اقتصاد دیجیتال امروز بیش از هر زمان دیگری به پایداری زیرساختهای ارتباطی دیجیتال وابسته است؛ زیرساختی که اختلال در آن میتواند زنجیرهای از خدمات مالی، تجارت آنلاین، حملونقل و فعالیت هزاران کسبوکار را تحت تأثیر قرار دهد. محمدعلی یوسفیزاده، مدیرعامل آسیاتک، معتقد است در چنین شرایطی سنجش توسعه زیرساخت دیجیتال دیگر تنها با شاخصهایی مانند ظرفیت شبکه یا تعداد تجهیزات ممکن نیست و مفهوم «تابآوری» و «قابلیت تداوم خدمت» به معیار اصلی تبدیل شده است. به باور او، چالش امروز زیرساخت دیجیتال ایران بیش از آنکه صرفاً فنی باشد، به مسئله اعتماد، فرسودگی سرمایهگذاری، تمرکز شبکه و گلوگاه انرژی بازمیگردد؛ عواملی که میتوانند آینده اقتصاد دیجیتال کشور را شکل دهند.
زیرساخت دیجیتال؛ فراتر از کابل، رک و سرور
وقتی از زیرساخت دیجیتال صحبت میشود، بسیاری هنوز آن را به مجموعهای از تجهیزات فنی مانند کابل، رک و سرور تقلیل میدهند. اما به اعتقاد محمدعلی یوسفیزاده، مدیرعامل آسیاتک، چنین برداشتی فاصله زیادی با واقعیت اقتصاد دیجیتال امروز دارد. او در اینباره میگوید: «زیرساخت دیجیتال دیگر فقط یک دارایی فنی نیست؛ بلکه ستون و پایه اقتصاد دیجیتال و حتی ثبات اجتماعی کشورهاست. همانطور که در گذشته جاده، بندر، راهآهن و شبکه برق زیرساخت توسعه محسوب میشدند، امروز این نقش را شبکههای ارتباطی، مراکز داده، خدمات ابری، سیستمهای پردازش و معماریهای تبادل داده ایفا میکنند.»
او در ادامه توضیح میدهد: «نکته مهمتر این است که مفهوم زیرساخت دیجیتال صرفاً به سختافزار محدود نمیشود. در اقتصاد امروز، زیرساخت یعنی «توانایی تداوم خدمت»؛ یعنی اینکه بانک، فروشگاه آنلاین، حملونقل، آموزش، سلامت و دولت بتوانند بدون وقفه فعالیت کنند. بنابراین علاوه بر تجهیزات فیزیکی، عواملی مانند پایداری شبکه، امنیت سایبری، معماری توزیعشده، دسترسی پایدار به اینترنت بینالملل، مدل حکمرانی و حتی میزان اعتماد کاربران نیز بخشی از زیرساخت محسوب میشوند.»
یوسفیزاده با اشاره به وضعیت زیرساخت دیجیتال در بسیاری از کشورهای توسعهیافته تشریح میکند که در این کشورها زیرساخت دیجیتال بهعنوان یک دارایی راهبردی ملی دیده میشود؛ زیرا اقتصاد، امنیت، سرمایهگذاری و حتی قدرت ژئوپلیتیکی کشورها به آن وابسته شده است. او توضیح میدهد: «در چنین شرایطی دیگر نمیتوان توسعه دیجیتال را فقط با تعداد رک یا ظرفیت پهنای باند سنجید. ممکن است کشوری دیتاسنترهای متعددی داشته باشد، اما اگر در شرایط بحران نتواند پایداری ارتباطات را حفظ کند، آن زیرساخت عملاً کارکرد واقعی خود را از دست میدهد.»
