تصور کنید در اوج یک روز کاری، یا درست وسط یک بحران اجتماعی، جریان خدمات دیجیتال ناگهان قطع شود؛ پول جابهجا نشود، ارتباطات حیاتی از کار بیفتد و خدماتی که تا چند دقیقه قبل بدیهی به نظر میرسیدند، دیگر در دسترس نباشند. در چنین لحظهای، نه سرعت بالای شبکه بهتنهایی نجاتبخش است و نه ظرفیت بزرگ دیتاسنترها. آنچه اهمیت پیدا میکند، این است که زیرساختها از ابتدا برای بقا در وضعیت غیرعادی طراحی شدهاند یا فقط برای روزهای آرام.
امروز بخش بزرگی از اقتصاد، خدمات عمومی و حتی زندگی روزمره روی شبکههای دیجیتال ایستاده است. زیرساخت دیجیتال دیگر یک لایه پشتیبان در پشت صحنه نیست بلکه به ستون فقرات حیات اقتصادی و اجتماعی کشورها تبدیل شده است. با این حال، هنوز هم وقتی از زیرساخت حرف میزنیم، ذهنها بیشتر به سمت تجهیزات، سختافزار، پهنای باند و مراکز داده میرود. اینها مهماند، اما همه ماجرا نیستند. ارزش واقعی زیرساخت وقتی معلوم میشود که بحران از راه برسد؛ وقتی جنگ، حمله سایبری، اختلال گسترده یا یک شوک پیشبینینشده، توان ادامه خدمت را به چالش بکشد.
در چنین موقعیتی، معیار اصلی دیگر فقط ظرفیت نیست؛ «تابآوری» است. تابآوری نیز تنها با خرید تجهیزات بیشتر بهدست نمیآید، بلکه به معماری درست، توزیع جغرافیایی منابع، امنیت مستمر و آمادگی عملیاتی وابسته است. زیرساختی تابآور است که نقاط شکست خود را بشناسد، برای سناریوهای مختلف از قبل تمرین کرده باشد و بتواند در کوتاهترین زمان ممکن، خدمات حیاتی را بازیابی کند. در این میان، هماهنگی میان اپراتورها، مراکز داده، نهادهای حاکمیتی و شرکتهای ارائهدهنده خدمات نیز به اندازه توان فنی اهمیت دارد.
این گزارش به همین نقطه میپردازد؛ اینکه چرا در عصر بیثباتی، تداوم خدمترسانی با افزایش خطی ظرفیت ممکن نمیشود و چرا باید نگاه به زیرساخت دیجیتال از توسعه ظرفیتمحور به سمت معماریهای توزیعیافته، امنیت نهادینهشده و طراحی برای بقا تغییر کند.

بحران، اهمیت زیرساخت را یادآوری کرد
حسین اسلامی، مدیرعامل رمیس، معتقد است زمانی که از زیرساخت دیجیتال سخن میگوییم، در واقع درباره یک زیستبوم با اجزای گوناگون صحبت میکنیم که عملاً تمام بار اقتصاد دیجیتال بر پایه آن استوار است. او میگوید: «حوزهای که ما بیشتر در آن فعالیت میکنیم، تأمین و تا حدی تولید بخشهایی از زیرساخت دیجیتال مورد استفاده در مراکز داده است. مجموعههایی که خدمات زیرساختی مانند اینترنت ارائه میدهند نیز در همین زیستبوم قرار میگیرند و برخی افراد حقیقی، استارتاپها و شرکتهای دیگر نیز در این حوزه فعالیت دارند. در حال حاضر، شرکتهای متعدد کوچک و متوسطی در این حوزه فعال هستند و اکنون میتوان گفت صنعت یا زیستبومی به نام زیرساخت دیجیتال شکل گرفته که پایه اصلی اقتصاد دیجیتال محسوب میشود.»
اسلامی در ادامه تأکید میکند که مفهوم زیرساخت دیجیتال در شرایط بحرانی، مانند جنگ، تغییر نمیکند، بلکه نگاهها به آن متفاوت میشود. او توضیح میدهد: «در کشور ما از گذشته این عادت وجود داشته که معمولاً پلتفرمها بهعنوان نمایندگان اقتصاد دیجیتال شناخته شوند؛ بهویژه پلتفرمهایی که تعداد کاربران بالایی دارند. در حالی که کمتر به این موضوع توجه شده است که همه این پلتفرمها بر بستر یک زیرساخت دیجیتال فعالیت میکنند و اگر آن زیرساخت، چه از نظر سایبری و چه در اثر حملات فیزیکی، مانند آنچه در جنگ اخیر مشاهده شد، دچار آسیب شود، ارائه خدمات برخط و فعالیت پلتفرمها نیز با آسیب جدی مواجه خواهد شد.»
