رهبری فناوری به‌مثابه رهبری یک ارکستر سمفونی است

روایتی از زندگی شخصی و حرفه‌ای سعید ایثاری؛ مسیری که با عبور از لایه‌های اجرایی فناوری، به مدیریت و هماهنگی تیم‌های بزرگ در صنعت مالی رسید

ضرب‌المثلی ژاپنی می‌گوید خوشبختی در این خلاصه می‌شود که وقتی به گذشته بازمی‌گردی، نخواهی چیزی را تغییر بدهی؛ نه از آن جهت که همه‌چیز دقیقاً مطابق میل تو پیش رفته باشد، بلکه از آن رو که به صلحی با جهان درونی و بیرونی رسیده باشی که تو را متقاعد کند هر اتفاقی، چه تلخ و چه شیرین، در جای خود بهترین بوده است. وضعیتی که امروز سعید ایثاری در آن ایستاده است؛ جایی که انتخاب‌هایش در میان دوراهی‌های متعدد، او را به حضور در مهم‌ترین لایه‌های فناوری اطلاعات صنعت بانکی کشور رسانده است.

ایثاری که در سرگذشت پرفرازونشیب خود حتی امکان حضور در فوتبال حرفه‌ای را نیز تجربه کرده، از سال‌ها مسیری سخن می‌گوید که به او آموخته زندگی‌اش را هرگز با دیگران مقایسه نکند و تنها بکوشد هر روزش بهتر از دیروزش باشد. رویکردی که او را همواره به یادگیری سوق داده و در لایه‌های مختلف مدیریتی صنعت بانکی پیش رانده است؛ سفری که از حوزه سخت‌افزار و شبکه آغاز شد و با تجربه صنعت پرداخت در بانک ملی ایران به بلوغ رسید.

او اکنون به ایستگاه معاونت فناوری اطلاعات بانک سرمایه رسیده است. بااین‌حال، این نقطه را نیز نمی‌توان مقصد نهایی ایثاری دانست؛ چراکه زیستن در یک خانواده ارتشی و تجربه مهاجرت‌های پی‌درپی از همان سال‌های کودکی، به او آموخته جهان همواره در حال تغییر است و زندگی چیزی جز همین جریان مداوم دل‌کندن و دل‌بستن نیست. در ادامه، روایتی از زندگی شخصی و حرفه‌ای سعید ایثاری را می‌خوانید. توجه داشته باشید که این گفت‌وگو در دی‌ماه ۱۴۰۴ انجام شده است.


مسئولیت‌پذیری؛ میراث سال‌های جنگ


مهم‌ترین درسی که سعید ایثاری از دوران کودکی خود آموخته، مسئولیت‌پذیری است؛ آن هم به اقتضای سال‌های دشوار جنگ و شغل پدرش. جایی که به‌عنوان فرزند اول، در غیاب پدری که به‌صورت دائمی در جبهه حضور می‌یافت، باید مراقبت بیشتری از خواهر و برادر کوچک‌ترش می‌داشت. ایثاری می‌گوید: «من متولد ابتدای دهه شصت در گرگان هستم. پدرم ارتشی و مادرم خانه‌دار بودند و به‌دلیل شغل پدرم در شهرهای مختلفی زندگی کردیم. از نظر اصالت خانوادگی، پدر و مادرم از استان‌های سمنان و گلستان هستند. بعد از بازگشت پدر از جبهه و حدود سال ۱۳۷۰ به شاهرود رفتیم و سه سال در خانه‌های سازمانی پادگان چهل‌دختر ساکن شدیم. بعد از آن به تهران آمدیم و حدود دو سال در مناطق مختلف تهران زندگی کردیم. مجدد به شاهرود بازگشتیم و بعد از یک سال به گرگان مهاجرت کردیم.»

