صنعت پرداخت ایران سالها با تعداد تراکنش، پایانه و سرعت پردازش شناخته میشد، اما حالا که پرداخت الکترونیکی به بخشی عادی از زندگی تبدیل شده، پرسش مهمتری پیش روی این صنعت قرار دارد: شرکتهای پرداخت بعد از جابهجایی پول چه ارزشی میتوانند خلق کنند؟ ایرانکیش پاسخ این پرسش را در توسعه خدمات اعتباری و حرکت به سمت نقشآفرینی در اکوسیستم جستوجو میکند. در این نگاه، اعتبار فقط ابزاری برای افزایش قدرت خرید نیست؛ اگر هدفمند طراحی شود، میتواند منابع را به سمت آموزش، مهارتآموزی، اشتغال و ایجاد فرصت هدایت کند.
«کیف پول مهارت» و «کاراکارت» دو محصولی هستند که ایرانکیش با همکاری بانک تجارت و سازمان آموزش فنی و حرفهای بر همین مبنا طراحی کرده است؛ یکی برای تأمین هزینه آموزش و دیگری برای خرید ابزار و تجهیزات آغاز کار. در این گفتوگو با حمزه آقابابایی، مدیرعامل ایرانکیش، درباره منطق شکلگیری این دو محصول، نسبت آنها با توسعه اقتصاد اعتباری و آینده شرکتهای پرداخت صحبت کردیم. آقابابایی معتقد است آینده پرداخت نه فقط با حجم تراکنش، بلکه با میزان اثرگذاری آن بر زندگی مردم و خلق فرصت سنجیده خواهد شد.
وقتی اعتبار مسیر مهارت و اشتغال را هموار میکند
حمزه آقابابایی، مدیرعامل شرکت ایرانکیش، معتقد است آینده صنعت پرداخت ایران فقط به انتقال سریعتر و امنتر پول وابسته نیست و فناوری مالی زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که بتواند به حل مسائل واقعی جامعه کمک کند و بخشی از زنجیره توسعه اقتصادی و اجتماعی شود؛ زنجیرهای که در آن خدمات مالی، آموزش، اشتغال و فرصتهای رشد در دسترستر و عادلانهتر قرار میگیرند.

«کیف پول مهارت» و «کاراکارت» که با همکاری ایرانکیش، بانک تجارت و سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور طراحی و رونمایی شدهاند، از نگاه آقابابایی یکی از مصادیق همین تغییر رویکرد هستند؛ تلاشی برای آنکه اعتبار از یک ابزار صرفاً مالی فراتر برود و به ابزاری برای توانمندسازی افراد و ایجاد فرصتهای اقتصادی پایدار تبدیل شود.
فصل تازهای از فعالیت شرکتهای پرداخت
آقابابایی برای توضیح این تغییر، ابتدا به مسیری اشاره میکند که صنعت پرداخت ایران طی سالهای گذشته پیموده است. توسعه شبکه پرداخت الکترونیکی، فراگیری ابزارهای دیجیتال و دسترسی گسترده مردم به خدمات پرداخت، بخش مهمی از زیرساخت اقتصاد دیجیتال کشور را ساخته، اما به گفته او فناوری در هیچ نقطهای متوقف نمیشود و انتظارات کاربران، کسبوکارها و خود اقتصاد نیز تغییر کرده است.
او توضیح میدهد: «امروز دیگر از شرکتهای پرداخت فقط انتظار نمیرود تراکنشهای بیشتری پردازش کنند. کاربران و کسبوکارها نیازهای تازهای دارند و همین مسئله شرکتهای این صنعت را وادار میکند از نقش سنتی خود فراتر بروند. اتفاقی که نمونههای آن در بسیاری از اقتصادهای جهان نیز دیده میشود؛ جایی که مرز میان بانک، فینتک، لندتک و پلتفرمهای خدماتی در حال تغییر است و خدمات مالی بهجای آنکه مستقل و جدا از زندگی روزمره مردم ارائه شوند، هرچه بیشتر در دل نیازهای واقعی آنها قرار میگیرند.»
