سالهاست که صنعت مالی ایران مسیر دیجیتالیشدن را با سرعتی فزاینده طی میکند؛ از توسعه بانکداری غیرحضوری و رشد زیرساختهای فناوری اطلاعات در بانکها گرفته تا گسترش شبکه پرداخت و شکلگیری مدلهای جدیدی از خدمات مالی. اما در پس این تحول، یک پرسش بنیادین بیش از گذشته خودنمایی میکند: آیا اقتصاد دیجیتال بدون انرژی پایدار میتواند به مسیر رشد خود ادامه دهد؟ ناترازی انرژی که پیشتر بیشتر بهعنوان چالشی برای صنایع تولیدی شناخته میشد، اکنون به یکی از مهمترین ریسکهای عملیاتی صنعت مالی تبدیل شده است؛ صنعتی که بخش بزرگی از خدمات آن بر زیرساختهای برخط، دیتاسنترها، شبکههای ارتباطی و تجهیزات الکترونیکی متکی است.
در چنین شرایطی، مفاهیمی مانند بانکداری سبز و پرداخت سبز دیگر صرفاً به کاهش مصرف کاغذ یا اقدامات نمادین محیطزیستی محدود نمیشوند، بلکه به بازتعریف معماری صنعت مالی، بهینهسازی زیرساختها، توسعه انرژیهای پاک و هدایت سرمایهها به سمت راهکارهای پایدار گره خوردهاند. بانکها و شرکتهای پرداختی اکنون ناگزیرند علاوه بر نوآوری مالی، برای افزایش تابآوری عملیاتی و کاهش وابستگی به منابع انرژی محدود نیز برنامهریزی کنند. در این گزارش، با مصطفی ثابتی، صابر امامی و مهدیه نوروزیان درباره نسبت بانکداری دیجیتال، انرژی پایدار و آینده بانکداری سبز گفتوگو کردهایم.
همچنین در بخش صنعت پرداخت، دیدگاههای امین مطیعی و محمدمهدی تقیپور درباره تأثیر ناترازی انرژی بر آینده شبکه پرداخت، نقش فناوریهایی مانند Soft POS و QR، و ضرورت حرکت به سمت معماری کممصرف و تابآور بررسی شده است.
ناترازی انرژی؛ ریسک جدید در مسیر پایداری صنعت مالی جهان
بانکداری سبز در سالهای اخیر از یک مفهوم نوظهور در ادبیات مالی به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری در نظامهای مالی جهان تبدیل شده است. روندهای جهانی نشان میدهد که توجه به پایداری، تأمین مالی سبز و مدیریت ریسکهای محیط زیستی دیگر صرفا ًدغدغه کشورهای توسعهیافته نیست، بلکه به بخش جداییناپذیر راهبردهای مالی در سراسر جهان تبدیل شده است.
براساس گزارش مرور جهانی «مرور جهانی (Global Overview)» شبکه بانکداری و مالی پایدار(SBFN)، تعداد سیاستها و چهارچوبهای مالی پایدار که در سطح جهانی تدوین شده، از تنها ۲۰ مورد در سال ۲۰۱۴ به ۳۱ مورد در سال ۲۰۱۵، ۴۸ مورد در سال ۲۰۱۶، ۷۰ مورد در سال ۲۰۱۷ و ۱۰۴ مورد در سال ۲۰۱۸ افزایش یافته است. این روند در سالهای بعد نیز با شتاب بیشتری ادامه پیدا کرده و تعداد این سیاستها به ۱۵۰ مورد در سال ۲۰۱۹، ۱۹۸ مورد در سال ۲۰۲۰، ۲۶۶ مورد در سال ۲۰۲۱، ۳۳۳ مورد در سال ۲۰۲۲، ۴۱۹ مورد در سال ۲۰۲۳، ۵۰۶ مورد در سال ۲۰۲۴ و ۵۶۴ مورد در سال ۲۰۲۵ رسیده است. شتاب رشد این سیاستها نشان میدهد که جهان دیگر صرفاً درحال تعریف مفاهیمی مانند بانکداری سبز و مالی پایدار نیست، بلکه وارد مرحله اجرا و نهادینهسازی آنها شده است.
امروز بیش از ۷۰ کشور دارای چهارچوبهای رسمی برای بانکداری و مالی پایدار هستند و بسیاری از نظامهای بانکی در کشورهای درحال توسعه نیز در مسیر تطبیق با این استانداردها قرار گرفتهاند. در این میان، بحران انرژی به یکی از مهمترین عوامل تسریع کننده این تحول تبدیل شده است؛ زیرا افزایش ناپایداری منابع انرژی، رشد هزینههای زیرساختی و وابستگی روزافزون اقتصاد دیجیتال به مصرف انرژی، نگاه نظام مالی جهان به مفهوم پایداری را تغییر داده است.
در چنین شرایطی، بانکها دیگر نمیتوانند پایداری را تنها به کاهش مصرف کاغذ، کاهش شعب فیزیکی یا اقدامات نمادین محیط زیستی محدود کنند. نقش آنها به تدریج از یک مصرف کننده انرژی به یک بازیگر مؤثر در هدایت سرمایه، تأمین مالی پروژههای انرژی پاک و توسعه زیرساختهای پایدار در حال تغییر است. ناترازی انرژی اکنون به آزمونی برای صنعت مالی تبدیل شده است؛ آزمونی که مشخص میکند کدام نظامهای بانکی میتوانند همزمان با ادامه مسیر دیجیتالی شدن، تابآوری زیرساختی و مسئولیتپذیری زیست محیطی خود را نیز حفظ کنند.
بانک

بانکداری دیجیتال بدون انرژی پایدار دوام نمیآورد
همزمان با گسترش بانکداری دیجیتال و وابستگی روزافزون صنعت مالی به زیرساختهای فناوری اطلاعات، موضوع انرژی نیز به یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر پایداری خدمات بانکی تبدیل شده است. اگر در گذشته ناترازی انرژی بیشتر بهعنوان مسئلهای مرتبط با صنایع تولیدی شناخته میشد، امروز بانکها و شرکتهای مالی نیز به دلیل ماهیت برخط خدمات خود، بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر این چالش قرار دارند. از سوی دیگر، مفاهیمی مانند بانکداری سبز، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و سرمایهگذاری در زیرساختهای پایدار، بهتدریج جایگاه خود را در راهبردهای صنعت مالی پیدا کردهاند. مصطفی ثابتی، مدیرعامل هلدینگ توسعه فناوری اطلاعات گردشگری، معتقد است آینده تحول دیجیتال در صنعت بانکداری بدون حل مسئله انرژی قابل تصور نیست. او ناترازی انرژی را یکی از مهمترین تهدیدهای پیش روی صنعت مالی میداند و بر این باور است که حرکت به سمت بانکداری سبز، تنها به حذف کاغذ یا توسعه خدمات غیرحضوری محدود نمیشود، بلکه نیازمند بازنگری در زیرساختهای انرژی و توسعه استفاده از انرژیهای پاک است.