او می‌گوید بزرگ‌ترین خاطره‌ای که در ذهنش مانده مربوط به زمانی است که پدرش به جبهه می‌رفت: «سال‌های آخر را به‌خوبی به یاد دارم. پدر من نیروی زمینی بود و تا سال ۱۳۷۰ در جبهه حضور داشت؛ یعنی با اینکه جنگ در سال ۱۳۶۷ تمام شد، اما به‌دلیل اتفاقاتی که در غرب کشور افتاده بود، او تا سال ۱۳۷۰ در جبهه بود. آخرین تصویری که همیشه در ذهنم مرور می‌شود این است که وقتی پدرم با لباس نظامی می‌خواست برود، به من گفت: «سعید، تو پسر بزرگ و جانشین من هستی و باید مراقب مادر، خواهر و برادرت باشی». این جمله همیشه در ذهن من مانده است. الان حدود ۴۳ سال دارم و این موضوع مدام در ذهنم می‌چرخد که مراقب خانواده باشم. آن زمان حدود هشت سالم بود، اما این حس مسئولیت‌پذیری از همان موقع در من شکل گرفت.»


زندگی در حرکت؛ دل‌کندن‌های زودهنگام


ماهیت شغلی پدرش به او آموخت که زندگی همواره در حال گذر و تغییر است. ایثاری می‌گوید: «به‌خاطر شغل پدر، هر چند سال یک‌بار نقل مکان می‌کردیم؛ یعنی مدام باید یک‌سری از دوستانم را رها می‌کردم و به شهری جدید می‌رفتیم. آن زمان ارتباطات مثل امروز نبود؛ نه موبایلی در کار بود و نه حتی تلفن ثابت به‌راحتی در دسترس قرار داشت. من دارم درباره اوایل دهه ۷۰ صحبت می‌کنم. حتی تلفن هم نداشتیم. باید می‌رفتیم مرکز مخابرات و درخواست می‌دادیم تا بتوانیم تماسی بگیریم و واقعاً فضای عجیبی بود.

به همین خاطر، دل‌کندن از دوستان برای پسربچه‌ای که تازه دارد بزرگ می‌شود و با اطرافیانش انس می‌گیرد، ضربه بزرگی بود. این فضا در عمق ذهن من همیشه باقی ماند و هنوز هم همین‌طور هستم؛ اینکه یک روزی باید بروی، رها کنی و وارد مرحله بعدی زندگی شوی. فکر می‌کنم اکثر خانواده‌های ارتشی همین‌طور هستند؛ به‌مرور یاد می‌گیرند که باید جدا شوند، بگذرند و جلو بروند. این حس همیشه در من زنده بوده و از کودکی با من آمده است.»


اشتیاق به مهندسی؛ متأثر از زمینه خانوادگی


ایثاری از تأثیر فضای خانوادگی بر گرایش خود به تحصیل در رشته مهندسی یاد می‌کند؛ تأثیری که از سنین پایین در روحیه او شکل گرفت. او اضافه می‌کند: «وقتی اواخر دوره دبستان بودم، عموی من همیشه از جذابیت‌های رشته‌های مهندسی برایم تعریف می‌کرد و در دوران راهنمایی زمان زیادی برایم می‌گذاشت. حدود سال ۱۳۷۳ ایشان کارمند بانک ملی ایران شدند و با هدایت ایشان من هم در دبیرستان رشته ریاضی و فیزیک را انتخاب کردم؛ رشته‌ای که در خانواده ما جزو ارزش‌ها محسوب می‌شد

با توجه به پیش‌زمینه‌ای که از حضور در دوره‌های آموزشی کامپیوتر داشتم، از همان ابتدا به فکر تحصیل در رشته کامپیوتر بودم و پس از کنکور در دانشگاه شهید باهنر کرمان پذیرفته شدم، هرچند از من انتظار بیشتری می‌رفت.»


مصدومیت؛ پایان فوتبال حرفه‌ای


بااین‌حال، حضور در دانشگاه در کنار مسیر تحصیل در رشته کامپیوتر، افق‌های تازه‌ای را نیز پیش روی او گشود؛ افق‌هایی از جنس حضور جدی و حرفه‌ای در فوتبال. مسیری که با پیشینه خانوادگی ایثاری نیز کاملاً هم‌خوانی داشت و او را در نهایت بر سر یک دوراهی جدی قرار داد. ایثاری می‌گوید:

«ورزش فوتبال در خانواده ما جزو ارزش‌های بسیار مهم محسوب می‌شود؛ کمااینکه خواهرم حدود ۱۵ سال در تیم ملی فوتبال بانوان حضور داشت و برادرم نیز فوتبالیست است. من هم از کودکی فوتبال بازی می‌کردم. در دانشگاه این موضوع را به‌صورت کاملاً جدی دنبال کردم و عضو تیم فوتبال دانشگاه شدم و همزمان در باشگاه‌های زیرگروه کشور نیز عضویت داشتم. با توجه به سوابق باشگاهی، در سال ۱۳۸۳ برای تست به باشگاه ورزشی مس کرمان و در رده امیدها دعوت شدم و تأیید فنی گرفتم، اما متأسفانه در تابستان همان سال در مسابقات انتخابی تیم ملی دانشجویان که در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد، دچار مصدومیت شدیدی شدم که عملاً عمر فوتبالی من را به پایان رساند. پس از این اتفاق تأثیرگذار، چون واحدهای پاس‌نشده زیادی داشتم، تصمیم گرفتم تمرکزم را روی درس بگذارم. در نهایت، یک سال بعد از هم‌کلاسی‌هایم فارغ‌التحصیل شدم.»


تأثیر دانشگاه در شکل‌گیری مسیر شغلی


حضور در دوره لینوکس و کار در سایت اینترنت دانشگاه باعث شد ایثاری به مباحث سخت‌افزار و شبکه علاقه‌مند شود. او می‌گوید: «پس از فراغت از تحصیل، چون علاقه زیادی به سخت‌افزار داشتم، وارد این حوزه شدم. هم‌زمان با حضور در دوره‌های شبکه، مدرک MCSE را از مجتمع فنی تهران گرفتم. بلافاصله نیز پس از آن، دوره راهبری لینوکس LPIC را در مجتمع آموزشی دانشگاه شریف گذراندم. از طرفی به‌خاطر شغل عمویم، طی سال‌های زیادی کسب‌وکارهای شعبه را از نزدیک لمس کرده بودم؛ چه زمانی که بانکداری سنتی حاکم بود و چه زمانی که بعد از اواسط دهه هفتاد بانکداری الکترونیکی در بانک ملی در حال توسعه بود. همین موضوع باعث شد به این حوزه علاقه‌مند شوم.»


بازگشت به تهران و ورود به دنیای فناوری مالی


پس از فارغ‌التحصیلی، ایثاری بلافاصله به تهران می‌آید تا مسیر شغلی‌اش را بسازد. او می‌گوید: «در اواسط دهه هشتاد، بسیاری از فارغ‌التحصیلان رشته کامپیوتر دانشگاه شهید باهنر به تهران آمدند و در شرکت‌های معتبر بانکی و پرداخت مشغول به کار شدند و البته بعضی هم مهاجرت کرده بودند یا مستقیم بعد از دانشگاه به تهران آمده و مشغول کار شده بودند. من هم به علت پیش‌زمینه قبلی در دانشگاه، ابتدا در حوزه سخت‌افزار و سپس شبکه شروع به کار کردم. در چند شرکت کوچک و بزرگ فعالیت کردم تا اینکه، به دلیل علاقه‌مندی به بانکداری و همچنین فعالیت همسرم در حوزه فناوری اطلاعات بانک پاسارگاد، تصمیم نهایی‌ام برای ورود به صنعت بانکداری و پرداخت را عملی کردم.»

او به کمک یکی از هم‌کلاسی‌هایش در یک شرکت معتبر بین‌المللی حوزه پرداخت که نقش کلیدی در شکل‌گیری این صنعت در کشور داشت، مشغول به کار شد و پس از آموختن راهکارها، زیرساخت‌ها و سامانه‌های پرداخت، به عنوان نماینده فنی شرکت به بانک‌ها و شرکت‌های پرداخت معرفی شد. ایثاری می‌افزاید:

«حدود سه سال کار شبانه‌روزی و بی‌وقفه در این شرکت و ارتباط مستقیم با بانک مرکزی، شاپرک، بانک‌ها، شرکت‌های پرداخت و هلدینگ‌های فناوری اطلاعات، به اندازه سال‌ها، تجربه برای بنده به ارمغان داشت. همچنین باعث شد که تقریباً طیف وسیعی از مدیران ارشد بانکی و پرداخت که در کشور تأثیرگذار هستند را بشناسم و تجربه کار مستقیم با بسیاری از این بزرگان برایم حاصل شود.»