آقابابایی توضیح میدهد که اعتبار نیز یکی از اجزای اصلی این تحول است؛ اعتباری که دیگر صرفاً برای یک خرید مشخص تعریف نمیشود و میتواند در حوزههایی مانند آموزش، سلامت، کسبوکارهای کوچک و دیگر بخشهای زندگی افراد نقش داشته باشد. او میگوید: «ما در ایرانکیش نیز این تغییر مسیر را یک ضرورت راهبردی میدانیم. آینده شرکتهای پرداخت، تنها در پردازش بیشتر تراکنشها تعریف نمیشود؛ بلکه در توانایی آنها برای خلق ارزش جدید از طریق فناوری، داده و زیرساختهای مالی شکل خواهد گرفت.»
حرکت ایرانکیش به سمت توسعه خدمات اعتباری نیز از همین نگاه آغاز شده است. آقابابایی تأکید میکند که هدف این شرکت صرفاً اضافهکردن چند خدمت تازه به سبد محصولاتش نبوده و ایرانکیش تلاش کرده جایگاه خود را از یک شرکت پرداخت سنتی به یک فینتک اثرگذار در اکوسیستم مالی کشور توسعه دهد.
در همین مسیر است که مفهوم «خدمت پنجم» برای مدیرعامل ایرانکیش اهمیت پیدا میکند. او معتقد است: «صنعت پرداخت سالها حول چهار خدمت اصلی خود شکل گرفته و رشد کرده، اما نیازهای امروز جامعه نشان میدهد خدمات اعتباری، پرداختهای نوین و سرویسهای مکمل میتوانند فصل تازهای از فعالیت شرکتهای پرداخت را رقم بزنند.»
اعتبار؛ فراتر از افزایش قدرت خرید
ایده توسعه خدمات اعتباری در ایرانکیش، به گفته آقابابایی، با برگزاری رویداد «سبک زندگی اعتباری» شکل جدیتری پیدا کرد؛ رویدادی که ایرانکیش تلاش کرد در آن درباره آینده اعتبار و نقشی که میتواند در زندگی مردم داشته باشد، گفتوگو کند.
پرسش اصلی برای ایرانکیش این بود که آیا اعتبار باید صرفاً ابزاری برای افزایش قدرت خرید باشد یا میتوان کارکرد دیگری نیز برای آن تعریف کرد. پاسخ آقابابایی به این پرسش روشن است. او میگوید: «نگاه ما این بود که اعتبار نباید فقط ابزاری برای افزایش قدرت خرید باشد. اگر اعتبار به شکل هوشمند طراحی شود، میتواند به ابزاری برای ایجاد فرصت تبدیل شود. این مسئله در شرایط اقتصادی امروز ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند. کاهش قدرت خرید خانوارها و نیاز به مدلهای تازه تأمین مالی باعث شده شیوههای سنتی پرداخت تسهیلات بهتنهایی پاسخگوی همه نیازها نباشند. در چنین فضایی باید به سمت مدلهایی حرکت کرد که علاوه بر تأمین مالی، بتوانند منابع را به سمت اهداف مشخص و مولد هدایت کنند.»

از نگاه او، تفاوت اعتبار هوشمند با الگوهای سنتی نیز دقیقاً در همین نقطه شکل میگیرد. در مدل سنتی، تمرکز عمدتاً بر تخصیص منابع است؛ اینکه چه میزان اعتبار یا تسهیلات به متقاضی پرداخت شود. اما در اعتبار هوشمند، پرسش یک مرحله جلوتر میرود: منابع تخصیصیافته در چه مسیری قرار میگیرند و در نهایت چه ارزش اقتصادی یا اجتماعی ایجاد میکنند؟
بر همین اساس، ایرانکیش تصمیم گرفته خدمات اعتباری خود را فقط به حوزههای متداول محدود نکند و بهجای آن، زیستبومهای مختلف را شناسایی و برای هرکدام راهکاری متناسب طراحی کند. او میگوید: «در میان این زیستبومها، حوزه آموزش و مهارتآموزی جایگاه ویژهای برای ایرانکیش پیدا کرده است؛ چراکه توسعه سرمایه انسانی یکی از پایههای اصلی رشد اقتصادی پایدار به شمار میرود.»