بانکداری سبز فقط حذف کاغذ نیست
به اعتقاد ثابتی، ناترازی انرژی تنها محدود به صنعت مالی نیست و تمامی صنایع کشور را تحت تأثیر قرار میدهد. او در توضیح جایگاه ناترازی انرژی در میان تهدیدهای پیش روی صنعت مالی میگوید: «ناترازی انرژی نهتنها برای صنایع مالی، بلکه برای تمامی صنایع کشور بهعنوان یک تهدید جدی محسوب میشود. این مشکل میتواند بهعنوان یکی از سه تهدید اصلی صنایع مالی و بانکی مورد توجه قرار بگیرد. برخی از صنایع که امکان فعالیت آفلاین را دارند، احتمالاً کمتر آسیب خواهند دید، اما با آنلاین و دیجیتالیشدن صنایع مالی، موضوع انرژی پایدار به یک نقطه حساس و بحرانی برای عملیات در این حوزه تبدیل شده است.»
ثابتی در پاسخ به این پرسش که بانکداری سبز در ایران دقیقاً چه مفهومی دارد، معتقد است حذف کاغذ یا توسعه خدمات غیرحضوری تنها بخشی از این موضوع است. به گفته او، هرچند حذف کاغذ و کاهش وابستگی به شعب فیزیکی به حفظ منابع کمک میکند، اما همزمان استفاده از فناوری اطلاعات و میزان مصرف انرژی نیز افزایش پیدا میکند. او توضیح میدهد: «اصلیترین نکته در این حوزه، حرکت به سمت زیرساختهایی با مصرف بهینه انرژی از یکسو و توسعه امکان تولید انرژیهای پاک و تمرکز بر انرژی خورشیدی از سوی دیگر است. اتفاقاً در این حوزه بانک و گروه مالی گردشگری اقدامات قابل توجهی انجام دادهاند و با سرمایهگذاری بانک، تعدادی نیروگاه خورشیدی اجرا شده است.»
مدیرعامل هلدینگ توسعه فناوری اطلاعات گردشگری معتقد است اگرچه در سالهای اخیر تلاشهایی در حوزه بانکداری سبز انجام شده، اما رشد اقتصاد دیجیتال، مصرف انرژی را به شکل قابل توجهی افزایش داده است. ثابتی در این باره میگوید:
«اتفاقاً دیجیتالیتر شدن این حوزه، اگرچه در مواردی مصرف کاغذ را کاهش داده، اما مصرف بالای انرژی در بخشهای مختلف، دغدغههای جدید زیستمحیطی ایجاد کرده است. رشد هوش مصنوعی و حرکت پرشتاب به سمت آن نیز یکی از عوامل رشد تصاعدی مصرف انرژی در حوزه فناوری اطلاعات خواهد بود و شاهد افزایش میزان انرژی مصرفی در این بخش نسبت به زیرساختهای متداول قبلی خواهیم بود.»
از نیروگاه خورشیدی تا دیتاسنتر سبز
به گفته ثابتی، صنعت بانکی کشور به دلیل ارائه خدمات لحظهای، بیش از بسیاری از صنایع دیگر به پایداری انرژی وابسته است و هرگونه اختلال در این حوزه میتواند بر تداوم کسبوکار و پایداری خدمات بانکی اثر مستقیم داشته باشد. او میگوید: «صنعت بانکی نیاز به فعالیت آنی (Real Time) و در لحظه دارد و کوچکترین چالش در این حوزه میتواند صنعت را با ریسک جدی مواجه کند؛ ریسکی که بهصورت مستقیم بر تداوم کسبوکار و پایداری خدمات تأثیرگذار خواهد بود.»
مدیرعامل هلدینگ توسعه فناوری اطلاعات گردشگری، سرمایهگذاری بانکها در پروژههای انرژی پاک را یکی از حوزههای مهم سرمایهگذاری میداند. ثابتی با اشاره به برنامههای بانک گردشگری در این زمینه میگوید: «این موضوع یکی از حوزههای پراهمیت برای سرمایهگذاری توسط بانکهاست که بانک گردشگری بهعنوان یکی از بازیگران پیشروی این حوزه، طرحهای سرمایهگذاری متعددی را در دست اقدام دارد. هدفگذاری برای رسیدن به تولید ۳۰۰۰ مگاوات برق با احداث ۱۵ نیروگاه خورشیدی در ۸ استان کشور، نشاندهنده اهمیت این موضوع برای بانک و گروه مالی گردشگری است و ما این موضوع را بهعنوان یک نقطه قوت برای پشتیبانی پایدار از زیرساختهای مورد استفاده در بانک و گروه مالی گردشگری میدانیم.
بانک موفق؛ دیجیتال و مبتنی بر انرژی پایدار
در پایان، ثابتی با اشاره به ویژگیهای یک بانک موفق در ۱۰ سال آینده توضیح میدهد که دیجیتالیشدن و مدیریت هوشمندانه انرژی، دو موضوع جداییناپذیر هستند و موفقیت در یکی، بدون توجه به دیگری امکانپذیر نیست. او همچنین به برنامههای هلدینگ توسعه فناوری اطلاعات گردشگری برای ایجاد دیتاسنترهای مجهز به پشتیبانی انرژی خورشیدی اشاره میکند و توضیح میدهد: «در استراتژیهای هلدینگ توسعه فناوری اطلاعات گردشگری، ایجاد دیتاسنترهایی با پشتیبانی انرژی خورشیدی در نظر گرفته شده است که میتواند برخی از ریسکهای مرتبط با انرژی در حوزه دیجیتالیشدن کسبوکارهای مالی را پوشش دهد.»