بانک ملی؛ سکوی پرتاب به سمت شبکه بانکی


در اواسط سال ۱۳۹۳ سرانجام موعد حضور رسمی ایثاری در بانک ملی فرا می‌رسد. او روایت می‌کند: «سال ۱۳۹۳ و پس از پذیرش در آزمون تخصصی، به عنوان کارشناس راهکارهای بانکی در اداره کل توسعه و امنیت استخدام شدم و پس از مدتی از جانب جناب آقای دکتر فاطمی اردکانی، معاون فناوری اطلاعات وقت بانک، به عنوان مدیر پروژه سامانه جامع مدیریت کارت معرفی شدم. به مدت پنج سال در کنار سایر همکارانم و شرکت خدمات انفورماتیک و هلدینگ داده‌ورزی سداد، کار سنگین و بسیار جدی انجام دادیم تا توانستیم تغییرات بسیار بزرگی در سامانه پذیرندگی و مدیریت کارت ایجاد کنیم. همکارانی که سیستم قدیمی مدیریت کارت بانک ملی را به یاد دارند، کاملاً متوجه تفاوت اساسی آن با سیستمی هستند که امروز در شعب از آن استفاده می‌شود.»

کار با یکی از معتبرترین شرکت‌های بین‌المللی این حوزه و بزرگی ابعاد بانک ملی باعث افزایش سطح دانش و نگرش ایثاری به راهکارهای بانکی شد: «واقعاً تجربه‌ای در حد یک دانشگاه بود. تا در بانک ملی کار نکنید و به قول معروف «ملی‌چی» نباشید، مفهوم بانک با سامانه‌های بزرگ‌مقیاس و تراکنش‌های اینترپرایز را به درستی درک نمی‌کنید. هم‌زمان در چند پروژه مهم دیگر بانک هم به عنوان کارشناس حضور داشتم و به دوستانم کمک می‌کردم. جا دارد در اینجا از جناب آقای دکتر خالقی و جناب آقای مهندس مختاریان، مدیران محترم عامل وقت هلدینگ داده‌ورزی سداد، بابت اعتمادشان به بنده تشکر و قدردانی کنم.»

او ادامه می‌دهد: «تجربه سامانه‌های بزرگ بانکی در بانک ملی و تجربه قبلی شبکه پرداخت، زمینه ارائه مشاوره به بانک‌ها و شرکت‌های بانکی را برایم فراهم ساخت؛ از جمله بانک کشاورزی در سال ۱۳۹۶، بانک گردشگری در سال ۱۳۹۸ و بانک کارآفرین در سال ۱۳۹۹ قابل ذکر هستند.»


ادغام بانک‌های نظامی؛ مأموریت در بانک سپه


پس از آن، هم‌زمان با پروژه ادغام بانک‌های نظامی، از شرکت فناپ با ایثاری تماس گرفته می‌شود تا در این روند نقش‌آفرینی کند. او می‌گوید: «برای مصاحبه‌ای رفتم که آقای دکتر جوانمردی و سایر اعضای هیئت‌مدیره فناپ حضور داشتند. فکر می‌کنم از افراد دیگری هم برای این پروژه دعوت شده بود. قرعه به نام من افتاد و توفیق حاصل شد تا در پروژه ادغام بانک‌های نظامی با بانک سپه، به‌عنوان مدیر ارشد عملیات و عضو دفتر طرح همکاری کنم و چون پیش‌زمینه بانک ملی را داشتم، به بانک سپه رفتم تا کنار همکاران آنجا مستقر شوم. به لطف خدا، اعتماد مدیران بانک سپه شامل حال بنده شد و حدود یک‌سال شبانه‌روزی و بدون وقفه در بانک سپه حضور داشتم که ماحصل آن، نصب سامانه جدید بانکداری در بانک سپه بود؛ سامانه‌ای که شالوده اصلی ادغام سایر بانک‌ها محسوب می‌شد. جا دارد در اینجا یادی کنم از رئیس محترم اداره کل عملیات بانک سپه، جناب آقای متخصص و سایر همکاران ایشان و بابت بزرگواری‌شان تشکر داشته باشم.» 


