عصر تراکنش ۱۰۲ و ۱۰۳ / صنعت پرداخت ایران در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری با یک پرسش بنیادین روبهرو شده است: در شرایط ناپایداری سیاسی و اقتصادی، اولویت اصلی «رشد و نوآوری» است یا «بقا و تابآوری»؟ گفتوگو با سیدابوالحسن پورحسینی، مدیرعامل و نایبرئیس هیئتمدیره ایران ارقام، تلاشی است برای پاسخدادن به همین پرسش.
در این گفتوگو، از تأثیر تحریمها، تورم مزمن و بیثباتی اقتصادی بر تغییر اولویتهای بانکها و شرکتهای پرداخت گفتیم و بررسی کردیم چرا مدلهای کلاسیک رشد مبتنی بر افزایش ترمینال و تراکنش به نقطه اشباع رسیدهاند. در ادامه، نگاه او به آینده پرداخت در کشور، ضرورت ثبات در تنظیمگری و تجربه ایران ارقام در سال ۱۴۰۴ و سناریوهای این شرکت برای سال ۱۴۰۵ را مرور کردهایم.
تغییر پارادایم در صنعت پرداخت کشور
اگر بخواهیم صادقانه به وضعیت امروز صنعت بانکی و پرداخت ایران نگاه کنیم، بیش از آنکه با مفاهیمی مثل نوآوری و توسعه شتابان سروکار داشته باشیم، با مسئلهای بنیادین به نام «تابآوری» مواجهایم. سیدابوالحسن پورحسینی، مدیرعامل و نایبرئیس هیئتمدیره ایرانارقام، معتقد است ناپایداریهای سیاسی و اقتصادی سالهای اخیر کشور، اولویتهای بازیگران این صنعت را بهطور جدی جابهجا کرده است.
به گفته او، ناپایداریهای سیاسی و اقتصادی ایران، بهویژه فشار تحریمهای بینالمللی که دسترسی کشور به سیستم مالی جهانی و منابع ارزی را محدود کرده، نقش تعیینکنندهای در این تغییر اولویتها داشتهاند. او میگوید: «این محدودیتها باعث کاهش درآمدهای نفتی و افت ورودی ارز سخت شده و در ادامه، تورم مزمن و تضعیف پول ملی را به همراه آورده است. در این شرایط، نرخ تورم در سالهای اخیر بهطور پایدار در سطوح بالا باقی مانده و در محدوده حدود ۴۰ درصد تا حتی بیش از ۴۳ درصد برآورد میشود؛ وضعیتی که مستقیماً به افزایش سریع قیمت کالاها و تشدید فشار خرید بر خانوارها منجر شده است.»
در چنین شرایطی، به گفته پورحسینی، تمرکز بازیگران صنعت بانکی و پرداخت کشور ناگزیر از «خلق ارزش از مسیر نوآوری» به سمت «حفظ تابآوری و تداوم خدماترسانی» تغییر کرده است. او تأکید میکند که امروز بانکها و شرکتهای پرداخت، بیش از توسعه محصولات جدید، ناچارند بر مدیریت ریسکهای کلان، کنترل هزینهها، حفظ نقدینگی، پایداری زیرساختهای حیاتی و انطباق سریع با مقررات و محدودیتهای متغیر تمرکز کنند تا در شرایط بحرانی، امکان تداوم خدمات وجود داشته باشد.
تجربه بحران؛ بازگشت پول نقد در دل اختلالات دیجیتال
به گفته او، پیش از جنگ ۱۲روزه، بخش قابل توجهی از مردم برای خریدهای روزمره به پرداختهای دیجیتال وابسته بودند؛ اما با شروع جنگ و بروز قطعیها و اختلالات گسترده اینترنت و شبکه ارتباطی کشور، دسترسی به خدمات شبکه پرداخت شاپرک مختل شد و تراکنشهای دیجیتال با مشکل جدی مواجه شدند: «نتیجه این وضعیت، بازگشت عملی مردم به استفاده از وجه نقد بود؛ بهطوریکه مراجعه به دستگاههای خودپرداز برای تأمین نیازهای مالی افزایش یافت.»
از نگاه مدیرعامل ایرانارقام، این تجربه بهروشنی نشان داد که حتی در اقتصادهای مدرن، زمانی که زیرساختهای دیجیتال دچار اختلال میشوند، پول نقد و سیستمهای مرتبط با آن همچنان ستون اصلی دسترسی مردم به نقدینگی باقی میمانند. او میگوید: «تورم بالا، گرانی و بیثباتی نرخ ارز، هزینههای نگهداری و توسعه شبکه نقدی و خودپردازها را افزایش داده، اما با وجود این هزینهها، ضرورت استمرار و تقویت این شبکه برای تابآوری اقتصادی و خدماترسانی مؤثر در بحرانها بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.»