فینتکها باید وارد بازی انرژیتک شوند
صابر امامی، مدیرعامل گروه دادهپردازی پارسیان، معتقد است نگاه به ناترازی انرژی نباید صرفاً از زاویه تهدید باشد و صنعت مالی میتواند در حل این چالش نقشآفرینی کند. او در این گفتوگو از جایگاه ناترازی انرژی در فهرست تهدیدهای صنعت مالی، مفهوم بانکداری سبز، نسبت دیجیتالیشدن با پایداری انرژی و آینده بانکداری در دهه پیش رو میگوید.
ناترازی انرژی؛ از یک چالش مقطعی تا ریسک بنیادین صنعت مالی
امامی معتقد است ناترازی انرژی در سالهای آینده به یکی از بنیادیترین ریسکهای صنعت مالی تبدیل خواهد شد. او این مسئله را در کنار بحران منابع انسانی، از مهمترین تهدیدهای پیش روی کسبوکارها میداند و تأکید میکند که بیتوجهی به آن میتواند اثربخشی بسیاری از سرمایهگذاریهای فناورانه را از بین ببرد. او میگوید:
«از دیدگاه من، ناترازی انرژی در پنج سال آینده دیگر یک «مسئله جانبی» نیست، بلکه به «زیربنای ریسکهای عملیاتی» تبدیل شده است. در فهرست تهدیدها، ناترازی انرژی دقیقاً در کنار «بحران منابع انسانی» قرار میگیرد. اگر ما نتوانیم پایداری انرژی را حل کنیم، تمام سرمایهگذاریهای ما در لایه اپلیکیشن و محصول (مثل لندتک و نئوبانک) بیاثر خواهد شد. اما نکته استراتژیک اینجاست: من ناترازی انرژی را نه فقط یک تهدید، بلکه یک «بازار جدید برای فینتک» میبینم. اگر صنعت مالی نتواند در حل این ناترازی نقش ایفا کند، خودش اولین قربانی آن خواهد بود.»
بانکداری سبز؛ از اقدامات نمادین تا مهندسی مالی انرژی
به اعتقاد مدیرعامل گروه دادهپردازی پارسیان، بانکداری سبز مفهومی بسیار گستردهتر از اقدامات نمادین و محیطزیستی متداول دارد. او معتقد است بانکداری سبز باید به توسعه ابزارهای مالی برای تسهیل گذار به انرژیهای پاک منجر شود و صنعت مالی را به بخشی از راهحل بحران انرژی تبدیل کند. امامی توضیح میدهد: «برای من، بانکداری سبز فراتر از کارهای نمایشی مثل حذف کاغذ است. بانکداری سبز یعنی «توسعه ابزارهای مالی برای گذار به انرژی پاک». یعنی ما در هلدینگهایمان بسترهایی ایجاد کنیم که کنتورهای هوشمند به شبکه بانکی متصل شوند، انرژی توکنایز شود و مردم بتوانند در نیروگاههای خورشیدی سرمایهگذاری جمعی (کرادفاندینگ) کنند. بانکداری سبز یعنی مهندسی مالیِ انرژی؛ بهطوری که مثلاً صرفهجویی در مصرف برق یا گاز، مستقیماً به قدرت خرید مردم، از طریق اعتبار BNPL، تبدیل شود.»
از دیجیتالیشدن تا سبز شدن
به گفته امامی، آنچه تاکنون در صنعت مالی ایران رخ داده، بیشتر دیجیتالیشدن فرایندها بوده است تا حرکت به سمت پایداری و بهرهوری واقعی. او معتقد است هنوز فاصله زیادی تا شکلگیری مدلهای مالی مبتنی بر مدیریت انرژی وجود دارد. او میگوید: «تا به امروز ما فقط مسیر «دیجیتالتر شدن» را طی کردهایم، اما این دیجیتالیشدن لزوماً به بهرهوری منجر نشده است. ما صرفاً فرمهای کاغذی را به فرمهای دیجیتال تبدیل کردیم، در حالی که مصرف انرژی دیتاسنترهایمان افزایش یافته است. زمانی میتوانیم بگوییم «سبز» شدهایم که برای مثال با استفاده از قراردادهای هوشمند، بازار آزاد تبادل انرژی راهاندازی کنیم. ما فعلاً در ابتدای مسیر «دیجیتالسازی برای سبز شدن» هستیم.»
مدیرعامل گروه دادهپردازی پارسیان معتقد است توسعه واقعی خدمات دیجیتال، بهویژه در عصر هوش مصنوعی، وابستگی شدیدی به زیرساختهای انرژی دارد و بدون حل مسئله ناترازی، رشد صنعت فناوری با محدودیت جدی روبهرو خواهد شد. امامی توضیح میدهد: «رشد دیجیتالِ واقعی بهشدت انرژیبر است؛ بهخصوص در عصر هوش مصنوعی و پردازشهای سنگین گرافیکی. بدون حل ناترازی، رشد ما به یک سقف شیشهای برخورد میکند. راهحل، ورود فینتکها به حوزه انرژیتک (Energy-Tech) است. ما باید با نصب کنتورهای هوشمند و اتصال آنها به سرویسهای مالی، تقاضا را مدیریت کنیم تا زیرساخت دیجیتالمان زنده بماند.»
تأمین مالی انرژی پاک؛ وقتی سرمایههای خرد به کمک نیروگاهها میآیند
امامی معتقد است ورود بانکها به حوزه تأمین مالی انرژیهای پاک نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی فوری است. با این حال، او تأکید میکند که این هدف نباید صرفاً از طریق مدلهای سنتی تسهیلاتدهی دنبال شود: «این حیاتیترین مأموریت فعلی است، اما نباید به مدلهای سنتی وامدهی بانکی اکتفا کرد. بانکها و هلدینگهای فناوری باید پلتفرمهای وامدهی جمعی (P2P Lending) و صندوقهای اختصاصی انرژی ایجاد کنند. ما باید پروژههای بزرگ انرژی را به قطعات کوچک قابل سرمایهگذاری تقسیم کنیم تا مردم با مبالغ خرد در ساخت نیروگاهها شریک شوند. این مدل، هم نقدینگی را به سمت تولید هدایت میکند و هم بحران انرژی را حل خواهد کرد.»