زیرساختی که اعتماد نمیسازد
مدیرعامل رمیس در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان زیرساخت دیجیتال را با مفهوم «اعتماد» نیز توضیح داد، میگوید دسترسپذیری زیرساخت به اندازه خود خدمات پلتفرمها اهمیت دارد. او میگوید: «اعتماد یکی از مفاهیمی است که میتوان آن را در اقتصاد دیجیتال تبیین کرد. دسترسپذیری زیرساخت شاید به اندازه خدمات پلتفرمها اهمیت داشته باشد. واقعیت این است که چه به دلیل اختلالها و محدودیتهای موجود در اینترنت و چه به دلیل محدودیتهای تأمین زیرساخت دیجیتال، امروز در شرایطی قرار داریم که سطح اعتماد به پایداری زیرساختها چندان مطلوب نیست.»
او بخشی از این وضعیت را ناشی از تحریمها و بخشی دیگر را حاصل ضعف در اولویتبندیهای داخلی میداند. اسلامی تأکید میکند کشوری که در یک سال گذشته دو جنگ را تجربه کرده، باید توجه بیشتری به موضوع پایداری زیرساخت دیجیتال و جایگاه آن داشته باشد. به اعتقاد او، این زیرساخت باید از سوی همه مسئولان در اولویتی همتراز کالاهای اساسی، و حتی بالاتر از آنها، قرار گیرد.
فرسودگی زیرساخت؛ چالشی که جدیتر میشود
اسلامی در پاسخ به این پرسش که آیا مدل سرمایهگذاری فعلی امکان نوسازی مستمر تجهیزات را فراهم میکند یا کشور در مسیر فرسودگی کامل قرار گرفته است، توضیح میدهد که دستکم در بخش غیرخصوصی، نشانههای فرسودگی قابل مشاهده است. او میگوید: «در مورد سرمایهگذاری فعلی، حداقل در بخش غیرخصوصی، در مواردی شاهد فرسودگی هستیم. نمیتوان گفت فرسودگی کامل رخ داده است، اما این فرسودگی وجود دارد. این زیرساختها هم به نوسازی نیاز دارند و هم به بازچیدمان و بازتنظیم.»
به گفته اسلامی، در حالی که اقتصاد دیجیتال سبک زندگی مردم را تغییر داده است، توجه به زیرساخت متناسب با این تحول نبوده و لازم است به همان اندازه و با همان سطح اهمیت، به زیرساخت دیجیتال نیز توجه شود. او معتقد است با توجه به اتفاقاتی که در داخل و خارج از کشور رخ داده، همچنین افزایش قیمتها و محدودیتهای موجود، سال پیشرو برای این حوزه سالی بسیار پیچیده خواهد بود.
ضرورت عبور از وابستگی به یک نوع سرور و استوریج
او در پاسخ به این پرسش که زیرساخت دیجیتال ایران برای توسعه در شرایط نااطمینانی باید از چه وابستگیهایی عبور کند، یکی از مهمترین چالشها را وابستگی به تعداد محدودی از برندها میداند. اسلامی میگوید:
«یکی از مهمترین موضوعاتی که زیرساخت دیجیتال باید از آن عبور کند، وابستگی به یک نوع سرور یا یک نوع استوریج است. متأسفانه وابستگی زیادی به برخی برندهای خاص شکل گرفته و تنوعبخشی در این حوزه، یکی از الزامات جدی به شمار میآید؛ الزامی که تحقق آن، از یک سو به تصمیم مدیران و آموزش دقیق و بهروز بدنه فنی کارفرماها و از سوی دیگر به تلاش بیشتر و ریسکپذیری بالاتر تأمینکنندگان نیاز دارد.»