پورحسینی جمعبندی میکند که تمرکز امروز صنعت بانکی ایران بر تابآوری و تداوم خدمترسانی، نهفقط نتیجه بحرانهای اقتصادی و سیاسی مانند تحریمها و تورم بالا، بلکه پاسخی عملی به بیثباتیهای ساختاری اقتصاد کشور است. او میگوید: «این تجربه بهروشنی نشان میدهد که پول نقد حذف نخواهد شد و صنعت مرتبط با آن، از جمله تجهیزات پشتیبانی مانند دستگاههای خودپرداز، باید حتی با وجود هزینههای جانبی، به توسعه و ارتقای خود ادامه دهد تا در شرایط اضطراری، دسترسی مردم به نقدینگی مختل نشود.»
پایان رشد کمی؛ آغاز عصر بقا و بهینهسازی
مدیرعامل ایرانارقام سپس به این پرسش میپردازد که آیا مدل کلاسیک رشد در صنعت پرداخت (مبتنی بر افزایش ترمینال، تراکنش و سهم بازار) به بنبست رسیده است یا نه. به گفته او، میتوان با اطمینان گفت این مدل عملاً به نقطه اشباع رسیده است: «محدودیتهای اقتصادی، فشارهای هزینهای، مقررات سختگیرانه و کاهش جذابیت سرمایهگذاری باعث شدهاند تمرکز بازیگران از رشد کمی به سمت مدلهای بقا و بهینهسازی تغییر کند. امروز اولویت اصلی، افزایش بهرهوری داراییهای موجود، بهبود سودآوری هر خدمت، کنترل هزینهها و مدیریت ریسک است.»
آینده پرداخت؛ ترکیبی از صرفهجویی، ارزشافزوده و همزیستی صنعتی
از نگاه پورحسینی، آینده خدمات بانکی و پرداخت در ایران نه در یک مسیر واحد، بلکه در ترکیبی از چند الگو شکل میگیرد. او معتقد است در کوتاهمدت، کاهش هزینه و افزایش بهرهوری به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شده و بسیاری از تصمیمها با هدف کوچکسازی، سادهسازی و استفاده حداکثری از زیرساختهای موجود اتخاذ میشوند. او میگوید:
«در میانمدت، تمرکز به سمت خدمات ارزشافزودهای میرود که بدون سرمایهگذاری سنگین فیزیکی، امکان خلق درآمد پایدار را فراهم کنند؛ خدماتی مانند تحلیل داده، مدیریت ریسک، یکپارچهسازی مالی و بهبود تجربه مشتری. در بلندمدت نیز، همزیستی عمیقتر صنعت بانکی و پرداخت با صنایعی مانند خردهفروشی، تجارت الکترونیکی، لجستیک و خدمات دیجیتال، مسیر اصلی رشد خواهد بود؛ جایی که پرداخت دیگر یک خدمت مستقل نیست، بلکه بخشی از زنجیره ارزش کسبوکارها محسوب میشود.»
توسعه فناوری در فضای پرریسک
پورحسینی در پاسخ به این پرسش که در شرایط پرریسک امروز، توسعه فناوریهای جدید باید بر چه منطقی استوار باشد، تأکید میکند که تصمیمگیریها باید بر پایه حداقلسازی ریسک و حداکثرسازی انعطافپذیری انجام شود. به گفته او، تمرکز باید بر فناوریهایی باشد که بازگشت سرمایه کوتاهمدت یا قابل اندازهگیری دارند، بهصورت ماژولار و مرحلهای پیادهسازی میشوند و امکان توقف یا تغییر مسیر را در صورت تغییر شرایط فراهم میکنند. او میگوید: «در چنین فضایی، توسعه فناوری دیگر یک حرکت جسورانه بلندمدت نیست، بلکه ابزاری مدیریتی برای افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها، ارتقای پایداری عملیاتی و انطباق سریع با مقررات و محدودیتهای محیطی به شمار میآید.»