در نگاه مدیرعامل گروه دادهپردازی پارسیان، مزیت رقابتی بانکهای آینده نه صرفاً در دیجیتالیتر شدن، بلکه در توانایی آنها برای ایجاد پیوند میان رفتار مصرف انرژی و خدمات مالی نهفته است. او در این باره میگوید:
«دیجیتالی بودن دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت است. اما بانکی برنده است که بتواند به مشتری خود بگوید اگر امشب مصرف برق خانهات را بهینه کنی، فردا اعتبار خرید (BNPL) بیشتری خواهی داشت. بانک موفق در ۱۰ سال آینده، بانکی است که با تکیه بر هوش مصنوعی و اینترنت اشیا، بیشترین همگرایی را میان تراکنشهای مالی و مصرف انرژی ایجاد کرده باشد. به عبارتی، موفقترین بانک، بهینهترین بانک است.»

آینده بانکداری دیجیتال در گرو انرژی
مهدیه نوروزیان، معاون برنامهریزی و توسعه داتین، معتقد است بانکها نباید صرفاً از زاویه مصرفکننده انرژی به این مسئله نگاه کنند، بلکه با هدایت سرمایه و منابع خود میتوانند در توسعه راهکارهای انرژی پایدار نقشآفرین باشند. او در این گفتوگو از تأثیر ناترازی انرژی بر صنعت مالی، تعریف بانکداری سبز، آینده رشد دیجیتال در سایه بحران انرژی، ضرورت تأمین مالی پروژههای انرژی پاک و تصویری که از بانک موفق در دهه آینده دارد، سخن میگوید.
ناترازی انرژی؛ ریسکی فراتر از زیرساختهای بانکی
نوروزیان ناترازی انرژی را یکی از چالشهای جدی پیش روی صنعت مالی میداند. او میگوید: «ناترازی انرژی مستقیماً بر تداوم ارائه خدمات بانکی اثرگذار است. همانطور که در سالهای اخیر بحث تابآوری عملیاتی بانکها اهمیت مضاعفی پیدا کرده، تأمین انرژی مورد نیاز شعب، دیتاسنترها، عابربانکها و شبکه پرداخت نیز بیش از گذشته مورد توجه بانکها قرار گرفته است. این چالش هم در قطعیهای برنامهریزیشده برق خود را نشان میدهد و هم در شرایط بحرانی که قطعی برق، کمبود سوخت ژنراتورها و اختلال در اینترنت ناشی از آن، موجب اختلال در ارائه خدمات بانکی میشوند.»
به گفته نوروزیان، اثرات ناترازی انرژی تنها به افزایش هزینههای زیرساختی بانکها محدود نمیشود و زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی را برای نظام بانکی به همراه دارد:
«تأثیر ناترازی انرژی بر صنعت مالی، فراتر از چالشهای زیرساختی و هزینههای اضافی تحمیلشده است. یکی دیگر از پیامدهای این بحران، در عملکرد سایر صنایع نمایان میشود. بهعنوان مثال، محدودیتهای مستمر در تأمین برق و گاز صنایع، از یکسو با کاهش تولید و افت فروش شرکتها موجب افزایش نکول تسهیلات بانکی میشود و از سوی دیگر، با افزایش هزینههای تولید و کاهش ظرفیت عملیاتی صنایع، تقاضا برای تسهیلات جدید را افزایش میدهد. این روند به نوبه خود مطالبات غیرجاری بانکها را افزایش داده و کیفیت داراییهای آنها را تنزل میدهد.»
نوروزیان بر ضرورت تغییر نگاه بانکها به مسئله انرژی تأکید میکند و میگوید: «نمونه دیگر این زنجیره، خسارتهای مقطعی ناشی از قطعی برق است که ضرورت توجه به حوزه بیمه و طراحی طرحهای متناسب را آشکار میکند. در نهایت، بانکها نمیتوانند به حوزه انرژی نگاهی صرفاً مصرفی داشته باشند و به بهینهسازی مصرف انرژی خود و مشتریانشان ذیل برنامههای کاهش ردپای کربن بسنده کنند.»
بانکداری سبز؛ از کاهش مصرف تا هدایت سرمایههای سبز
به گفته نوروزیان، بانکداری سبز را نمیتوان به اقداماتی مانند حذف کاغذ یا کاهش تعداد شعب تقلیل داد. او در اینباره توضیح میدهد: «بانکها و مشتریان آنها بهعنوان مصرفکننده، حتماً میتوانند منشأ صرفهجویی باشند. هرچند تجربههای جهانی نشان داده که دیجیتالسازی در یک ساحت، اگرچه موجب حذف کاغذ و کاهش ترددهای درونشهری و در نتیجه صرفهجویی در منابع میشود، اما این کار به بهای توسعه مراکز داده عظیم، زیرساختهای ارتباطی و اکوسیستم فناوری تمام میشود؛ اکوسیستمی که خود چندان سبز نیست و منابع فراوان و ناپایداری صرف تأمین آن میشود.»
معاون برنامهریزی و توسعه داتین، بانکداری سبز را مفهومی فراتر از مدیریت مصرف انرژی میداند و بر نقش بانکها در هدایت سرمایه به سمت پروژههای پایدار تأکید میکند. نوروزیان میگوید: «کاهش ردپای کربن تنها یکی از ارکان بانکداری سبز است. این مفهوم جامع، برنامههای تأمین مالی سبز، توسعه محصولات مالی پایدار و توجه به ریسکهای محیطزیستی پروژههای تأمین مالیشده را نیز در بر میگیرد.
به عبارت دیگر، نقش بانکها در این موضوع فقط از زاویه یک مصرفکننده انرژی نیست، بلکه آنها با هدایت هوشمندانه سرمایه و منابع خود میتوانند نقشی مؤثر در جهتگیری برنامههای حوزه انرژی ایفا کنند. بانکها با انتخاب پروژههایی که در تأمین مالی آنها مشارکت دارند، میتوانند زمینهساز توسعه و تقویت راهکارهای انرژی پایدار باشند. یا برعکس، مشوق راهکارهایی شوند که در وهله نخست زودبازده هستند و منافع کوتاهمدت سرمایهگذاران را تأمین میکنند، اما با ایجاد آسیبهای اقلیمی بلندمدت، در عمل از محل اندوختههای سرزمینی ما هزینه میکنند.»