صندوق کارآفرینی امید و ارتباط با نهادهای حاکمیتی


پس از پروژه سپه و در سال ۱۳۹۹، ایثاری به صندوق کارآفرینی امید، وابسته به نهاد ریاست‌جمهوری می‌رود و به‌عنوان معاون فناوری اطلاعات فعالیت می‌کند:

«حدود دو سال آنجا بودم. به کمک همکاران، صندوق جزو نخستین مجموعه‌هایی بود که در سال ۱۳۹۹ تسهیلات غیرحضوری را روی سامانه بانکداری توسن راه‌اندازی کرد. چون زیرمجموعه نهاد ریاست‌جمهوری بودیم، امکان تبلیغات نداشتیم، اما اپلیکیشن موبایل و سامانه‌های صندوق برای مشتریان کاملاً شناخته‌شده‌اند. تا انتهای سال ۱۴۰۰ در صندوق کارآفرینی امید حضور داشتم. بعد از آن، یکی از دوستانم با من تماس گرفت و به خانه خودم، یعنی بانک ملی، برگشتم. مجموعه نوآوری بانک ملی «فینوداد» نام دارد که تا آن زمان مستقل نبود و به‌صورت SBU اداره می‌شد. با درایت جناب آقای دکتر احمدیان، مدیرعامل وقت هلدینگ سداد، این مجموعه به شرکت تبدیل شد و ساختار سازمانی پیدا کرد تا بتواند فضای نوآوری را جدی‌تر جلو ببرد.»

او در این دوره زمانی، به‌صورت هم‌زمان مشاور مدیرعامل شرکت پرداخت الکترونیک سداد بود و سعی کرد تا نقشی حمایتی در کنار همکاران توانمند آن شرکت ایفا کند.


تجربه‌ای کوتاه در صنعت بیمه


در ادامه مسیر حرفه‌ای، با معرفی یکی از دوستانش، ایثاری به بیمه ایران می‌رود؛ بزرگ‌ترین و تنها بیمه دولتی کشور که به عقیده او از لحاظ مقیاس و ساختار با بانک ملی قابل‌قیاس است. ایثاری به‌عنوان عضو کمیته عالی فناوری بیمه ایران و معاون هلدینگ فناوری این مجموعه مشغول به فعالیت می‌شود. او توضیح می‌دهد:

«برای اولین بار بود که از حوزه بانکداری و پرداخت جدا می‌شدم و به صنعت بیمه می‌رفتم. دروازه‌ای جدید در دنیای فناوری‌های مالی برایم باز شده بود که تجربه‌ای بسیار ارزشمند و منحصربه‌فرد برایم بود. دوست عزیزم جناب آقای دکتر نادری فرید نیز مدیرعامل شرکت فناوری بیمه ایران بود و در کنار ایشان توانستیم مجوز تنها شرکت پرداخت‌یار بیمه‌ای را از شاپرک بگیریم و همچنین سامانه «بیمه ایران من» را که ارائه‌دهنده خدمات آنلاین بیمه‌گری است، برای بیمه ایران توسعه دهیم.»

در حوزه فناوری اطلاعات، بانک مرکزی آزمونی برگزار می‌کند برای افرادی که قصد فعالیت در این حوزه در مؤسسات اعتباری را دارند. این آزمون، آزمونی بسیار جامع و سخت‌گیرانه است: «فکر می‌کنم من جزو اولین گروه‌هایی بودم که این مدرک را دریافت کردم. مستقیماً در آزمون بانک مرکزی شرکت کردم و قبول شدم. حضور من در بیمه ایران کاملاً خودخواسته بود و همان‌جا هم در این آزمون شرکت کردم و مدرکش را گرفتم.»

او معتقد است که سایر معاونان نیز ملزم هستند این مدرک را دریافت کنند: «یادم هست در سال ۱۳۹۸ دستورالعملی ابلاغ شد که بر اساس آن، معاونان بانک‌ها باید این مدرک را داشته باشند. همین مدرک باعث شد مسیر من برای ورود به مجموعه‌هایی که بعداً به آنها معرفی شدم، هموارتر شود. به‌صراحت می‌گفتم مدرک بانک مرکزی را دارم، این هم سوابق اجرایی‌ام و علاوه بر آن، چند مدرک بین‌المللی در حوزه فناوری اطلاعات و سامانه‌های بانکی پیشرفته نیز دارم.»