تنظیمگری؛ ثبات بهجای مداخله مقطعی
از نگاه مدیرعامل ایرانارقام، اگر قرار باشد یک اصلاح کلیدی در نگاه تنظیمگر به صنعت بانکی و پرداخت پیشنهاد شود، آن اصلاح چیزی جز ایجاد ثبات مقرراتی و پرهیز از مداخلات مقطعی و غیرقابل پیشبینی نیست. او تأکید میکند:
«صنعت بانکی و پرداخت بیش از هر چیز به افق روشن و قابل پیشبینی نیاز دارد تا بتواند برای سرمایهگذاری، توسعه فناوری و مدیریت منابع تصمیمگیری منطقی انجام دهد. تنظیمگری مبتنی بر قواعد شفاف، زمانبندی مشخص برای تغییرات و گفتوگوی مستمر با بازیگران صنعت، بسیار مؤثرتر از سیاستهای دستوری کوتاهمدت عمل میکند و میتواند به افزایش ثبات، کاهش ریسک و ارتقای تابآوری کل اکوسیستم منجر شود.»
ایران ارقام در ۱۴۰۴؛ سال بازنگری و تثبیت
پورحسینی سال ۱۴۰۴ را برای ایران ارقام نه سال «توسعه» به معنای گسترش سریع بازار، بلکه سال «بازنگری و تثبیت» توصیف میکند. به گفته او، تمرکز اصلی این شرکت در این سال بر حفظ پایداری عملیاتی، بازتعریف اولویتها، بهینهسازی ساختار هزینهها و مدیریت ریسک در شرایط ناپایدار اقتصادی و مقرراتی بوده است؛ بازنگریای که زمینه تصمیمگیریهای واقعبینانهتر و حرکتهای هدفمندتر در سالهای بعد را فراهم کرده است.
به گفته مدیرعامل ایرانارقام، مهمترین تصمیم مدیریتی این شرکت در یک سال اخیر، تمرکز آگاهانه بر تقویت کسبوکارهای موجود بهجای ورود به حوزههای جدید پرریسک بوده است. او میگوید: «ایرانارقام با اولویت دادن به افزایش کیفیت و عمق پشتیبانی پایانههای بانکی و تجهیزات شعب، تلاش کرده پایداری عملیاتی و رضایت مشتریان فعلی را حفظ و تقویت کند. در کنار این رویکرد، پروژههایی مانند کارت اعتباری کام، طرحهای تأمین مالی زنجیرهای و توسعه آکادمی ایرانارقام نیز بهصورت هدفمند دنبال شدهاند؛ پروژههایی که همراستا با نیازهای واقعی شبکه بانکیاند و امکان خلق ارزش تدریجی و کمریسکتر را در شرایط ناپایدار اقتصادی فراهم میکنند.»
پورحسینی میگوید وقتی افق اقتصاد و سیاست شفاف نیست، برنامهریزی برای سال ۱۴۰۵ ناگزیر باید سناریومحور و تطبیقی باشد. به همین دلیل، ایرانارقام بهجای اتکا به یک پیشبینی واحد، چند سناریوی واقعگرایانه طراحی کرده است. او در این خصوص میگوید:
«سناریوی حداقل یا بدبینانه با تمرکز بر حفظ عملیات جاری، کنترل هزینهها و مدیریت نقدینگی؛ سناریوی پایه (واقعگرایانه) با تداوم پشتیبانی تقویتشده از پایانههای بانکی و ادامه پروژههایی مانند کارت اعتباری کام، تأمین مالی زنجیرهای و آکادمی ایرانارقام؛ و در نهایت، سناریوی رشد محتاطانه (خوشبینانه) که امکان توسعه تدریجی خدمات ارزشافزوده بدون ایجاد تعهدات مالی بلندمدت پرریسک را فراهم میکند. این رویکرد، انعطافپذیری لازم برای تغییر مسیر سریع و تخصیص بهینه منابع را ایجاد میکند، بدون آنکه ثبات عملیاتی و پایداری خدماترسانی به شبکه بانکی به خطر بیفتد.»
برنامهریزی برای ۱۴۰۵؛ سناریو بهجای پیشبینی قطعی
از نگاه پورحسینی، در سال ۱۴۰۵ مزیت رقابتی شرکتهای فعال در صنعت بانکی و پرداخت کشور، بیش از آنکه از جنس فناوری صرف باشد، به توان مدیریت ریسک، بهرهوری منابع و تابآوری عملیاتی بازمیگردد. او معتقد است: «در شرایط ناپایدار اقتصادی و سیاسی، توانایی حفظ پایداری خدمات، مدیریت زنجیره تأمین، بهینهسازی عملیات و تخصیص هوشمند منابع، اهمیت بیشتری از دسترسی به آخرین فناوریها دارد. فناوری همچنان ابزار مهمی است، اما بدون ساختار منابع کارآمد و مدیریت ریسک مؤثر، مزیت رقابتی پایدار ایجاد نخواهد کرد.»