۱۳ میلیون جوان و حلقه مفقوده مهارت تا اشتغال
اما چرا آموزش و مهارتآموزی باید به یکی از حوزههای ورود یک شرکت فعال در صنعت پرداخت تبدیل شود؟ آقابابایی پاسخ این پرسش را در وضعیت جمعیتی کشور و نیازهای آینده بازار کار جستوجو میکند و میگوید: «ایران همچنان جمعیت قابل توجهی از جوانانی را در خود جای داده که در سالهای نزدیک به ورود به بازار کار قرار دارند و کیفیت اتصال آنها به فرصتهای آموزشی و شغلی میتواند یکی از عوامل تعیینکننده آینده سرمایه انسانی کشور باشد. بر اساس برآوردهای جمعیتی مرکز آمار ایران، جمعیت گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال کشور حدود ۱۳ میلیون نفر است؛ جمعیتی که بخش مهمی از آن در مرحله انتخاب مسیر تحصیلی، یادگیری یک مهارت یا ورود به بازار کار قرار دارد.»
به گفته آقابابایی، در بازه سنی ۱۸ تا ۲۰ سال نیز با جمعیتی چندمیلیونی مواجهیم که تصمیمهای امروز آنها درباره آموزش و مهارتآموزی میتواند بر مسیر شغلی و اقتصادی سالهای آیندهشان اثر بگذارد. با این حال، صرف وجود چنین جمعیت جوانی الزاماً به معنای برخورداری اقتصاد از نیروی انسانی ماهر و شاغل نیست.
آقابابایی میگوید تجربه بازار کار نشان داده است که وجود نیروی جوان بهتنهایی اشتغال را تضمین نمیکند و آنچه اهمیت دارد، ایجاد ارتباط مؤثر میان آموزش، مهارت و فرصت اقتصادی است. سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور نیز بهعنوان یکی از متولیان اصلی توسعه مهارت، سالانه بیش از یک میلیون نفر را تحت پوشش آموزشهای مهارتی قرار میدهد. این عدد نشان میدهد تقاضای قابل توجهی برای یادگیری مهارت در جامعه وجود دارد، اما زنجیرهای که باید آموزش را به اشتغال متصل کند، همچنان در بخشهایی نیازمند تکمیل است. مدیرعامل ایرانکیش میگوید:
«یکی از موانع این مسیر، تأمین مالی خود آموزش و پس از آن، فراهمکردن ابزارهایی است که فرد بتواند با استفاده از آنها فعالیت اقتصادی خود را آغاز کند. در موارد متعددی ممکن است فرد انگیزه و علاقه لازم برای یادگیری یک حرفه را داشته باشد، اما هزینه دوره آموزشی یا ناتوانی در تأمین تجهیزات اولیه مانع ورود او به این مسیر شود.»
مدیرعامل ایرانکیش معتقد است در چنین شرایطی، مسئله صرفاً ایجاد ظرفیت آموزشی بیشتر نیست؛ بلکه باید امکان استفاده واقعی افراد از ظرفیتهای موجود را نیز فراهم کرد. او توضیح میدهد: «اگر فردی توانایی و انگیزه یادگیری یک مهارت را داشته باشد اما منابع مالی لازم برای آغاز این مسیر را در اختیار نداشته باشد، بخشی از سرمایه انسانی جامعه بدون استفاده باقی خواهد ماند.»
«کیف پول مهارت» و «کاراکارت» نیز با همین صورتمسئله طراحی شدهاند. آقابابایی میگوید نگاه ایرانکیش در طراحی این دو محصول صرفاً ارائه یک خدمت مالی تازه نبوده است: «هدف ما، حل یک مسئله واقعی در زنجیره آموزش تا اشتغال بوده؛ اینکه اعتبار بتواند به پلی میان علاقه فرد به یادگیری و امکان واقعی ساختن یک مسیر شغلی تبدیل شود.»
فاصله میان توسعه پرداخت و توسعه اعتبار
موضوع دیگری که از نگاه مدیرعامل ایرانکیش اهمیت چنین مدلهایی را بیشتر میکند، وضعیت اقتصاد اعتباری ایران است. شبکه بانکی کشور طی سالهای گذشته نقش بزرگی در تأمین مالی بخشهای مختلف اقتصاد داشته و حجم تسهیلات پرداختی آن در مقیاس هزاران هزار میلیارد تومان قرار گرفته است. با این حال، آقابابایی معتقد است بخش مهمی از این منابع همچنان در قالب مدلهای سنتی تسهیلاتدهی ارائه میشود و سهم ابزارهای نوین اعتباردهی، خرید اعتباری و اعتبارهای هدفمند با ظرفیت واقعی اقتصاد فاصله قابل توجهی دارد.
او میگوید: «در چنین شرایطی، مسئله اقتصاد ایران فقط کمبود منابع مالی نیست. چالش مهمتر طراحی سازوکاری است که بتواند منابع موجود را بهشکل هوشمند، شفاف و هدفمند به سمت نیازهای واقعی جامعه هدایت کند.»
او در توضیح این تفاوت به تجربه اقتصادهای توسعهیافته اشاره میکند؛ اقتصادهایی که در آنها اعتبار مصرفکننده، اعتبار آموزشی و اعتبار کسبوکارهای کوچک به بخشی طبیعی از چرخه اقتصادی خانوار تبدیل شده است. در چنین مدلهایی، اعتبار الزاماً مترادف با مصرف نیست و میتواند ابزاری برای ایجاد فرصت، افزایش بهرهوری و سرمایهگذاری روی آینده افراد باشد. آقابابایی میگوید: «این در حالی است که ایران، باوجود توسعه گسترده زیرساختهای پرداخت الکترونیکی و انجام میلیاردها تراکنش در شبکه پرداخت، هنوز در حوزههایی مانند اعتبار دیجیتال، خرید اعتباری و خدماتی از جنس BNPL با ظرفیت بالقوه بازار فاصله دارد. همین فاصله میان توسعه پرداخت و توسعه اعتبار را باید یکی از مهمترین فرصتهای پیش روی صنعت فناوری مالی کشور دانست.»
او توضیح میدهد که هرچند بر اساس آمارهای منتشرشده از نظام بانکی، حجم تسهیلات پرداختی در کشور بسیار گسترده است، اما توسعه اعتبارهای خرد و هدفمند همچنان یکی از حوزههایی به شمار میرود که ظرفیت رشد زیادی دارد: «مسئله اما صرف افزایش حجم اعتبار نیست، بلکه نوع استفاده از آن اهمیت دارد. اعتبار زمانی بیشترین اثرگذاری را خواهد داشت که از یک پرداخت کوتاهمدت فراتر رود و به ابزاری برای ایجاد ارزش پایدار تبدیل شود. اعتباری که صرف آموزش مهارت، خرید ابزار کار یا آغاز یک فعالیت اقتصادی کوچک میشود، در واقع میتواند نقش یک سرمایهگذاری اجتماعی را ایفا کند؛ زیرا منابع مالی را بهجای حرکت در مسیر مصرف کوتاهمدت، به سمت افزایش توانمندی افراد هدایت میکند.»
از همین منظر است که او «کیف پول مهارت» و «کاراکارت» را بخشی از مسیر توسعه اقتصاد اعتباری کشور میداند؛ مدلی که در آن فناوری مالی، نظام بانکی و نظام آموزشی در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا اعتبار از یک ابزار صرفاً مالی به ابزاری برای توانمندسازی افراد و ایجاد اشتغال پایدار تبدیل شود.
سه ضلع یک زنجیره؛ از آموزش تا اشتغال
یکی از مسائل قدیمی بازار کار، فاصلهای است که میان آموزش و اشتغال وجود دارد. فرد ممکن است دوره آموزشی را با موفقیت پشت سر بگذارد و مهارتی نیز به دست آورد، اما ورود او به بازار کار همچنان با مانع دیگری روبهرو باشد؛ تأمین ابزار، تجهیزات یا سرمایه اولیه لازم برای شروع فعالیت حرفهای. او میگوید:
«همین مسئله باعث شده طراحی «کیف پول مهارت» و «کاراکارت» در ایرانکیش صرفاً حول ارائه یک خدمت مالی شکل نگیرد. هدف ما، ساخت زنجیرهای کاملتر بوده که بتواند فرد را از نقطه آغاز آموزش تا مرحله ورود به بازار کار همراهی کند. برای شکلدادن به این زنجیره، همکاری سهجانبهای میان ایرانکیش، بانک تجارت و سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور شکل گرفته است. هرکدام از این مجموعهها بخشی متفاوت از مسئله را پوشش میدهند. سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور شناخت نیازهای مهارتی و آموزشی را در اختیار دارد، بانک تجارت از ظرفیت تأمین اعتبار برخوردار است و ایرانکیش نیز زیرساخت فناوری مالی و پرداخت دیجیتال این مدل را فراهم میکند.»
آقابابایی این سه مجموعه را سه ضلع یک راهکار مشترک میداند که حاصل همکاری آنها دو محصول مکمل است؛ محصولاتی که هرکدام یک بخش از مسیر توانمندسازی افراد را پوشش میدهند.
کیف پول مهارت؛ اعتبار برای شروع آموزش
طبق صحبتهای مدیرعامل ایرانکیش «کیف پول مهارت» راهکاری برای افرادی است که انگیزه و علاقه یادگیری دارند، اما هزینه دورههای آموزشی ممکن است مانعی برای ورود آنها به مسیر مهارتآموزی باشد. او در این خصوص اینطور توضیح میدهد: «در این مدل، اعتبار آموزشی بانک تجارت از طریق بستر دیجیتال ایرانکیش و اپلیکیشن پاتلایف در اختیار متقاضی قرار میگیرد تا فرد بتواند هزینه آموزش را بهصورت اعتباری و در چهارچوب تعیینشده پرداخت کند.»
آقابابایی یکی از ویژگیهای اصلی این مدل را هدفمندبودن اعتبار میداند. منابع مالی مستقیماً در مسیر آموزش قرار میگیرد و فرد میتواند بدون آنکه هزینه اولیه آموزش مانع شروع کارش شود، مهارت مورد نیاز خود را فرا بگیرد.
از نگاه مدیرعامل ایرانکیش، این شیوه علاوه بر افزایش دسترسی افراد به آموزش، میتواند به اثربخشی بیشتر منابع مالی نیز کمک کند، چون نقطه پایان فرایند صرفاً پرداخت یک مبلغ به فرد نیست. او میگوید: «هدف، صرفاً پرداخت یک مبلغ نیست؛ هدف، ایجاد یک نتیجه مشخص یعنی افزایش توانمندی فرد و آمادهسازی او برای ورود به بازار کار است.»
کاراکارت؛ اعتبار برای شروع کار
اما آموزش تنها نقطه شروع توانمندسازی است و تمام مسئله را حل نمیکند. فرد ممکن است مهارت مورد نیاز را فرا گرفته باشد، اما برای آنکه بتواند از مهارت خود درآمد ایجاد کند، همچنان به ابزار و تجهیزات نیاز داشته باشد. به گفته آقابابایی، «کاراکارت» برای پاسخ به این بخش از مسئله طراحی شده است. او در این باره میگوید: «این محصول امکان خرید اعتباری ابزار، تجهیزات و ملزوماتی را فراهم میکند که فرد برای آغاز یک فعالیت شغلی به آنها نیاز دارد. در این مرحله نیز اعتبار بهصورت هدفمند مورد استفاده قرار میگیرد و فقط در شبکه مشخصی از پذیرندگان امکان مصرف دارد؛ سازوکاری که کمک میکند منابع مالی مستقیماً به سمت ایجاد ظرفیت تولید، اشتغال و درآمدزایی حرکت کند.»
او تفاوت اصلی این مدل با تسهیلات سنتی را نیز در همین ویژگی میبیند: «در بسیاری از روشهای تأمین مالی، تمرکز بر پرداخت منابع است؛ اما در این مدل، تمرکز بر ایجاد یک مسیر ارزشآفرین قرار دارد. فرد آموزش میبیند، ابزار کار دریافت میکند و امکان تبدیل مهارت به فعالیت اقتصادی برای او فراهم میشود.»
در واقع «کیف پول مهارت» و «کاراکارت» قرار است دو مسئله متوالی را حل کنند؛ اول اینکه هزینه آموزش مانع کسب مهارت نشود و دوم اینکه ناتوانی در خرید ابزار کار، مهارت بهدستآمده را بلااستفاده نگذارد.
اعتبار هدفمند در خدمت بانکداری اجتماعی
آقابابایی یکی دیگر از ابعاد این پروژه را در ارتباط با مفهوم «بانکداری اجتماعی» توضیح میدهد؛ مفهومی که براساس آن، نظام مالی علاوه بر وظایف اقتصادی معمول خود میتواند در حل بخشی از مسائل توسعهای جامعه نیز نقش داشته باشد. او توضیح میدهد: «در این چهارچوب، نقش بانک تجارت نیز از یک تأمینکننده منابع مالی صرف فراتر میرود. بانک در مسئلهای ملی مانند توسعه مهارت و آمادهسازی نیروی انسانی برای اشتغال مشارکت میکند و منابع مالی را در قالب سازوکاری هدفمند در اختیار افراد قرار میدهد. این رویکرد در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که مدیریت نقدینگی و هدایت منابع به سمت فعالیتهای مولد، خود یکی از مسائل اقتصاد ایران است. مدلهایی مانند اعتبار هدفمند میتوانند در برخی حوزهها جایگزین مناسبی برای تزریق مستقیم منابع نقدی باشند.»
او توضیح میدهد: «اعتبار هوشمند، علاوه بر افزایش دسترسی افراد به خدمات مالی، امکان کنترل بهتر مصرف منابع را نیز فراهم میکند. این موضوع به کاهش انحراف تسهیلات و افزایش اثربخشی منابع اختصاصیافته کمک خواهد کرد.»
توسعه خدمات فراتر از پرداخت
با وجود نقش بانک، شرکت پرداخت و نهاد آموزشی در اجرای این طرح، مخاطب اصلی «کیف پول مهارت» و «کاراکارت» مردم و بهویژه جوانانی هستند که به دنبال یادگیری مهارت و ساختن مسیر شغلی برای خود هستند. آقابابایی مهمترین دستاورد این طرح برای این گروه را کاهش فاصله میان «خواستن» و «توانستن» میداند؛ فاصلهای که گاهی نه از کمبود انگیزه یا استعداد، بلکه صرفاً از محدودیت مالی ناشی میشود.

او میگوید: «در سوی دیگر، سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور قرار دارد. چنین مدلی میتواند دسترسی افراد به آموزشهای مهارتی را افزایش دهد، به کاهش ریزش دورهها کمک کند و ارتباط میان آموزش و اشتغال را تقویت کند. برای بانک تجارت نیز این پروژه نمونهای از حرکت به سمت خدمات مالی هدفمند و مبتنی بر نیاز واقعی جامعه است؛ مدلی که در آن اعتبار در یک چرخه مشخص و قابل اندازهگیری استفاده میشود و میتوان تا حد بیشتری مقصد منابع را نیز مشخص کرد. برای ایرانکیش اما «کیف پول مهارت» و «کاراکارت» معنای دیگری نیز دارند؛ این دو محصول بخشی از مسیر تحول شرکت از یک بازیگر سنتی صنعت پرداخت به یک فینتک ارائهدهنده خدمات مالی نوین به شمار میروند. ما در ایرانکیش معتقدیم آینده شرکتهای پرداخت، در ایجاد اکوسیستمهایی است که پرداخت را به خدمات ارزشمندتر متصل میکنند.»
پاتلایف نیز با همین رویکرد توسعه پیدا کرده است. مدیرعامل ایرانکیش آن را بستری میداند که قرار است مجموعهای از خدمات مالی، اعتباری و سبک زندگی را در قالب یک تجربه یکپارچه در اختیار کاربران قرار دهد: «بنابراین محصولات اعتباری جدید شرکت را نیز نباید جدا از راهبرد بزرگتر ایرانکیش برای توسعه خدمات فراتر از پرداخت دید.»
آینده پرداخت، آینده خلق فرصت است
آنچه در هفته ملی مهارت و با رونمایی «کیف پول مهارت» و «کاراکارت» آغاز شد، از نگاه آقابابایی قرار نیست به همین دو محصول محدود بماند. او این طرح را بخشی از مسیری بزرگتر برای توسعه پرداختهای اعتباری و استفاده از ظرفیت فناوری مالی در حل مسائل واقعی جامعه میداند. او توضیح میدهد: «ظرفیت چنین الگویی نیز فقط به حوزه آموزش و مهارتآموزی محدود نیست. همین رویکرد میتواند در آینده در حوزههایی مانند حمایت از کسبوکارهای کوچک، خدمات اجتماعی، آموزشهای تخصصی و دیگر حوزههایی که نیازمند سازوکارهای تأمین مالی هدفمند هستند، توسعه پیدا کند.»
تجربه این پروژه از نگاه آقابابایی یک پیام دیگر نیز دارد؛ اینکه همکاری میان نظام بانکی، صنعت فناوری مالی و نهادهای تخصصی میتواند به شکلگیری راهکارهایی منجر شود که اثر آنها از محدوده یک خدمت مالی فراتر میرود. او میگوید: «ما در ایرانکیش باور داریم آینده صنعت پرداخت، تنها با تعداد تراکنشها یا سرعت پردازش سنجیده نخواهد شد؛ بلکه با میزان اثری که بر زندگی مردم، توسعه سرمایه انسانی و ایجاد فرصتهای اقتصادی میگذارد، ارزیابی خواهد شد. کیف پول مهارت و کاراکارت نمونهای از همین نگاه هستند؛ اینکه فناوری مالی میتواند پلی میان آموزش، اعتبار و اشتغال ایجاد کند.»
در چنین تصویری، شرکت پرداخت دیگر صرفاً در آخرین حلقه یک خرید و در لحظه انتقال وجه ظاهر نمیشود. میتواند از طریق داده، زیرساخت مالی، اعتبار و همکاری با بانکها و دیگر بازیگران اقتصادی، در مراحل مختلف شکلگیری یک فرصت حضور داشته باشد؛ از زمانی که فرد تصمیم میگیرد مهارتی یاد بگیرد تا زمانی که ابزار لازم را تهیه میکند و آن مهارت را به درآمد تبدیل میکند. او میگوید: «آینده پرداخت، آینده خلق فرصت است؛ آیندهای که در آن فناوری نه فقط ابزار انتقال پول، بلکه زیرساختی برای توانمندسازی افراد و توسعه اقتصادی خواهد بود. ما در ایرانکیش تلاش میکنیم بخشی از این آینده را با همکاری شرکای خود بسازیم.»