عصر تراکنش ۱۰۴؛ مینا حاجی، سردبیر ماهنامه عصر تراکنش / این روزها هر کاری را با چند نفس عمیق شروع میکنم. انگار نفس کشیدن هم مثل خیلی چیزهای دیگر سختتر شده است؛ نه فقط به معنای فیزیکی، بلکه به معنای تحمل کردن حجم خبرها، اضطرابها و عدم قطعیتهایی که هر روز بیشتر میشوند. میان جنگ، تورم، افزایش قیمتها، نااطمینانیهای اقتصادی و خبرهایی که گاهی حتی خواندنشان هم انرژی میگیرد، تلاش میکنم دوام بیاورم و مسیر کار را ادامه بدهم. در چنین فضایی، سادهترین تصمیمها هم گاهی دشوار میشوند؛ چه برسد به تصمیمهای بزرگ در صنعتی که باید همزمان با بحرانها، اقتصاد و زندگی روزمره مردم هم سروکار داشته باشد.
برای همین در این شماره از عصر تراکنش تصمیم گرفتم سؤال سادهای بپرسم؛ سؤالی که در ظاهر کوتاه است اما پاسخ دادن به آن آسان نیست: اگر سال ۱۴۰۵ سال «نه گفتن» باشد، صنعت مالی ایران باید به چه چیزهایی «نه» بگوید؟ برای پیدا کردن پاسخ، با تعدادی از مدیران و فعالان صنعت مالی کشور گفتوگو کردم. پاسخها متنوع بود، اما وقتی کنار هم قرار گرفتند، تصویری نسبتاً روشن از دغدغههای مشترک این صنعت ساختند؛ تصویری از مسیری که ادامه دادن آن سختتر شده و از چیزهایی که شاید وقت آن رسیده با شجاعت کنار گذاشته شوند.
مهمترین موضوعاتی که بارها تکرار شدند
شاید مهمترین «نه»یی که بارها در این گفتوگوها تکرار شد، «نه» گفتن به تعویق تصمیمگیری بود. در شرایط عادی، تعلل شاید فقط به معنای از دست رفتن یک فرصت باشد، اما در شرایط بحرانی، تبدیل به یک خطای راهبردی میشود. صنعت مالی ایران امروز در نقطهای قرار دارد که بسیاری از تصمیمها دیگر قابل تعویق نیستند؛ چه در حوزه فناوری، چه در سیاستگذاری و چه در مدلهای کسبوکار. ادامه دادن مسیرهای قدیمی صرفاً به این دلیل که سالها به آن عادت کردهایم، هزینهای سنگینتر از تغییر خواهد داشت.
در کنار این موضوع، مسئله سرمایه انسانی نیز بارها مطرح شد. بسیاری از مدیران بر این باورند که صنعت مالی بیش از هر چیز به نیروی انسانی متخصص خود وابسته است و از دست دادن این سرمایه، خطری است که شاید در کوتاهمدت دیده نشود اما در بلندمدت اثر عمیقی بر توان این صنعت خواهد گذاشت. در سالی که فشارهای اقتصادی بسیاری از شرکتها را به سمت کاهش هزینهها سوق میدهد، شاید یکی از مهمترین «نه»ها، نه گفتن به تصمیمهای شتابزدهای باشد که به فرسایش یا از دست رفتن نیروهای متخصص منجر میشود.
بخش دیگری از پاسخها به مسئله تنظیمگری و سیاستگذاری بازمیگشت. بسیاری از فعالان صنعت مالی معتقدند که یکی از چالشهای اصلی این حوزه، بیثباتی در مقررات و تصمیمهای مقطعی است. وقتی قواعد بازی مرتب تغییر میکند، برنامهریزی بلندمدت دشوار میشود و سرمایهگذاری در نوآوری نیز با ریسک بیشتری همراه خواهد بود. در چنین شرایطی، شاید یکی از مهمترین «نه»هایی که باید شنیده شود، نه گفتن به تصمیمهای خلقالساعه و سیاستگذاریهای غیرقابل پیشبینی باشد.
در میان پاسخها، موضوع دیگری هم بارها مطرح شد: «نه» گفتن به نوآوریهای نمایشی. در سالهای اخیر، واژههایی مانند تحول دیجیتال، نئوبانک، هوش مصنوعی یا بانکداری باز به بخش جداییناپذیر ادبیات صنعت مالی تبدیل شدهاند. اما بسیاری از مدیران معتقدند که گاهی این مفاهیم بیشتر به عنوان ویترین استفاده میشوند تا ابزاری برای حل مسائل واقعی. وقتی زیرساختهای اصلی هنوز فرسودهاند یا دادهها در سیلوهای جداگانه محبوس ماندهاند، اضافه کردن لایههای جدید دیجیتال شاید بیشتر شبیه رنگآمیزی یک موتور قدیمی باشد تا تعویض آن.
در همین چهارچوب، برخی از مدیران بر ضرورت فاصله گرفتن از پروژههای نمایشی و تمرکز بر مسائل بنیادی تأکید کردند؛ از بازسازی زیرساختهای فناوری گرفته تا معماریهای منعطفتر و تصمیمگیریهای مبتنی بر داده. در شرایطی که منابع محدودتر شدهاند، شاید مهمتر از هر زمان دیگری باشد که بدانیم انرژی و سرمایه صنعت دقیقاً صرف چه چیزی میشود.
یک تصویر کلی از صنعت مالی ۱۴۰۵
با کنار هم گذاشتن این پاسخها، یک تصویر کلی شکل میگیرد:
سال ۱۴۰۵ میتواند سال انتخابهای دشوار باشد. انتخاب میان ادامه دادن مسیرهایی که سالها به آنها عادت کردهایم و تصمیم گرفتن برای تغییر. «نه گفتن» در اینجا به معنای محدود شدن نیست؛ بیشتر شبیه ترسیم دوباره مرزهاست. مرز میان آنچه واقعاً به آینده صنعت کمک میکند و آنچه صرفاً انرژی و منابع آن را مصرف میکند.
شاید مهمترین نکته همین باشد: گاهی پیشرفت نه از «بله» گفتنهای بیشتر، بلکه از چند «نه» بهموقع آغاز میشود. صنعت مالی ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین «نه»هایی نیاز دارد؛ نههایی که اگر جدی گرفته شوند، میتوانند آغاز بازتعریف مسیر آینده این صنعت باشند.