اسلامی معتقد است شرایط کشور ایجاب میکند که تمرکز زیرساخت دیجیتال ایران بر افزایش تابآوری باشد. او میگوید: «شرایط کشور به گونهای نیست که بتوان صرفاً به سمت حداکثرسازی ظرفیت زیرساخت دیجیتال حرکت کرد و لازم است تابآوری آن افزایش یابد. این مسئله نیازمند تغییر معماری، بازتنظیم و حتی تغییر مکان مراکز داده است؛ بهگونهای که شاید در برخی سازمانهای حساس، حرکت به سمت مراکز داده زیرزمینی و در برخی دیگر، انتقال مراکز داده از شهرهای مرکزی یا مراکز استانها به شهرهای کوچکتر، البته با دسترسی مناسب، مطرح شود. در کنار این موضوع، حداقلهایی از تأمین تجهیزات نیز باید محقق شود تا مفهوم تابآوری بهصورت واقعی تحقق پیدا کند.»
اسلامی همچنین معتقد است مهمترین نقطه شکست زیرساخت دیجیتال ایران را نمیتوان تنها به یک عامل محدود کرد و مجموعهای از عوامل در شکلگیری این وضعیت نقش دارند. او توضیح میدهد: «ترکیبی از مسئله انرژی، مدل حکمرانی، دقت در تأمین تجهیزات و همچنین وجود سرمایه انسانی متخصص و متعهد، عواملی هستند که باعث شده برخی مجموعهها، بهویژه در بخش خصوصی، از تابآوری لازم برخوردار باشند و متأسفانه بخشهای دیگر نتوانند به میزانی که لازم است از منافع سازمان خود حفاظت کنند.»
اسلامی میگوید در شرایط عادی، شاید بزرگترین محدودیت آینده زیرساخت دیجیتال ایران، انرژی قابل اتکا باشد؛ اما در شرایط کنونی کشور، مسائل مهمتری نیز وجود دارد. او میگوید:
«اگر در یک کشور عادی و در شرایط طبیعی صحبت میکردیم، شاید حوزه انرژی یکی از بزرگترین محدودیتهای آینده بود؛ اما در شرایطی که کشور با تحریمها، برخی ناکارآمدیهای مدیریتی و همچنین شرایط جنگی مواجه است، مهمترین مسئله، در کنار تأمین بهموقع تجهیزات، این است که اطمینان حاصل شود سرمایه انسانی متخصص، متعهد و توانمندی برای راهبری این زیرساختها وجود دارد.»

زیرساخت، فراتر از اتاق سرور
مهدی ایزدیار، مدیرعامل فناپ زیرساخت، معتقد است نباید زیرساخت دیجیتال را به کابل، رک، سرور، تجهیزات شبکه یا دیتاسنتر تقلیل داد. او در اینباره میگوید: «زیرساخت دیجیتال امروز یک زیستبوم چندلایه است؛ زیستبومی که از تجهیزات آغاز میشود، اما به شبکه، امنیت، نرمافزار، پلتفرم، داده، معماری و فرایندهای بهرهبرداری میرسد. برای توضیح دقیقتر، میتوان به مدل هفتلایهای OSI اشاره کرد. در این مدل، لایه فیزیکی فقط یکی از لایههاست. بالاتر از آن، لایههایی قرار دارند که با ارتباطات محلی، مسیریابی، کیفیت تبادل داده، مدیریت نشستها، رمزنگاری، سرویسها، APIها و تجربه نهایی کاربر سروکار دارند. بنابراین، آنچه کاربر در نهایت بهعنوان یک خدمت پایدار، امن و قابل اتکا تجربه میکند، حاصل عملکرد هماهنگ همه این لایههاست، نه صرفاً کیفیت تجهیزات داخل اتاق سرور.»
به گفته او، اگر این لایهها بهدرستی طراحی نشوند، حتی پیشرفتهترین تجهیزات نیز نمیتوانند پایداری واقعی خدمات دیجیتال را تضمین کنند. به همین دلیل، امنیت و تابآوری زیرساخت دیجیتال را نمیتوان صرفاً با تغییر مبدأ تأمین تجهیزات تضمین کرد؛ چراکه تهدیدهای سایبری فقط از مسیر سختافزار وارد نمیشوند. او توضیح میدهد: «آسیبپذیری میتواند در پیکربندی نادرست، معماری ضعیف، نرمافزار ناامن، APIهای بدون کنترل، نبود تفکیک شبکه، ضعف مدیریت هویت، فرایندهای عملیاتی ناقص یا آمادگی ناکافی برای بحران شکل بگیرد. بنابراین، تابآوری باید در همه لایهها طراحی شود.»