هوش مصنوعی؛ انتخابی زودتر از زمان خود


مسیر تحصیلی ایثاری در مقطع کارشناسی متوقف نمی‌ماند و ادامه پیدا می‌کند. او می‌گوید:

«بعد از اینکه در کرمان در رشته کامپیوتر تحصیل کردم، سال ۱۳۹۲ در کنکور ارشد شرکت کردم و به‌صورت همزمان هم در رشته مدیریت فناوری اطلاعات دانشگاه خواجه نصیر و هم در رشته هوش مصنوعی در دانشگاه آزاد واحد تهران-مرکزی قبول شدم. با بررسی روندهای فناوری در آینده، تصمیم گرفتم هوش مصنوعی را ادامه بدهم و الان بسیار از انتخابم رضایت دارم.»

او ادامه می‌دهد: «انتخاب این رشته به این علت بود که پیش‌بینی می‌کردم دنیا به سرعت به سمت هوش مصنوعی خواهد رفت، در حالی که هنوز خیلی‌ها اصلاً تصور نمی‌کردند این حوزه تا این حد جدی شود. در مقطع کارشناسی ارشد، پایان‌نامه‌ای منطبق بر کاری عملیاتی و واقعی در حوزه کشف تقلب در تراکنش‌های کارتی با رویکردی جدید نوشتم که با جست‌وجو در اینترنت قابل دسترسی است. لازم می‌دانم از آقایان دکتر جهانشاهی، رئیس وقت دانشکده کامپیوتر، استاد راهنمایم دکتر نصیری و همچنین استاد مشاورم دکتر روانمهر تشکر کنم.»


دکترا؛ مسیری که هنوز باز است


ایثاری توضیح می‌دهد که بعد از آن برای دکترا ثبت‌نام کرد و مدتی هم به‌صورت جدی وارد این فضا شد، اما در نهایت ادامه نداد: «دو سه سال پیش بار دیگر در آزمون دکترای هوش مصنوعی شرکت کردم و رتبه بسیار خوبی آوردم و قبول شدم، اما باز هم تصمیم گرفتم ادامه ندهم. واقعیت این است که هنوز هم درباره ادامه مسیر دکترا مردد هستم و به‌خاطر مشغله‌ها وقتش را ندارم؛ با اینکه این رشته را فوق‌العاده دوست دارم و به‌صورت مرتب در حال مطالعه در این حوزه هستم. امیدوارم با تدبیر حاکمیت و وزارت ICT و سایر نهادهای مسئول، هر چه سریع‌تر در این حوزه بسیار حیاتی، به خروجی ملموسی برای کشور برسیم.»


تجربه ارزشمند یادگیری از بزرگان فناوری‌های مالی


ایثاری بزرگ‌ترین نقطه عطف مسیر شغلی خود را حضور در محضر اساتید و صاحب‌نظران حوزه فناوری اطلاعات کشور می‌داند و اعتقاد دارد از هر یک از آنها درس‌های فراوان فنی، اجرایی، کسب‌وکار و آداب حرفه‌ای آموخته و به نوعی برآیندی از توانمندی‌های شناخته‌شده‌ترین بزرگان صنعت بانکداری و پرداخت کشور است. او می‌گوید: «تجربه همکاری مستقیم با بسیاری از بزرگان صنعت را داشته‌ام و چیزهای زیادی از آنها یاد گرفته‌ام و همچنان در حال یادگیری هستم. آنچه که امروز هستم، برآیند شاگردی در محضر این اساتید گرانقدر است. دوست دارم در اینجا از همه آنها تشکر و قدردانی ویژه داشته باشم و امیدوارم با استعانت از خداوند متعال، بتوانم مسیری را که آنها در کشور ایجاد کردند، در حد توانم و همچنان پرقدرت در راستای اعتلای کشور عزیزم ادامه دهم.»