بانکداری دیجیتال بدون انرژی پایدار آیندهای ندارد
نوروزیان در پاسخ به این پرسش که آیا صنعت بانکی ایران میتواند بدون حل مسئله انرژی به رشد دیجیتال خود ادامه دهد، میگوید: «بله، میتواند؛ اما در همان حدی که سایر صنایع ایران میتوانند بدون توجه به پایداری منابع آب، برق و سوخت به رشد خود ادامه دهند. به عبارت دیگر، همه ما میتوانیم به سبک زندگی فعلی خود ادامه دهیم تا روزی که دیگر «نتوانیم» و فرا رسیدن آن روز قطعی است.»
او ریشه این مسئله را در الگوی کنونی بهرهبرداری از منابع سرزمینی میداند و معتقد است ادامه این روند، آینده مشترکی را برای همه صنایع رقم خواهد زد: «به نظر من، شیوه فعلی برداشت ما از منابع سرزمینی پایدار نیست و طرحهای پایدار تأمین انرژی سهم ناچیزی از مصرف کل کشور دارند. تا زمانی که این الگو تغییر نکند، سرنوشت همه روندها و رشدها یکسان خواهد بود و در نهایت به اتمام منابع ختم میشود. چه کسی برای آن تبعات آماده است؟ مسیر عاقلانهتر این است که همزمان با مصرف انرژیهای غیرتجدیدپذیر، به فکر توسعه راهکارهای تجدیدپذیر باشیم و تا حد امکان، خود را از انرژیهای فسیلی مستقل کنیم.»
زمان ورود جدی بانکها به انرژیهای پاک فرا رسیده است
نوروزیان معتقد است نظام بانکی دیگر فرصتی برای به تعویق انداختن ورود جدی به حوزه تأمین مالی انرژیهای پاک ندارد. او در اینباره میگوید: «یک ضربالمثل شرقی میگوید «بهترین زمان برای کاشتن یک درخت، بیست سال پیش بود؛ دومین زمان، همین حالاست». وضعیت پروژههای انرژی پاک در ایران نیز دقیقاً همینگونه است. دهههاست که از زمان بهینه عبور کردهایم و بهترین زمان برای این تصمیم، همین حالاست.»
به گفته معاون برنامهریزی و توسعه داتین، نقش بانکها تنها به تأمین مالی پروژههای موجود محدود نمیشود و آنها میتوانند در شکلگیری دانش، فناوری و راهکارهای جدید این حوزه نیز نقش فعالی ایفا کنند. او توضیح میدهد:
«بانکها نهتنها باید توجه بیشتری به تأمین مالی پروژههای توسعه انرژیهای پاک داشته باشند، بلکه فراتر از آن، میتوانند برای اجرای مطالعات و طرحهای جدید در این حوزه پیشقدم شوند. برای مثال، بانکها در مشارکت با دانشگاهها و نخبگان حوزه مطالعات انرژی میتوانند طرحهای پژوهشی کاربردی را تعریف و تأمین مالی کنند تا دستیابی به راهکارهای پیشرفته برای حل مسائل پیچیده این حوزه تسهیل شود. همچنین میتوان با برگزاری فراخوانها و حمایت از طرحهای نوآورانه، مشوقهایی برای استفاده هرچه بیشتر مردم از فناوریهای بهینهسازی مصرف انرژی در عرصههای مختلف کار و زندگی تعریف کرد.»
بانک موفق آینده؛ بازیگر توسعه پایدار و اقتصاد سبز
وقتی از نوروزیان میپرسیم که از نگاه او در ۱۰ سال آینده بانک موفق، بانکی دیجیتالتر خواهد بود یا کممصرفتر، او تصویری از آینده بانکها ترسیم میکند که در آن نقشآفرینی در توسعه انرژیهای پاک و احیای منابع سرزمینی اهمیت بیشتری پیدا کرده است: «آرزوی من این است که در ۱۰ سال آینده، بانکها از سطوح اولیهای مانند مدیریت مصرف انرژی خود و مشتریانشان عبور کنند و دغدغه اصلی آنها، نقشآفرینی در پروژههای احیای منابع سرزمینی و توسعه راهکارهای انرژی پاک در کشور باشد. همین نگاه را در حوزه دیجیتال نیز دارم. امیدوارم بانکها ضمن دستیابی به اهداف بهرهوری دیجیتال خود، گامی فراتر بردارند و به توسعه اکوسیستم اقتصاد دیجیتال با جهتگیری انرژیهای پاک بیندیشند. به این معنا که استارتاپها و شرکتهای دانشبنیان نوآور و جوان بتوانند با اتکا به حمایت بانکها، تمرکز خود را بر توسعه راهکارهای هوشمند و دیجیتال برای سبزتر کردن مصرف انرژی در تمامی صنایع، حوزههای کاری و سبک زندگی مردم قرار دهند.»
پرداخت

آینده پرداخت؛ فراتر از سختافزار
در شرایطی که محدودیت منابع، ناترازی انرژی و افزایش هزینههای نگهداری زیرساختها به یکی از مهمترین چالشهای اقتصاد دیجیتال کشور تبدیل شده است، مفهوم «پرداخت سبز» نیز از یک ایده محیطزیستی فراتر رفته و به ضرورتی اقتصادی و عملیاتی برای صنعت پرداخت بدل شده است. در این میان، شرکتهای پرداخت الکترونیکی ناگزیرند علاوه بر توسعه خدمات مالی، به بهرهوری انرژی، کاهش مصرف منابع و افزایش تابآوری عملیاتی نیز توجه ویژهای داشته باشند. امین مطیعی، مدیرعامل پرداخت نوین، معتقد است آینده صنعت پرداخت ایران در گرو بازنگری در مدلهای سنتی توسعه، بهینهسازی زیرساختها و حرکت به سمت ابزارهای پذیرش هوشمند و کممصرف است. او در این گفتوگو از نگاه پرداخت نوین به مفهوم پرداخت سبز، نقش فناوریهایی مانند Soft POS و QR، ضرورت بازنگری در مدل توسعه کارتخوانها و تأثیر ناترازی انرژی بر آینده صنعت مالی کشور میگوید.
چرا معماری صنعت پرداخت باید سبز شود؟
مطیعی معتقد است مفهوم «پرداخت سبز» در صنعت پرداخت، بسیار گستردهتر از اقداماتی مانند حذف رسیدهای کاغذی یا کاهش تعداد دستگاههای کارتخوان است. او در این باره میگوید:
«به اعتقاد من، پرداخت سبز مفهومی بسیار فراتر از حذف رسید کاغذی یا کاهش تعداد دستگاههای کارتخوان است. هرچند این اقدامات ارزشمند هستند و شرکت پرداخت نوین نیز در زمینه حذف رسیدهای کاغذی از پیشگامان صنعت پرداخت است، اما این مفاهیم تنها بخشی از ماجرا را تشکیل میدهند.»
به عقیده او، پرداخت سبز در واقع به معنای طراحی و بهرهبرداری از یک اکوسیستم پرداخت با کمترین مصرف منابع، انرژی و تجهیزات فیزیکی است: «از این منظر، بهینهسازی زیرساختها، کاهش تجهیزات مازاد، توسعه کانالهای دیجیتال و افزایش بهرهوری شبکه پرداخت، همگی اجزای اصلی پرداخت سبز محسوب میشوند. در ایران نیز با توجه به محدودیتهای انرژی و هزینههای نگهداری زیرساخت، پرداخت سبز بیش از هر زمان دیگری به یک ضرورت اقتصادی و ملی تبدیل شده است.»
فناوریهای جدید؛ مسیر کاهش وابستگی به تجهیزات فیزیکی
به اعتقاد مدیرعامل پرداخت نوین، فناوریهایی مانند Soft POS و QR نباید صرفاً بهعنوان مدلهای جدید پرداخت مورد توجه قرار گیرند، بلکه این ابزارها میتوانند نقش مهمی در کاهش مصرف انرژی و وابستگی به تجهیزات فیزیکی ایفا کنند. مطیعی در این خصوص توضیح میدهد: «نباید Soft POS و QR را صرفاً به چشم روشهای جدید پرداخت نگاه کرد. این فناوریها میتوانند نقش مهمی در کاهش مصرف انرژی و وابستگی به تجهیزات فیزیکی ایفا کنند. هرچه وابستگی به سختافزارهای اختصاصی کمتر شود، هزینه تولید، توزیع، تعمیر، جایگزینی و مصرف انرژی نیز کاهش مییابد. بهویژه Soft POS با تبدیل تلفن همراه به ابزار پذیرش پرداخت، میتواند در بسیاری از کسبوکارها جایگزین مناسبی برای تجهیزات سنتی باشد. البته موفقیت این مدلها نیازمند توسعه ضریب نفوذ تلفنهای همراه هوشمند، فرهنگ استفاده، مشوقهای اقتصادی و حمایتهای رگولاتوری است.»
پایان عصر تکثر کارتخوانها؟
یکی از موضوعاتی که به گفته مدیرعامل پرداخت نوین نیازمند بازنگری جدی است، مدل توسعه تعداد کارتخوانها در کشور است؛ مدلی که اگرچه در سالهای گذشته نقش مهمی در توسعه شبکه پرداخت ایفا کرد، اما اکنون با محدودیت منابع و بلوغ بازار، نیازمند اصلاح است. مطیعی در این زمینه میگوید: «علیرغم اینکه این نگرش در سالهای گذشته به توسعه سریع شبکه پرداخت کشور کمک شایانی کرد، اما امروز با بلوغ بازار و محدودیت منابع، نیازمند بازنگری جدی است. وجود چندین کارتخوان فاقد تراکنش یا کمتراکنش در یک واحد صنفی، بدون آنکه ارزش افزوده متناسبی ایجاد کند، علاوه بر تحمیل هزینههای عملیاتی، موجب مصرف منابع سختافزاری و انرژی نیز میشود. آینده صنعت پرداخت در مدیریت هوشمند منابع، تمرکز بر بهرهوری و توسعه ابزارهای پذیرش چندمنظوره خواهد بود، نه صرفاً افزایش تعداد تجهیزات نصبشده.»
پایداری شبکه پرداخت، ارزان به دست نمیآید
به گفته مدیرعامل پرداخت نوین، حفظ پایداری و تابآوری شبکه پرداخت در شرایط ناترازی انرژی، مستلزم سرمایهگذاریهای گسترده در حوزه زیرساخت است؛ سرمایهگذاریهایی که اگرچه هزینهبر هستند، اما برای حفظ عملکرد پایدار صنعت پرداخت اجتنابناپذیر به شمار میروند. او در این باره توضیح میدهد:
«سرمایهگذاری در مراکز داده پشتیبان، سامانههای برق اضطراری و خطوط ارتباطی جایگزین، همگی برای حفظ پایداری شبکه ضروری هستند. با افزایش ناترازی انرژی، این هزینهها نیز رشد قابلتوجهی پیدا کردهاند. با این حال، صنعت پرداخت چارهای جز انجام این سرمایهگذاریها ندارد؛ زیرا حتی چند دقیقه اختلال در ارائه خدمات پرداخت میتواند آثار اقتصادی و اجتماعی گستردهای به همراه داشته باشد.»
مطیعی معتقد است ناترازی انرژی، در کنار سایر چالشهای کلان، به یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر آینده صنعت مالی کشور تبدیل شده است؛ موضوعی که میتواند مستقیماً بر پایداری و رشد اقتصاد دیجیتال تأثیر بگذارد. او در این باره توضیح میدهد: «ناترازی انرژی را قطعاً یکی از مهمترین ریسکهای پیش روی صنعت مالی کشور میدانم، اما نه بهتنهایی. در کنار امنیت سایبری، تحولات فناوری، تغییرات رفتار مشتریان و الزامات رگولاتوری، موضوع انرژی به یکی از عوامل تعیینکننده پایداری کسبوکارهای مالی تبدیل شده است.»
مطیعی در پایان تأکید میکند: «واقعیت این است که اقتصاد دیجیتال بدون دسترسی پایدار به انرژی و ارتباطات امکان رشد ندارد. به همین دلیل، در پنج سال آینده، سازمانهایی موفقتر خواهند بود که علاوه بر نوآوری مالی، برای بهرهوری انرژی و تابآوری عملیاتی نیز برنامهریزی بلندمدت داشته باشند.»

ناترازی انرژی؛ معادله تازه صنعت پرداخت
ناترازی انرژی دیگر صرفاً یک چالش در حوزه تأمین برق نیست؛ مسئلهای است که به اعتقاد فعالان صنعت پرداخت، مستقیماً بر پایداری شبکه پرداخت، کیفیت خدمات، هزینههای عملیاتی و حتی اعتماد عمومی به پرداخت الکترونیکی اثر میگذارد. همزمان، فناوریهایی مانند Soft POS و QR، بازنگری در مدل توسعه پایانههای فروش و حرکت به سمت پرداخت سبز، بیش از آنکه صرفاً ابزارهایی برای نوآوری باشند، به راهکارهایی برای افزایش تابآوری و کاهش مصرف انرژی تبدیل شدهاند. محمدمهدی تقیپور، مدیرعامل بهپرداخت ملت، در این گفتوگو با مرور مهمترین تهدیدهای پیش روی صنعت پرداخت، از هزینههای پنهان حفظ تابآوری شبکه در شرایط ناترازی انرژی، ضرورت بازنگری در مدل توسعه کارتخوانها و الزامات حرکت به سمت معماری سبز در صنعت پرداخت میگوید.
ناترازی انرژی؛ ریسک زیرساختی صنعت پرداخت در پنج سال آینده
محمدمهدی تقیپور، مدیرعامل بهپرداخت ملت، معتقد است ناترازی انرژی در افق پنجساله، یکی از سه تهدید اصلی صنعت مالی ایران خواهد بود و حتی از منظر ریسک عملیاتی میتواند در جایگاه نخست قرار گیرد. او میگوید:
«در تحلیل تهدیدهای این صنعت، معمولاً سه لایه را بررسی میکنیم: ریسکهای اقتصاد کلان (مانند تورم و سودآوری)، ریسکهای تنظیمگری (قوانین دستوری و محدودیت نوآوری) و ریسکهای زیرساختی (برق، ارتباطات و دیتاسنتر). ناترازی انرژی در لایه سوم قرار میگیرد، اما ویژگی خاص آن، اثر آبشاری است؛ یعنی فقط هزینه اضافی ایجاد نمیکند، بلکه کل زنجیره پرداخت را مختل میکند. هر تراکنش در شبکه پرداخت ایران به حداقل شش مؤلفه زیرساختی وابسته است: برق پایدار در سمت پذیرنده، ارتباط شبکه، برق پایدار اپراتورها، برق دیتاسنتر PSP، برق مراکز شاپرک و شتاب و برق بانک صادرکننده و پذیرنده. اختلال در هر یک از این مؤلفهها مستقیماً به شکست تراکنش منجر میشود.»
تقیپور معتقد است پیامدهای ناترازی انرژی صرفاً به قطعی سرویس محدود نمیشود و آثار آن در شاخصهای عملکردی شبکه پرداخت نیز قابل مشاهده است. او در این باره اظهار میکند: «ناترازی انرژی عملاً به افزایش زمان انجام تراکنشها، رشد نرخ برگشتخوردگی، افزایش هزینههای عملیاتی، افت سطح خدمات و مهمتر از همه، کاهش اعتماد عمومی به پرداخت الکترونیکی منجر میشود. در ایران، پرداخت الکترونیکی دیگر یک سرویس رفاهی نیست، بلکه ستون فقرات مبادلات خرد روزانه کشور است. برای افزایش تابآوری، شرکتها ناگزیر به سرمایهگذاریهای جدید روی UPSهای صنعتی، ژنراتور، دیتاسنتر Active-Active، سایت بازیابی بحران، زیرساخت ابری ترکیبی و باتری پشتیبان هستند؛ سرمایهگذاریهایی که نیازمند مشارکت بازیگران اصلی این حوزه است.»
او سپس رتبهبندی خود از مهمترین تهدیدهای صنعت پرداخت را اینگونه بیان میکند: «اول، عدم اصلاح مدل اقتصادی صنعت پرداخت؛ دوم، ناترازی انرژی و زیرساخت ارتباطی؛ و سوم، عقبماندگی در تحول دیجیتال و مقررات محدودکننده. ناترازی انرژی بهتنهایی بزرگترین تهدید مطلق نیست، اما بدون تردید بزرگترین تهدید زیرساختی صنعت مالی ایران در پنج سال آینده است.»
Soft POS و QR؛ حرکت به سمت پرداخت کممصرف
به اعتقاد مدیرعامل بهپرداخت ملت، نگاه به فناوریهایی مانند Soft POS و QR نباید صرفاً در چهارچوب توسعه روشهای جدید پرداخت محدود شود. او در اینباره میگوید: «در افق پنجساله، این دو فناوری بخشی از یک استراتژی بزرگتر هستند: بهینهسازی مصرف انرژی، کاهش هزینههای زیرساخت و افزایش تابآوری شبکه پرداخت. هر دستگاه کارتخوان سنتی هزینههای مشخصی دارد: مصرف مستقیم برق، مصرف باتری، هزینه تولید و حملونقل، تعمیر و تعویض ناوگان و مصرف شبکه. در کشوری با میلیونها پایانه فعال، ردپای انرژی عدد کوچکی نیست. Soft POS پذیرش پرداخت را از پایانه اختصاصی به موبایل اندرویدی منتقل میکند. مزایای انرژی آن شامل کاهش انرژی نهفته در سختافزار، کاهش بار لجستیکی شبکه و کاهش هزینه سرمایهای PSP است.»
او در ادامه به QR نیز اشاره میکند و معتقد است این فناوری از منظر مصرف انرژی حتی از Soft POS نیز بهینهتر است: «در QR استاتیک، نیازی به NFC یا پایانه تخصصی نیست. فقط یک QR چاپی، موبایل مشتری و سیستم تسویه کافی است. در سمت پذیرنده، عملاً پذیرش با مصرف انرژی نزدیک به صفر انجام میشود.» تقیپور در ادامه با اشاره به محدودیتهای موجود در این حوزه میگوید:
«اکنون در ایران محدودیتهای زیادی در این زمینه وجود دارد که از جمله آنها میتوان به عادت رفتاری بازار به کارت کشیدن، تأخیر و تجربه کاربری در فرایند اسکن و الزامات امنیتی و استانداردهای سختگیرانه اشاره کرد. Soft POS و QR ابزارهایی استراتژیک برای کاهش ردپای انرژی، کاهش هزینه زیرساخت و افزایش تابآوری هستند. در پنج سال آینده، شرکتهای موفق از مدل وابسته به سختافزار سنگین فاصله خواهند گرفت.»
پایان مسابقه بر سر تعداد کارتخوانها؛ آغاز عصر بهرهوری
به گفته تقیپور، مدل رایج «هر پذیرنده، چند کارتخوان» دیگر پاسخگوی نیازهای امروز صنعت پرداخت نیست و باید در آن بازنگری شود. او توضیح میدهد: «مدل فعلی حاصل دورهای است که هدف اصلی شرکتها تصاحب سهم بازار بود و نتیجه آن، حرکت از کیفیت سرویس به سمت انباشت دارایی شد. این مدل را امروز در بسیاری از کسبوکارها میبینیم؛ از یک سوپرمارکت کوچک با پنج کارتخوان گرفته تا یک داروخانه با چند PSP مختلف.»
او در تشریح ناکارآمدیهای این مدل میگوید: «این مدل در سه سطح ناکارآمدی ایجاد کرده است. نخست، هزینه سرمایهای؛ چراکه هر کارتخوان به معنای هزینه خرید، شخصیسازی، استقرار و فعالسازی است و دستگاههای اضافی عملاً به «وزن مرده سرمایهای» تبدیل میشوند. دوم، هزینه عملیاتی که با افزایش تعداد سیمکارت، باتری، خرابی و تیکتهای پشتیبانی همراه است و در نهایت هزینه نهایی از درآمد نهایی پیشی میگیرد. سوم نیز هزینهای است که به انرژی و زیرساخت ملی تحمیل میشود؛ یعنی مصرف بیشتر برق، باتری و افزایش بار روی زنجیره تأمین. البته این موضوع در همه جا صدق نمیکند. حوزههایی مانند فرودگاهها، حملونقل ریلی، فروشگاههای زنجیرهای بزرگ و بیمارستانها واقعاً به چند پایانه نیاز دارند. اگر مسیر آینده را نگاه کنیم، حرکت از مدل «پایانه بهازای هر پذیرنده» به سمت «ظرفیت پذیرش بهازای هر پذیرنده» خواهد بود. در پنج سال آینده، مزیت رقابتی از تعداد کارتخوان به بهرهوری هر نقطه پذیرش منتقل میشود.»
هزینه پنهان تابآوری؛ از ژنراتور تا هزینه فرصت نوآوری
مدیرعامل بهپرداخت ملت میگوید هزینه پنهان تابآوری شبکه پرداخت بسیار فراتر از ارقام صورتهای مالی است. او میگوید:
«بخش عمده آن در قالب استهلاک زیرساخت، افت بهرهوری و هزینه فرصت ظاهر میشود. در واقع پنج لایه هزینه وجود دارد که لایه اول، تابآوری دیتاسنتر است؛ UPS با ظرفیت بالاتر، بانک باتری با زمان پشتیبانی طولانیتر، ژنراتور N+1، ذخیره سوخت و خنکسازی پایدار؛ هزینههایی صرفاً برای جلوگیری از ازکارافتادن سرویس. لایه دوم، معماری Active-Active و DR است؛ قطعی انرژی خود به یک بحران تبدیل شده است. نیاز به معماری توزیعشده جغرافیایی، پردازش چندسایتی و تکرار لحظهای دادهها وجود دارد؛ یعنی سرور بیشتر، فضای ذخیرهسازی بیشتر و پهنای باند بیشتر. لایه سوم، افت سطح خدمات است؛ حتی یک تا دو درصد افت عملکرد در مقیاس ملی یعنی میلیونها تراکنش متأثر. هزینه ناوگان پذیرندگی نیز لایه چهارم است؛ چرخه تعویض باتری کوتاهتر، نرخ خرابی بالاتر و نگهداری میدانی بیشتر.»
تقیپور بزرگترین هزینه پنهان را هزینه فرصت میداند و میگوید پنجمین و آخرین لایه، هزینه فرصت (بزرگترین هزینه پنهان) است؛ بودجهای که صرف ژنراتور و UPS میشود، دیگر صرف نوآوری (تشخیص تقلب هوشمند، مسیریابی هوشمند، Soft POS و ابریسازی) نمیشود. او توضیح میدهد: «اگرچه برآورد دقیقی از اثر مالی ناترازی انرژی بر صنعت پرداخت ایران منتشر نشده است، اما شواهد فنی نشان میدهد هزینههای مرتبط با تابآوری، از زیرساخت برق تا افزونگی دیتاسنتر، میتواند بهطور معناداری هزینه مالکیت زیرساخت پرداخت را افزایش دهد.»
پرداخت سبز؛ بازطراحی زنجیره ارزش صنعت پرداخت
وقتی از تقیپور درباره مفهوم پرداخت سبز در ایران میپرسیم، او تأکید میکند که نباید آن را به اقداماتی نظیر حذف رسید کاغذی، کاهش تعداد کارتخوانها یا تغییر معماری زیرساخت تقلیل داد. او میگوید: «در شرایط فعلی کشور، پرداخت سبز به معنای بازطراحی End-to-End معماری صنعت پرداخت است. در واقع، پرداخت سبز در مرحله اول شامل Green Operations است که حذف رسید کاغذی، کاهش چاپ گزارشهای تسویه و دیجیتالسازی پذیرش پذیرنده را در بر میگیرد؛ اما عمده مصرف انرژی و ایجاد هزینه زیرساختی صنعت پرداخت در سختافزار، برق، دیتاسنتر و شبکه است.
مرحله دوم، Green Acceptance است که مهمترین لایه برای ایران محسوب میشود و شامل Soft POS، QR، پذیرش اشتراکی و تجمیع دستگاههاست؛ یعنی حداکثر کردن توان عملیاتی با حداقل سختافزار. در مرحله سوم، Green Infrastructure قرار دارد که بزرگترین مصرف انرژی را در موتورهای سوئیچینگ، دیتاسنترها و شبکه پشتیبان شامل میشود؛ یعنی حرکت به سمت معماری بومی ابری، محاسبات کشسان، مسیریابی هوشمند و طراحی دیتاسنتر آگاه از انرژی.»
مدیرعامل بهپرداخت ملت در پایان تأکید میکند که پرداخت سبز در ایران نه صرفاً حذف کاغذ است و نه فقط کاهش تعداد کارتخوانها؛ بلکه پرداخت سبز یعنی بازطراحی کل زنجیره پرداخت برای کاهش شدت مصرف انرژی بهازای هر تراکنش. او میگوید: «هر شرکت پرداختی که بتواند با انرژی کمتر، تأخیر پایینتر و دسترسی بالاتر تراکنش پردازش کند، پیشتاز نسل بعدی صنعت پرداخت ایران خواهد بود.»