مدیرعامل فناپ زیرساخت در ادامه، با اشاره به اهمیت معماری، تأکید میکند که در کنار مدل OSI باید به مفهوم معماری نیز توجه ویژه داشت. او میگوید: «در فناپ زیرساخت نیز نگاه ما همین است. ما زیرساخت دیجیتال را صرفاً پروژه نصب تجهیزات یا راهاندازی مرکز داده نمیدانیم. مسئله اصلی این است که یک سازمان، صنعت یا یک سرویس ملی بتواند بر بستری پایدار، امن، مقیاسپذیر و قابل پشتیبانی فعالیت کند. زیرساخت دیجیتال زمانی معنا پیدا میکند که همه اجزا، از لایه فیزیکی و شبکه گرفته تا معماری، اپلیکیشن، پلتفرم، امنیت، داده و فرایندهای بهرهبرداری، در کنار یکدیگر امکان تداوم خدمت و خلق ارزش دیجیتال را فراهم کنند.»
آزمون بزرگ تابآوری
ایزدیار معتقد است در شرایط جنگی و نااطمینانی، تعریف زیرساخت دیجیتال تغییر ماهوی نمیکند، بلکه معیار سنجش آن واقعیتر و سختگیرانهتر میشود. او توضیح میدهد: «زیرساخت دیجیتال در شرایط عادی نیز باید پایدار، امن، مقیاسپذیر و قابل اتکا باشد، اما بحران نشان میدهد این ویژگیها تا چه اندازه در طراحی، اجرا و بهرهبرداری آن نهادینه شدهاند.
به بیان دیگر، جنگ تعریف زیرساخت را تغییر نمیدهد؛ بلکه آن را از سطح ادعا به میدان آزمون میآورد. به اعتقاد من، تابآوری، ذات زیرساخت دیجیتال است.»
به گفته او، تابآوری به این معناست که سرویس در لحظه وقوع اختلال متوقف نشود یا اگر اختلالی رخ داد، دامنه اثر آن کنترل و سرویس در کوتاهترین زمان ممکن بازیابی شود. ایزدیار تأکید میکند که امنیت، یکی از لایههای اصلی تابآوری است، اما صرفاً موضوعی فنی یا امنیتی نیست و به معماری، فرایندها، نیروی انسانی، شیوه تصمیمگیری و میزان آمادگی سازمان نیز وابسته است.
او در ادامه، با اشاره به اهمیت برنامه تداوم کسبوکار (BCP)، میگوید: «برنامه تداوم کسبوکار نباید یک سند تشریفاتی باشد. این برنامه باید مشخص کند در صورت اختلال در زیرساخت، محدود شدن دسترسی به مرکز داده، بروز مشکل در زنجیره تأمین، وقوع حمله سایبری یا افزایش فشار عملیاتی، سازمان چگونه خدمات خود را ادامه میدهد. همچنین باید سناریوهای بحران، مسئولیت تیمها، مسیرهای جایگزین، اولویت سرویسها، زمان بازیابی، میزان قابل قبول از دست رفتن داده، سازوکار اطلاعرسانی و مدل تصمیمگیری را بهروشنی مشخص کند.» به اعتقاد ایزدیار، BCP در عمل تابآوری را از یک شعار مدیریتی به یک توان عملیاتی تبدیل میکند.
چرا اعتماد دیجیتال سست است؟
ایزدیار در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان زیرساخت دیجیتال را معادل «اعتماد» دانست، میگوید: «در اقتصاد دیجیتال امروز، زیرساخت دیجیتال در نهایت به اعتماد ترجمه میشود؛ اما این اعتماد، مفهومی احساسی یا تبلیغاتی نیست. اعتماد به زیرساخت، مفهومی عملیاتی و قابل سنجش است که از ترکیب دسترسپذیری، امنیت، تابآوری، حکمرانی، شفافیت و پیشبینیپذیری شکل میگیرد.» او تأکید میکند که اعتماد به زیرساخت دیجیتال صرفاً با خرید تجهیزات یا راهاندازی مرکز داده به دست نمیآید. به گفته او، اعتماد حاصل عملکرد پایدار و تکرارشونده زیرساخت است.
او در ادامه، با اشاره به دادههای موجود، اظهار میکند که درباره وضعیت ایران باید واقعبین بود. بر اساس دادههای بانک جهانی، حدود ۸۵ درصد جمعیت ایران در سال ۲۰۲۴ کاربر اینترنت بودهاند؛ موضوعی که نشان میدهد زیرساخت دیجیتال دیگر مسئلهای حاشیهای نیست و به بخشی از زندگی روزمره، کسبوکار، بانکداری، آموزش، سلامت و خدمات عمومی تبدیل شده است. با این حال، او معتقد است اعتماد را نمیتوان صرفاً با ضریب نفوذ اینترنت سنجید.
ایزدیار توضیح میدهد: «در مؤلفههایی مانند دسترسپذیری، شفافیت و پیشبینیپذیری، همچنان با چالشهای جدی روبهرو هستیم. یک کسبوکار دیجیتال برای رشد، فقط به پهنای باند و مرکز داده نیاز ندارد؛ بلکه به قواعد پایدار، اطلاعرسانی شفاف، SLA قابل اتکا، مسیرهای ارتباطی مطمئن و سیاستهای قابل پیشبینی نیز نیازمند است. وقتی یک فعال اقتصادی نتواند کیفیت اتصال، محدودیتهای دسترسی، تغییرات سیاستی یا نحوه مدیریت بحران را پیشبینی کند، سرمایهگذاری بلندمدت نیز دشوار خواهد شد.»
کلاف سردرگم وابستگی
مدیرعامل فناپ زیرساخت معتقد است باید بپذیریم وابستگی در زیرساخت دیجیتال صرفاً به معنای واردات تجهیزات نیست و میتواند در سختافزار، نرمافزار، لایسنس، معماری، پلتفرم، دانش فنی، زنجیره تأمین، امنیت، استانداردها و مدل بهرهبرداری نیز وجود داشته باشد. او میگوید:
«کاهش وابستگی صرفاً با جایگزین کردن یک برند یا یک کشور تأمینکننده با کشوری دیگر محقق نمیشود. در برخی لایهها، بهویژه در حوزه اپلیکیشن و نرمافزار، امکان توسعه داخلی یا استفاده از راهکارهای بومی و متنباز بیشتر است. البته این مسیر همیشه کمهزینه نیست و به سرمایهگذاری، آموزش، نگهداشت و پشتیبانی نیاز دارد. اما با توجه به محدودیتهای موجود، ناگزیر هستیم این مسیر را جدی بگیریم.»
به گفته او، در سایر لایههای مدل OSI، مسئله پیچیدگی بیشتری دارد. در حوزههایی مانند تجهیزات پردازشی، ذخیرهسازی، تراشه، شبکه، سیستمعاملهای پایه، میانافزارها و فناوریهای کلیدی، وابستگی جدیتر است و در برخی موارد، جایگزینی کامل آنها در کوتاهمدت امکانپذیر نیست. بنابراین، نباید تصور شود که صرفاً با تغییر مبدأ تأمین تجهیزات، مسئله امنیت و استقلال زیرساخت حل خواهد شد. او تأکید میکند: «امنیت نیازمند معماری امن، کنترل دسترسی، رمزنگاری، پایش مستمر، آزمونهای امنیتی، مدیریت آسیبپذیری و برنامه تداوم سرویس است.»
ایزدیار، مسیر درست را طبقهبندی واقعبینانه وابستگیها در افقهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت میداند و تأکید میکند که توسعه زیرساخت دیجیتال در شرایط نااطمینانی، نیازمند نگاهی مرحلهای، دقیق و مبتنی بر ریسک است. او میگوید: «استقلال دیجیتال با شعار محقق نمیشود؛ بلکه با شناخت دقیق وابستگیها، سرمایهگذاری مستمر و طراحی امنیت در همه لایههای زیرساخت به دست میآید.»
نقشه راه برای شرایط بحرانی
ایزدیار در پاسخ به این پرسش که در شرایط جنگی، زیرساخت دیجیتال باید بر افزایش ظرفیت تمرکز کند یا افزایش تابآوری، میگوید: «مسئله اصلی در این شرایط، انتخاب مطلق میان ظرفیت و تابآوری نیست. در شرایط عادی، توسعه ظرفیت اهمیت دارد؛ پهنای باند بیشتر، توان پردازشی بالاتر، ظرفیت ذخیرهسازی بیشتر و مراکز داده بزرگتر، همگی ضروری هستند. اما در شرایط جنگی، ظرفیت بهتنهایی کافی نیست. زیرساخت باید بتواند در برابر ضربه مقاومت کند، بار را جابهجا کند، سرویسهای حیاتی را فعال نگه دارد و در صورت بروز اختلال، در زمانی قابل قبول به وضعیت پایدار بازگردد.»