بانکداری؛ صنعتی با استانداردهای سخت‌گیرانه


صنعت بانکی نبض اقتصادی هر کشور است و همین مسئله باعث می‌شود حضور در آن مستلزم رعایت ظرایف و استانداردهای متعددی باشد. ایثاری درباره چالش‌های فعالیت در این صنعت می‌گوید: «شبکه بانکی جزو استانداردترین حوزه‌های فعالیت در هر کشور است؛ تقریباً همه‌چیز ایزو دارد. هر کاری که بخواهید انجام دهید، از تراکنش و صدور کارت گرفته تا مدل‌های مختلف ارائه خدمت، استاندارد مشخصی دارد. کسب‌وکار بانکی و هر آنچه در آن می‌بینید، برای من به‌تدریج قابل فهم شد. در کنار بزرگان، کار گروهی، تدوین استراتژی، اهداف و برنامه‌های عملیاتی و تعیین شاخص‌های ارزیابی، پایش و نظارت و مدیریت پروژه‌های فناوری اطلاعات در مقیاس بزرگ را آموختم.»

او ادامه می‌دهد: «همیشه در این سال‌ها و در هر جایی که افتخار همکاری داشتم، تیم‌های توسعه نرم‌افزار، امنیت، عملیات، شبکه، زیرساخت و پشتیبانی در کنار من وجود داشتند. حتی در بیمه ایران هم توفیق داشتم در خدمت همکاران نسل زد هم باشم و این موضوع باعث شد به این نتیجه برسم که یک مدیر ارشد فناوری اطلاعات در نقش رهبر یک ارکستر سمفونی است که باید با صبر، دقت و همدلی زیاد، تیم را به جلو هدایت کند تا در انتها یک اثر لذت‌بخش خلق شود


تلاش می‌کنم هر روز از دیروزم بهتر باشم


ایثاری حضور در لایه تصمیم‌گیری را غایت مسیر حرفه‌ای در صنعت بانکی می‌داند و می‌گوید: «انتهای مسیر کاری در حوزه فناوری اطلاعات بانک و پرداخت چیست؟ این است که فرد بتواند به لایه تصمیم‌گیری برسد. اگر واقعاً بخواهد اثرگذار باشد، باید به آرامی از لایه‌های اجرایی عبور کند، مسیرش را تغییر دهد و در سطوح ارشد مدیریتی که در تصمیم‌سازی نقش دارند، حضور داشته باشد. شخصاً اگر صد بار دیگر هم به دنیا بیایم، باز همین مسیر را انتخاب می‌کنم. شغلم همین خواهد بود و همین راهی را که آمده‌ام، دوباره می‌روم. از همه روزهایم (چه خوب و چه بد) راضی‌ام. تمام اتفاقات زندگی‌ام را، فارغ از اینکه چه کسی با من بد یا خوب بوده، به حساب تجربه می‌گذارم و می‌گویم قرار بوده اینها اتفاق بیفتد تا مسیر شغلی من شکل بگیرد.»

او اضافه می‌کند: «آنچه از این مسیر یاد گرفتم این است که هر روز، تمام تلاشم را بکنم. به همین خاطر وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، راضی‌ام و امروز هم سعی می‌کنم کاری کنم که هر شب با خیال راحت بخوابم و به خودم بگویم امروز کم‌کاری نکرده‌ام. این مدل ذهنی را برای خودم ساخته‌ام.»


رقابت‌پذیری نسل ما و بازتعریف موفقیت


ایثاری ضعف هم‌نسل‌های خود را عدم تیم‌سازی و کار گروهی می‌داند و می‌گوید: «اینکه ما کار گروهی را کمتر بلدیم، تا حد زیادی به تربیت دهه‌شصتی‌ها برمی‌گردد. پدر و مادرهای ما که عمدتاً دهه بیست و سی بودند، ما را بسیار رقابت‌پذیر بار آوردند. همین رقابت‌پذیری بالا باعث شد کار تیمی در نسل ما ضعیف‌تر باشد؛ برخلاف نسل‌های جدید که راحت‌تر با هم کار می‌کنند. ما همیشه احساس می‌کردیم باید از دیگری جلو بزنیم و این نگاه، ناخواسته در ذهن‌مان جا افتاده بود؛ در حالی که نگاه درستی نیست. من سعی کردم این موضوع را در خودم اصلاح کنم و خودم را با دیگران مقایسه نکنم و به خودم بگویم: «امروز باید بهترینِ خودم باشم». نکته دوم هم این است که «توانمندی و اثربخشی امروزم را با دیروزم بسنجَم و ارتقا دهم». این نگاه، به‌مرور برایم آرامش، هدفمندی و حس مفید بودن ایجاد کرده است؛ تفکری که رسیدن به آن، سال‌ها زمان برد.»