مدیرعامل آسیاتک یکی از چالشهای مهم سیاستگذاری در ایران را غلبه نگاه زیرساختمحور بر نگاه اکوسیستمی میداند و تأکید میکند: «به نظر من یکی از چالشهای مهم ما در ایران همین است که هنوز در بخشهایی از سیاستگذاری این صنعت، نگاه زیرساختمحور بر نگاه اکوسیستمی غلبه دارد؛ در حالی که در زیرساخت دیجیتال امروز، بیش از آنکه با یک پروژه سختافزاری مواجه باشیم، با مسئله اعتماد و تابآوری روبهرو هستیم.»
تغییر پارادایم زیرساخت دیجیتال
یوسفیزاده معتقد است تعریف زیرساخت دیجیتال در شرایط بحران یا نااطمینانی ژئوپلیتیک دچار تغییر اساسی میشود. او میگوید: «در شرایط عادی، معمولاً درباره سرعت اینترنت، ظرفیت شبکه، توسعه فیبر نوری یا رشد مصرف داده صحبت میکنیم. اما وقتی کشور وارد شرایط جنگی، بحران امنیتی یا نااطمینانی ژئوپلیتیک میشود، تعریف زیرساخت دیجیتال دچار یک پارادایم شیفت میشود و بهطور اساسی تغییر میکند. در چنین شرایطی، مهمترین ویژگی زیرساخت دیگر «ظرفیت» نیست، بلکه «تابآوری» است. یعنی سؤال اصلی این میشود که اگر بخشی از شبکه دچار اختلال شد، آیا سرویس همچنان ادامه پیدا میکند؟ اگر مسیرهای بینالمللی محدود شدند، آیا خدمات حیاتی کشور پایدار میمانند؟ اگر برق دچار بحران شد، آیا دیتاسنترها توان ادامه فعالیت دارند؟ اگر یک نقطه از شبکه از مدار خارج شد، آیا کل اکوسیستم آسیب میبیند یا ساختار توزیعشده امکان ادامه فعالیت را فراهم میکند؟»
او تجربه سالهای اخیر را شاهدی بر این تغییر نگاه میداند و اظهار میکند: «جنگ اخیر و همچنین تجربههای پیشین اختلال اینترنت در ایران بهخوبی نشان داد که زیرساخت دیجیتال فقط یک موضوع ارتباطی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت اقتصادی کشور است. امروز اقتصاد دیجیتال ایران میلیونها شغل مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کرده و حجم بزرگی از خدمات مالی، تجاری و خدمات عمومی بر بستر اینترنت انجام میشود. بنابراین هر اختلال گسترده در ارتباطات، مستقیماً بر گردش مالی، اشتغال، سرمایهگذاری و اعتماد عمومی اثر میگذارد.»
یوسفیزاده در ادامه با اشاره به تأثیر محدودیتهای اینترنت بر اقتصاد آنلاین میگوید:
«در سالهای اخیر دیدیم که هر بار اینترنت دچار اختلال یا محدودیت شده، فقط پلتفرمها آسیب ندیدهاند؛ بلکه زنجیره وسیعی از کسبوکارهای کوچک، فروشندگان آنلاین، تولیدکنندگان محتوا، شرکتهای نرمافزاری و حتی مشاغل سنتی که به خدمات آنلاین وابستهاند نیز دچار خسارت شدهاند. در واقع در اقتصاد امروز، اینترنت دیگر یک سرویس جانبی نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت حیاتی کشور است؛ درست مانند برق، آب یا شبکه حملونقل. به همین دلیل در شرایط بحران، مفهوم زیرساخت دیجیتال از «ابزار رشد» به «ابزار بقا و پایداری» تغییر میکند.»
