عصر تراکنش ۱۰۲ و ۱۰۳ / در سالی که با شوکهای قیمتی بیسابقه و تنشهای سیاسی همراه بود، پلتفرمهای خرید و فروش طلای آنلاین نهتنها توانستند خود را بهعنوان بازیگرانی جدی در اقتصاد دیجیتال تثبیت کنند، بلکه با جذب میلیونها کاربر، رکوردشکنی تاریخی در جذب سرمایههای خرد را رقم زدند. مصطفی اکرمیآرانی، مدیرعامل میلی؛ مصطفی افزونی، رئیس هیئتمدیره طلاین و مهدی فدایی، مدیرعامل طلاسی در میزگرد ماهنامه عصر تراکنش، سال ۱۴۰۴ را نقطه عطفی برای این اکوسیستم نوپا ارزیابی کردند؛ جایی که پلتفرمها با شفافسازی معاملات و الزام بازار سنتی به صدور فاکتور رسمی، عملاً انقلابی در بازاری رقم زدند که دههها به شیوه سنتی اداره میشد.
با این حال، آنها از بزرگترین مانع رشد یعنی رگولاتور میگویند؛ توقف یکساله صدور مجوزها و مقاومت ذینفعان سنتی، جلوی شکوفایی بیشتر این صنعت را گرفته است. به باور آنها، سال ۱۴۰۵ سال ظهور نوآوریهایی نظیر اعتباردهی مبتنی بر طلا و بهرهگیری از هوش مصنوعی خواهد بود؛ مشروط بر آنکه موانع قانونی برداشته شده و فضای رقابتی سالمی شکل بگیرد.

بهعنوان مدیران ارشد پلتفرمهای شناختهشده خریدوفروش طلا، فکر میکنید سال ۱۴۰۴ برای این پلتفرمها چطور سالی بود و مهمترین دستاوردی که در این سال داشتید چه بود؟
مصطفی اکرمیآرانی: ۱۴۰۴ سال بسیار خاصی برای طلا بوده؛ هم در ایران و هم در دنیا. ما تجربههایی در این سال داشتیم که در تاریخ طلا کمتر سابقه داشته و تکرارشونده نبوده است. بهعنوان مثال رشد قیمت طلا، رشد سیصد چهارصد درصدی که در یکی دو سال گذشته داشته و عملاً توجهی که به خودش در دنیا جلب کرده اتفاق خیلی خاصی است. همچنان کشورهای دنیا، بانکهای مرکزیشان بهصورت سنتی مشغول جمعآوری طلا هستند. رشد خیلی جدی در این حوزه داشتیم و تحلیلها نشان میدهد که اتفاقات ادامهدار خواهد بود و توجه ویژه به طلا خواهد شد. برای ما در ایران، بههرحال سال گذشته نقطه عطفی برای رشد و شکل گرفتن یک اکوسیستم کسبوکاری جدید بود. میتوانیم بگوییم که بازار طلای آنلاین بهعنوان جزئی از اقتصاد کشور پذیرفته شد.
مصطفی افزونی: اوایل ۱۴۰۴ که مذاکرات شروع شد، قیمتها ریختند. بعد به جنگ ۱۲ روزه رسیدیم که میتوان گفت نقطه روشنی بود برای مجموعه کسبوکارهایی که در حوزه طلا فعالیت میکردند و توانمندی خوبی را نشان دادند و از طرفی نقطه سیاهی بود برای رگولاتور که شروع کرد به بستن و محدود کردن و تهدید کردن و همه پلتفرمها از این رویکرد تأثیر گرفتند. سال ۱۴۰۳ تازه افراد داشتند آگاه میشدند طلای آنلاین چیست، اینکه آیا میشود خریداری کرد و… بهطورکلی سال آشنایی کاربران با این پدیده بود. سال ۱۴۰۴ اما سال رشد بود. در این سال بازار تا حدودی شفافتر شد و مشخص شد که برخلاف بازار سنتی سامانههای آنلاین همگی کارمزدهای ثابتی دارند و به آن پایبند هستند.
بازار طلای آنلاین به سرمایههای خرد کمک کرد که تبدیل به دارایی شوند. ما با گروهی از افراد مواجه شدیم که میخواستند مبالغ خیلی کم را سرمایهگذاری کنند، اما اصلاً نمیدانستند چه نوع سرمایهگذاریای انجام بدهند و چطور این کار را انجام دهند و حداکثر آگاهیشان در حد خیلی کلی و ابتدایی بود و در همین اندازه بود که بدانند صندوقهایی برای این کار وجود دارد. حالا میبینیم تعداد زیادی کاربر وارد این فضا شدهاند. عملاً خودِ کسبوکارها تبدیل شدند به پلی بین بازار طلا و کاربران؛ پلی که از طریق آن مردم توانستند خرید کنند، سرمایهگذاری انجام بدهند و بهتدریج با این بازار آشنا شوند.
اکرمی: موضوع سرمایههای خرد موضوع مهمی است. میلی امروز از مرز ۲۰ میلیون کاربر عبور کرده و بیش از ۱۰ میلیون نفر از این کاربران، دارایی فعال طلا دارند که اکثریت کاربران، دارایی زیر یک گرم دارند. این نشان میدهد بخشی از جامعه که شاید توان سرمایهگذاری جدیتری در حوزههای سرمایهگذاری نداشتند، الان فرصتی را پیدا کردهاند که حداقل موجودی حساب بانکی یا حداقل داشتهشان را بتوانند تبدیل به طلا کنند و عملاً با این کار، با تورمی که ماهانه در کشور داریم مقابله کنند. این دقیقاً هدف اولیه و اصلی ما بوده است.
در مورد شفافیت که اشاره شد اتفاقاً همه ما در محاسبه و خریدوفروش طلا بهصورت سنتی عدم شفافیتی را تجربه کردهایم. بههرحال همیشه قیمت طلا در مغازهها، از مظنهای حساب میشود که یا تلفنی است یا اصطلاحاً به روی تابلو است و در ساعتی که بازار باز است، عملاً با آن مظنه تا حدی میشود تشخیص داد که قیمت طلا چقدر است. ولی در پلتفرمهایی مثل ما، با قیمتی که اعلام میکنیم طلا میخریم و همان موقع طلا میفروشیم؛ یعنی پلتفرم نمیتواند با قیمت بازی بکند و از ناآگاهی کاربر سوءاستفاده کند. درحالیکه در بازار سنتی این اتفاق خیلی محتمل است، مخصوصاً مواقعی که بازار بهصورت رسمی باز نیست، ساعت هشت یا نه شب و ممکن است فردی بخواهد خرید کند.
همین الان در مورد کشف قیمت و خریدوفروش، همه دارند قیمت شفاف اعلام میکنند. شما میتوانید ببینید سه ماه و بیست روز و ده ساعت گذشته قیمت طلا را چند اعلام کرده بودم و چقدر خریده بودم و چقدر فروخته بودم و این کاملاً قابل رصد است و دادهها ردپا دارند، ولی در بازار سنتی خیلی وقتها پیش میآید که وقتی یک مشکلی در خریدوفروش طلا به وجود میآید و مربوط به ماههای قبل بوده است، دیگر بهنوعی قابلیت پیگیری ندارد. بگذارید مثالی بزنم که شاید همه تجربهاش کرده باشیم این سکههای غیررسمی که پرس میشوند و بهعنوان هدیه در مراسم عروسی و جشنهای مختلف ردوبدل میشوند، بعضاً پیش میآید که موقع فروششان با قیمتی که وزن طلا رویشان نوشته شده خریداری نمیشوند؛ حالا چون عیارشان درست نیست یا تقلبی هستند یا هر چیزی.
همیشه این امکان وجود دارد که آن کسی که کادو برای من آورده، رفته است طلا را ارزان خریده است و عملاً میخواسته هدیه ظاهر بهتری بدهد ولی مبلغ کمتری خرج کند، یا اینکه واقعاً مغازهدار یا صاحب سکهای که آن را به او فروخته تقلب کرده و تخلف کرده است. این شفافیتی که پلتفرمها در دو سال گذشته ایجاد کردهاند، به نظر من مقدمه بسیار جدی و پررنگی است برای اینکه ما بتوانیم شفافیت را به کل بازار طلا برسانیم.
البته بازار سنتی ذینفعانی دارد که نمیگذارند برخی مسائل برطرف شوند. از ما میپرسد طلای ما کجاست و آن طلایی که میفروشیم باید معادل فیزیکیاش وجود داشته باشد تا ناامنی اجتماعی قابل برطرف شود؛ خب این حرفها خیلی هم منطقی هستند. تمام پلتفرمها هم این منطق را پذیرفتهاند و همکاری میکنند اما نکتهای که وجود دارد این است که رشد و توسعه کسبوکارهایی مثل ما برای خیلیها بههرحال منفعت ندارد یا منافعی را که وجود داشته میتواند از بین ببرد و ما مقابلهای را در زوایای مختلف و به شکلهای مختلف میبینیم.
حالا یک بُعد آن، خود را در مسئله رگولاتوری و نفوذی نشان میدهد که از سوی این ذینفعان، ناخواسته یا خواسته بر رگولاتوری وجود دارد و ناخشنودی از توسعه این اکوسیستم، عملاً در مسیرهای قانونی خودش را پیدا میکند. خیلی از فعالیتها علیه ما در سمت مجلس و فرایند قانونگذاری صورت گرفته است. ما حتی بعدها و خیلی دیر فهمیدیم که مثلاً اتاق بازرگانی که عملاً نماینده بخش خصوصی در جلسات حاکمیتی است و باید در جلسات تأثیرگذار مثل کمیسیونهای اقتصادی مجلس و دولت مدافع ما باشد، آنجا از طرف بخش خصوصی مقابل پلتفرمهای آنلاین میایستد. این تناقضها به نظر من به شکلهای مختلف خودش را نشان داده است. حتی در بُعد رسانهای هم شاهد این اتفاق بودهایم و هستیم.
چند هفته پیش، یک خبرگزاری گفت که اینها دارند خالیفروشی میکنند و هیچ اشارهای نکرد که کدام پلتفرم، در چه زمانی و کجا این کار را کرده است و بهطورکلی یک ترسی ایجاد کرد. یا مثلاً رئیس یک اتحادیه در یک کنفرانس خبری گفته که احتمال دارد ۳۰ درصد از طلای ذخیرهشده پلتفرمها، طلا نباشد یا واقعی نباشد. سؤال این است که خب ما این طلا را از کجا تهیه کردهایم؟ ما این طلا را که تولید نمیکنیم، ما داریم از بازار سنتی میخریم. اگر شما نگران این هستید که بازار سنتی، طلایی که از آن خریداری میشود، در چنین درصدی عیارش مشکل داشته باشد که الان مسئولیت اصلی خودتان را انجام ندادهاید. چطور میشود که ما از بازار سنتی خرید کنیم و در چنین حجم بالایی عیارش مشکل داشته باشد؟

مهدی فدایی: سال ۱۴۰۴ سال بسیار سخت و پرتنشی بود. در کنار بحرانهایی که پیش آمد؛ از جنگ گرفته تا مشکلاتی که برای کشور رخ داد؛ پلتفرمها به اقتضای رشدشان این مشکلات را پشت سر گذاشتند. در بحث رشد اقتصاد دیجیتال، یکی از موارد آن همین پلتفرمهای طلا بودند که ظهور کردند و در سال ۱۴۰۴ خیلی قویتر و پررنگتر ظاهر شدند. طلا فلز گرانبهای دنیاست و ظرفیتهای خیلی خوبی دارد و میشود در کنارش ظرفیتسازی در مدلهای مختلف ایجاد کرد تا سرویسهای بهتر و بهینهتری از آن استخراج شود. ما در طلاسی سعی میکنیم ببینیم که از کنار طلا میتوانیم چه امکاناتی را برای کاربران مهیا کنیم و از آن استفاده کنیم. در سال ۱۴۰۴ ما توانستیم در سطح B2C سرویسهایی را بالا بیاوریم که با رفع به چالشهایی که قبلاً در بازار سنتی وجود داشت کمک میکردند ما اینها را برای کاربران ایجاد کنیم و تغییرات قابلتوجهی اتفاق افتاد. حالا مردم میتوانند با آن سرمایه خردشان اعتبار و وام بگیرند، خرید کنند و سرمایهگذاریشان را بهعنوان وثیقه قرار بدهند.
البته جدا از مشکل جنگ در همین سال درگاهمان بسته شد و بحثهای چالشی که در حوزه رگولاتور بود و مسائل قانونگذاری و بحث تاریخ و ساعت کاری و مباحث مختلف، ما را آزرد. ما در یک سال گذشته با بازار سنتی، بورس، بانک مرکزی و تمام نهادهای نظارتی جنگیدیم و مسیر سختی را گذراندیم.
در همین سال ۱۴۰۴ چالش اصلی و آنچه که میتوان مانع رشد بیشتر نامید چه بود که کماکان هم پابرجاست؟
افزونی: من شخصاً بزرگترین مانع را رگولاتور میدانم؛ یعنی مجموعهای از سیاستها، افراد و سازمانها. به نظر من یک ترمزی برای این بازار شدهاند و مشخصاً کسبوکارهایی که در این حوزه کار میکنند را خیلی محدود کردهاند. در بهمن ۱۴۰۳ گفته شد که به مدت دو ماه، صدور مجوز جدید تعلیق میشود تا سازوکار صدور مجوز بیرون بیاید. ایندرحالی است که همین فرایند نظارت و مجوزدهی از شهریور ۱۴۰۳ شروع شده بود، یعنی حدود یک سال و شش ماه پیش. با این اتفاق حدود یک سال است که بازیگر جدیدی نتوانسته بهصورت قانونی وارد این حوزه شود. همین مسئله باعث شد که به نظر من جلوی رشد این حوزه گرفته شود. درحالیکه نفع نهایی این رشد برای کاربران است.
آقای اکرمی، یک اتفاق بسیار خاص، ویژه و خیرهکننده در پلتفرمهای طلا رخ داده است؛ اینکه ما پلتفرمهایی داریم که امروز حدود ۲۰میلیون کاربر دارند. فکر میکنم مثلاً در بازار خردهفروشی دیجیتال حداقل ۱۰سال برای دیجیکالا و حدود هفت یا هشت سال برای کافهبازار طول کشید تا به این تعداد کاربر برسند. رمزارزیها هم هنوز به این عدد نرسیدهاند اما این رشد برای پلتفرمهای طلا به صورت خیرهکنندهای رخ داد. این رشدنمایی را نتیجه چه چیزی میدانید؟
اکرمی: به هر حال این گزاره واقعی است و عملاً پشتوانه دارد و چنین رشدی برای یک فینتک و کسبوکار دیجیتال، در مقایسه با کسبوکارهای مشابه و در بازه یکی دو ساله رکوردشکنی محسوب میشود. من خودم چند دلیل در ذهنم هست. یکی از دلایل شاید نیازی است که در جامعه ما از لحاظ اقتصادی وجود داشته و به آن پرداخته نشده است. ما سیستمهای مالی و بانکی خیلی شبیه به هم داریم که با رگولاتوری و نظارتهای مشابه، سرویسهای بسیار مشابه ارائه میدهند و عملاً برای پولهای کم، هیچ طرح و برنامهای ندارند. در این سالهای گذشته، هر سال عملاً سود سپردهها برای روزشمار کمتر شده، خدمات سرمایهگذاری بانکی جذابی نداشتهایم و نهایتاً سرمایهگذاری و جمع کردن پول در حساب بانکی و عقد قرارداد به امتیاز وام تبدیل میشدند و عملاً سرویس خاصی وجود نداشت. از طرفی فضای بورس هم که فضای سرمایهگذاری خرد است نیاز به سواد مالی بالاتری دارد، احتیاج به پختگی و بهنوعی دانش بیشتری دارد، احراز هویت متفاوتی هم دارد. پلتفرمهای طلا با رعایت سادگی، شفافیت و ساده بودن بیزینسمدلهایشان، توانستند رشد و موفقیت خوبی را رقم بزنند.
کاربران برای اینکه بخواهند با یک پلتفرم طلا کار کنند، تنها چالششان چالش اعتماد است. عملاً سرویسها و خدماتی که ارائه میدهند بسیار آسان، راحت و قابلدسترس بوده است و تنها اگر میتوانستند در ایجاد حس امنیت برای کاربر موفق باشند، میتوانستند تعداد زیادی کاربر جذب کنند.
البته فضای اقتصادی ایران، مسئله تورم و عدم ثبات اقتصادی و سیاسی هم در رشد این حوزه تأثیرگذار است. مردم تلاش میکنند عملاً پولشان را تبدیل کنند به داراییای که ارزش ذاتیاش با تورم و اتفاقات بالا برود و قابلیت نقدشوندگی بالایی داشته باشد.
آقای فدایی، مهمترین نوآوری یا تغییری که پلتفرمهای طلا در این بازار ایجاد کردند را چه میدانید؟
فدایی: به نظر من کسبوکارهای نوآور وقتی در یک حوزه خلق ارزش میکنند، باعث رشد سایر بیزینسها هم میشوند. پلتفرمهای طلا در دو جبهه باعث رشد و تکامل شد: بازار سنتی و بورس. در بازار سنتی، همانطور که اطلاع دارید، حدود ۹۰ درصد معاملات بهصورت غیررسمی انجام میشد. ما فاکتور رسمی را الزام کردیم و گفتیم بدون فاکتور رسمی نمیتوانیم از شما خرید کنیم و مجبورشان کردیم که این را صادر کنند؛ بدون فاکتور رسمی و ثبت در سامانه تجارت نمیتوانستیم خرید انجام بدهیم و عملاً گفتیم اگر میخواهید از شما خرید کنیم، باید فاکتور رسمی صادر کنید. الان این موضوع تقریباً جا افتاده است. نمیتوانم بگویم حجم زیادی از تعاملات بازار رسمی به این سمت رفته، ولی چند تأمینکنندهای که دارند طلای ما را تأمین میکنند، دارند بهصورت رسمی فاکتور فروش ثبت میکنند و قبل از ما اصلاً چنین چیزی وجود نداشت.
کنار این رویه، با توجه به اینکه ما بهصورت هفت در بیستوچهار، یعنی در ۷ روز هفته و بهصورت ۲۴ ساعته و شبانهروزی فعال هستیم، بازار سنتی را مجبور کردیم که بهصورت شبانهروزی به ما سرویس بدهد. الان تقریباً تمام تأمینکنندگان طلا خودشان پلتفرم دارند، سایت دارند و اپلیکیشن دارند که در آن نرخ لحظهای خرید و فروش مشخص است. یعنی منِ پلتفرم آنلاین، از طریق آن اپلیکیشنی که تأمینکننده برای سفارش من تهیه کرده، روز از او خرید میکنم و شب هم برای من سرویسهایش فعال است؛ شب طلا میخرم و صبح تسویه میکنم و طلا را به من میدهد. دیگر آن ابهام قدیمی که «شب از کجا طلا میخرید و نرخ را از فضا میآورید؟» وجود ندارد. خود بازار سنتی به این سمت رفته که نیازهای ما را برطرف کند؛ یعنی مجبور شده در مسیر رشد، خودش را همراه کند.
حضور پلتفرمها با بخش بازار طلای سنتی چه کار کرد؟ بازاری را که حتی حاکمیت هم نتوانسته بود مجبور به شفافیت کند، عملاً وادار به شفافیت کرد. کاری که ما انجام دادیم، بازار سنتی را مجبور کرد شفافتر شود؛ مثلاً به ما فاکتور بدهد. از آن طرف در مورد بورس هم همین اتفاق افتاد. بورس یک زمانی بیشتر از ساعت دوازدهونیم کار نمیکرد؛ نه باز میشد و نه بعد از دوازدهونیم کار میکرد. ما گفتیم که داریم بهصورت هفت، بیستوچهار سرویس میدهیم و الان بورس کالا تا ساعت شش بعدازظهر کار میکند و به مردم سرویس میدهد.
قبلاً قانون آن این بود که حداقل تحویل طلا یک کیلو است، اما ما در پلتفرمها به مشتریها از ۳۰ سوت طلا تحویل میدهیم تا ۱۰۰ گرم. الان بورس کالا آمده و پلاکهای کوچکی تا اندازههای ۳۰ گرمی تعریف کرده و تحویل میدهد و اینطور که من شنیدهام حتی پلاکهای یک گرمی را هم دارد میآورد. این یعنی همان بورسی که یک گارد و مقاومت داشت نسبت به اینکه ساعت کاریاش را افزایش بدهد یا محصولاتش را ارتقا بدهد، عملاً مجبور شد خودش را بهروز کند، ساعت بدهد و تنوع محصول ایجاد کند.
البته همانطور که آقای اکرمی گفتند آنلاینسازی بازار طلا عملاً در برابر دو جبههای قرار گرفت که مخالف ما بودند. یکی بازار سنتی و بدنه اتحادیه آن، و دیگری بدنه حاکمیتی و تصمیمگیر. تصورشان این بود که ما برای آنها دردسر ایجاد میکنیم، درحالیکه این برداشت اشتباه است. واقعیت این است که تقریباً همه آنها تمایل دارند با ما همکاری کنند؛ فقط باید ذهنیت منفی اولیه کنار گذاشته شود. تمام طلایی که امروز در فرایند کارگشایی و تأمین ما استفاده میشود، از خود بازار سنتی خریداری شده است. ما نه طلایی از بیرون آوردهایم و نه مسیر جداگانهای رفتهایم؛ همه را از بازار سنتی تأمین کردهایم. یا بورس کالا که از سوی آن تلاشهایی برای محدود کردن یا متوقفکردن فعالیت ما صورت گرفت اما به لطف خدا تا امروز توانستهایم پیش برویم و تمام آن مشکلات را پشت سر بگذاریم. سؤال من این است که چرا بهجای تقابل، از همان ابتدا سراغ همکاری نمیآیند؟
ما الان داریم به بورس نقره عرضه میکنیم و موجودی آن را تأمین میکنیم و وجهه مشترک همراهی زیاد داریم. اما متأسفانه در برخی بدنههای تصمیمگیری هنوز افرادی هستند که گارد دارند و میگویند اینها «نباید فعالیت کنند»، اما نمیشود. ما نمیتوانیم جلوی پیشرفت تکنولوژی و نوآوری را بگیریم. من مطمئنم سال آینده شکلهای جدیدی از مدلهای سرمایهگذاری وارد بازار میشود که به مردم کمک میکند سرمایهگذاری بهتری داشته باشند. این مسیر فقط مربوط به ما نیست؛ کل دنیا به این سمت حرکت کرده و ما هم، در گوشهای از این جریان جهانی، تلاش میکنیم در این مدل سرمایهگذاری که تازه ایجاد کرده، همراه باشیم، پیشرو باشیم و نوآور بمانیم.
خود شما بهعنوان کسبوکار چه کارهایی میتوانستید انجام دهید اگر این ملاحظات وجود نداشت؟ کجاها دستتان بسته شد، کجاها متوقف شدید، کجاها محدود شدید؟

اکرمی: یکی از ملموسترین و بزرگترین موانعی که در این حوزه ایجاد شده این است که این چند تُن طلایی که الان توسط پلتفرمها ذخیره شده، متشکل از خُردهطلاها یا خُردهریالهایی است که تبدیل به طلا شدهاند و عملاً هرکدام از آنها بهتنهایی قابلیت ارزشآفرینی به آن معنا را ندارند. میلیونها نفر آمدهاند با عددهایخرد، و حالا اینها جمع شده و شده مثلاً دو سه تُن طلا در پلتفرمهای آنلاین. نکتهای که اینجا وجود دارد این است که چرا از این ظرفیت نمیشود استفاده کرد؟
جمع کردن این سرمایهها خودش یک کار مهمی بوده که پلتفرمها انجام دادهاند و استفاده کردن از تجمیع طلا در جهت رونق اقتصادی به شکلهای مختلف میتواند یک کار دیگر باشد. هر جای دنیا شما اگر بیایید پولهای سرگردان و خرد را جمع کنید و تبدیلش کنید به کار مولد، قطعاً به شما مدال میدهند و میگویند که آفرین، تو بدون اینکه هزینهای برای حاکمیت یا برای دولت داشته باشی، توانستهای از سرمایههای خرد مردم یک دارایی تجمیعی بسازی که این دارایی کار میکند. ما نهتنها اینجا تشویق نشدیم، بلکه بسیار سختگیرانه و با اصرار بسیار زیادی به ما گفته شد که این طلا باید برود و با نظارتهای خیلی سختگیرانه ذخیره شود.
وقتی که فعالان این حوزه درگیر رفعورجوع مشکلات و مسائل بودند، اگر این وقت و انرژی روی خود کسبوکار قرار میگرفت، شاید هر کسبوکاری با سرویسهای جدیدتر، خدمات بهتر و کار بیشتری میتوانست در این حوزه ارزشآفرینی کند.
افزونی: اولین چیزی که کاملاً به چشم میخورد، مسئله استفاده از آن طلای ذخیرهشده در بانک است؛ یعنی پلتفرمها مجبور هستند مطابق الزامی که وجود دارد معادل طلا را در بانک نگهداری کنند که عددهای این مقادیر هم اعداد بزرگی است. حالا اگر بخش کوچکی از این سرمایه، ده درصد، پنج درصد و حتی یک درصد آن، بیاید و به خود بازار برگردد و بازار آن را به کار بگیرد، اتفاق خوبی میافتد. یعنی چه؟ فرض کنید به ازای ۱۰ کیلوگرم طلا در یک کارگاه و برای یک سال، حدود دو یا حداکثر سه شغل مستقیم ایجاد شود. این مسئله کمک میکند که خود بازار طلا، مشخصاً بازار سنتی، رونق بگیرد و راه بیفتد. خیلیها هستند که نیاز دارند کار کنند و کاربر هم از این قضیه منفعت میبرد و این یک بازی برد-برد است.
آمار دقیقی از وضعیت کسبوکارهای آنلاین طلا وجود دارد؟
فدایی: فکر کنم حدود ۲۵ پلتفرم آنلاین وجود دارد که هرکدام بیش از یک میلیارد تومان تراکنش ثبت کرده بودند. در کنار آنها، حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ مجوز صادر شده بود که حجم تراکنششان زیر یک میلیارد تومان بود. از آن ۲۵ پلتفرم بزرگ، فکر میکنم حدود ۱۲ پلتفرم بهصورت جدی و قدرتمند در حال فعالیت هستند.
سناریوهای پیشروی بازار طلا را برای سال ۱۴۰۵ چگونه میبینید؟
فدایی: همیشه در رقابت پیشرفت و توسعه اتفاق میافتد. ما امیدوار هستیم که درباره این سامانه نظارتی زودتر تصمیمگیری بشود و صدور مجوزها اتفاق بیفتد تا افراد بیشتری از بخش خصوصی زودتر وارد این عرصه شوند؛ چون وظیفه بخشهای دولتی و حاکمیتی مثل بانکها نقد نگه داشتن پول مردم است؛ ولی خب در همه بیزینسها دست دارند و در همهچیز بهصورت سنگین وارد میشوند و به باقی کسبوکارها آسیب میزنند. من فکر میکنم اگر راه این مجوزها باز بشود و محیطی شکل بگیرد که بخش خصوصی ورود کند و بتواند در این مسیر همراهی کند، اتفاقات خیلی خوبی میافتد. ما در طلاسی ایدهها و اتفاقات خیلی خوبی کنار طلا در ذهنمان هست و داریم آنها را خلق میکنیم. از بحث بیمه و سلامت گرفته تا لندتک و هر چیزی که یک قسمت آن میتواند به مقوله طلا وصل شود را داریم در آن زنجیره مورد بررسی قرار میدهیم؛ بهنظرم بهزودی شاهد اتفاقات شگفتانگیزی باشیم.
اکرمی: من احساس میکنم که عمق بازار و عمق اعتماد مردم در حوزه طلای آنلاین در سال پیش رو بسیار بیشتر خواهد شد. استمرار پافشاری و تلاشهایی که پلتفرمها در دو سال گذشته، برای اثبات و استقرار خودشان انجام دادند، اکنون زمینهای فراهم کرده است که بتوانند جای پای خود را در اقتصاد تثبیت کنند. حجم سرمایهگذاری و نگهداری پول و طلا در پلتفرمها بالاتر خواهد رفت و استفاده از ظرفیت پلتفرمها در حل مسائل اقتصادی خانوادهها و در حل مسائل اقتصادی کلان جامعه، بیشتر خواهد شد.
همه پلتفرمها دارند در زمینههای مختلفی مثل بیمه، اعتبار، تکنولوژیهای فینتکی و رمزارزی مطالعه میکنند که سال ۱۴۰۵، سال ظهور و رشد آنها خواهد بود. من اینطور میبینم و فکر میکنم با رفع موانع صدور مجوز در این حوزه، بازیگران بزرگ و جدی وارد خواهند شد و رقابت وارد فاز جدیدی میشود و شاید باید نگاه متفاوتی به سال ۱۴۰۵، نسبت به دو سال گذشته داشته باشیم.

افزونی: سال ۱۴۰۵ اگر بحث صدور مجوزها باز شود، قطعاً بازیگران بزرگتری وارد بازار خواهند شد. بهنظر من، حتی بانکها هم در مقاطعی علاقهمند بودند وارد این حوزه شوند، اما حالا نمیدانم این علاقهمندی وجود دارد یا خیر. البته ذات بوروکراتیک بانکها، از نظر چابکی پایین و حساسیت بالا به عدم قطعیت، کار را برایشان سخت میکند؛ بههمین خاطر یک مدت از این فضا فاصله گرفتند؛ مگر اینکه بخواهند مجدداً وارد این بازار شوند. مدلهای جدیدی احتمالاً بهتدریج شکل میگیرد و خود پلتفرمها هم قطعاً سرویسهای جدیدی ارائه خواهند داد. در نهایت، نفع اصلی همه این تحولات به کاربر نهایی خواهد رسید.
مدیران ارشد این پلتفرمها در انتهای سال ۱۴۰۵ بابت نگرفتن کدام تصمیم حسرت بیشتری خواهند خورد؟
اکرمی: باید عرض کنم کسی که در سالهای جاری در کشور کارآفرینی میکند و کار مدیریتی و اقتصادی انجام میدهد، بهصورت ذاتی و طبیعی باید نوعی خوشبینی و تولید انرژی درونی در خود داشته باشد. شرایط سیاسی، اقتصادی و شرایط دنیا بهقدری استرسزا و پرابهام است که کسی که در این حوزه دوام آورده و دارد کار میکند، قطعاً بهصورت ذاتی خوشبین است و به آینده امیدوار است. طبیعتاً من هم تلاش میکنم که این خوشبینی را در خودم و تیمم تقویت کنم تا بتوانیم از این نگاه استفاده کنیم. بههرحال واقعیتهایی وجود دارد که خیلی تلخ هستند و عملاً نمیتوان به آنها بیتوجه بود و خوشبینی باید منطقی و رو به جلو باشد، حداقل برای آینده روشنی که تصور میکنیم کشورمان باید داشته باشد.
نباید از این رخوت، ابهام و مسائل اقتصادی به وجود آمده، عاملی ایجاد بشود که فعالیت شخص کاهش یابد و هرکسی که بتواند تابآوری خود را نگه دارد، انتهای سال ۱۴۰۵ خوشحال خواهد بود. حفظ تابآوری، افزایش تابآوری و حفظ شرایط موجود به نظر من تصمیمی است که در سال ۱۴۰۵ و تا انتهای آن میتواند جزو تصمیمهای درست باشد، چون قطعاً شرایط ابهام دوام ندارد و حتماً باید این ابهامات به هر طریقی از این حجم و شدت خارج شوند. کسی که بتواند بماند، تلاش کند و به نوعی این دوره را پشت سر بگذارد، احتمالاً آن موقع نسبت به بقیه جلوتر خواهد بود و میتواند از این صبر منفعت ببرد.
فدایی: امیدوارم اینقدر در توسعه پلتفرم خودمان همراه و پرتلاش باشیم که آخر سال دیگر افسوس نخوریم که چرا تلاش بیشتری نکردیم. من در این بازار ظرفیتهای خیلی بیشتری میبینم و تمام تلاش من بهصورت شبانهروزی همین است که بتوانیم بهترین اتفاقات را در پلتفرمهای خودمان رقم بزنیم. البته این مسیر با استرس دائمی همراه است؛ استرس روز، استرس شب، فشار روانی مداوم. اما در کنار همه اینها، انگیزه، تلاش، رشد، نوآوری و خلاقیتی که در مسیر اتفاق میافتد، به ما انگیزه میدهد؛ امیدوارم در پایان سال آینده، افسوس این را نخورم که اگر تلاش بیشتری میکردم، نتیجه بهتری میگرفتم.
افزونی: اگر قرار باشد بابت چیزی افسوس بخورم، آن، تصمیم نگرفتن و چابک نبودن است. استفاده نکردن از هوش مصنوعی قطعاً باعث حسرت خوردن خواهد شد. من همین الان وقتی به سال گذشته نگاه میکنم، خیلی از مواردی را میبینم که میتوانستم در آنها از هوش مصنوعی استفاده کنم و ناراحتم چرا این کار را نکردم و بهنظرم این مسئله در سال آینده تشدید خواهد شد. بهنظرم اگر بیزینسی بتواند به این سمت برود و کسبوکارش را با این مدلها تطابق بدهد پیشرفت و در غیر اینصورت ضرر میکند.