مینا حاجی، سردبیر ماهنامه عصر تراکنش / گاهی یک «صفر» بیشتر از چند عدد بزرگ حرف برای گفتن دارد. وقتی نتایج نظرسنجی عصر تراکنش از ۱۰۲ مدیرعامل و مدیر ارشد صنعت بانکی و پرداخت کشور را دیدم، یک بار دیگر برایم روشن شد که دغدغهها و اولویتهای صنعت مالی ایران چقدر با آنچه در فضای جهانی فناوری درباره آینده گفته میشود، فاصله دارد. مدیران بانکها و شرکتهای پرداخت ایران بیش از آنکه درگیر این باشند که رایانش کوانتومی چه زمانی قواعد محاسبات را تغییر میدهد، با پرسشهای فوریتری روبهرو هستند: اگر حمله سایبری بعدی رخ دهد، کدام سرویس باید حتماً بالا بماند؟ اگر شبکه یا برق مختل شود، حداقل سطح خدمت چگونه حفظ میشود؟ اگر یک تأمینکننده یا مرکز داده از مدار خارج شود، بازیابی چقدر زمان میبرد؟ شاید به همین دلیل است که در این نظرسنجی، رایانش کوانتومی حتی یک رأی هم نگرفته است.
به نظرم این صفر بیش از آنکه درباره خود رایانش کوانتومی باشد، درباره وضعیت امروز صنعت مالی ایران حرف میزند. فناوریها در خلأ انتخاب نمیشوند بلکه هر صنعت با توجه به مسئلههایی که همین امروز با آنها درگیر است، تصمیم میگیرد چه چیزی برایش فوری است و چه چیزی هنوز میتواند در صف انتظار بماند. امروز برای بانکها و شرکتهای پرداخت ایرانی، امنیت سایبری، تابآوری عملیاتی و تداوم کسبوکار در صف اول ایستادهاند.
نتایج بخشهای دیگر همین نظرسنجی هم این تصویر را روشنتر میکنند. حملات سایبری با فاصلهای زیاد نسبت به گزینههای دیگر، بزرگترین تهدید زیرساختی صنعت بانکی و پرداخت شناخته شدهاند. کمبود نیروی انسانی متخصص در رتبه بعد قرار دارد و پس از آن، قطعی یا محدودیت شبکه ارتباطی و فرسودگی سامانهها قرار گرفتهاند. یعنی آنچه امروز ذهن مدیران این صنعت را مشغول کرده، نه یک فناوری دوردست، بلکه احتمال اختلال در همان زیرساختی است که باید هر روز، هر ساعت، هر دقیقه و هر ثانیه کار کند.
تجربه جنگ هم این نگرانی را از سطح فرض و سناریو بیرون آورده است. در همین نظرسنجی، «آمادگی ناکافی در برابر حملات سایبری» مهمترین ضعفی بوده که تجربه جنگ در صنعت بانکی و پرداخت آشکار کرده است. بعد از آن، وابستگی چند بانک یا شرکت به تأمینکنندگان مشترک، نبود سناریوهای مشخص برای اداره بلندمدت بحران و ضعف برنامههای تداوم کسبوکار قرار گرفتهاند. وقتی چنین ضعفهایی هنوز روی میز است، طبیعی است که اولویت مدیر ایرانی از «آینده محاسبات» به «زنده نگهداشتن خدمت» منتقل شود.
این جابهجایی اولویت را در پاسخ مدیران به پرسش مربوط به اولویتهای سرمایهگذاری هم میشود دید. تابآوری و تداوم کسبوکار با ۲۳ درصد در صدر اولویتهای سرمایهگذاری صنعت قرار گرفته و امنیت سایبری با ۲۱ درصد بعد از آن آمده است. زیرساخت دیجیتال، حفظ و نگهداشت نیروی انسانی متخصص و داده و هوش مصنوعی در رتبههای بعدی قرار دارند. شاید همین چینش، خلاصهترین تصویر از وضعیت فعلی صنعت مالی ایران باشد: اول باید مطمئن شویم سرویس قطع نمیشود، بعد درباره فناوریهای نسل بعد حرف بزنیم.
برای همین، صفر رأی رایانش کوانتومی را نباید با بیاهمیتی این فناوری یکی گرفت. مسئله این است که رایانش کوانتومی هنوز برای مدیر صنعت مالی ایران به یک مسئله روزمره کسبوکار تبدیل نشده است. او امروز باید درباره امنیت، بازیابی، تداوم خدمت، معماری توزیعشده، مدیریت وابستگیها و سناریوهای بحران تصمیم بگیرد. تصمیمهایی که هم بودجه میخواهند، هم نیروی متخصص و در بعضی موارد حتی مستلزم بازطراحی معماری بانک یا شرکت پرداخت هستند.
اتفاقاً همین فاصله میان «فناوری مهم» و «اولویت مهم» نکته اصلی ماجراست. یک فناوری میتواند در افق بلندمدت بسیار اثرگذار باشد، اما تا زمانی که به مسئلهای ملموس برای سازمان تبدیل نشده، وارد مرکز تصمیمگیری نمیشود. هوش مصنوعی این مسیر را در سالهای اخیر طی کرده است. امروز مدیر میتواند برای آن پروژه تعریف کند، کاربرد مشخص ببیند و اثرش را در اعتبارسنجی، تحلیل داده، کشف تقلب یا بهبود فرایندها اندازه بگیرد. رایانش کوانتومی اما فعلاً در نقطه دیگری از این مسیر قرار دارد.
شاید در سالهای آینده، با جدیترشدن موضوعاتی مانند رمزنگاری پساکوانتومی یا کاربردهای کوانتومی در بهینهسازی و تحلیلهای پیچیده، بانکها و شرکتهای مالی ایران هم ناچار شوند خیلی جدیتر درباره آن فکر کنند. اما داده این نظرسنجی یک واقعیت درباره امروز ما را نشان میدهد: فاصلهای میان آنچه در جهان فناوری «آینده» نامیده میشود و آنچه مدیر ایرانی در پایان یک روز کاری واقعاً باید برایش تصمیم بگیرد، وجود دارد.
برای همین، آن صفر برای من از بسیاری از عددهای دیگر این نظرسنجی جالبتر است. چون نشان میدهد صنعت مالی ایران فعلاً به چه چیزی فکر میکند و به چه چیزی هنوز فکر نمیکند. رایانش کوانتومی شاید بخشی از آینده صنعت مالی باشد، اما دستکم بر اساس پاسخ این ۱۰۲ مدیر، هنوز به مسئله امروز ایران تبدیل نشده است. امیدوارم روزی برسد که مسئله اصلی صنعت مالی ایران فقط دوامآوردن و عبور از بحران نباشد و فرصت داشته باشیم جدیتر به فناوریهایی فکر کنیم که امروز در انتهای فهرست اولویتهایمان قرار دارند.