اقتصاد دیجیتال بدون اعتماد شکل نمیگیرد
یکی از نکات محوری در نگاه یوسفیزاده به زیرساخت دیجیتال، مفهوم «اعتماد» است. مدیرعامل آسیاتک معتقد است مهمترین دارایی زیرساخت دیجیتال در اقتصاد امروز، اعتماد به پایداری آن است. او در این باره میگوید: «بهنظر من امروز مهمترین دارایی زیرساخت دیجیتال، «اعتماد» است. شاید در گذشته فناوری بهخودیخود مزیت محسوب میشد، اما در اقتصاد دیجیتال امروز آنچه تعیینکننده است، اعتماد به پایداری و تداوم خدمت است.» به گفته او، اقتصاد دیجیتال بر پایه پیشبینیپذیری شکل میگیرد. سرمایهگذاران، استارتاپها، شرکتهای فناوری و حتی کاربران عادی باید مطمئن باشند که زیرساخت ارتباطی کشور پایدار و قابل اتکاست؛ در غیر این صورت، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز نمیتوانند اکوسیستمی پایدار ایجاد کنند.
یوسفیزاده در ادامه توضیح میدهد: «در عمل، وقتی یک کسبوکار نمیداند هفته آینده اینترنت در چه وضعیتی خواهد بود، یا یک شرکت خارجی مطمئن نیست سرویسهای ارتباطی کشور پایدار میمانند، طبیعتاً تصمیمگیری برای سرمایهگذاری بلندمدت دشوار میشود. این همان نقطهای است که زیرساخت دیجیتال مستقیماً به موضوع اعتماد اقتصادی گره میخورد. متأسفانه باید بپذیریم که در سالهای اخیر، ایران در حوزه اعتماد به پایداری زیرساخت آسیب دیده است. بخشی از این موضوع به تحریمها و محدودیتهای بینالمللی مربوط میشود، اما بخش مهمتری از آن به مسئله نااطمینانی داخلی بازمیگردد؛ یعنی شرایطی که فعال اقتصادی نمیتواند افق قابل پیشبینی برای فعالیت خود ترسیم کند.»

به گفته یوسفیزاده، وقتی اختلالات ارتباطی، محدودیتهای ناگهانی، مشکلات انرژی و دشواری تأمین تجهیزات بهطور همزمان وجود داشته باشند، طبیعی است که اعتماد سرمایهگذاران کاهش یابد. او تأکید میکند: «در اقتصاد دیجیتال، سرمایه بیش از هر چیز از محیطهای غیرقابل پیشبینی فاصله میگیرد. به همین دلیل شاید بتوان گفت امروز مهمترین مسئله زیرساخت دیجیتال ایران صرفاً کمبود فناوری نیست؛ بلکه کاهش اعتماد به پایداری اکوسیستم است.»
چالش سرمایهگذاری و خطر فرسودگی زیرساخت
مدیرعامل آسیاتک یکی از چالشهای مهم زیرساخت دیجیتال ایران را مسئله سرمایهگذاری و نوسازی تجهیزات عنوان میکند. او در این باره میگوید: «واقعیت این است که صنعت زیرساخت دیجیتال ذاتاً صنعتی با استهلاک بالاست. تجهیزات شبکه، سرورها، سیستمهای ذخیرهسازی و حتی فناوریهای انتقال، چرخه عمر کوتاهی دارند و نیازمند نوسازی مداوم هستند. در دنیا معمولاً اپراتورها و شرکتهای زیرساختی هر چند سال یکبار بخش قابل توجهی از تجهیزات خود را بهروزرسانی میکنند تا بتوانند هم از نظر کیفیت سرویس و هم از نظر بهرهوری انرژی رقابتپذیر باقی بمانند. اما در ایران چند مسئله بهطور همزمان باعث شده مدل سرمایهگذاری دچار فرسایش شود.
از یکسو جهش نرخ ارز هزینه نوسازی را چند برابر کرده و از سوی دیگر بازگشت سرمایه در صنعت ICT بهشدت کاهش یافته است. تحریمها نیز دسترسی مستقیم به بسیاری از فناوریها و تأمینکنندگان جهانی را دشوار کردهاند. در چنین شرایطی، شرکتها ناچار میشوند بخشی از نوسازی را به تعویق بیندازند یا تجهیزات را بیش از عمر استانداردشان نگه دارند. همین موضوع باعث شده است که در برخی از سگمنتهای این صنعت، نرخ استهلاک از نرخ سرمایهگذاری جدید پیشی بگیرد.»
به گفته او، اگر این روند ادامه پیدا کند، خطر فرسودگی تدریجی زیرساخت کاملاً جدی خواهد بود. این فرسودگی نیز فقط به معنای کاهش سرعت اینترنت نیست؛ بلکه پیامدهایی مانند افزایش احتمال اختلال، مصرف انرژی بیشتر، کاهش امنیت و کاهش تابآوری شبکه را به همراه دارد. یوسفیزاده معتقد است برای حل این مسئله باید نگاه به صنعت زیرساخت دیجیتال تغییر کند. به گفته او، این صنعت نباید صرفاً بهعنوان یک حوزه خدماتی دیده شود، بلکه باید بهعنوان بخشی از امنیت اقتصادی کشور مورد توجه قرار گیرد. بدون سرمایهگذاری پایدار، دسترسی به تأمین مالی بلندمدت و ثبات در سیاستگذاری، امکان نوسازی مستمر زیرساخت نیز وجود نخواهد داشت.
وابستگیهایی که باید کاهش یابد
یوسفیزاده در تحلیل وضعیت زیرساخت دیجیتال ایران به مجموعهای از «وابستگیهای پرریسک» اشاره میکند که میتوانند در شرایط بحران به نقاط آسیبپذیر تبدیل شوند. او توضیح میدهد:
«اولین وابستگی جدی ما، وابستگی به تجهیزات و زنجیره تأمین خارجی است. صنعت ICT ذاتاً صنعتی جهانی است و تقریباً هیچ کشوری بهصورت کامل مستقل عمل نمیکند، اما تفاوت کشورها در میزان تنوع و انعطاف زنجیره تأمین است. در ایران بهدلیل تحریمها، محدودیتهای مالی و دشواری دسترسی به برندهای اصلی، هزینه تأمین تجهیزات بهشدت افزایش یافته و زمان نوسازی زیرساخت طولانیتر شده است. این موضوع در شرایط بحران، ریسک فرسودگی و اختلال را افزایش میدهد.»
او دومین وابستگی را تمرکز شدید ترافیک و معماری شبکه عنوان میکند. یوسفیزاده میگوید: «هرچه شبکه به چند نقطه محدود وابستهتر باشد، آسیبپذیری آن بیشتر میشود. امروز در دنیا معماری زیرساخت به سمت توزیعشدگی حرکت کرده است؛ یعنی دیتاسنترها، مسیرهای ارتباطی و نقاط تبادل داده بهصورت جغرافیایی توزیع میشوند تا در شرایط بحران کل اکوسیستم دچار اختلال نشود. ما نیز ناچاریم از مدل تمرکزگرای سنتی فاصله بگیریم.»
او در ادامه، وابستگی به سیاستگذاری غیرقابل پیشبینی و وابستگی به انرژی ناپایدار را از دیگر وابستگیهای مهم میداند. مدیرعامل آسیاتک توضیح میدهد: «شاید این مهمترین مسئله باشد. اقتصاد دیجیتال بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارد. سرمایهگذار، اپراتور، شرکت فناوری و حتی کاربر نهایی باید بتوانند برای آینده برنامهریزی کنند. اگر تصمیمات ناگهانی و غیرقابل پیشبینی بر فضای دیجیتال حاکم باشد، حتی توسعه فنی نیز اثرگذاری خود را از دست میدهد. وابستگی چهارم که کمتر درباره آن صحبت میشود، وابستگی به انرژی ناپایدار است. امروز زیرساخت دیجیتال بدون برق پایدار اساساً معنایی ندارد. در گذشته ممکن بود اختلال انرژی صرفاً یک مشکل صنعتی تلقی شود، اما اکنون هر اختلال برق میتواند مستقیماً خدمات بانکی، حملونقل، تجارت آنلاین و ارتباطات کشور را مختل کند.»
تابآوری مهمتر از ظرفیت
یوسفیزاده در پاسخ به این پرسش که در شرایط بحران باید میان افزایش ظرفیت شبکه یا تقویت تابآوری یکی را در اولویت قرار داد، تأکید میکند که در شرایط فعلی ایران، تابآوری اهمیت بیشتری دارد. او در این باره میگوید: «ممکن است کشوری شبکهای بسیار پرظرفیت داشته باشد، اما اگر در برابر اختلالات ژئوپلیتیکی، بحران انرژی، حملات سایبری یا قطع ارتباطات بینالملل آسیبپذیر باشد، آن ظرفیت در لحظه بحران عملاً بیفایده میشود. تجربه سالهای اخیر در دنیا نیز همین موضوع را نشان داده است. حتی کشورهای پیشرفته هم پس از جنگ اوکراین یا افزایش تنشهای سایبری، تمرکز خود را از صرف توسعه ظرفیت به سمت پایداری و امنیت زیرساختها بردهاند. در ایران نیز باید به این جمعبندی برسیم که توسعه زیرساخت فقط به معنای افزایش عدد و ظرفیت نیست. گاهی یک شبکه با ظرفیت کمتر اما معماری پایدارتر، ارزش اقتصادی بیشتری نسبت به یک شبکه بزرگ اما شکننده دارد.»
او در ادامه با اشاره به مؤلفههای تابآوری میگوید: «تابآوری یعنی شبکه مسیرهای جایگزین داشته باشد؛ دیتاسنترها از توزیع جغرافیایی برخوردار باشند؛ وابستگی به نقاط متمرکز کاهش یابد؛ تأمین انرژی پایدار باشد؛ و مهمتر از همه، مدیریت بحران از پیش طراحی و برنامهریزی شده باشد. در شرایط جنگ یا بحران، مهمترین مسئله این نیست که اینترنت چقدر سریع است؛ بلکه این است که آیا سرویسهای حیاتی کشور پابرجا میمانند یا نه. البته این به معنای کنار گذاشتن توسعه ظرفیت نیست. کشور همچنان نیازمند رشد ظرفیت است، اما اگر مجبور به انتخاب اولویت باشیم، در شرایط فعلی ایران تقویت تابآوری زیرساختی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا اقتصاد دیجیتال بدون پایداری عملاً امکان رشد بلندمدت نخواهد داشت.»
مدل حکمرانی؛ تعیینکننده تابآوری زیرساخت
یوسفیزاده در پاسخ به این پرسش که مهمترین نقطه شکست زیرساخت دیجیتال ایران چیست، توضیح میدهد که هیچیک از عوامل مانند انرژی، معماری شبکه، تمرکز جغرافیایی یا مدل حکمرانی بهصورت مستقل عمل نمیکنند و ضعف در هر یک از آنها میتواند کل اکوسیستم را تحت تأثیر قرار دهد؛ با این حال اگر بخواهد یک عامل را بنیادیتر بداند، آن عامل «مدل حکمرانی و تصمیمگیری» است. او میگوید: «بسیاری از مشکلات دیگر در نهایت به همین موضوع بازمیگردند. اگر حکمرانی دیجیتال مبتنی بر نگاه بلندمدت، تخصصمحور و قابل پیشبینی باشد، میتوان برای انرژی، توسعه شبکه و توزیع جغرافیایی نیز برنامهریزی کرد. اما اگر فضای تصمیمگیری دائماً دچار نوسان و عدم قطعیت باشد، حتی بهترین سرمایهگذاریهای فنی نیز اثربخشی خود را از دست میدهند.»
