کوپایلوت قرار نیست جای انسان متخصص را بگیرد؛ بلکه قرار است سطح اثرگذاری او را بالاتر ببرد.
پذیرش دانش به عنوان دارایی راهبردی
عبداللهخانی لازمه موفقیت این پلتفرم را فراتر از تکنولوژی، در تغییر فرهنگ سازمانی میبیند. به عقیده او، مهمترین تغییر فرهنگی، پذیرش این نگاه است که دانش سازمان باید ساختیافته، قابل بازیابی و قابل استفاده دوباره باشد. او در این خصوص میگوید:
«در بسیاری از سازمانها، دانش پروژهها در ذهن افراد یا فایلهای پراکنده باقی میماند. برای استفاده مؤثر از کوپایلوت، سازمان باید به سمت مستندسازی زنده، استانداردسازی الگوها و اشتراک دانش حرکت کند. تغییر دوم، نزدیکتر شدن تیم کسبوکار و تیم فنی است. هر دو گروه در یک فضای مشترک درباره فرایند، فرم، متغیر و خروجی گفتوگو میکنند. تغییر سوم، اعتماد کنترلشده به هوش مصنوعی است. سازمان باید آن را نه بهعنوان جایگزین انسان، بلکه بهعنوان همکار هوشمندی ببیند که پیشنهاد میدهد، تحلیل میکند و پیشنویس میسازد؛ اما همچنان نیازمند بازبینی و تصمیم انسانی است.»
امنیت در قلعه بانکی؛ دادهها از سازمان خارج نمیشوند
با توجه به حساسیت بالای صنایع مالی نسبت به حریم داده، مدیرعامل رهند هوشمند بر معماری داخلی این محصول تأکید ویژهای دارد. او توضیح میدهد که امنیت داده از ابتدا یکی از اصول اصلی طراحی محصول کوپایلوت بوده است و میگوید: «ما کوپایلوت ایده هوشمند را با فرض استفاده در محیطهای حساس بانکی طراحی کردهایم؛ بنابراین میتواند بهصورت کامل در زیرساخت داخلی بانک یا ابر خصوصی سازمان مستقر شود. در این مدل، پایگاه دانش، موتور جستوجو، گراف دانش، سرویس کوپایلوت، عامل طراحی و حتی مدل زبانی محلی، داخل محیط کنترلشده سازمان اجرا میشوند.
در نتیجه، نیازی نیست دادههای حساس بانک به سرویسهای عمومی هوش مصنوعی ارسال شود. نکته مهم این است که در معماری ما، مدل زبانی منبع حقیقت نیست؛ بلکه منبع حقیقت، پایگاه دانش سازمان، فرایندهای واقعی و قواعد فنی است. نگاه ما این نیست که داده بانکی به بیرون از سازمان برود؛ نگاه ما این است که هوش مصنوعی باید در محیط امن سازمان و تحت قواعد همان سازمان کار کند.»
مخاطبان کوپایلوت؛ از بانکهای بزرگ تا فینتکها
عبداللهخانی مخاطبان این محصول را در سطوح مختلف سازمان تعریف میکند و میگوید که برای مدیران کسبوکار، کوپایلوت ابزاری برای کاهش زمان عرضه خدمات (Time to Market) است. برای مدیران فناوری، زیرساختی برای استانداردسازی و کاهش ریسک فنی است. برای تحلیلگران و برنامهنویسان نیز یک دستیار طراحی و تولید است.
او در مورد مقیاس سازمانها میگوید: «طراحی اولیه این محصول برای بانکها و هلدینگهای بزرگ انجام شده، اما شرکتهای متوسط نیز اگر در مسیر رشد دیجیتال هستند و میخواهند دانش فرایندی خود را استاندارد کنند، میتوانند از این رویکرد بهره ببرند. تفاوت در دامنه اجراست؛ برای بانکها استقرار کامل در زیرساخت داخلی و برای شرکتهای متوسط، شروع مرحلهای از جستوجوی دانش و مستندسازی فرایندها پیشنهاد میشود.»
نقشه راه رهند هوشمند در ۱۴۰۵
در پایان عبداللهخانی با اشاره به اهداف بلندمدت رهند هوشمند، هدف نهایی را هوشمندسازی خط تولید خدمات دیجیتال عنوان میکند. او توضیح میدهد: «هدف ما خودکارسازی کامل نیست؛ در حوزه بانکی حذف کنترل انسانی نه ممکن است و نه مسئولانه. ما میخواهیم کارخانه هوشمند تولید خدمات مالی را بسازیم؛ کارخانهای که تجربه گذشته را حفظ میکند و مسیر تبدیل ایده به خدمت عملیاتی را کوتاهتر، دقیقتر و قابل کنترلتر میسازد. ما به دنبال تغییر مدل درآمدی از پروژهمحوری به فناوریمحوری هستیم و ارزش بلندمدت را در ایجاد زبان توسعه و پایگاه دانشی میبینیم که بارها قابل استفاده باشد.»
عبداللهخانی همچنین درباره وضعیت فعلی و آینده این محصول میگوید:
«کوپایلوت پس از یک سال تحقیق و توسعه، اکنون به صورت محدود در محیطهای عملیاتی ما در حال استفاده است و تیمهای فنی ما اولین کاربران آن هستند. تا پایان سال ۱۴۰۵، گام بعدی ما تکمیل زنجیره کامل از ایده تا خدمت عملیاتی است؛ یعنی از بیان سناریو به زبان طبیعی تا تولید DSL و تبدیل آن به مدل استاندارد و آمادهسازی برای استقرار. ما به دنبال توسعه مدلهای زبانی محلی مسلط به فارسی سازمانی هستیم تا کوپایلوت ایده هوشمند به زیرساختی کامل برای توسعه سریعتر و هوشمندتر تبدیل شود؛ زیرساختی که دانش گذشته سازمان را به موتور نوآوری آینده تبدیل میکند.»