او همچنین بر اهمیت برنامه تداوم کسبوکار (BCP) تأکید میکند و میگوید: «این برنامه مشخص میکند که سازمان در شرایط غیرعادی چگونه باید خدمات خود را ادامه دهد؛ کدام سرویسها حیاتیتر هستند، چه سطحی از اختلال قابل قبول است، مسیرهای جایگزین کداماند، دادهها چگونه حفظ میشوند و بازگشت به وضعیت پایدار چگونه انجام خواهد شد. بدون BCP، ممکن است زیرساخت از ظرفیت بالایی برخوردار باشد، اما در لحظه بحران نداند چگونه باید از این ظرفیت برای حفظ سرویس استفاده کند. ظرفیت، بدون سناریوی بحران، اولویتبندی سرویسها، مسیرهای جایگزین و تمرینهای عملیاتی، الزاماً به تابآوری منجر نمیشود.»
حکمرانی؛ پاشنه آشیل زیرساخت دیجیتال
ایزدیار، مهمترین نقطه ضعف زیرساخت دیجیتال ایران را «مدل حکمرانی» میداند. به گفته او، زیرساخت دیجیتال زمانی توسعه مییابد که در نظام حکمرانی کشور، همانند انرژی، آب، حملونقل و امنیت، بهعنوان یک زیرساخت حیاتی شناخته شود. اگر چنین نگاهی وجود نداشته باشد، طبیعی است که در بودجهریزی، سیاستگذاری، تنظیمگری، سرمایهگذاری، تربیت نیروی انسانی و طراحی پروژههای ملی نیز جایگاه شایستهای پیدا نکند. ایزدیار بخشی از این مشکل را ناشی از نوع نگاه مدیران میداند که هنوز زیرساخت دیجیتال را صرفاً در حد تجهیزات فناوری اطلاعات یا شبکههای داخلی میبینند؛ در حالی که بدون آن، توسعه اقتصاد دیجیتال، صنعت هوشمند، خدمات عمومی و تابآوری کشور امکانپذیر نخواهد بود.
از نظر ایزدیار، نکته مهم دیگر، نبود یک نقشه راه ملی و اجرایی است. او میگوید: «کشور باید بداند در حوزه مرکز داده، شبکه، امنیت، خدمات ابری، پلتفرمهای پایه، حکمرانی داده، هوشمندسازی صنایع و تابآوری دیجیتال چه اهدافی را دنبال میکند، چه میزان سرمایهگذاری لازم است، چه نهادی مسئولیت هر بخش را بر عهده دارد و نقش دولت، بخش خصوصی و صنایع بزرگ در این مسیر چیست. تا زمانی که چنین نقشه راهی وجود نداشته باشد، توسعه زیرساخت دیجیتال تابع تصمیمهای جزیرهای، نیازهای اضطراری و محدودیتهای بودجهای خواهد بود.»
توسعه دیجیتال در گرو انرژی
در پایان، ایزدیار انرژی قابل اتکا را بزرگترین محدودیت آینده زیرساخت دیجیتال ایران میداند و تأکید میکند که این مسئله فقط مختص ایران نیست. او توضیح میدهد: «امروز انرژی در جهان به یکی از عوامل اصلی توسعه مراکز داده، خدمات ابری، هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است. اما در ایران، به دلیل ناترازی جدی انرژی، این چالش حساستر و محدودکنندهتر است. در ایران معمولاً مراکز داده را با تعداد رک توصیف میکنیم؛ مثلاً میگوییم یک مرکز داده چند ده یا چند صد رک دارد. اما در دنیا، مراکز داده بیشتر بر اساس ظرفیت انرژی سنجیده میشوند. این تفاوت نشان میدهد که در مقیاس جهانی، مسئله اصلی فقط تعداد رک نیست، بلکه دسترسی به انرژی پایدار، کافی و قابل اتکاست. این موضوع با گسترش هوش مصنوعی اهمیت بیشتری نیز پیدا کرده است.»
او همچنین تأکید میکند که بدون انرژی پایدار، حتی پیشرفتهترین تجهیزات نیز نمیتوانند پایداری خدمات را تضمین کنند؛ زیرا انرژی، پیششرط اصلی روشن ماندن، خنکسازی و تداوم فعالیت کل زیرساخت است. از نظر او، اگرچه کیفیت اتصال (Connectivity) اهمیت بسیار بالایی دارد، اما در اولویتبندی چالشهای زیرساختی، انرژی به دلیل نقش زیربنایی خود، مسئلهای اساسیتر محسوب میشود.