او معتقد است یکی از چالشهای مهم ایران این است که زیرساخت دیجیتال هنوز در برخی سطوح بهعنوان حوزهای صرفاً فنی دیده میشود؛ در حالی که امروز این زیرساخت مستقیماً با اقتصاد، امنیت، اشتغال، سرمایه اجتماعی و حتی جایگاه منطقهای کشور پیوند خورده است. در کنار این موضوع، مسئله تمرکز جغرافیایی را نیز بسیار مهم میداند. یوسفیزاده میگوید:
«بخش قابل توجهی از ظرفیت ارتباطی و دیتاسنتری کشور در چند نقطه محدود متمرکز شده و این مسئله ریسک اختلال را افزایش میدهد. در دنیا معماری شبکه به سمت توزیعشدگی حرکت کرده است تا وابستگی به نقاط بحرانی کاهش یابد. مسئله انرژی نیز اکنون به یکی از جدیترین چالشها تبدیل شده است. صنعت دیتاسنتر و ارتباطات صنعتی کاملاً انرژیمحور است و هر اختلال در برق میتواند زنجیرهای از اختلالات دیجیتال ایجاد کند. در سالهای اخیر ناترازی انرژی عملاً به یکی از عوامل محدودکننده توسعه زیرساخت تبدیل شده است. با این حال، همچنان معتقدم ریشه بسیاری از این مسائل به مدل حکمرانی بازمیگردد؛ زیرا اگر نگاه راهبردی و بلندمدت وجود داشته باشد، کشور میتواند برای سایر چالشها نیز راهحلهای پایدار طراحی کند.»
انرژی؛ گلوگاه آینده زیرساخت دیجیتال
یوسفیزاده معتقد است در سالهای آینده یکی از مهمترین محدودیتهای توسعه زیرساخت دیجیتال در ایران نه تجهیزات، بلکه دسترسی به انرژی قابل اتکا خواهد بود. به گفته او، شاید تا چند سال پیش مهمترین دغدغه صنعت ICT موضوعاتی مانند پهنای باند یا تأمین تجهیزات بود، اما امروز انرژی در حال تبدیل شدن به گلوگاه اصلی توسعه دیجیتال است. او در اینباره توضیح میدهد: «دیتاسنترها، شبکههای پردازشی، رایانش ابری، هوش مصنوعی و زیرساختهای ارتباطی همگی مصرف انرژی بسیار بالایی دارند. هرچه اقتصاد دیجیتال بزرگتر میشود، وابستگی آن به برق پایدار نیز افزایش مییابد. امروز در دنیا رقابت کشورها فقط بر سر ظرفیت پردازش نیست، بلکه بر سر دسترسی به انرژی پایدار و ارزان نیز هست.»
یوسفیزاده در ادامه با اشاره به وضعیت انرژی در ایران، اهمیت این مسئله را در کشور دوچندان میداند. او میگوید: «وقتی شبکه برق با محدودیت مواجه باشد، توسعه دیتاسنترهای بزرگ، خدمات ابری و زیرساختهای پردازشی نیز با محدودیت روبهرو میشود. حتی اگر بهترین تجهیزات دنیا را وارد کنیم، بدون برق پایدار امکان بهرهبرداری مؤثر از آنها وجود ندارد. نکته مهم این است که مسئله فقط خاموشی نیست؛ بلکه «قابل پیشبینی بودن انرژی» است. صنعت دیجیتال به پایداری ۲۴ ساعته نیاز دارد و حتی اختلالی چند دقیقهای نیز میتواند خسارت اقتصادی و اعتباری جدی ایجاد کند. به همین دلیل امروز بسیاری از اپراتورها و شرکتهای دیتاسنتری در جهان به سمت نیروگاههای اختصاصی، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر و معماریهای کممصرف حرکت کردهاند.»
او در پایان تأکید میکند: «بهنظر من اگر امروز درباره آینده زیرساخت دیجیتال ایران صحبت میکنیم، باید انرژی را نه یک مسئله جانبی، بلکه بخشی از سیاستگذاری کلان اقتصاد دیجیتال بدانیم. آینده توسعه دیجیتال کشور مستقیماً به این بستگی دارد که آیا میتوانیم انرژی پایدار، قابل اتکا و قابل توسعه برای این صنعت فراهم کنیم یا نه.»