بازگشت نخبگان؛ مسیری که دوباره باز می‌شود


ایثاری می‌گوید هرچند موضوع مهاجرت را به‌طور جدی بررسی کرده، اما در نهایت به این نتیجه رسیده که دیگر برایش جذابیتی ندارد. او توضیح می‌دهد: «بررسی کردم و دیدم مهاجرت برایم جذاب نیست. هرچند تقریباً تمام دوستان و هم‌کلاسی‌هایم مهاجرت کرده‌اند، اما دوست دارم از همین فرصت استفاده کنم و به آنها بگویم که آماده بازگشت باشند. از همه دوستان و هم‌کلاسی‌هایم (که اغلب در حوزه بانکی و پرداخت فعال بودند) دعوت می‌کنم کم‌کم بازگردند؛ الان دیگر وقتش است.»

او ادامه می‌دهد: «کشور به تخصص این افراد نیاز دارد. مسیر بازگشت آنها باید هموار شود تا بتوانند به کشور خودشان خدمت کنند. چشم‌انداز آینده از نظر من بسیار مثبت است. ایران عزیز را، با همه مشکلاتش، به سربلندی خواهیم رساند. اگر زندگی آن‌سوی مرزها را از نزدیک نمی‌دیدم، این حرف را نمی‌زدم. سفرهایی که رفتم و تجربه‌هایی که داشتم باعث شد بفهمم شاید امروز با چالش‌های بزرگی روبه‌رو باشیم، اما می‌توانیم با کمک یکدیگر آنها را درست کنیم.»

او یکی از نشانه‌های این تحول را تغییر نسل در لایه‌های مدیریتی می‌داند و می‌گوید: «این تغییر نسل در حال رخ دادن است. هم‌نسل‌های من کم‌کم به لایه‌هایی می‌رسند که تصمیم‌گیری در اختیارشان قرار می‌گیرد. ما سختی‌های نسل‌های قبل را دیده‌ایم و می‌دانیم چه انتظاراتی از ما وجود دارد. نسل بعد از ما، که اغلب متولد دهه‌های ۸۰ و ۹۰ هستند (همان نسل زد)، نسلی مترقی است که والدین آنها متولدین دهه‌های پنجاه و شصت هستند. این نسل قطعاً باعث پیشرفت کشور می‌شود و ما هم وظیفه داریم از آنها حمایت کنیم. من واقعاً باور دارم ایران بسیار زود به اوج بالندگی می‌رسد؛ نه در آینده‌ای دور، بلکه در آینده‌ای بسیار نزدیک.»


نسلی که راه خودش را بلد است


ایثاری تأکید می‌کند که نسل جدید به نصیحت نیازی ندارد و حتی خود را در جایگاه توصیه‌کردن به آنها نمی‌بیند. او می‌گوید: «من واقعاً هیچ توصیه‌ای برای نسل جوان‌تر ندارم؛ حتی به دختر خودم هم توصیه‌ای نمی‌کنم. خودشان می‌توانند روی پای خودشان بایستند، تصمیم بگیرند و پای تصمیماتشان بمانند.»

او ادامه می‌دهد: «نسل جدید از نسل ما باهوش‌تر، داناتر، به‌روزتر و بسیار انعطاف‌پذیرتر است. این نسل خودش مسیرش را پیدا می‌کند. من تمام تلاشم را می‌کنم که در خدمت این نسل باشم. امروز آنها هستند که باید به من بگویند چه‌کار کنم. آنها آگاه‌اند و به هیچ‌گونه نصیحتی نیاز ندارند.»

نمایش لینک کوتاه
کپی لینک کوتاه: https://asretarakonesh.ir/d3mg کپی شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی